هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
30932
نام: حمید
شهر: اراک
تاریخ: 12/6/2006 8:05:28 AM
کاربر مهمان
  خیلی سایتتون جالب و خوبه ، خدا خیریتون بده .
ای کاش تمام موسسات اینقدر به سایتشون اهمیت میدادند
انشاالله که موفق باشید .
30931
نام: aazam
شهر: esfahan
تاریخ: 12/6/2006 3:27:13 AM
کاربر مهمان
  kheilydelamtange havasegeryedare nemidonamaztanhaeichekarkonam
30930
نام: mj
شهر: pa
تاریخ: 12/6/2006 2:48:25 AM
کاربر مهمان
  خيلي به خودمون ظلم ميكنيم.
با تصميماي غلطي كه ميگيريم چه بلاهايي كه سر اين دل بيچاره نمياريم. دست آخرم ميشينيم از زور بيچارگي وفشار گريه سر ميدم.
اصلا به خودمون حق نميديم كه شاد باشيم.
بابا اگر بچه شاد بود گناه كرده يا رفته دنبال فطرتش? ما آدماي بزرگم همينطوريم .
آخه فطرت كه عوض نميشه. پس بياييم به زندگي كمي لطيف تر نگاه كنيم. و اين شادي را نه از خود محروم كنيم و نه از ديگران.
30929
نام: kaktoosabi
شهر: teh
تاریخ: 12/6/2006 1:52:30 AM
کاربر مهمان
  بازم سلام...........بابا اقا میثم و یه سری دوستات اومدن اینجا خواستن برن کربلا اومدن از عمو رضا خدافظی .آخ نمیدونی وقتی اقا میثم با اون صدای محزونش میخوند بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا ..بردلم ترسم بماند اروزی کربلا .من فقط تو کف عمو رضا بودم دیدم مثل شمع می سوزه و فقط لبخند میزنه اقا هادی گفت حاجی چیه مثل اینکه خیلی سرحالی ..عمو رضا گفت کربلا اینجاست تو دلم ..حالا اومدین اینجا منو ................شوخی ها شروع شد یکی اون گفت یکی عمو گفت .تا بالاخره لحظه خداحافظی شد ..بابا بودی که دیدی چی میگفتن یهو سز ار عملیات دراوردن اون لحظه ای که پنج تایی عکس گرفتین یکی میگفت سعید اینجوریه یکی میگفت قاسم ..حمید .........چقدر خداحافظی سخته بابا......عمو رضا مثل ابر بهار وقت خداحاظی بارید ...دل کندن از میثم و هادی و بقیه واسش سخت بود ......بعد که رفتن عمو رضا گفت میدونی اینها همش بی معرفتن همیشه اینجوری بوده من نمیدونم اون از بابات اون از قاسم و اون از حمید حالا هم اینا .........بابا چقدر اون شب باهاش گریه کردی صدای سرفه های عمو و ناله هاش و حرفاش و مناجاتش گوش فلک رو کر کرد ............آی بابا ای کاش ...........یکم معرفت داشتم
30928
نام: kaktoosabi
شهر: teh
تاریخ: 12/6/2006 1:02:04 AM
کاربر مهمان
  سلام
... ... ...بابا چرا اینروزا باهات غریبه شدم یا برعکس باهم غریبه شدی دلم پر میکشه برای یه جرعه دیدنت اونم میدونی دیگه چطور دیدنی ... بعضی مواقع اینقدر محتاج میشم اینقدر از ته دلم میخواست باشی شاید وقتی بچه بودم اینقدر تو رو نمیخواستم ولی الان که به این سن رسیدم بیشتر تو رو میخوام ... بابا دعا کن یه بغض بزرگ تو گلومه حالا حالا خیال ترکیدن نداره حتی با صدای شهید اقا سید مرتضی هم خیال نداره سبک شه ... بابا دعا کن بشکنم که امونم گرفته شد ....یه چیزی می گم به دل نگیر ... به همه اونایی که پیشت میان یا باهات تماس دارن ،حسودیم میشه .به همین عمو رضا که اینقدر عاشقانه باهات حرف میزنه باهاش حرف میزین همیشه میبیندت .. بابا دعا کن جور بشه منم بیام پیشت ،وقتی میرم پیش عمو رضا بهم میگه سوگند مي دهم به سر زلف خود ترا کز من اگر شکسته تر يافتي بگو .. ..... دلم اتیش میگره میدونم تو هم براش غصه میخوری میدونم همش میایی بهش سر میزنی میدونم وقتی با هم هستید وقتی براش از قاسم میگی از حمید میگی عمو مثل بارون میشه ..بابا تو که میدونی دلش تنگه .چرا اینقدر اتیش میزنی .بابا بهت بر نخوره ها اگه اینم بخوای از ما بگیری ما چیکار کنیم تو که قربونش برم رفتی یه نشونی نزاشتی
مادر میگه چته بچه حالت خوش نیست میگم دلم درد میکنه میره چایی نبات میاره ........بابا تو واسم چی میاری ؟؟؟؟؟؟
عمو رضا همون شالی رو که عطر زدی و دادی بهش تو مراسم هئیت پارسال!! رو دراورد میگه باید اماده شیم .بابا! مرگ من منو تنها نزار !!!!!

30927
نام: بی قرار
شهر: تهران
تاریخ: 12/6/2006 12:48:07 AM
کاربر مهمان
  سلام بر همگی!
امام امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) فرمود: اجر و مزد مجاهد شهید در راه خدا بالاتر از اجر و مزد کسی نیست که بر گناهش توانایی هست ولی پاکدامنی می‌ورزد ؛ نزدیک است که مردم پاکدامن در زمره ملائک در آیند.
...
مجیدجان!
نوشته های زیبای شما جایی دیگه برای ما نمی ذاره!!(شوخی کردم آقا...البته نوشته هات قشنگه ها..).

