هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
30672
نام: بنده ي خدا
شهر: بگردي پيداش ميكني
تاریخ: 11/30/2006 1:24:28 PM
کاربر مهمان
  خدا با اباالفضل وقتی دست داد
اباافضل هر دو دستش را از دست داد
30671
نام: ___________
شهر: ___________
تاریخ: 11/30/2006 1:20:04 PM
کاربر مهمان
 
ایت الله لاهوتی:
دکتر شریعتی روزی پنجاه ضربه شلاق جیره داشت پاهایش ورم می کرد شبی که شلاق دیرتر به سراغش آمده بود از او سوال کردم:
امشب چگونه فکر می کنی؟
دکتر چنین پاسخ داد:

"من امشب نسبت به دیشب خدای را کمتر لمس می کنم."


30670
نام: الهام
شهر: - - - - - - -
تاریخ: 11/30/2006 1:06:57 PM
کاربر مهمان
  یامهدی!
ای که تنها امید بودن هستی در شبهای انتظار!
بیا و با آمدنت این انتظار شیرین را پایان باش.
بیا و دیگر به انسانها انسانیت را بیاموز.
و برای آنانی که بر گوش ها و چشمها و قلبهایشان مهر غفلت زده شده از جانب خدایت واسطه ای باش و از بدترین سرنوشت نجاتشان بخش!

بیا و اسلام را همانگونه محمد(ص)شناخت به ما بشناسان
طلوع کن و شیعه بودن را به همان شکلی که علی(ع)می گفت به ما بیاموز.

یامهدی!
بیا و ما را از هزاران اسلام و هزاران تشیع که آگاهان به عمد و ناآگاهان از روی جهل برایمان شکل داده اند برهان.
30669
نام: راهبه
شهر: نیشابور
تاریخ: 11/30/2006 12:40:37 PM
کاربر مهمان
  من کسی را دوست دارم برای ازدواخ ولی انها راضی هستند کمی طول میکشه باید صبر کنم
30668
نام: اا
شهر: اا
تاریخ: 11/30/2006 12:12:09 PM
کاربر مهمان
  کیر
30667
نام: .........
شهر: .........
تاریخ: 11/30/2006 12:08:50 PM
کاربر مهمان
  ميدانيد چقدر سخته با يك مردي زندگي كني كه دين و ايمانش قلابي باشد. از يك طرف نماز بخواند و روزه بگيرد. از طرف ديگر چشم بدوزد به زنان نامحرم. ز طرفي وقتي خشم بهش غالب شود فحشهاي ركيك بدهد. من طلاق ميخواهم. اما او مرا تهديد ميكند. ديگر خسته شدهام از بس كه با تنفر زندگي كرده ام. برايم دعا كنيد.خواهش ميكنم.
30666
نام: مصطفی
شهر: تهران
تاریخ: 11/30/2006 12:06:59 PM
کاربر مهمان
  سلام علیکم
لطفا برای ما دعا کنید
30665
نام: محبوبه
شهر: فردوس
تاریخ: 11/30/2006 11:50:03 AM
کاربر مهمان
  آخرازعشق تو ساكنه كليسا مي شوم مي كشم دست ازمسلماني مسيحا مي شوم آنقدردركشتيه عشقت نشينم همچونوح يا به عشقت مي رسم يا غرق دريا مي شوم
30664
نام: مجید
شهر: ازکرج
تاریخ: 11/30/2006 11:14:10 AM
کاربر مهمان
  اسلام برای «اسلام»

اسلام به مثابه یک دین همانند دیگر ادیان راهی است که می خواهد انسان را به نجات رهنمون شود و زندگی وی را معنا بخشد و در شادی و رنج در عرصه عمل و نظر همراه و راهنمای وی باشد. انسان با توسل به این طریقت می تواند راه را بیابد . اما اسلام خود هدف نیز است. یعنی مقصد انسانی است که دین اسلام را که راه رسیدن به «اسلام» است یعنی رسیدن به مقام «تسلیم» در برابر خدا و «صلح» در میان بندگان خدا، برگزید.

اصولی هستند که می بایست آنها به درستی تبیین کرد:

اصل اول: در اسلام خدا محور است و همه کس و همه چیز فرع بر اوست .

اصل دوم: پیامبری به معنای دقیق کلمه در اسلام بیشتر از دیگر ادیان ابراهیمی نمایان است و این مسئله اسلام را در میان دیگر ادیان برجسته می سازد .

اصل سوم: هدف دین اسلام رساندن انسان به مرتبه «تسلیم» در برابر خدا و «صلح» و همزیستی در میان آدمیان است.

اصل چهارم: انسان مسلمان با توجه به این هدف یعنی «اسلام» مسلمان است و صرف استفاده از دین اسلام به عنوان راه و وسیله رسیدن به آن هدف او را مسلمان نمی سازد و از این منظر مقام «تسلیم» مقام محو هویت ها و مقام «صلح» مقام احترام متقابل به دیگر آدمیان است که در «اسلام» تجلی می یابد و البته روشن است که در این فانی شدن، آدمی هویت واقعی خود را هم در عرصه فردی و هم در قلمرو اجتماعی باز خواهد یافت.

اصل پنجم: وحدت و همدلی آدمیان به مثابه «اعضای یکدیگر» که در «آفرینش ز یک گوهرند» در «اسلام» معنا می یابد و در این میان هویت های مذهبی مانند شیعه و سنی و هویت های قومی مانند ترک و بلوچ و کرد و لر همه رنگ می بازند. در عین حال که در بستر اجتماع حیات مستقل و آزاد دارند و از حق حیات و فعالیت برخوردارند.

اصل ششم: در اسلام به مثابه دین هرگاه از جنگ و مقاتله سخن گفته می شود مقصود دفاع است و بر این اساس جنگ و حتی دفاع یک امر «استثنایی» است . دفاع و مقاتله در جای خود مقام و مرتبتی دارند که دنیای عرفی امروز نیز به راحتی آن را درک می کند. از این نظر ایستادگی و مقاومت معنای خاص خود را می یابد و معیار و هدف آن «اسلام» و صلح خواهی خواهد بود.

اصل هفتم: در جهان امروز بیشتر از هر زمانی به همزیستی ادیان و آدمیان نیاز است، مسلمانان می توانند و می باید همچو پیامبر اعظم با تکیه بر دین اسلام و هدف آن یعنی «اسلام» ، مهمترین پیام را که پیام «تسلیم» در برابر خدا و «صلح» در میان بندگان است را با محو شدن در اسلام و رسیدن به «اسلام» به جهانیان ابلاغ نمایند و نوید بخش جهانی سرشار از خداباوری و همزیستی باشند،
30663
نام: ساناز
شهر: تهران
تاریخ: 11/30/2006 10:19:42 AM
کاربر مهمان
  آيا مهدي مرا دوست دارد آيا براي ازدواج قدم جلو مي گذارد و آيا با او خوشبخت مي شوم يا موقعيت بهتري برايم هست
<<ابتدا <قبلی 3073 3072 3071 3070 3069 3068 3067 3066 3065 3064 3063 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3068&mode=print