اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 30292 |
نام:
رضا
شهر:
اراک
تاریخ:
11/20/2006 1:50:28 PM
کاربر مهمان
|
من خدارادرتمام وجودم حس کردهام
|
|
| 30291 |
نام:
یه آشنا
شهر:
تو دلت
تاریخ:
11/20/2006 1:00:38 PM
کاربر مهمان
|
شک به چی داری ؟
که خدایی وجود ندارد
که آخرتی وجود ندارد
یا قیامتی برپا نخواهد شد؟
مطمئنا قبول داری. چون بچه مسلمونی و بچه شیعه ... فقط داری واجباتت رو سبک می شماری. حالا از سر هر قضیه ای که می گی. اولا که دوست نداشتم همسر ربطی به سبک شمردن نماز و بقیه واجبات نداره
دوما: توصیه ی پاییز سبز رو حتما اجرا کن
سوما: یه راهنمایی هم من می کنم... یه توسل هم به اهل بیت بکن... ضرر نمی کنی
منتظر جواب هستم
|
|
| 30290 |
نام:
گل نر گس
شهر:
ایران سرای من است
تاریخ:
11/20/2006 12:56:53 PM
کاربر مهمان
|
به نام خدا
سلام برمنتظران مهدی
اي آنکه بود منزل و ما واي تو چشمم
باز آ که نباشد بجز از جاي تو چشمم
در راه تو با ديده حسرت نگرانم
دارد همه دم شوق تماشاي تو چشمم
اي يوسف زهرا که سپيدست چو يعقوب
از حسرت ديدار دلاراي تو چشمم
گر قابل ديدار جمال تو نباشد
اي کاش که افتد به کف پاي تو چشمم
نا چند دهي وعده ديدار به فردا؟
شد تار در انديشه فرداي تو چشمم
تا کور شود ديده بدخواه تو بگذار
يک لحظه فتد بر قدرعناي تو چشمم
یاعلی
|
|
| 30289 |
نام:
پاییز سبز
شهر:
تهران
تاریخ:
11/20/2006 12:37:35 PM
کاربر مهمان
|
برای پری خانم از تهران
خواهر عزیزم به نظر من اگه می بینی این احساس رو به همسرت داری برای اینه که فکر میکنی اون باعث شده تو نسبت به اعتقاداتت بی توجه بشی در صورتی که اگه واقعا اعتقادات تو قوی بود نه تنها نباید بی تفاوت می شدی بلکه باید بر روی همسرت هم تاثیر می گذاشتی . من چیزی که از دیگران شنیدم به تو میگم بشین روزی چند آیه قرآن بخون تا آروم بشی تا بتونی دوباره با خدا آشتی کنی یادت باشه جلوی ضرر رو هر وقت بگیری سوده
|
|
| 30288 |
نام:
یونس
شهر:
تهران
تاریخ:
11/20/2006 12:20:53 PM
کاربر مهمان
|
سلام بر یا حسین
عزیز دل چطوری برادر
تو تالار جدید باید به صورت انگلیسی نام و پسورد وارد کنی تا بتونی وارد تالار بشی ... من هم اول مشکل ورود داشتم. که متوجه شدم قضیه اینه!
*************
|
|
| 30287 |
نام:
عباس
شهر:
دبى
تاریخ:
11/20/2006 11:57:16 AM
کاربر مهمان
|
بة نام خدا دعا كنيد همة بيدار باشيم كة اخرين نور خدا را ببينيم اكر بيدار باشيم روشنايىرو مىبينيم دعا كنيد بيدار باشيم كة نور جمال اقا امام مهدى (عج)رو ببينيم دعا كنيددر خاموشى نمانيم زيرا معصيتها همة در خاموشىاند دعا كنيد دعاكنيد
|
|
| 30286 |
نام:
احسان
شهر:
تورنتو، کانادا
تاریخ:
11/20/2006 2:55:05 AM
کاربر مهمان
|
برای پری خانم از تهران...
خواهر گرامی به نظر من اسلامی که شما به آن معتقد بودید و تکالیف آن را انجام میدادید اسلامی نبوده است که از روی تفکر و با یقین حاصل شده باشد..چون در اینصورت نه تنها هیچ عاملی شما را از اجرای احکام و فرامین آن باز نمی داشت و شک و تردیدی به دل راه نمی دادید؛ بلکه با یاری خداوند سعی در هدایت و آشنا نمودن همسرتان با اسلام واقعی میکردید...توصیه این حقیر اینست که به انجام فرائض دینی بخصوص خواندن نماز برگردید و از خداوند کمک بخواهید تا شما را در مسیر زندگی یاری کند....ضمنا شمایی که در مقابل همسر خود دم از مسلمانی و اعتقاد به آن می زنید؛ اگر اینگونه دچار سردرگمی و بی قراری شوید مطمئنا بر حرف و عقیده ایشان صحه گذاشته اید و پایه های دینتان را سست و شکننده نشان داده اید...پس صبور باشید و به جای بر هم زدن اوضاع و بحرانی کردن زندگی به اصول خود بازگردید.... رفتار و منش شما به عنوان یک مسلمان تاثیر زیادی بر روی شوهرتان خواهد گذاشت...خداوند هیچگاه بندگان مومنش را که در دفاع از دین خدا متحمل رنج و سختی می شوند رها نخواهد کرد. در حال حاضر خود شما نسبت به آنچه تا به الان انجام می داده اید مردد و دودل هستید...پس از خود شروع کنید و تکلیف دلتان را با خدای خود روشن کنید...وقتی به یقین رسیدید آنوقت است که می توانید تاثیرگذار باشید!
