هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
30652
نام: علی شریعتی
شهر: مزینان-کویر
تاریخ: 11/30/2006 3:42:20 AM
کاربر مهمان
  ای خداوند!به علمای ما مسئولیت
وبه عوام ما علم و به مومنان ما روشنایی و به روشنفکران ما ایمان ومتعصبین ما فهم
وبه فهمیدگان ما تعصب و به زنان ما شعور وبه مردان ما شرف
و به پیروان ما آگاهی و به جوانان ما اصالت
وبه اساتید ما عقیده
و به خفتگان ما بیداری و به دینداران ما دین
وبه نویسندگان ما تعهد و به هنرمندان ما درد و به شاعران ما شعور
وبه محققان ما هدف و به نومیدان ما امید و به ضعیفان ما نیرو
و به محافظه کاران ما گستاخی و به نشستگان ما قیام
و به راکدان ما تکان
...وبه خاموشان ما فریاد و به مسلمانان ما قرآن و به شیعیان ما علی
و به حسودان ما شفا وبه خودبینان ما انصاف

عطا بفرما.
30651
نام: عبدالفاطمه
شهر: همين نزديكي ها
تاریخ: 11/30/2006 3:05:18 AM
کاربر مهمان
  سبحانك يا لااله الا انت
الغوث
الغوث
خلصنا من النار يا رب
30650
نام: mj
شهر: pa
تاریخ: 11/30/2006 1:50:46 AM
کاربر مهمان
  خدايا ما را به راه راست هدايت فرما

خدايا خودت خوب ميدوني كه بدجوري دلم گرفته

خودت خوب ميدوني كه از همه چيز و همه كس خسته شدم حتي از خودم!

من رو تنها نزار كه اين بنده گناهكارت به جز تو كسي رو نداره
30649
نام: الهام
شهر: - - - - - - -
تاریخ: 11/30/2006 1:40:40 AM
کاربر مهمان
  سلام حضور اهالی کلبه دل!

بسیج نام مقدسی است که انسان رو به یاد مبارزه و جهاد و ایثارو همه ارزشهایی می اندازه که شاید در دنیای امروز کمتر دیده میشن.و حالا بسیج به راه افتاده تا بگه چنین ارزش هایی وجود داره یا اگر ازبین رفته ما دوباره این ارزشهارو زنده میکنیم.

اما اینکه چرا امروز تو جامعه ما مردم کمتر بسیج راستین رو میشناسن. سخنانی که دوستان گفتند درسته.یک عده با استفاده از نام بسیجی اسلام ایمان ونام ایران رو زیر سوال می برند.
چون هنوز بسیجی بودن رو درک نکردن هنوز ندونستن وقتی بسیجی نامیده شدن وظایف سنگینی روی دوششون گذاشته میشه.ووقتی این وظیفه سنگین رو درک می کنن که با نام و ظاهری بسیجی در جامعه شناخته میشن. و اونوقت این فرد به ظاهر بسیجی عملی رو انجام میده که بااونچه که مردم از یک فرد مومن بسیجی انتظار دارن همخونی نداره و سبب میشه افراد یک ذهنیت منفی از نام مقدس بسیج پیدا کنن و حالا مقصر کیست؟
شاید مقصر اونایی باشن که تو مدرسه و دانشگاه ورسانه و...میکروفون دست میگیرن و فریاد میزنند که اگر از اعضای بسیج باشید نسبت به بقیه از مزایای بیشتری بر خوردار میشید(و البته بماند که از روی کاغذ چند مورد از وظایف بسیج رو قرائت میکنن)

و همین فردی که وظیفه داشته این پیغام رو بده چرا نمیگه اگه بسیجی شدی سوگند نامه ای باید با خودت یاد کنی.اگه بسیجی شدی دیگه نمیتونی هرکسی باشی دیگه نمیتونی هر کاری انجام بدی.
اگه بسیجی شدی دیگه نمیتونی بخاطر ظاهر ی که برای خودت ساختی عاملی بشی مثلا برای توهین به اونایی که مثل تو بسیجی نیستن.یا اصلا مثل تو فکر نمیکنن.
ووقتی با اینچنین افرادی روبرو شدی بجای اینکه با یک تعصب آمیخته با جهل سعی به تسلیم کردن طرف مقابل داشته باشی ببین مشکل کجاست شاید یک جای اندیشه تو نیاز به اصلاح داره و نه همه افرادی که دراطراف تو هستن.
و یا اگر یقین داری که اندیشه تو درسته باید اونقدر محکم باشی که اگر طوفان به سمتی وزید که برخلاف عقیده توست به اون سمت نری.
پس سعی کنیم اول بسیجی بودن رو بشناسیم اول فکرمون رو بسازیم و بعد به نام بسیجی در جامعه حاضر بشیم یا در غیر اینصورت هرگز در بیرون مدعی بسیجی بودن نباشیم و فعلا در درون خودمون بسیج راه بیندازیم و جهاد کنیم. جهادی برای خود سازی!

