اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 30742 |
نام:
sara
شهر:
تهران
تاریخ:
12/2/2006 12:48:49 AM
کاربر مهمان
|
سلام به همگي و سارا خانم:
اگرچه اين موضوع خيلي شخصيه و حتما جزئيات زيادي داره كه بايد روش فكر كنيد ولي بطور كل فكر ميكنم اين جريان يكمي بيمار گونه است. حداقل از ناحيه آقاعرفان. خود شما هم دچار يك سري هيجانات شديد روحي شدين كه ممكنه اونرو با عشق اشتباه گرفته باشيد...نظر من اينه كه اول درباره سلامت روحي رواني آقاي عرفان اطمينان پيدا كنيد بعد بعنوان يك خواستگار روش فكر كنيد. درباره شخص بعدي هم بهتره شدت و حدت احساسات رو بگذاريد كنار و روي خودتون كار كنيد اگر واقع بين باشيد زندگي شما روال ساده زيبا و منطقي خو د را طي خواهد كرد. نكته مهم اينه كه وقتي دونفر در اعتقاداتشون محكم قوي و صادق باشن خداوند در زندگي اونها شادي لطف و محبت ايجاد ميكنه بنابراين درباره ازدواج با يك شخص با ايمان نبايد نگاهتون منحصر به شخص باشه نگاهتون بايد موضوعي باشه .
|
|
| 30741 |
نام:
لیلا
شهر:
نور
تاریخ:
12/2/2006 12:37:03 AM
کاربر مهمان
|
سلام حرف دلم گفتنی نیست میگن تا محرم راز پیدا نکردی به کسی حرفات نزن ...اما بذارید درددلامو براتون خلاصه کنم .دلم برای خیلیها که دارن راه را اشتباه میرن میسوزه عده ای که از عشق امام زمان دور افتاده اندواسیر عشقهای کاذب شدند خودم یک زمانی از این غفلتها داشتم میدونم کی داره چیکار میکنه؟ بیایید عشق آقا امام زمان را امتحان کنیم اصلا به عنوان یک محقق... شما را به خدا کم کاری نکنیم شرمندگی بدترین عذابه تازه اگر آقا وقت ظهور از ما بگذره ... اگه بتونم بازم سر میزنم برام دعا کنید آلودگی هایم را به حداقل برسونم...
|
|
| 30740 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
12/1/2006 11:40:09 PM
کاربر مهمان
|
چند نکته
۱-خیلی از اوقات انسان چیزی را دوست دارد ولی وقتی به آن میرسد پشیمان میشود.خیر او در آن نیست.
۲-عشق رو با احساس اشتباه نگیرید .
۳- زندگی فقط عشق نیست . تفاهم از نظر فرهنگی - مالی - اجتماعی را در نظر بگیرید .
۳- به هر کدام که از نظر شما مومنتر است جواب بدهید .
۴- اگر شما سالها ماندید و آقا مجید از شما خواستگاری نکرد چه ؟؟؟؟؟
۵- اگر شما با آقا مجید ازدواج کردید تحمل نگاههای آقا عرفان سخت نیست ؟؟؟؟؟
۶- کسی که شما را دوست ندارد شایسته دوست داشتن نیست .
۷- مردی که بواسطه شنیدن جواب منفی کارش به بیمارستان بکشه .... آیا به چنین مردی میشود تکیه کرد .
۸- شما که جوابت منفی بود باید طوری رفتار میکردید که آقا عرفان دیگه چنین خواسته ای را مطرح نکند نه اینکه اجازه بدید بیایند خواستگاری ....
۹- نگاه کنید که کدام فرد با خانمهای توی اداره کمتر صحبت میکند و رعایت حیا و مسایل شرعی را میکند (خیلی مطلب مهمی است )
نظرات یکی از بچه های فامیلمون
۱-ممکنه آقا عرفان از فرط عشق زیاد اینطور شدن
۲- اگه شرایط هر دو مساوی است به آقا مجید جواب بدهد .
۳- تصمیم گیری در چنین مواردی خیلی سخت است بهتر است استخاره بزند .