گر نداری دل شیر سفر عشق مکن!
برایتان دعا می کنیم ...موفق باشید.
|
|
| 30285 |
نام:
باران
شهر:
دلتنگ همیشه آسمان
تاریخ:
11/20/2006 2:32:13 AM
کاربر مهمان
|
به درگاه عزت شدم هیچ زحمت نبود اهل دنیا به دنیا مشغول بودند ومحبوب ،واهل آخرت به آخرت ،ومدعیان به دعوی ،وارباب طریقت ومصوف قومی به اکل وشرب وقومی به سماع ورقص ،آن ها که متقدمان راه بودند وپیش روان سپاه در بادیه حیرت گم شده بودند ودر دریای عجز غرق گشته
http://rabeah.blogfa.com/
|
|
| 30284 |
نام:
احسان
شهر:
تورنتو، کانادا
تاریخ:
11/20/2006 2:17:07 AM
کاربر مهمان
|
...فوري يه زيرانداز برام پهن کرد، نشستم، به من گفت اول ده روپيه بده! 10 روپيه رو گرفت و گفت : تو يه فکري کن پيش خودت تا من بگم مسئلت چيه!!
منم يادم به يه خونواده اي افتاد که تو ايرون جوونشون مفقود الاثر بود مادرش مرتب مي گفت: پسرم زنده است اما خبري از او نبود، توي ذهن خودم گذراندم که اين جوان الان کجاست ؟ چه وضعيتي داره ؟
فالگير هندي ازم پرسيد موضوعي که دربارش فکر کردي درباره موجود زنده بود يا از اشياء، انسان بود يا حيوان؟ پاسخ دادم آدمه, سئوال کرد اسمش؟ چند سالشه ؟ جوونه يا پيره؟ پاسخ دادم اينو ديگه بهت نمي گم پس تو ده روپيه رو براي چي گرفتي!؟ خودت بايد بگي!!
گفت: خيلي خوب خودت اسمت چيه؟ اسم مادرت چيه؟ اسم پدرت چيه ؟ چندتا سئوال ديگه پرسيد اما من هيچ اشاره اي درباره اون جوون و ديگر وابستگانش نکردم. ديدم يه نگاه به آسمون کرد!! بعد شروع کرد يه چيزايي رو کاغذ نوشت و محاسباتي انجام داد پس از چند لحظه که کارش تموم شد رو کرد به من و گفت: کسي که دربارش فکر کردي يه جوونه خيلی زیبا ست که الان توی یه باغ بسیار زیبا داره برا خودش کیف می کنه میوه های خوب و عالی! حسابی اونجا بهش میر سند صبر کن ببینم ! موکلین من حتی نمی تونند به اون باغ نزدیک بشن!!؟ پرسیدم: مگه شما موکل هم داری ؟ گفت: آره این حرف ها رو موکلان من بهم می گن اونا رفتن جوون رو پیداش کردند. بازهم چیزی بهش نگفتم فقط پرسیدم: یعنی به نظر شما اون زنده است ؟ کمی تأمل کرد وبعد گفت : معلومه که زنده است اما توی هند که نیست وایسا ببینم.... اصلا اون باغه توی هیچ جای این کره خاکی هم نیست!!! ولی زنده است!!
من دیگه جوابمو گرفته بودم اما اون فالگیر مرتاض همینقدر بیشتر حالیش نشد! چون او با عالم غیب معنویات مرتبط نبود اصلا از این طیف چیزی درک نمی کنه چون موکلینش ممکنه از ارواح خبیثه ویا اجنه باشند بنابراین او بیشتر از این نمی تونه چیزی رو درک کنه به عبارتی اگه آدما با ریاضت های غیر شرعی به این مراحل برسند اما بزرگانی مثل مرحوم مقدس اردبیلی , علامه طباطبایی, امام راحل , نخودکی وشیخ جعفر و.... که با عبادت و ریاضت شرعی به این مراحل رسیده اند اونها دیگه همه چیزو می فهمند ولی همه چیز رو هم نمی گن ظرفیت وجودیشون ازاین حرف ها بیشتره، بگذریم...وقتی ایران اومدم به خانواده اش ماجرای شهادت اون جوون رو گفتم اتفاقا چند هفته بعد خبر شهادتش رسما اعلام شد!! این ماجرا منو بیاد آیه 169 سوره آل عمران انداخت:
هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند، بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند."