چرا که اگر خودت رو نسازی و در عین حال دست به اصلاح جامعه بزنی جز ویرانی چیزی رو نصیب جامعه نمیکنی.
30648
نام: فاطمه
شهر: ری
تاریخ: 11/30/2006 1:18:04 AM
کاربر مهمان
  امان از این جوونهای این دوره و زمونه خسته نشدید اینقدر گله کردیدو می کنید؟ دایم از دیگران و کارهاشون ایراد میگیرید. به جای اینکه دست به دست هم بدید واین سرزمین رو اباد کنید وبه قول این بحثهای داغتون بسیج بشین دنبال مظنون میگردید تا متهمش کنید خدا به داد ما برسه با این اینده سازان
30647
نام: fatemeh
شهر: ........
تاریخ: 11/30/2006 1:00:29 AM
کاربر مهمان
  خواهران و برادران عزيزم قدر دين و اعتقادات خودتان را بدانيد. اگر زير حجابيد . اگر با ريش و ظاهر اسلامي وارد جامعه ميشويد. تكليف بسيار سنگين داريد. بخصوص در زمينه علم وآگاهي. چون ديگران به شما نگاه ميكنند . به خودشان ميگويند ببين فلاني مذهبيست هيچي بارش نيست و فقط بلده سر و صدا راه بيندازه. عبدالفاطمه درست ميگه . اينجا بچه هايي هستند كه خيلي هم نيستند يك تار مو بيرون نيست . محرم و نامحرم هم حاليشونه. با مقنعه تو مسابقات ورزشي شركت ميكنند و در بهترين دانشگاهها مشغول علم آموزي در سختترين رشته ها هستند و نمره كمتر از 4 هم نمياورند. شما يك مطالعه روي زندگي شهيد چمران بكند . سخنرانيش روي وب سايت تبيان هست.مسئله اينست كه احترام ما دست خودمان هست. اگر ما سستي كرديم بهتره كه وارد هيچ گروهي نشيم و اسم بسيجي را هم از روي خود برداريم. ببخشيد من بيرون گودم ولي حقيقتا دلم ميسوزه. آخ آخ ديديد بازم برنجم سر رفت

در سرزمين کفر ، تو بودي

" خدايا مي داني که در زندگي پرتلاطم خود، لحظه اي تو را فراموش نکردم.همه جا به طرفداري حق قيام کرده ام. حق را گفته ام. از مکتب مقدس تو در هر شرايطي دفاع کرده ام. کمال و جمال و جلال تو را به همه مخالفان و منکران وجودت عرضه کرده ام و از تهمت ها و بدگويي ها و ناسزاهاي آنها ابا نکردم. در آن روزگاري که طرفداري ازاسلام به ارتجاع و به قهقراگري تعبير مي شد و کمتر کسي جرأت مي کرد که از مکتب مقدس تو دفاع کند، من در همه جا، حتي در سرزمين کفر، علم اسلام را بر مي افراشتم و با تبليغ منطقي و قوي خود، همه مخالفين را وادار به احترام مي کردم و تو اي خداي بزرگ! خوب مي داني که اين فقط بر اساس اعتقاد و ايمان قلبي من بود و هيچ محرک ديگري جز تو نمي توانست داشته باشد."شهيد چمران

