اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 29832 |
نام:
مبارز
شهر:
اهواز
تاریخ:
10/28/2006 11:44:22 AM
کاربر مهمان
|
سلام عزيزم
پشت کدامين لحظه بن بست جا ماندي تا ببيني
مبارزی اينجا مي خواست در تنهايي خويش آسمانش را باتو قسمت کند؟؟؟؟
وسعت آسمان تو آنقدر بزرگ بود که حتي تجسم آسمان کوچک مبارز در آن گم شد....
هيچ کس ندانست در بي پناهي شبهاي بي ستاره ام
چقدر لبان و قلبم ، پر از ستاره و دوستت دارم بود.....
و مبارز چقدر بر حقيقي بودنش برخود ميباليدم....
اما..............
شايد که ديگر مهم نيست
که از تو گلايه کنم......
ديگر از خدايم هم نخواهم پرسيد
که چرا سهم مبارز از اين همه سکوت و گذشت و عشقي بي آلايش
چيزي جز سركوب غرور ، سنگسار احساس و منطقهاي بي دليل نبود؟؟؟.......
مبارز ميرود تا در پس ستارگان خاموش خويش گم شوم
بي آنکه تو را در آسمان کوچکش گم کند.......
و ديگر هرگز از تو نخواهم پرسيد
که چــــــــــــرا وسعت آسمان تو
آنقدر بزرگ بود که حتي تجسم آسمان کوچک مبارزدر آن گم شد؟؟
مهربانم مبارزآرزو ميکنه دلت هميشه بهاري باشه و آرزو ميکنه شقايق هاي وجودت هيچ وقت پرپر
نشه و قصه ي غصه هات روزي به پايان برسه .
مبارزهمیشه به يادت هست
هرکجايي هستي
فصل گرما يا سرما
آن چه بايد اين است:
مبارزدوستت دارد .
امضا : مبارز خسته
|
|
| 29831 |
نام:
ثنا
شهر:
قم
تاریخ:
10/28/2006 11:11:32 AM
کاربر مهمان
|
سلام تورو خدا برام دعا كنيد خيلي دلم گرفته دارم میمیرم
نمیدونم چرا هرجی دعا میکنم خدا گوش نمیکنه
شما برام دعا کنید
التماس دعا
یا علی
|
|
| 29830 |
نام:
ثنا
شهر:
قم
تاریخ:
10/28/2006 11:08:53 AM
کاربر مهمان
|
سلام تورو خدا برام دعا كنيد خيلي دلم گرفته دارم میمیرم
نمیدونم چرا هرجی دعا میکنم خدا گوش میکنه
شما برام دعا کنید
التماس دعا
یا علی
|
|
| 29829 |
نام:
لیلی
شهر:
مجنون
تاریخ:
10/28/2006 11:07:44 AM
کاربر مهمان
|
دختری ۲۰ ساله هستم .خانواده ی اصیل و مذهبی دارم.
هفته ی اول ماه رمضان با یه اقایی اشنا شدم .ظاهر خوب و اراسته ای داشت. به من گفت من قصد ازدواج دارم و برای این منظور من شما رو انتخاب کردم و دوست دارم باشما بیشتر اشنا بشم.
من بهشون گفتم که من دختری نیستم که سر خود تصمیم بگیرم ....در نتیجه شماره ی منزل رو دادم و گفتم لطفا با خانوادم صحبت کنید.
دو سه روز بعد با خانوادم تماس گرفتند و صحبت کردند و از مادرم خواستن که اجازه بدن ما با هم صحبت کنیم و اشنا بشیم............
یک ماه رمضان را با هم صحبت کردیم و اشنا شدیم و در نتیجه از همدیگه خوشمون اومد..............
محسن به من گفت که من معمولا مستقل تصمیم می گیرم و البته با خانواده هم مشورت میکنم
من و محسن به هم علاقه داریم ودوست داریم با هم ازدواج بکنیم ..البته عاقلانه
حالا این وسط یه مشکلی هست و اون هم خانواده ی محسنه ............ از یه طرف برادرش مخالفه که از شهر دیگه ازدواج نکن و از طرف دیگه بدرشون هم ظاهرا سکته کردن (البته خفیف)
حالا این دو مورد باعث شده که خانواده ی محسن خواستگاری نیان و من هم خیلی نگران این هستم که نکنه خدایی نکرده....
حالا دوست عزیزی که وضعیت فعلی زندگی من رو خوندی ازتون می خوام برام دعا کنید که خدا من رو از این بی تکلیفی نجات بده و از تصمیمی که میگیرم یشیمونم نکنه.......
از اینکه به حرف دل یه دوست گوش دادین و درکش می کنید ممنونم.............................
