اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 29842 |
نام:
مجيد
شهر:
.......
تاریخ:
10/29/2006 4:11:12 AM
کاربر مهمان
|
براي ليلي .
ازدواج يكي از مهمترين حوادثي است كه در زندگي هر انسان رخ ميدهد. لذا داراي اهميتي در خور توجه است.براي اينكه بتنيد با گامهاي درست حركت كنيد فقط پسنديدن شخص مقابل كافي نيست. بايد از ابعاد گوناگون اخلاقي، جسمي و رواني همديگه تا حدي مطلع و به پارامترهايي كه بر روي ازدواج اثير ميگذارند دقت كافي كنيد كه يكي از مهمترين آنها اختلاف فرهنگي و اداب و سنن هرخانواده هست. نسبت به كل ماجرا واقعبين باشيد. تابع احساسات نگرديد و به شكل منطقي جوانب كار را بسنجيد. در تداوم يك ازدواج دوستداشتن و عشق اگر چه شرط لازم است ولي كافي نيست. پس به ساير مسايل مهم نيز بپردازيد. رويايي نينديشيد. .در چارچوب آنچه در دين و فرهنگ مجاز ميباشد، قبل از تصميمگيري براي ازدواج شريك احتمالي زندگي خود را بيشتر بشناسيد. اين شناخت يا به واسطه رفت و آمد و پرسشهاي مستقيم حاصل ميگردد و يا از طريق ديگر آشنايان. توجه داشته باشيد دوستان فرد گاه برخي حقايق را پنهان ميكنند.پس شايد بهتر باشد در بعضي مواقع بطور غيرمستقيم به پاسخ برسيد در مجموعه شما بايستي در مورد خلق و خو، افكار، عقايد، خواستهها، عادات، ديدگاهها، حساسيتها، نوع برخوردها، توانائيهاي ارتباطي و . شناخت پيدا كنيد. طرز برخورد فرد را در موقعيتهاي بحراني و در برابر ماديات بشناسيد. عجله نكنيد با توجه به اين كه بسياري از ازدواجها به دليل دستپاچگي و عجله كردن در تصميمگيري در نهايت به شكست منتهي ميشود در تصميم خود براي قبول يك ازدواج عجله نداشته باشيد.نسبت به سلامت جسماني و رواني طرف مقابل اطمينان حاصل كنيد به خاطر بسپاريد كه سلامت جسماني و رواني و عدم گرايش به مواد مخدر يكي از فاكتورهاي مهم در انتخاب همسر است. با خود واقعيتان مشورت كنيد به نداي دروني خود گوش فرا دهيد. از خود بپرسيد آيا اين فرد همان كسي است كه واقعاً به دنبالش بودهام. آيا ميخواهم كه اين مرد يا زن، پدر يا مادر فرزند من باشد. اگر پاسخ صريحي نداريد دوباره بر روي موضوع تمركز كنيد و سعي كنيد پاسخي قاطع براي آن بيابيد خواستهها و انتظارات يكديگر را مورد مطالعه قرار دهيد. شما بايد بدانيد همسر آينده شما چه انتظاراتي از خودش و شما دارد. شما بايد در مورد مسايل مهم زندگي به توافق برسيد. بطور مثال شما بايد بدانيد:مثلا اينكه نظر همسر احتمالي شما در مورد شغل و فعاليتهاي خارج از منزل چيست? درباره خانواده فرد موردنظر تحقيق كنيد. خانواده فرد مورد نظر را بيشتر بشناسيد. با فرهنگ وباورهاي آنها آشنا شويد رابطه فرد مذكور را با والدين خواهران و برادرانش جويا شويد. بررسي كنيد كه تعهد وي در قبال اين افراد چگونه است ودر آينده چه تعهداتي نسبت به آنها دارد وتأثير اين موضوع بر زندگي شما چگونه خواهد بود نسبت به احساس خانواده در مورد اين ازدواج واقف باشيد. از خداوند كمك و راهنمايي بگيريد:با ايمان و توکل به خدا از او بخواهيد تا در انتخاب صحيحزندگي شما را ياري کرده و مسير مناسبي را پيش رويتان قرار دهيد
|
|
| 29841 |
نام:
مبارز
شهر:
اهواز
تاریخ:
10/29/2006 4:03:22 AM
کاربر مهمان
|
عشق تنها مرضي است كه بيمار از آن لذت ميبرد.
|
|
| 29840 |
نام:
مجيد
شهر:
.......