دوستانی هم که دیگه حرف دل رو ول کردن بدونن که ما ولشون نمی کنیم...به موقعش حسابی از شرمندگیشون در میایم...!؟
دعا بفرمایید فراوووووووووووووووووووون.
داداش کوچیکتون بی قرار.


30926
نام: تنها
شهر: .....
تاریخ: 12/6/2006 12:32:02 AM
کاربر مهمان
  خدایا نجاتم بده.
هر جور که سلاح میدونی.
30925
نام: مجید
شهر: ازکرج
تاریخ: 12/6/2006 12:13:27 AM
کاربر مهمان
  مبارز جان تو هم كم پيدا شدي. يه جورايي احساست رو درك ميكنم. شايدم خودترو سپردي دست خدا!!
30924
نام: مـــــــبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 12/6/2006 12:05:41 AM
کاربر مهمان
  برای انسا ن موقع تولد باید گریست نه هنگام مرگ!!!
30923
نام: مجید
شهر: ازکرج
تاریخ: 12/5/2006 11:46:41 PM
کاربر مهمان
  ميبيني دوست عزيز 4444 منم خيلي امشب بيكارم. يعني كار اصلي من آلان خوابه و لي چون اين بيكاري رو يعني اين بيخوابي رو ترجيح به مشغله خواب ميدم. شستم اين حرفايي رو كه به درد بيكارا ميخوره مينويسم. خلاصه بگذريم. داشتم از عشق ميگفتم. مبارز جان خوب گوشاتو باز كن و همچنين آقا احسان كه از محبت خدا پرسيده بودند.به نام عشق.
ذات هر چیزی بر محور عشق استوار است.عاشقی که قلبش از عشق سر شار شده سرمست از وجود خداوند است.
عشق کلید اصلی ورود به قلمرو خداوند است.
قسمت اعظم درون شما قلب عاشق شماست .سری هارولد

دلیل اصلی حیات ما گشودن آغوشمان بر روی عشق آتشین خداوند است .سری هارولد

عشق واقعی به خدا یعنی خدمت کردن به مخلوقات خداوند با رضایت قلبی . سری هارولد

وقتی همه چیز را دوست بداری ،خدا را نیز دوست خواهی داشت .فوبی کوانتز

حقیقت ، عشق الهی را به دنبال دارد. دلیل سقوط انسان در ورطه هایی از قبیل جنگ ، دزدی ، دروغ و سایر خصایص طبیعی بشری ، این است که هیچ مرامی نمی تواند عشق را به قلب کسی تزریق کند . آنگاه که عشق خدا به دل راه یابد ، و تنها در آن هنگام است که تحولی در جهت برتر امکان وقوع می یابد.سری هارولد

عشق بورز که این همان دریافت عشق است و خود را به صوت خدا بسپار که مستی از فلوت خدا را خوش است.

عشق را در ایثار بیاب. ایثاری بدون انتظار. زیرا این همان عشق است.

عشق قدرت می اورد و قدرت عشق. عشق آزادی می آورد و آزادی عشق.
عشق وابستگی ندارد و ارزش هر چیز به عشق است.

اگر عشق نبود حتی لحظه ای چیزی زنده و (بود) را تجربه نمی کرد. خدا روح را دوست دارد و به همین دلیل روح است. عشق را در زندان ذهن اسیر نکن که عشق را عشق بازی خوش است.

عشق را به خانه ی قلبت دعوت کن تا بفهمی که این خانه، خانه ی عشق است.

عشق دستور نمی دهد و معامله ای نمی شناسد و تنها می بخشد. زیرا این شادی بخشیدن همان شادی حقیقی است.

چیز بدون عشق مانند غذای بدون طعم است که هیچ ارزشی ندارد. آری عشق ارزش حقیقی است و تنها عشق، تنها خدا، وجود دارد.

اگرعشق بورزید،همه چیزبه سوی شماخواهد آمد...

بزرگترین ویژگی خدا عشق است چرا که عشق برترین و اعلی ترین نیروی آفرینش است.کیفیات مقدس الهی به سان نور پرتو افشان خورشید صبحگاهان به واسطه عشق میدرخشد.ربازارتارز
عشق بردباری و مهر است، حسادت و خودنمائی نمی شناسد، خودپسند و مغرور نیست، هرگز بر حقانیت خود اصرار نمی ورزد، و خودبین و گستاخ نیست. از خطای رقیب شادمان نمی شود، بلکه از ثواب مسرور می گردد. عشق همه چیز را در بر دارد. هر چیزی را باور می کند، به همه امید دارد و هرچیزی را تحمل می نماید.
عشق هرگز پایان نمی پذیرد، آنگونه که همه ی پیشگویی ها روزی می میرند، آنگونه که زبان ها می ایستند، همانگونه که دانش نابود می گردد. زیرا دانش ما ناکامل است. اما آنگاه که کامل وارد میدان گشت، ناکامل از میان می رود.خود را دوست بداریم و با خود صادق باشیم که این است زندگی.این است آزادی واقعی.
آنگاه می توانیم دیگران را دوست بداریم و سپس تمامی زندگی را دوست بداریم.
در آخر درک می کنیم که عشق ها از هم جدا نیستند و همه جلوه ای از یک عشقند و همه یکی.آن عشق خداست و عشق ما از خدا.شاد باشید..!
<<ابتدا <قبلی 3099 3098 3097 3096 3095 3094 3093 3092 3091 3090 3089 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3094&mode=print