۴- اگه آقا مجید شما را دوست داشت خوب با توجه به اینکه میدانست که آقا عرفان شما را میخواهد اقدامی میکرد .
۵- پسری که سه سال منتظر شماست آیا فکر نمیکنید شمارا واقعا دوست داشته باشد . انسان با کسی که معشوق اوست(مثل آقا عرفان ) ازدواج کند بهتر است تا با کسی که خود او را دوست دارد ازدواج کند
۶- عشق میتواند در طول زندگی مشترک حاصل شود .
۷- ارزش و غرور و ابهت خود را حفظ کنید .
چه خوش بی مهربانی هر دو سر بی
به یک سر مهربانی دردسر بی
|
|
| 30739 |
نام:
شهرام
شهر:
اهواز
تاریخ:
12/1/2006 11:29:13 PM
کاربر مهمان
|
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليکم ورحمه الله
ميلاد امام رضا باب الحوائج
را به شما تبريک عرض مينمايم
التماس دعا موفق باشي خدانگهدار
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
|
|
| 30738 |
نام:
fatemeh
شهر:
.........
تاریخ:
12/1/2006 11:10:37 PM
کاربر مهمان
|
سلا م سارا خانم . والله چه عرض كنم. اين داستان يه كمي پيچيده هست.
|
|
| 30737 |
نام:
امیرقاسم دباغ محمدی
شهر:
تبریز
تاریخ:
12/1/2006 11:07:02 PM
کاربر مهمان
|
از بقیع تا ضریح های طلایی
گاهی با خودم می گویم علی ساده می زیست و خاکی بود وخودش کفش هایش را پینه می زد و می گفت تا در دوردست ترین مکان کودکی گرسنه است خوابش نمی برد . محمد هم ، و فرزندان علی هم . نکند علی از ما رنجیده باشد که چرا او و فرزندانش را در قصرهای مرمرین گرانقیمت و درها و ضریح های طلایی محبوس کرده ایم. نکند ما شیعیان ، از علی و مرام علی فرسنگ ها دورشده ایم . نکند بیراهه رفته باشیم . گاهی با خودم می گویم شاید امام علی و امام رضا هم دوست داشتند که یک قبر ساده و خاکی و دوراز طلا و تجملات مثل بقیع داشته باشند ، چرا که تا درحیات بودند چنان می زیستند ، مثل فقیرترین مردم . شاید اکنون دوست داشتند که قبرشان نیز مثل فقیرترین مردم باشد . شاید اگر علی در حیات بود دستور می داد که درهای طلایی حرم را بفروشند و به کودکان بی سرپرست و محروم جامعه بدهند . شاید علی از ما رنجیده باشد . چقدر مولا در میان شیعیانش غریب است ! علی غربت دیرینه ای دارد .نکند درلباس عشق به بت پرستی دیرینه اجدادمان برگشته باشیم . نکند عشق علی ، شناخت علی و هدف علی را ازما گرفته باشند . نکند عشق کورکورانه ، دوست داشتن آگاهانه را ازما گرفته باشد . شنیده ام که علی و محمد در میان یارانشان حلقه می نشستند ، و مجلسشان نه سری داشت و نه تهی ، نکند علمای شیعه ما چنین نکرده باشند ! علی خوش نداشت او را در جامه ای از تقدس پیچیده باشند و می گفت مرا با سخنان زیبای خود مستایید و در جای دیگر می گفت که از گفتن حق یا مشورت در عدالت خودداری نکنید زیرا خود را برتر از آنکه اشتباه کنم و از آن ایمن باشم نمی دانم مگر آنکه خداوند مرا حفظ فرماید. (خطبه 216 نهج البلاغه ، ترجمه محمد دشتی ) نکند در دام شیعه غالی خزیده باشیم ! نکند روح شیعه علوی در حرمهای طلایی شیعه صفوی پژمرده باشد !
نکند دست و پای شیعه علوی در لباسی از تقدس صفوی که برایش دوخته ایم خشکیده باشد !
نکند شیعه ای دیگر علیه شیعه علی ساخته باشیم !
نکند سر از کاخ معاویه در آورده باشیم .
نکند علی را هرگز نشناخته باشیم !
