هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
30322
نام: خروش!
شهر: همين دور و برا
تاریخ: 11/22/2006 10:45:46 AM
کاربر مهمان
 
سيد محمد حسين

چشمان من مبهوت بستان و جفير است...
30321
نام: پشه
شهر: منشور
تاریخ: 11/22/2006 10:35:04 AM
کاربر مهمان
  بچه های خوبی باشید
همیشه هم از پیاده رو حرکت کنید
باشه!
30320
نام: باران
شهر: دلتنگ همیشگی آسمان خدا
تاریخ: 11/22/2006 9:12:06 AM
کاربر مهمان
  یا ایها العزیز

یا ایها العزیز مسنا واهلنا الضر ...فاوف لنا الکیل

پرکن دوباره کیل مرا ایها العزیز

آخر کجا روم به کجا ایها العزیز

رو از من شکسته مگردان که سالهاست

رو کرده ام به سوی شما ایها العزیز

جان را گرفته ام به سردست وآمدم

از کوره راه های بلا ایها العزیز

وادی به وادی آمده ام از درت مران

واکن دری به روی گدا ایها العزیز

چیزی که از بزرگی تو کم نمی شود

این کاسه را ...فاوف لنا ...ایها العزیز

خالی تر از دو چشم من این جان نیمه جان

محتاج یک نگاه تو یا ایها العزیز

ما- جان ومال باختگان رارها مکن

بگذاربگذرد شب ما ایها العزیز

دستم تهی است...راه بیابان گرفته ام

دست من ونگاه شما ایها العزیز
http://rabeah.blogfa.com/
30319
نام: سید محمد حسین
شهر: تهران
تاریخ: 11/22/2006 9:05:42 AM
کاربر مهمان
  من داغدار ذكرهاي آخرينم
من بي قرار خيبر و فتح المبينم

من زائر مصداق هاي سرخ مرگم
من داغدار غنچه هاي برگ برگم

چشمان من زائر به رگ هاي بريده ست
چشمان من مبهوت بستان و جفير است

پايم درون قتله گاه فكه گير است
من عابدم، سنگر برايم همچو دير است

اي لاله هاي سرخ آه اي فاطميون !
آه اي طلائيه،شلمچه،آه مجنون!