یا حق...
|
|
| 30283 |
نام:
احسان
شهر:
تورنتو، کانادا
تاریخ:
11/20/2006 2:12:30 AM
کاربر مهمان
|
سلام بر خدای عرفان و عارفان راهش...
برادر عزیز، شهید گمنام(یونس) گرامی...
بالاخره کار شما به کجا کشید؟..مشکلتان حل شد به حول و قوه الهی؟ یا سرنوشت طور دیگری رقم خورده؟...حقیر را بی خبر نگذارید...
و اما برای سایه خانم...
همانطوریکه مقداد عزیز اشاره کامل داشتند...کرامت طی الارض حقیقی است و در خاصان وجود دارد...کما اینکه صاحب الزمان نیز از این قدرت خدادادی بر حسب موقعیت(و نه همیشه!) استفاده می کنند تا در مکانهایی که باید حضور داشته باشند، خود را برسانند.
در اینکه در حال حاضر چه کسانی دارای این نیروی االهی هستند حقیر اطلاعات کافی ندارم اما شنیده ام وجود و بقای حیات عالم از صدقه سر این مردان خاص الهی است که آنها را اصطلاحا "قطب" می نامند؛ چرا که رفت و آمد فرشتگان به زمین در رساندن روزی و جاری ساختن فرمانها و تقدیرات الهی همچنان ادامه دارد و طبعا این افراد با چشم بصیرت خود شاهد این امور ماوراء طبیعه خواهند بود...و از بسیاری وقایع و اموری که در آینده برای بشر اتفاق خواهد افتاد کاملا آگاهند و به عینه آنها را می بینند.اصطلاحا بسیاری از پرده ها و حجابهای موجود از جلوی چشمان این خاصان کنار رفته، به همین دلیل صور برزخی را هم مشاهده می کنند و حتی با نگاهی به ظاهر هر شخص، می توانند تمام خصوصیات اخلاقی وی را درک کرده حتی به او بگویند در کدام نقطه از بدن دارای چه بیماری هستند یا آنکه مثلا تا چند روز آینده منتظر چه اتفاقی باشند...آنجا که پیامبر(ص) خطاب به علی (ع) می فرمایند:
یا علی، همانا تو می بینی آنچه را که من می بینم و میشنوی آنچه را که من می شنوم و تنها فرق من با تو در اینست که به تو وحیی نخواهد رسید.
اما معمولا اینگونه افراد کسی را خبر از داشتن این قدرت الهی خود نمی دهند و هر جایی هم اجازه استفاده آن را ندارند!
هاتف ارباب معرفت که گهی
مست خوانندشان و گه هشیار
قصد ایشان نهفته اسراریست
که به ایما گاه کنند اظهار!
ایما] =اشاره[
مکانیسم پیچیده بدن انسان نشان داده که هر یک از ما میتوانیم تا حدودی این قدرتهای بالقوه (و در حال حاضر خاموش) بدن خود را فعال کنیم اما نیاز به مراقبت و تمرین بسیار دارد!...مرتاضهای هند یا پاکستان نیز با تمرینهای سخت و طاقت فرسا به درصد بسیار کمی از این قدرتها دست پیدا میکنند اما به قول مقداد؛ اجری در این کار نیست...یعنی مثل آن می ماند که از جامعه ببری و به کوه و دشت پناه بری تا از ارتکاب گناه دور باشی! که اسلام نه تنها اجر و خیری برای آن قائل نشده بلکه همواره رهروان خود را از تارک دنیایی و گوشه نشینی برحذر داشته. مهم آنست که در بطن جامعه و در تماس با آن قرار داشته باشی و بعد به کنترل نفس و مراقبت از آن بپردازی.
پیامبر (ص) روزی شنیدند که عده ای از اصحاب تارک دنیا شدند و در خانه نشسته و به مناجات و دعا پرداخته اند...حضرت فورا خود را به آنها رسانید و آنها را بدین مضمون مورد خطاب قرار داد که من که پیامبر خدایم، اینگونه عبادت نمیکنم که شما میکنید...آگاه باشید خداوند نیازی به اسراف شما در عبادات ندارد...زندگی کنید چون مردمان عادی، درحالیکه همواره به یاد خدا هستید.
و در رابطه با مرتاضان هندی یاد خاطره یکی از دوستان(سعید شمس) افتادم که می گفت:
"روزي در يکي از ايالت هاي هند توي يک خيابان قدم مي زدیم، سر يک چهار راه يکي از اين فال گيرها نشسته بود، منو ديد و صدا زد که بيا بنشين فالتو بگيرم؛ منم به همراهم گفتم بيا بنشينيم ببينيم چي مي گه!! فوري يه زير
|
|