تاریخ:
10/29/2006 3:37:04 AM
کاربر مهمان
|
كسيكه ميتواند با مردم ارتباط موئثر برقرار كند يعني خود را جاي اشخاص بگزارد و ببييد مردم از چه برخورد و كلامي تاثير ميپذيرند. و مسئله بعد اينست كه ما نمىتوانیم و نباید افراد را مجبور به انجام فعل نیك كنیم، خود فرد باید در مورد آن با میل و رغبت در مورد آن اراده كند.اگر كسى نماز نمىخواند، نمىتوانیم با اجبار نمازخوانش كنیم.ولى در نهى از منكر اینگونه نیست. مثلا اگر یك شخصىمرتكب فسادي شد، ما مىتوانیم با الزام جلوى وى را بگیریم و نگذاریم كه منكر حاصل شود. پس فقط نهى از منكر است كه مىتواند با الزام و اجبار تحقق پیدا كند و نه امر به معروف. آنهم نه خود منكر بلكه ابزارهایى كه مىتواند منجر به منكر شود. حال در مورد هر ابزارى باید بررسى شود كه این الزام تا چه حد از اعتبار و درستى برخوردار است.نكتهى دومى كه توجه به آن بسیار مهم است، اهمیت رتبهبندى شدهى آموزههاى اسلامى و یا درجهى اهمیت آنها نسبت به هم است. مثلا بايد بررسي كنيم كه آيا امام حسين به خاطر دكمه و مو بند كفش فلان بهمان امر به معروف كرد و كشته شد يا به خاطر پايمال شدن حق مردم و آزادگي و حريت و بيعت نكردن با ظالم ,كسيكه پدرش يعني معاويه نه از طريق راي مردم بلكه از كودتا به مقام خلافت رسيده بود.و در زمينه ارتباط ما كلام زيبايي در قرآن داريم كه خداوند وقتي موسي را مامور به امر به معروف و نهي از منر به درگاه فرعون كرد موسي گفت: رب الشرح لي صدري و يسرلي امري يفقهو قولي...سه دستور عملي خداي سينه ام را بگشا يعني صبر به من بده كارم راآسان و زبان را جوري كن كه حرفمرو بفهمه. (زبان گرم و نرم)زباني كه شخص احساس كنه خيرخواهشي,زبان دوستانه و انساني.تند و بدون احترام صحبت كردن كه ديگه شرح صدر نميخواد كه حضرت موسي براي از انسانيت ساقط شده اي مثل فرعون طلب ميكنه حال شما ببينيد با انسانهاي معمولي بايد چگونه بود.اما خواهر گرامي بيش از هر چيزي توجه داشته باشيد كه وقتي رفتار و طز زندگي شما خردمندانه و زيبا باشد اشخاص بطور فطري جذب شما ميشوند اما هيچكسي تا شما را نشناسدو نداند كه خودتان چقدر از كمال بهره داريد حرفتان را بسادگي نميپذيرد. اميدوارم موفق و سربلند باشيد.
|
|
| 29839 |
نام:
یاس
شهر:
ازناکجااباد
تاریخ:
10/29/2006 3:27:23 AM
کاربر مهمان
|
تو را به ان که می پرستی خود را مشغول هوسهایت نکن
|
|
| 29838 |
نام:
مجيد
شهر:
از كرج
تاریخ:
10/29/2006 3:17:35 AM
کاربر مهمان
|
به یاس ازشهر: دل
در رابطه با امر به معروف و نهي از منكر ما اول بايد از خودشروع كنيم، اول خودمان را تعليم بديم،بدونيم كه يك جاهل در اندرون خودمانست،اول به آون جاهلى كه در درون خودمون به تلقين كنيم و ياد بديم،يك موجود تربيت نشدهاى در درون خودمان هست،اول خودمون رو تربيت و كنيم،اول نفس خود رو موعظه كنيم, از نفس خود حساب بكشيم،همينكه خود رو اصلاح كرديم و صالح شديم، آونوقت مىتونيم مدعى شيم كه من مىتونم راهنماى مردم باشم،مصلح اجتماع باشم.على بن ابيطالب مىفرمايد:آن كسى كه خودش را تعليم و تربيت مىكند،بيشتر شايسته احترام است تا آن كسى كه مردم را تعليم و تربيت مىكند،چون آن