" خدايا تو مرا عشق کردي که در قلب عشاق بسوزم. تو مرا اشک کردي که در چشم يتيمان بجوشم. تو مرا آه کردي که از سينه بينوايان و دردمندان به آسمان صعود کنم. تو مرا فرياد کردي که کلمه حق را هر چه رساتر برابر جباران اعلام نمايم. تو مرا در درياي مصيبت و بلا غرق کردي و در کوير فقر و حرمان تنهايي سوزاندي. خدايا تو پوچي لذات زودگذر را عيان نمودي، تو ناپايداري روزگار را نشان دادي. لذت مبارزه را چشاندي. ارزش شهادت را آموختي."شهيد چمران
...
30646
نام: عبدالفاطمه
شهر: همين نزديكي ها
تاریخ: 11/30/2006 12:53:26 AM
کاربر مهمان
  اللهم اغفر للمؤمنين والمؤمنات
خداي من سلام

و دوباره سلام عليكم بر آنان كه سنگر رو خالي نمي كنن
بارك الله كه حرف خودم رو دقيقاً به خودم زدي!
خوب عزيز
منم مي گم بسيجي .اقعي بايد تو صحنه باشه! و شما مي فرمايي : " همش مقصر ما بچه مذهبی ها هستیم همون چند نفر سالم پا پیش نمیزاریم ......هی ما عقب نشینی کردیم هی اونا اومدن جلو :
خوب يه درد منم اينه كه ماها خيلي زود عقب نشيني مي كنيم!
حالا شما به من بفرما كه من شيعه ي بسيجي عاشق و ديوونه ي مولا ، وظيفه ام تو دانشگاه به يه منتظر چيه!؟
فقط مواظب باشم كه وقتي به من به پدرم، به عموم يا به پسر عموم توهين بهشون اجازه ندم !؟
من معتقدم يه عده بايد فدا بشن تا يه تفكر رشد كنه ، حالا آدمي مثل من بايد فداي تفكر مهدويت بشم كه مردم به يادشون بيفته چه ظلمي در حق شيعه مي شه، چه ظلمي به دينشون مي شه!
خوب اقا اگه يكي مثل من نتونه دو كلمه انگليسي بلد باشه تا بتونه به يه غير مسلمون يا يه مسلمون غير هم زبون كه شبهه روش اثر گذاشته مذاكره كنم ، به قول شما به چه درد مي خورم!؟
حالا شما مي گي ما چي كاركنيم تا اين بجچه مذهبي هاي واقعي و مخلص بيان سر صحنه!؟ بايد يه انگيزه براشون ايجاد كرد يانه!؟
شايد شما تو محيطي رشد كردي كه بسيجي و بسيج اونقدر ارزشمند بوده كه هيچ توهيني بهت نشده! ولي ما كه دست ! و دلمون رو هم شكستن و ....
بله! حالا سنگر بچه هاي ما دانشگاه و علمه . ولي متأسفانه يادمون مي ره به بچه هاي كوچيكتر از خودمون گوشزد كنيم كه علم و علم و علم همرا با تزكيه ي نفس....
الان و تو جامعه اي من رشد مي كنم يه بچه ي دبيرستاني تو مدرسه اش بسيجي بودن رو فقط به چادر مي دونه! خوب اين از كجا ناشي شده!؟
يا به قول شما اين بي نظمي از كجا اومده !؟
خوب مؤمن خدا، وقتي من مي رم و مي بينم اتوني كه بايد بياد و كارش رو انجام بده نيست ، از شدت شرم پيش ديگرون مجبورم خودم كارش رو بكنم ... شما يه راهكار بده كه از اين همه معضل بي نظمي تو بسيج( حالا بگذريم كه در حد سپاهش هم مشهوده و روشن !) چه كنيم!؟ من چطور به يه فرمانده حوزه بگم آقا سر موقع بيا وقتي مي بينم خود سردارش هم دير مي ياد !؟... حالا كه من خودم رو بسيجي نمي دونم ، ولي اونايي كه هستن بايد يه فكري بكنن كه ديگه من خسته شدم از اين همه طعنه ... وقتي مياي ازشون انتقاد كني ... لااله الا الله ... يه مهر گنده ي ضد ولايتي مي زنن به پيشونيت ، در حالي اونا خودشون هنوز تو مطلق بودن ولايت مشكل دارن!!!! ...
وقتي من و شما همفكريم چه نياز به مناظره يا مباحثه است!؟