رفتيد اي ياران،ولي جا مانده ام من
اي كاروان تنهاي تنها مانده ام من

ليبك ها لبيك ها آخر كجائيد؟
با حنجر مسكوت من بيعت نمائيد

همسنگرم بشكن حديث غربت من
اي شمع الرحمن بخوان بر تربت من

من آتشي در زير خاكستر نهانم
بر چفيه منقوش است خون دوستانم

من ماشه را بر روي دشمن مي چكانم
من مادرش را بر عزايش مي نشانم

من جرعه نوش ساغر روز الستم
آن روز من با فاطمه (س) ميثاق بستم

مولاي من،مولاي من،من با توهستم
تنها گزارم گر تو را نا مرد و پستم
30318
نام: شهناز
شهر: سنندج
تاریخ: 11/22/2006 8:52:24 AM
کاربر مهمان
  پسری با تفاوت سنی ۱۱ سال از من کوچکتر بشدت از من خواستگاری کرده و پافشاری میکند چکارکنم
30317
نام: پری
شهر: کویته
تاریخ: 11/22/2006 8:34:40 AM
کاربر مهمان
  سلام
اگر کسی دروغ گفته باشه به دولت امریکا و با خود دو نفر دیگه را به جای پسر خود برده باشد شما با انها چه می کنین؟
30316
نام: eli
شهر: ????
تاریخ: 11/22/2006 7:38:32 AM
کاربر مهمان
  man az daste dostam khaste shodam nemidonam baiad beki begam daram degh mikonam adamaie in dore zamone toshon kam adam peida mishe
mage na shoma ha nazareton chie
30315
نام: محمد جواد مريدزاده
شهر: شهر ستان قیر و کارزین
تاریخ: 11/22/2006 7:36:46 AM
کاربر مهمان
  از شهیدان برایم ایمیل کنید
30314
نام: مجيد
شهر: از كرج
تاریخ: 11/22/2006 2:54:25 AM
کاربر مهمان
  جامعه فرزانگي و سعادت مي يابد كه خو اندن، كار روزانه اش مي باشد. (سقراط)
اگر مي خواهي بنده كسي نباشي، بنده هيچ چيز نشو. (ژاك دوال)
بر روي زمين چيزي بزرگتر از انسان نيست و در انسان چيزي بزرگتر از فكر او. (هميلتون)
دانش به تنهائي يك قدرت است. (فرانسيس بيكن)
سخاوت، بخشيدن بيشتر از توان است و غرور، ستاندن كمتر از نياز. (جبران خليل جبران)
دوست بداريد كساني را كه به شما پند مي دهند نه مردمي كه شما را ستايش مي كنند. (دور وبل)
شاد ماندن به هنگامي كه انسان درگير و دار كارهاي ملال آور و پرمسئوليت است، هنر كوچكي نيست. (نيچه)
ارزش انسان به داشته هايش نيست، به چيزي است كه آرزوي بدست آوردنش را دارد. (جبران خليل جبران)
مي توان حقيقتي را دوست نداشت، اما نمي توان منكر آن شد. (روسو)
دانستن كافي نيست، بايد به دانسته خود عمل كنيد. (ناپلئون هيل)
دنيا بسيار وسيع است و براي همه جائي هست، سعي كنيم جاي واقعي خود را پيدا كنيم.
هر اقدامي اگر بزرگ باشد، ابتدا محال به نظر مي رسد. (كارلايل)
آدمي ساخته افكار خويش است، فردا همان خواهد شد كه امروز مي انديشيده است. (موريس مترلينگ)
به توانائي خود ايمان داشتن نيمي از كاميابي است. (روسو)
كسي كه حق اظهار نظر و بيان فكر خود را نداشته باشد، موجودي زنده محسوب نمي شود. (مونتسكيو)
زندگي دشمن شما نيست، اما طرز فكرتان مي تواند دشمن شما باشد. (ريچارد كارسون)
اگر تنها از اميد انتظار معجزه داري در اشتباهي، اميد بايد با حركت توأم باشد. (محمد اقبال)
اگر در اولين قدم، موفقيت نصيب ما مي شد، سعي و عمل ديگر معني نداشت. (موريس مترلينگ)
فضائي بين پندار و عمل وجود دارد كه با پشتكار پيموده مي شود. (جبران خليل جبران)
اين كه چقدر زمان داري مهم نيست چگونه مي گذراني مهم است. (لينكلن)
انسان هرگز حتي به مرگ هم تسليم نمي شود مگر زماني كه اراده اش ضعيف باشد. (ادكارآلن پو)
همانا زندگي چيزي جز عقيده و جهاد نيست. (امام حسين «ع»)
انسان نمي تواند به همه نيكي كند، ولي مي تواند نيكي را به همه نشان دهد. (رولن)
نوابغ بزرگ زندگي نامه بسيار كوتاهي دارند. (امرسون)
نه ترن، نه ريل ها، اصل نيستند، اصل حركت است. (ژيلبر سيسبرون)
مصمم به نيك بختي باش، نيك بخت مي شوي. (لينكلن)
بدي را با عدالت پاسخ دهيد، مهرباني را با مهرباني. (كنفوسيوس)
اگر مي خواهي در برابر قاضي نايستي، قانونمند زندگي كن. (ولتر)
شاخ پربار سر بر زمين مي نهد و عظمت آن هم چنان در فروتني او جلوه گر است. (گاندي)
تولد و مرگ اجتناب ناپذيرند، فاصله اين دو را زندگي كنيم. (سانتابان)
خداوند همه چيز را در يك روز نيافريده است پس چه چيز باعث شده كه من بينديشم كه مي توانم همه چيز را در يك روز بدست بياورم.
زندگي دشوار است اما من از او سرسخت ترم.
همت آن است كه هيچ حادثه و عارضه اي، مانع آن نگردد. (ابن عطا)
مرد بلند همت تا پايه بلند به دست نياورد از پاي طلب ننشيند. (كليله و دمنه)
صاحب همت در پيچ و خم هاي زندگي، هيچ گاه با ياس و استيصال رو به رو نخواهد شد. (ناپلئون)
سرچشمه همه فسادها بيكاري است، شيطان براي دست هاي بيكار، كار تهيه مي كند. (پاسكال)
كار و كوشش ما را از سه عيب دور مي دارد، افسردگي، دزدي و نيازمندي. (ولتر)
بيش از حد عاقل بودن، كار عاقلانه اي نيست. (مثل فرانسوي)
جواهر بدون تراش و مرد بدون زحمت ارزش پيدا نمي كنند. (مثل چيني)
از دشتمن خودت يكبار بترس و از دو
30313
نام: mj
شهر: gorgan
تاریخ: 11/22/2006 1:46:00 AM
کاربر مهمان
  صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
نازکم کن که درين باغ بسي چون تو شگفت
**********
گل بخنديد که ازراست نرنجيم ولي
هيچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت
<<ابتدا <قبلی 3038 3037 3036 3035 3034 3033 3032 3031 3030 3029 3028 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=3033&mode=print