مشكلتر و مهمتر است.باز على بن ابيطالب چه جملهاى داره كه بايد بر لوح دل نوشت. فرمود:"الحق اوسع الاشياء فى التواصف و اضيقها فى التناصف"حق و عدالت در مقام سخنگويى و سخن سرايى و سخنرانى و در مقام زبان،دايرهاش از همه چيز وسيعتر است،يعنى در مقام سخن، ميدانى به اندازه ميدان حق باز نيست.اگر انسان بخواهد سخنرانى كند،بخواد حرف بزنه، از هر موضوعى بيشتر در اطراف حق مىشه حرف زد.اما در مقام عمل،ميدانى از ميدان حق تنگتر نيست.آنوقته كه انسان مىبينه چقدر مشكله!هموني كه آونقدر مىتونست در اطراف حق حرف بزنه،موقع عمل كه مىرسه مىبينه بر داشتن يك گام هم مشكله.مسئله بعدي اينه كه على بن ابيطالب مىفرمايد:امر به معروف و نهى از منكرآگاهى و بصيرت مىخواد، چون جاهل موقعى كه امر به معروف و نهى از منكر مىكنه،مىخواد بهتر كنه بدتر مىكنه.و چقدر در اين زمينه مثالها زياده!خدا عقل را براى اين آفريده كه بفهمىم،موشكافى كنىم،تحقيق كنىم. اوضاع زمان خود را درك كنىم، آينده را هم بفهمىم . امر به معروف و نهى از منكر مهارت مىخواد،دانايى،روانشناسى و جامعه شناسى مىخواد تا انسان بفهمه كه داره چكار ميكنه كه بد را بدتر نكنه ،يعنى راه معروف را تشخيص بده،ببينه معروف كجاست،ريشه منكر را تشخيص بده،.ائمه فرمودهاند:جاهل بهتر است امر به معروف و نهى از منكر نكند،چرا؟"لانه ما يفسده اكثر مما يصلحه"كسيكه ميخواد اين فريضه رو انجام بده بايد تشخيص بده اصلاً چه چيزي معروف است و چه چيزي منكره بايدپيش بينى كنه ,بتونه پيش بيني كنه كه آيا حرفش اثر ميگذاره يا نه?.نه تنها بايد به اوضاع زمان خودشان آگاه باشه بلكه بايد آنچنان جامعه شناس باشه كه مصائبى را كه در آينده مىخواد پيش بيايد،تشخيص بده و بفهمه ....بسياري از اشخاصي كه به اصطلاح امر به معروف و نهي از منكر كرده اند نه تنها در مقام مصلح نبوده اند بلكه بسياري از مواقع آگاهى و بصيرت راكه،شرط اساسى امر به معروف و نهى از منكرميباشد را نداشته اند..ما گاهى معروفها را به جاى منكر مىگيريم و منكرها را به جاى معروف.چه منكرها كه به نام امر به معروف و نهى از منكر به وجود نيامد!امااينكه شما گفته بوديد چه كلامي بايد بكار برد. همانطور كه گفته شد اين امر نياز به آگاهي در زمينه امورات دين و جامعه و روانشناسي دارد و در مرحله عمل از دو ابزار ميتوان استفاده كرد, علم ارتباطات وابزارهایى كه مىتواند منجر به منكر شود.
كسيكه ميتواند با مردم ارتباط موئثر برقرار كند يعني خود را جاي اشخاص بگزارد و ببييد مردم از چه برخورد و كلامي تاثير ميپذيرند. و مسئله بعد اينست كه ما نمىتوانیم و نباید افراد را مجبور به انجام فعل نیك كنیم، خود فرد باید در مورد آن با میل و رغبت در مورد آن اراده كند.اگر كسى نماز نمىخواند، نمىتوانیم با اجبار نمازخوانش كنیم.ولى در نهى از منكر اینگونه نیست. مثلا
|
|
| 29837 |
نام:
سا را
شهر:
یزد
تاریخ:
10/29/2006 2:23:00 AM
کاربر مهمان
|
شبی را گفتمش با بی قراری به غیرازمن کسی رادوست داری& دوچشمش ازخجالت برهم افتادمیا ن گریه هایش گفت اری
|
|
| 29836 |
نام:
گل نر گس
شهر:
ایران سرای من است
تاریخ:
10/29/2006 1:21:26 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام بر منتظران مهدی
يوسف گم گشته بازآيد ز کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزي گلستان غم مخور
یا علی
|
|
| 29835 |
نام:
فاطمه معین زاده
شهر:
اهواز
تاریخ:
10/29/2006 1:05:28 AM
کاربر مهمان
|
)برای پایان ماه مبارک(
خدایا، توروخدا!
