هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
30692
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 11/30/2006 10:32:07 PM
کاربر مهمان
  جلوگيرى على (ع ) از ناسزاگوئى به دشمن
در جريان جنگ صفين ، دو نفر از ياران شجاع و پاكباز امام على (ع ) بنام حجربن عدى و عمروبن حمق ، نسبت به مردم شام اظهار برائت مى كردند و به آنها ناسزا مى گفتند، اين خبر به على (ع ) رسيد، آن حضرت آنها را به حضور طلبيد و به آنها فرمود: ((زبان خود را كنترل كنيد، و از ناسزاگوئى خوددارى نمائيد.))
آنها عرض كردند: آيا ما بر حق نيستيم ، و مردم شام پيرو معاويه بر باطل نيستند؟
امام فرمود: آرى چنين است .
آنها عرض كردند: پس چرا ما را از ناسزاگوئى به آنها منع مى كنى ؟
امام فرمود: من نمى پسندم كه شما به عنوان فحش دهنده و ناسزاگو معرفى گرديد و اظهار برائت كنيد، بلكه بجاى آن مناسب است كه كارهاى زشت آنها را فاش كنيد و بگوئيد: روش آنها چنين و چنان است ، و كردارشان ، اين گونه و آن گونه است و بجاى لعن و فحش بگوئيد: ((خدايا خونهاى آنها و خونهاى ما را حفظ كن ، و بين ما و آنها صلح و توافق بر فرما، و آنها را از گمراهى هدايت فرما تا ناآگاهان آنها حق را بشناسند، و از انحراف و تجاوز دست بكشند.))
اتّخاذ چنين روشى را من بيشتر دوست دارم ، و براى شما نيز بهتر است .
حجر و عمرو گفتند:(( اى اميرمؤمنان ! سفارش شما را از جان و دل مى پذيريم ، و شيوه تو را روش خود مى سازيم )).

30691
نام: مسافر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 11/30/2006 10:27:06 PM
کاربر مهمان
 


در ابعاد این عصر خاموش
من از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنها ترم
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است
وتنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد
و خاصیت عشق این است.

کسی نیست
بیا زندگی را بدزدیم ان وقت
میان دو دیدار قسمت کنیم
بيا آب شو مثل يك واژه در سطر خاموشي ام
بيا ذوب كن در كف دست من جرم نوراني عشق را
30690
نام: kaktoosabi
شهر: teh
تاریخ: 11/30/2006 10:26:20 PM
کاربر مهمان
  سلام

نمیدونم این یحث بسیجی به کجا کشده شد ..ولی اقا شیخ ضابط سال 82 یه سری بچه شهید رو جمع کردیم رفتیم شلمچه ..میگفت بچه خودتو باور کن ..بیا پای کار اولین کار اینکه بدون کی هستی چی هستی خواستت چیه ..راه درست رو بهت نشون دادن اینقدر خدا بهت عقل داده که بتونی راه خوب و بد رو تشخیص بدی حالا که مشخص شد خوب چی بد کیه ؟ بیا خودت رو درست کن از استاد بزرگوار محدثی نقل کرد گفت براي پيدا کردن «خود»چه قدر حاضري خرج کني و مايه بگذاري؟

يا براي اينکه ديگران به يافتن « خود» شان موفق شوند ،تا کجا و چه مقدار حاضري فداکاري کني ؟

وقتي کيف ،دوچرخه يا ماشين خود را گم مي کني ،خيالتان آشفته و افکارتان پريشان مي شود،به هر جا سر مي زني ،از اين وآن مي پرسي و براي يافتن آن خرج ها ميکني.

بعضي حتي «جايزه » هم تعيين مي کنند و براي «يابنده» ،مژدگاني هم در نظر مي گيرند ،چون آن چيز گمشده در نظرشان با اهميت است .

تلاش براي پيدا کردن يک ساعت يا کتاب تا حدي است ،و کوشش براي يافتن يک کيف پر از اسناد و مدارک ، بيشتر.

يعني هر چه گمشده يا سرقت شده ، گرانبهاتر باشد ، قصه از دست دادنش بيشتر و تلاش براي يافتن آن هم بيشتر است.

پول ارزش دارد ، ولي اگر فرزند کسي را بدزدند ، حاضر است براي يافتن آن ، همه دارايي اش را خرج کند.

اگر خود او ربوده شود براي رهايي از چنگ آدم ربايان هر چه بخواهند مي دهد ،چرا که خودش را بيش از هر کس و هر چيز دوست دارد.

