اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 30872 |
نام:
مهدی_ک_گ
شهر:
همه جا
تاریخ:
12/4/2006 9:45:43 PM
کاربر مهمان
|
زندگی حرکت عشق در بستر تاریخ است...
|
|
| 30871 |
نام:
مریم
شهر:
بی وفایی
تاریخ:
12/4/2006 9:00:02 PM
کاربر مهمان
|
امروزم هر چی نشستم نیومد
|
|
| 30870 |
نام:
تنها
شهر:
قربت
تاریخ:
12/4/2006 8:29:25 PM
کاربر مهمان
|
امروز هم نتوانستم درسهایم رابخانم
|
|
| 30869 |
نام:
تنها
شهر:
قربت
تاریخ:
12/4/2006 8:29:24 PM
کاربر مهمان
|
امروز هم نتوانستم درسهایم رابخانم
|
|
| 30868 |
نام:
عبدعاصی(شلمچه دلتنگ)
شهر:
یه جای خیلی خیلی خیلی دور!!!
تاریخ:
12/4/2006 8:10:25 PM
کاربر مهمان
|
سلام
آیدا خانم عزیز...
ممنون که به کلبه درویشی ام سر زدی!
هنوز کامل نمی شناسمتون! چون فرمودید از این طریق اومدی وبلاگک اینجا برات ÷یام گذاشتم!
من در خدمت هستم
یاالله
|
|
| 30867 |
نام:
باران
شهر:
آسمان
تاریخ:
12/4/2006 6:53:53 PM
کاربر مهمان
|
آهسته حمل کنید
سلام آقاجان
بازهم جمعه رنگ خون شد ومن هنوز چشم انتظاربرلب جاده دل نشسته ام ...می بینی مرا؟...
همان که تنهای تنهاست...مثل همیشه ...کفش هارابه گوشه ای انداخته ومحوتماشای پائین رفتن قرصغمناک وسرخ رنگی است که تمام التهاب یک روز راباخودش می برد.همان که خودش رابا سنگ ریزه های کنار جاده مشغول کرده است ...آه ...از ندبه پرامید صبح تا نوحه دلتنگی غروب فاصله ای است به اندازه یک قلب بیقرار ...هنوز امیدوارم ...نه به اندازه صبح ...به اندازه یک مژه برهم زدن ...به اندازه ان مقدار خورشید که هنوز رخ در نقاب کوه نکشید ه ...شاید بیایی از پس آن درخت ...آن بید مجنون که دید مرا به انتهای جاده کور کرده ...بیایی با آن لبخند یکه تصویرش همیشه با من است...لبخندت چقدر زیباست...
چنین که یخ زده ایمان من اگر هر روز
هزار بار بیاید بهار کافی نیست
خودت دعا کن ای نازنین که برگردی
دعای این همه شب زنده دار کافی نیست
آقا جان دست دلم را بگیر ...همان که توبه هایش مایه خنده فرشته ها شده...همان که هیچ آبرویی ندارد پیش خدا ...همان که هنوز به عشق جمعه هایت زنده است...همان که دیشب برای آخرین بار تو به اش راریختم توی جعبه ای از امیدودادمش دست فرشته ای که برساندش دست خدا ...روی جعبه نوشته شده بود ..(آهسته حمل کنید ،محتویات این جعبه شکستنی است)
http://rabeah.blogfa.com/
|
|
| 30866 |
نام:
مبارز
شهر:
اهواز
تاریخ:
12/4/2006 6:03:29 PM
کاربر مهمان
|
گفتگوي شيطان و فرعون
روايت شده كه شيطان، به درگاه فرعون آمد، و در را كوبيد، فرعون گفت: كوبنده در كيست؟ شيطان گفت: اگر خدا بودى، مىفهميدى چه كسى در را مىكوبد، فرعون گفت: اى ملعون داخل شو، شيطان گفت: ملعونى بر ملعونى وارد مىشود، پس داخل شد، فرعون به او گفت: چرا بر آدم سجده نكردى تا رانده درگاه خدا و مورد لعن خدا واقع نشوى؟ در جواب گفت چون مانند تو در صلب آدم بود، فرعون به او گفت: آيا بدتر از من و از خودت بر روى زمين سراغ دارى؟ شيطان در جواب گفت: انسان حسود از من و از تو بدتر است. چون حسد عمل نيك انسان را مىخورد، همچنان كه آتش هيزم را مىخورد و مىسوزاند.
منبع: کتاب گنجينه جواهر (كشكول ممتاز)
|
|
| 30865 |
نام:
باران
شهر:
آسمان
تاریخ:
12/4/2006 5:20:27 PM
کاربر مهمان
|
سلام برهمگی
خیلی التماس دعا
http://rabeah.blogfa.com/
|
|
| 30864 |
نام:
محمد
شهر:
گلستان
تاریخ:
12/4/2006 5:02:53 PM
کاربر مهمان
|
مقدمه طلاق
|
|
| 30863 |
نام:
مبارز
شهر:
اهواز
تاریخ:
12/4/2006 4:42:01 PM
کاربر مهمان
|
آنکه رخسار تورا این چنین زیبا کرد
کــــــاش از ازل فکر دل ما می کرد
یا نمی داد تورا ایــن همه بیداد گری
یا مرا در غم عشقت شکیبا می کرد
|
|