تموم شد. مهمونی تموم شد. یه ضیافت مهربانانه سه هزار و بیست و شش روزه – از قرار هر شب قدر هزار تا، به اضافه بیست و شش روز مابقی اش – که به سرعت قورت دادن بدون استرس یه قولوپ آب هندونه گذشت و حالا هرکی هرچی برداشته، بره و تا سال دیگه حالشو ببره.
ما که جیبامونو تا جا داشت پر کردیم و حالا مونده ایم با یه مشت حاجت رنگ رنگی و کشکولی که آورده بودیم پر از زغال و سنگریزه، به امید اینکه همه شو یه جا و درهم بخری و جاش در و مروارید بدی. گفتی (والذین آمنوا و عملوا الصالحات لنکفرن عنهم سیئاتهم و لنجزینهم احسن الذین کانوا یعملون-عنکبوت7)، یادته؟ گفتی شک نکن که می تونم، ما هم گفتیم استغفراله، غلط کنیم اگه به مرامت شک کنیم، با مرام!
تو که زمین و آسمون و هر چی توشه، سه سوته توی شش روز راست و ریس کردی و توی ایکی ثانیه هم می تونی همه اش رو هوا کنی، ما که دیگه عددی نیستیم.
خدایا، هر کی ندونه، من و تو که خوب می دونیم! نشون به این نشون که خودت درگوشی به رسولت گفتی: نبئ عبادی أنی أنا الغفور الرحیم(49 حجر).
سی روز دست و پای شیطون پدرسوخته رو بستی و نشوندیش سر جاش که هی توی گوش سالممون زمزمه – بخون وز وز- نکنه. گفتی شیطون عددی نیست اگه دلت با من باشه. روی کرمت حساب کردیم اوس کریم. گفتی (انه لیس له السلطان علی الذین آمنوا و علی ربهم یتوکلون – که البته شیطان را هرگز بر کسی که به خدا اعتماد کرده تسلط نخواهد بود - 99نحل) آره بابا، ما هم حالیمونه. هی حرفای قشنگ قشنگ می زنی و پشت سرش می گی حقیقتأ این آیات برای «الذین هم یتفکرون» هاست، ولی ما رو دست کم نگیر فدات شم. اگه جزء «الذین هم یتفکرون» ها نیستیم، درست. ولی با این «الذین هم لایشعرون»ها هم قاطی مون نکن!
هی میگی (و من یقنط من رحمه ربه الا الضالون – و جز گمراهان، کسی از رحمت پروردگار خویش ناامید نمی شود- 56 حجر ) ، هی می گی (لاتخافا، إننی معکما، أسمع و أری – نترسید من با شما هستم، می شنوم و می بینم– 46 طه ) پس واسه چی ناامید شیم؟ واسه چی بترسیم؟
بعزتت قسم! لو انتهرتنی ما برحت من بابک! (ابوحمزه ثمالی) فکر کردی حالا آره دیگه! هی ما تق تق در بزنیم، یازده ماه نگهمون داری پشت در، ابری مون کنی، بارونی مون کنی، طوفانی مون کنی، فکر کردی می ریم؟ آخه من لی غیرک، یا حبیب من لا حبیب له! از پیش تو بریم، کجا بریم؟ ای همه کس و کارمون!
فکر کردی نشنیدم وقتی یواشکی در گوش رسولت گفتی (والذین عملوا السیئات ثم تابوا من بعدها و آمنوا إن ربک من بعدها لغفور الرحیم - 153 اعراف)؟
خودت گفتی پشت تو قایم بشیم وقتی (ینزغنک من الشیطان نزغ - 200 اعراف)، حالا اون بخشندگی ها و کرم و صفایی که حرفشو زدی و قولشو دادی، رو کن که جلوی این بی سروپاهای «فی قلوبهم مرض» با تو مفاخره کنیم که آره، عزیزدلی که می گفتیم اینه! اصلا ما رو با شماها چیکار؟ «لکم دینکم و لی الدین»، ما که چاکر دربست اوس کریممون هم هستیم، شما برید کشکتونو بسابید که خربزه آبه!
آره خدا، این همه گفتم که بگم توی این ماه رمضونی که تموم شد، کلی صفا کردیم با تو. کلی آمپر ترکوندیم، کلی دل فرشته سوزوندیم! بابا محشری به خدا! بیا و سالاری کن مثل همیشه، نذار دست شیطون به دلمون برسه و رشته های سی روزمون رو پنبه کنه. قسم به محمد(ص)ی که خیلی خاطرشو می خوای و می دونی که ما هم همه جوره خاطرخواشیم، بیا و ما رو رها نکن که باز بزمجگی کنیم و سرمونو عین بلانسبت چی بکنیم زیر برف که آره، کس
|
|
| 29834 |
نام:
fatemeh
شهر:
.......