يا علي مدد
يازهرا(س)
30645
نام: عبدالفاطمه
شهر: همين نزديكي ها
تاریخ: 11/30/2006 12:28:22 AM
کاربر مهمان
  بسم رب العالمين
وعليكم السلام
خوب برادر من! حرف منم همينه ديگه!
مي گم چرا بايد بچه هاي بسيجي ما اينقدر دنبال پوستر چسبوندن تو در وديوار يا فقط و صرفاً سينه زني( البته منظور من اين نيست كه سينه زني نباشه، اصلاً ، منتها به جا وبه اندازه) و يا رفتن و اومدن به پايگاه باشه كه يادش بره بسيجي يعني حضور بهجا و به موقع در صحنه، يعني الان جامعه ي ما براي ثبات انقلاب و حفظ استقلالش نياز به نيروي علمي و كار آمد همراه به تفكر ديني داره! چرا من نوعي يا برادر من نتونه انقور رشد عقلي و علمي داشته باشه كه نره مسئوليت يه گوشه از كار مملكت رو به عهده بگيره اونوقت يه وطن فروش ترسو بياد تو مرتبه اي از مسئوليت نظام قرار بگيره ك هبه راحتي بياد و سايت هسته اي رو لو بده!
خوب برادر من! درد من اينه ، نه يه بسيجي كه به پيروي از امامش نصف شب پا مي شه و طرح ايليا تو كوچه هاي فقيز نشين شهر برگزار مي كنه...
اي خدااااااا
من به كي بگم كه داره رنگ بسيجي با رنگ هاي بيگانه قطي مي شه، اون بي ريايي كجا، اين به قول شما از بسيجي فقط ريش و انگشتر يا چادر دختراش كجا!؟
الهي عبدالفاطمه ....
خدايا!
امروز داغ دلم تازه شد...
مي گويند مسلمان باش و مسلماني كن.
اما مسلم بدون تسليم به چه درد مي خورد
ار مسلمي بياب ريشه ي مسلمي كجاست
غير تسليم بودن در برابر خداست!؟
اي كاش همه مي فهميديم وقتي خدا مي فرمايد: يا ايهاالذين امنوا، امنوا...
آدمايي مثل من اون ايمان اوليه رو آورديم ها، ولي تا مي ياييم ايمان بياريم و به يقين تسليم بشم، شك مي كنيم تو قدرت و توانايي خدا!
استغفرالله ربي و اتوب اليه...
چقدر دلم تنگ دوكوهه است امشب...
چقدر دلم تنگ شباي دوكوهه است امشب...
چقدر دلم تنگ نگاه كردن به ....
چقدر دلتنگم امشب خدااااااااااا
....
يازهرا(س)
30644
نام: kaktoosabi
شهر: teh
تاریخ: 11/30/2006 12:20:55 AM
کاربر مهمان
  سلام
چرا ما گذاشتیم بسیجی سیب زمینی باشه ؟چرا ما ها که اینقدر متعهد هستیم به انقلاب و ولایت فقیه خودمون رو عقب کشیدیم من نه جنگ رفتم نه جبهه رو دیدیم ..من از پدرم هیچ نشانی ندارم اصلا وقتی بدنیا اومدم که شهید شد فقط یه عمو رضادارم اونم که زخمی جنگیه ....هیچ کس تو دانشگاه هم نمیدونه فرزند شهید هستم ..که خدایی ناکرده بخوام از همین فرزند شهید بودن سوءاستفاده کنم بزارم بنده رو اینقدر غیرت و تعصب دینی باید داشته باشیم که اقلا پیش چند تا مثل خودمونیم ولایتمداری بودن خودمون رو اثبات کنیم .یه عده به اسم بسیج برای خودشون کاسبی راه میندازن اره درسته اینم به حرمت بسیجی بوده چون بسیجی طوری تو جامعه جا افتاده که دارای ارزش و قربه و یه عده هم بخاطر همین اومدن سوءاستفاده کردن تا بخوان تو چشم من و تو یا خیلی های دیگه که نسل بعد از انقلاب و بعد از جنگ هستیم بد جلوه بدن ....نباید همه رو به یک چشم دید

