هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
30712
نام: مسافر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 12/1/2006 11:38:49 AM
کاربر مهمان
  من امشب میان رفتن و نرفتنم حیرانم میان بودن با تو و دور گشتن از شور و عشق و زندگی سردرگمم .

بیا و ملامتم مکن که امشب اشک را روی صورتم نمی یابی .
بگذار زمان تا میانه رود و من رفتن را احساس کنم و آندم از فراق تو گریه کنم .

از جدایی و ندیدنت از غربت آینده ام و از محبت سبزت .
که من امشب می روم و غمناک تر از لاله صحرایی گریه خواهم کرد .

می خواهم برای تو بنویسم و بنویسم که شاید دوری تورا با نوشتنم سهل گردانم اما افسوس که بیشتر خواهد شد این روز جدایی ..

جدایی از تو و تمام لحظه های تلخ و شیرین جدایی از خنده هامان و گریه هامان.
جدایی از تمام دقایقی که با هم بودیم و اکنون افسرده و تنها می روم تا با ماه و تک ستاره آسمان همسفر گردم.

امشب به یاد من آسمان را نگاه کن تا بدانی که چه سخت است تنهایی
و یادم کن که همیشه ملتمس دعای خیرت هستم به نیکی یادم کن و از بدی هایم هیچ مگو که دیگران از سر

درونم آگاه نگردند.
30711
نام: عباس
شهر: دبى
تاریخ: 12/1/2006 11:36:05 AM
کاربر مهمان
  بة نام خدا راستى امام وشهداء رفتند از ميان ما تا اين لحظة جكار كرديم ايا براى خودمون ويا براى اين مملكت جكار كرديم اينها كة جلوى جشم ما بودند زندكى واخلاق اونها همة كم وزياد مى فهميم بخدا همة مسئوليم بيشتر بيدار وهوشيار باشيم بة بيغمبر وعلى وفاطمة جة جواب دارى بة فر زندانش جطور خدا را نا ظر بر اعمال خود بدانيم
30710
نام: امین نوروزی
شهر: بیرم لارستان روستای محمد قاسمی
تاریخ: 12/1/2006 11:31:05 AM
کاربر مهمان
  ای خدا این چه زندگی است که بر گام های کوچکمان گذاشته ای .
30709
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 12/1/2006 11:11:50 AM
کاربر مهمان
  اسلام علي قلب الزينب الصبور
آخ كه تو صحن جمهوري اين و مي خونديم شور مي گرفتيم...
آخ كه يادش بخير.
عمتي المظلومه
عمتي المظلومه
زينب بنت الحيدر...
نام پدر مي فروش
هر دو پسر باده نوش
كاسه ي سرخ عزل
جام لب زينب است
عمتي المظلومه
قلوبنا محزونه
عمتي امظلومه
چشم حسين قبله اش
اشك حسين حجله اش
اي كه مريضي بيا
بر در آل ابا
دواي هر درد منم
در متب زينب است
هيبت او حيدري
عفت او مادري
عمتي المظلومه
عمتي المظلومه
يا زينب
30708
نام: .........
شهر: ........
تاریخ: 12/1/2006 10:53:57 AM
کاربر مهمان
  امام صادق(ع) فر مودند:

((ابلیس گفت من به پنج نفر را ه ندارم و نمی توانم در انها نفوذ کنم:

اول: کسی که به خدا پناه برد و با نیت پاک و با اخلاص در جمیع امورش به خدا تو کل و اعتماد نماید

دوم: کسی که درشب وروز به تسبیح خداوند مداومت کند

سوم: کسی که انچه برای خود می پسندد برای برادر مومنش بپسندد

چهارم: کسی که بر مصیبتی که بر او وارد شده بی تابی نکند

پنجم: کسی که به انچه خداوند روزی او فرموده

راضی با شد و بیش از حد تلاش بیهوده ننماید))
30707
نام: سمیه
شهر: دزفول
تاریخ: 12/1/2006 10:40:48 AM
کاربر مهمان
  pedaram khoob mishavad
30706
نام: سمیه
شهر: دزفول
تاریخ: 12/1/2006 10:40:45 AM
کاربر مهمان
  pedaram khoob mishavad
30705
نام: سمیه
شهر: دزفول
تاریخ: 12/1/2006 10:28:19 AM
کاربر مهمان
  بابامخوب میشه ومن ارشد قبول میشم
30704
نام: رضا عالیوند
شهر: شاهین شهر
تاریخ: 12/1/2006 9:42:36 AM
کاربر مهمان
  خورزومار سلام شما کی هستید
30703
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 12/1/2006 9:39:25 AM
کاربر مهمان
  اسلام علي قلب الزينب الصبور

يه رفيق دارم كه نامش حسينه
خوشا دل كه دل آرامش حسينه
از آن روزي كه نامش را شنيدم
بلاي عشق او با جان خريدم
دل من ماهيه در ياي عشق
وجودم آهوي صحراي عشق
ندونم مومنم يا كافر هستم
هر چه هستم حسين را مي پرست
خوشا صيدي كه صيادش حسينه
به دام افتاده فريادش حسينه
نمي دونم چه در پي مانه كرده
كه مرا سر مست و ديوانه كرده
دل آرامي را كه ما را نور عين است
حسين است حسين است حسين است
دلم ما وحشيه آرام نمي شه
تا حسين و نبينه آروم نمي شه
اگه پيش خدا باشم هميشه
دلم من بي حسين راضي نمي شه
منم مجنون و ليلايم حسين
خوش آن دنيا و عقبايم حسينه
كسي قدر حسين عاشق نداره
براش از چشم هستي خون مي باره
اسير چشم و ابروي حسينم
سگ اُاُ كنه كوي حسينم
اگر آيد هزاران يوسف از راه
حسين ابن علي همتا نداره
من به زينب عمري خورده ام سوگند
گر بگويي بميرم من ميميرم
به اين علت تماشايي است و محشر
علم دست علمدار حسين است
خدا مديون چشمات ابالفضل
دل من به زير پات ابالفضل
يا زينب.
<<ابتدا <قبلی 3077 3076 3075 3074 3073 3072 3071 3070 3069 3068 3067 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3072&mode=print