حالا اين «خودِ» گمشده يا ربوده شده چيست ؟

تنها «جسم »و «پيکر» اوست ؟ يا ممکن است «فکر» و «روح » او را هم بدزدند؟

چرا گرفتار يک چهار ديواري شدن را «زندان» مي داند و گريز و نجات از آن را به هر قيمتي ، لازم؛ امّا اسارت در دست هوسهاي شوم و عادتهاي خانمان برانداز و خصلتهاي زشت ودر يک کلمه ، «رذايل » را چندان ناخوشايند نمي داند که به فکر نجات از آن باشد.

مگر خطر وضرر« انديشه ربايان » ، کمتر از آنان است که وجود فيزيکي خودش يا پسر يا ماشين و موتورش را مي دزدند ؟

چه بسيار انسانهاي « خود گم کرده » !

و چه بسيار فکرها و ايمانها و روحهاي ربوده و به گروگان گرفته شده !

چه زيباست سخن امام علي (عليه السلام ) :

در شگفتم از کسي که دنبال گمشده اش مي گردد ، امّا « خود » را گم کرده و به فکر يافتن آن نيست.

وقتي طلب و جستجو ، به تناسب ارزش گمشده و ربوده شده است ، پس...آنکه خود را نمي جويد و نمي يابد، بهاي خود را نمي شناسد !

گفت حالا که فهمیدی برو باور کن خودت رو بساز خودت رو بعد بیا جلو می بینی حتی اونایی که با چشم ظاهر بین ادمها رو یکی یکی به تیغ طعنه می گیرن دهن باز میکنن شمشیررو قلاف میکنن و میگن بببین این اصلش اون قلابی بوده

یادش بخیر چه روزهای بود دلم هوای خرابه روداره چقدر گفت فقط یه بچه شهیدکافیه اینجا رو خرابه کنه تا شهدا رو دعوت کنه ..اما ما چی هی دنبال اما و ایا و اگر شاید بودیم چرا واسه چی نباید باشه حالا که هست چرااینجوری و هزار تا حرفهای دیگه

رفتم به مادرم گفت شما بسیجی هستی گفت اره تو پایگاه اسم نوشتم هر هفته جلسه داریم هئیت هاا کلاسهای قران ...خیلی خوبه وقتی دخترهای جوون رو می بینم که میان و با این ذوق و شوق تو جلسات شرکت میکنن کلی واسشون ب
30689
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 11/30/2006 10:01:16 PM
کاربر مهمان
  السلام علی قلب الزینب الصبور
ای که بر خاک حریم تو ملائک زده بوس
زوجود تو شده قلب جهان خطه ی توس
هر که آیدبه گدایی به در خانه تو
نیست ممکن که ز در گاه تو گردد مایوس
سلام حال کنید.
خوش به حال کسی که راهی حرمه.
مارم دعا کنه.
به جون بی بی دو عالم ما هم دعا کنهپ
یا نورو قدوس.
یا نورو قدوس.
یاز ینب.
30688
نام: هادی
شهر: شیراز
تاریخ: 11/30/2006 9:34:43 PM
کاربر مهمان
  سلام
خیلی وقت بود که به اینجا نیومدم...
حسابی دلم تنگ شده بود.
برایم دعا کنید.
یا علی
30687
نام: سورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 11/30/2006 9:28:24 PM
کاربر مهمان
  یا لطیف

تو اگه پرنده باشی چشای من آسمونه
راز پر کشیدنت رو کسی جز من نمی دونه
واسه من سخته که بی تو بنویسم مشق پرواز
با صدای ساز خسته تر کنم گلوی آواز
من و تو گرچه اسیریم حیفه از غصه بمیریم
بیا تا آخر دنیا بشینیم و پر نگیریم
جای پر زدن زمین نیست، توی قلب آسمونه
قصه مرگ و جدایی، توو کتابا جا می مونه
نگو عمرمون تموم شد بعد از این دیگه غمی نیست
بیا فردا رو بسازیم این که فرصت کمی نیست
اشک پاکتو نگه دار واسه غسل تن پرواز
زنده کن صدای سازو که رسیده وقت آواز...
***
سلام و صلوات خدا به قلبهای ملکوتی تک تک شما.