تاریخ:
10/29/2006 1:59:33 AM
کاربر مهمان
|
با سلام:
مولانا Sayyed Nabi Raza Mir ABIDI يكي از روحانيون دوره ديده در حوزه علميه قم و دكتراي فلسفه و الهيات از دانشگاه تهران ميباشند كه اگر چه اصليت ايشان هندي است ولي چون ايران درس خوانده اند كاملا به بان فارسي مسلط هستند و همچنين به زبان انگليسي و زبان ژاپني و زبان اردو صحبت ميكنن. خدا حفظش كند كه بعد از آمدن ايشان به كمك پاكستانيها و ايرانيها توانستيم مسجدي ه قيمت 5 ميليون دلار خريداري كرده و البته اين مكان طوري طاحي شده كه تمام مليتهاي مذهبي اعم از فارس عرب ترك و كرد پاكستاني افغاني و مكزيكي و آمريكايي همه و همه بتوانند از برنامه هاي مجد به زبان خودشان استفاده كنند. و اگر رهبري و مديريت مولانا نبود شايد اين مسجد خريداري نميشد. تمام مراسم هاي مذهبي با اتحاد مسلمانان شيعه در اينجا برگزار ميشود.و مردم نسبتا كمك هاي مالي زيادي ميكنند. وجود چنين كانوني براي مسلمانان از اهميت خيلي بالايي برخوردار است. براي اينكه آنها روزهاي يكشنبه كه روز تعطيلي است بچه هاي خود را به اينجا ميآورند كه تعليمات مذهبي ببينند. براي اينكه اگر اينجور مكانها نباشد محيط بچه ها را در خود حل ميكند اما وقتي خانواده ها به مسجد ميآن هم يك ديد و ازديدي انجام ميشود و هم بچه ها اعتمادبنفسشان بالا ميرود كه تنها نيستند و بايد به مسلمان بودن خود افتخار كنند.
به هر تقدير حفظ هويت اينجا كار آساني نيست و ترويج حجاب آنهم با چادر كاري غير ممكن و حتي خطرناك است.اما بحمدالله با حفظ حجاب كامل از طريق مغنعه و روسري حتي بسياري از خواهران مشغول كار هستند و مشكلي هم ندارند.من عكس آقاي عابدي را هم در آدرسي نوشته بودم اما مثل اينكه حذف كردند. اين مسجد در ايالت كاليفرنيا است.
اينجا اينقدر به جوانان تحصيلكرده حوزوي رفته كه به بان انگليسي هم تسلط داشته باشند آنقدر نياز است كه اخيرا دو تا از پسرهاي دوستان كه فوق ليسانس مهندسي خود را تمام كرده بودند براي يك دوره دو ساله به حوزه علمه قم رفتند و وقتي برگشتند بطور مكرر در مراسم و ايالتهاي مختلف از آنها استفاده ميكنند و كلي هم عزت و احترام دارند. خوب عزيزان زياد صحبت كردم خواستم خاطر نشان كنم كه قدر علم و معرفت را بدانيم و اگر شما عزيزان استعداد داريد كه در اين راه باشيد بايد بدانيد كه جهاد فقط در جبهه جنگيدن نيست كسب علم و پيشرفت در امورات ديني نيز كه بسيار مورد نيز هست مثل جهاده. اميدوارم موفق باشيد.
|
|
| 29833 |
نام:
یاس
شهر:
دل
تاریخ:
10/28/2006 12:02:58 PM
کاربر مهمان
|
برای لیلی
من اطمینان دارم که اگر هر کس از خدا واقعا بخواد آن هم یک امری مثل ازدواج که در دین ما سفارش شده حتما اجابت می شه پس از خدا همسری با خصایصی که مد نظرتون است بخواهید و از کسی غیر از خدا نخواهید در ضمن مواظب باشید که چی می خواهد ، بعد روی خواستتون پا فشاری کنید . تنها راهش همینه .
از خدا بخواهید، و کم نخواهید . نگران موضوع هایی از این دست هم نباشید اگر همون چیزی باشه که می خواهید پس جور می شه اگر هم نه مطمئن باشید که همین بهتر است . ضمنا اگر من جای شما باشم دلم را به کسی که هنوز نشناختم نمی سپرم آخه یک ماه وقت خیلی کوتاهی است برای دل سپردن، دلی که باید جای بهترین ها باشه .
|
|