نکند غربت علی تا بی نهایت تاریخ می رود ؟
نکند یکبار هم نهج البلاغه را با تفکر نخوانده باشیم !
نکند علی از ما رنجیده باشد ؟
از تو می پرسم
واز عشق
و از تمام . . .
آنشب علی
چه در گوش چاه زمزمه کرد
که چنین
بغض هزار ساله تاریخ ترکید ؟
|
|
| 30736 |
نام:
سورنا
شهر:
نزدیک کربلا
تاریخ:
12/1/2006 11:03:53 PM
کاربر مهمان
|
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی...باشد که از خزانه ی غیبم دوا کنند
ملتمس دعاتون"سورنا"از نزدیک کربلا
|
|
| 30735 |
نام:
بی قرار
شهر:
تهران
تاریخ:
12/1/2006 11:03:17 PM
کاربر مهمان
|
سلام به همه ی بزرگواران!
امام رضا(ع) فرمودند:
"برآوردن حاجت مومن از طواف کعبه بالاتر است."
دعا بفرمایید فراوووووووووون.
داداش کوچیکتون بی قرار.
|
|
| 30734 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
12/1/2006 11:02:35 PM
کاربر مهمان
|
سلام به تمامی اهالی اهل دل
fatemeh
sara
الهام خانم
بیایید جواب سوال سارا خانم را بدهید
|
|
| 30733 |
نام:
سارا
شهر:
از تهران
تاریخ:
12/1/2006 10:30:47 PM
کاربر مهمان
|
بنام خالق یکتا
سلام به همه اهل دلیهای عزیز
نمی دونم از کجا شروع کنم............ راستش در محل کارم پسری دیوانه وار مرا دوست دارد.نزدیک ۳ سال
که منتظر جواب من ........ دیگه تو اداره کل همکارام فهمیدن هر دفعه که می خواد در رابطه باازدواج با من صحبت کن من یه جورای حرف عوض می کونم. هر دفعه با یه بهونه ای می یومد در خونمون
دیگه خانوادم هم فهمیدن .پسر خیلی متدین و مذهبی
اما.............اما مشکل این جاست که من........
من عاشق کس دیگه ای هستم از اطرافیان شنیدم که دوسم داره ولی.....ولی نمی دونم چرا پا پیش نمی زار..... بعد از ۳ سال اجازه دادم که همکارم بیاد خواستگاریم اخه فکر می کردم شاید خانواده ها به توافق نرسن و اون هم دیگه بهم فکر نکن ولی بر عکس شد همون شب خانواده ها با هم صمیمی شدن......نمی دونستم چی کار کن ............ به خواهرم گفتم
که بر باهاش صحبت کن . خواهرم هم این کار کرد بهش گفت بود که دیگه بهم فکر نکن بهترین کار این که من فراموش کن .نزدیک ۲ هفته اداره نیومدبعدش فهمیدم که بد جوری مریض شده و تو بیمارستان بستریی .تصمیم گرفتم که به دیدنش برم وقتی باهاش تماس گرفتم باورش نمی شد که منم دیگه نمی دونست چی کار کن .وقتی دید به دیدنش رفتم از شدت خوشحالی نمی تونست حرفی بزن. حالا خانواده عرفان منتظر جواب من هستند اونهم جواب مثبت .خانوادم می گن اگه جواب رد بهش بدم آهش من می گیر ومن هیچوقت نمی تونم خوشبخت بشم.واقعا نمی دونم چی کار کنم ......پس دل خودم چی
نمی دونم خوشبختانه ویا بدبختانه اون کسیم که من دوسش دارم از همکارام..............ای خدا چه کنم عاشق واقعی کی عرفان که بخاطر حرفای خواهرم بیمارستان بستری شد ویا مجید..........که از یکی شنیدم که من می خواد اما................ اما غیر از خودش واقعا موندم نمی دونم چی کار کنم.خواهش می کنم کمکم کنید خواهش میکنم.................... دیگه واقعا نمی دونم چی کار کنم
از اقا مقدادو مجیدو احسان می خوام که مرا راهنمائی کنند..................واقعا التماس دعا از همه اهل دلیهای عزیز دارم.
|
|