ملتمس دعاتون"سورنا"از نزدیک کربلا
30686
نام: علي موسوي
شهر: شيراؤ
تاریخ: 11/30/2006 9:08:56 PM
کاربر مهمان
  سلام تفسير ايه يك و۲ سوره لقمان
30685
نام: عبدالفاطمه
شهر: همين نزديكي ها
تاریخ: 11/30/2006 6:53:09 PM
کاربر مهمان
  الهي!
به اين وقت شريف
به اين وقت عزيز
دست هممون رو بگير و رهامون مكن
الهي!
اگر تو نگاهم نكني غير تو را چه سود برا حال زارم ؟
اله من!
هر چه اهل دلي است تو را به اين وقت عزيز كه شب جمعه است ، بيامرز و ببخش كه جز توأم راه اميدي نيست...
امشب چقدر دلتنگ دوكوهه ام
اي شقايق هاي آتش گرفته......
سبحانك يا لااله الا انت
الغوث الغوث
خلصنا من النار يا ربّ
...
خدايا!
تو را به دل هاي سوخته ي شقايق هاي جامانده ، نگذار بيشتر از اين حرمت نام مباركشان و راه مقدسشان به دست كوته فكران در گل مانده، بشكند كه دل شكسته خود سوزي دارد عميق....
نازنين خداي من!
يادت هست دوكوهه ... شب .... باران .... سنگ هاي عجيب كه شده بودن جا شمعي بچه هاي بازمانده ها .... عجب ... باران ... قنوت عشق... نيمه شب... ناله اشك هاي زير باران... سرمايي كه تا عمق جان نفوذ مي كند و اما... گرماي عشق...آيا غير تو را چنين مي شود پرستيد!؟
به من بگو خداي من!
مهربان اله من!
چه رازي است در نيمه شب ها
چه رازي است كه نيمه شب تا به صبح را مي شود يكريز قدم زد در پادگان دوكوهه و هيچ جز نشاط حاصلت نشود!؟
عجب...
صداي سوت قطار ... نيمه شب
جا پاي رزمنده ها مي نهي و شرمت مي آيد از اين كه مقابل ساختمان گردان كميل و عمار بايستي و بگويي : من آمدم اي نگاه مانده پشت قاب عكس.... اما چيزي جز سكوت حاصل نواي بلند دلت نشود....
خداي من!
شرم باد آنان را كه موجب شدن مرا جرأت گفتن از تو نباشد ميان اين نامحرمان دل....
خدايا!
به فرياد دلم برس كه امشب نمي دانم چگونه طاقت خواهم آورد...

يازهرا(س)
30684
نام: احمد به تنهايي
شهر: گرگان-كريم آباد
تاریخ: 11/30/2006 5:44:12 PM
کاربر مهمان
  بيزارم از وفاي اين مردم پست
اين طايفه ي زنده كش و مرده پرست
تا هست به ذلت بكشندش به جفا
تا مرد به عز ت ببرندش سر دست
30683
نام: مسافر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 11/30/2006 5:28:36 PM
کاربر مهمان
  آرام باش و بدان من خدا هستم .
خوشا به حال پاكدلان زيرا آنان خدا را خواهند ديد .
به خدا نزديك شو تا خدا هم به تو نزديك شود .
از صميم قلب به خدا اعتماد كن . به اشراق خودت اتكا مكن . به هر راهي ميروي او را در نظر آور ، تا او راه را برايت راست كند .
نگران فردا مباش ، فردا به قدر كافي تگراني هاي خود را دارد.
لزومي ندارد بر مشكلات هر روز بيفزايي .
تا تغيير نكنيد و مانند يك بچه نشويد، به ملكوت خداوند داخل نخواهيد شد .
خود را با شفقت ، مهرباني ، فروتني ، نرمش و شكيبايي بپوشانيد.
يكديگر را تحمل كنيد . اگر كسي از ديگري شكايتي داشت ، يكديگر را ببخشيد.
از همه مهمتر اينكه خود را با عشق بپوشانيد، كه همه كس را با هماهنگي به يكديگر پيونده مي دهد.
باد هر كجا كه بخواهد مي وزد. مي توانيد صداي باد را بشنويد ، اما نمي توانيد
بگوييد از كجا مي آيد ، يا به كجا خواهد رفت . كسي كه از روح القدس متولد شده هم همين طور است .
هيچ كس خدا را نديده است ، اما اگر ما يكديگر را دوست بداريم ،
او در ما ساكن خواهد شد و عشق او در ما به كمال خواهر رسيد.
خداوند از شما چه مي خواهد جز اينكه عدالت را برقرار كنيد ، مهرباني را دوست بداريد و با خداي خود فروتن باشيد ؟
<<ابتدا <قبلی 3075 3074 3073 3072 3071 3070 3069 3068 3067 3066 3065 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3070&mode=print