بقول عمو رضا بسیجی ها همیشه بی ترمز بودن
این بی نظمی نشات گرفته از چیه ؟؟

یه دانشجوی بسیجی باید تو اکثر مسائل اعتقادی که الان مورد هجوم یه عده ادمهای به اصطلاح روشنفره اطلاعات دشاته باشه تا ازش پرسیدن بتونه با دلیل و مردک جواب بده ..باید نمونه از هر لحاظ چرا ما نتونیم با چند تا شبه های که طرف میندازه تو ولایت جوابش رو بدیم.چرا باید وقتمون رو صرف چیزاهای الکی بکنیم اونقدر که از اصل قضیه دور بشیم ...من اگه نتونم اثبات کنم که پدرم برای چی ر فته جنگ چرا شهید شد ...بدرد چی میخورم .....!!!منی که ندونم چرا میگن دفاع مقدس بدرد چی میخورم ..بسیجی اهل تحقیق و تفحصه ..بسیجی دانشجو اینقدر جذبه رو میتونه داشته باشه که از اون بچه لادین تا اون که ادای مذهب رو میکنه ..بهش احترام بزارن ...مگه حتما باید گفت چون فرزند شهیده چون پدرش جانبازه ..چون ..............ما داریم اجازه میدیم
یه عده ادمهای زالو صفت بیان این نیروی مخلص رو خراب کنن .....!چون عقب کشیدیم چون چند تا بی حجاب و مفسده رو دیدم سرومن رو گذشاتیم پایین نکنه به گناه بفتیم ..بسیجی دلش قرص و محکمه !اون موقع بسیجی بقول عمو رضا اولین نفر بود میرفت رو مین یه بچه 16 ساله اونوقتا پیراهنش رودرمیاورد میگفت بیت الماله...حالا تواین جامعه نه مین هست نه اتیش با چند تا صحنه بایدعقب کشید .......همش مقصر ما بچه مذهبی ها هستیم همون چند نفر سالم پا پیش نمیزاریم ......هی ما عقب نشینی کردیم هی اونا اومدن جلو .... چیی بگم اگه گله شکایتی هست اینجا نوشته میشه از خستگی های روزمره ست یکم نوشتن هی به بابا و بقیه گیر دادن .........باید رفت میدون باید بینشو بصیرت رو برد بالا بقول اقا دشمن رو باید شناخت بعد با تفکر صحیح اونو از پا در اورد .
نمیدونم چقدر تو بحث کردن سر کلاس با اساتید و دانشجو اونم به علم اینکه اطلاعاتتون در اون زمینه ها زیاده یا کم تبحر دارید
اما خدا رو شکر به مدد شهدا به هیچ احد و ناسی تا بحال اجازه ندادم تو دانشگاه و بین اساتید بخوان مسئله رو باب ولایت فقیه باز کنن و بی حرمتی بشه چه بسا اکثر بچه ها هم رفتن دنبال قضیه و فعال تر شدن .....اگر سرم بره تا وقتی دانشگاه هستم اجازه نمیدم کسی بخواد جنگ ودین و ارزشها رو زیر سوال ببره .بارها پرسیده شد فلانی تو بچه شهیدی فقط خندیدم ..........یکم معلومات رو ببریم بالا بسیجی باید دانشو اگاهیش رو ببره بالا الان حرف اول رو علم میزنه اکثرا شدن اومانیسم باید با روش خودشون باهاشون مقابله کرد ......نه اینکه یه گوشه کز کنه بگه ببین اون
30643
نام: علی شریعتی
شهر: مزینان_کویر
تاریخ: 11/30/2006 12:18:08 AM
کاربر مهمان
  گاه پیش می آید که بار سنگین یک مسئولیت یک فکر(مکتب) مسئولیت سرنوشت یک ملت یک ایمان و یک عصر بر دوش یک یا چند تن نهاده می شود.
وقتی حریقی در محله ای بر پا می شود وقتی وبایی در شهر می افتد وقتی ایمانی را دشمنان آگاه به همکاری دوستان نا آگاه و یا خیانتکار به نابودی می کشانند وقتی نجات مردم نجات یک نسل به فریاد و فداکاری یک یا چند تن بستگی دارد او و یا آنها باید جان خویش را تمام سالهای عمر خود را و زندگی را نثار کنند.
آنگاه مسئله زندگی عاقلانه منتفی می شود و نصایح مشفقانه فریب است و همه مواهبی که در حال عادی برای فرد مجاز است و حتی مستحب و گاهی واجب
حرام می شود.حرام!
<<ابتدا <قبلی 3071 3070 3069 3068 3067 3066 3065 3064 3063 3062 3061 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3066&mode=print