التماس دعا
۶/۸/۸۵
|
|
| 29828 |
نام:
karin
شهر:
esfahan
تاریخ:
10/28/2006 10:50:46 AM
کاربر مهمان
|
toye bad moshkeli gharar gereftam lotfan komakam konid
|
|
| 29827 |
نام:
یاس
شهر:
دل
تاریخ:
10/28/2006 10:49:46 AM
کاربر مهمان
|
با سلام و احترام،
امروز توی جلسه مهدویت با بچه ها قرار گذاشتیم که تا آخر هفته 2 تا امر به معروف و نهی از منکر صحیح داشته باشیم . من مطالبی را که دوستان چند وقت پیش راجع به امر به معروف و نهی از منکر نوشته بودند، خواندم ولی این بار ازتون یک کمک متفاوت می خواهم. می خواهم لطف کنید و برای من بنویسید که با در نظر گرفتن این مراحل و مزایا و مفاسد اگر الان بخواهید یک نمونه از امر به معروف را و یا نهی از منکر را با فرض یک مخاطب انجام بدید جملات یا رفتاری که به کار می برید چی؟ یا دوست دارید در برابر، شما را چطور امربه معروف و نهی از منکرکنند. در چه مکانی؟ باچه بیانی؟ راجع به چه موضوعی؟ و یا اصلا اگر شما باشید ترجیح می دید سکوت کنید و بیننده باشید یا به این کار دست می زنید هرچند که مورد ملامت قرار بگیرید.
با سپاس فراوان
|
|
| 29826 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
10/28/2006 10:12:14 AM
کاربر مهمان
|
برای شاهد دوکوهه
این اتفاقی که مینویسم کمی به وضعیت دوست شما شبیه
دوست شما میتونه از بچه مذهبی هایی که میخواهند بیان خواستگاریش درخواست کنه (یا خودش یا از طریق واسطه ) که خودشون رو مذهبی جا نزنند تا بتونند از این وضعیت خلاص بشن - ابته مواظب باشند که به خاطر فرار از این وضعیت تصمیم عجولانه نگیرند چون ممکنه توی وضعیت بدتری وارد بشن:
بعد از آتیش سوزی مسجد ارک تهران یه عده ای از بچه ها دیدند یه پیرمردی توی اغلب مراسم های ایام محرم و همچنین مراسم هایی که بیاد شهدای مسجد برگزار میشه هستش و خیلی هم ضجه میزنه (سوزناک و دردناک) بچه ها رفتند سراغش بهش گفتن حاج آقا شما خیلی گریه میکنی جریان چیه پیرمرد گفت: ( من یه دختر توی این حادثه از دست دادم – دخترم خیلی مومن بود و عاشق امام حسین(ع) – اما من و بقیه خانواده اینطور نبودیم –خیلی اذیتش میکردیم –مسخر ه اش میکردیم –بهش محبت نمی کردیم – بعد از این حادثه خیلی ناراحتیم – چون میدونم دخترم عاشق امام حسین(ع) بود میام توی این مراسم ها تا دخترم ازم راضی بشه- یه شب اومد توی خوابم – بهش گفتم دخترم منو ببخش بهت بد کردم – دخترم یه نگاه بهم کرد و گفت
" من سوختم اما تو رو با امام حسین (ع ) آشتی دادم نمی ارزید "
|
|
| 29825 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همين نزديكي ها
تاریخ:
10/28/2006 10:10:04 AM
کاربر مهمان
|
يا حق
سلام عليكم
خوبين الحمدالله
fatemeh خانم شما از كجايين!؟
مي تونم در مورد Sayyed Nabi Raza Mir ABIDI سوال كنم!
مي خوام بدونم كيه ؟
كجاست؟
روحانيه ؟
فاطمه خانم خيلي برام مهمه !
بايد بدونم
ياعلي(ع)
هم قدم!...
يه سر به خيمه ي من بزني يه دنيا سپاست مي كنم...
تو جمكران به ياد همه بودم مخصوصاً سنگ صبورم و شما!
...
دوستان خيلي دعا كنيد
اين روزا درگيرم
بايد دعام كنيد تا خدا يه راهي برام بگذاره
كاش مي شد حداقل درد رو گفت و آروم شد
ولي بايد نگه داشت
دعا كنيد دوستان
دعا كنيد تا اين مشكل حل بشه تا بيشتر بتونم ببينمتون
ان شاءالله
يازهرا(س)
|
|
| 29824 |
نام:
ناز
شهر:
هالند
تاریخ:
10/28/2006 9:30:38 AM
کاربر مهمان
|
i am inlove with a guy, i adore him and i pray that god give him to me forever, how can i win his heart, he is just a best friend i know we both by wil of god will be very lucky...
|
|
| 29823 |
نام:
علی
شهر:
مشهد
تاریخ:
10/28/2006 8:54:59 AM
کاربر مهمان
|
بابا اینجا چقدر خلوته.....
هیچ کس اینجا نیس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آقا مرتضی از بسیجی چه خبر؟
عشقی جان تو خبری نداری؟
اصلا هستین بابا اینجا چه خبره هیچ کس نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بچه ها بسیجی مون چطوره کسی ازش خبری نداره؟
از خروش چه طور خروشمون هم که نیسس خیلی وقته غایبه...
بی معرفتم مثل اینکه دیگه رفته اصلا نیست کسی هم سراغی ازش نمیگیره ...
بی معرفت رفتی و دیگه به پشتتم نگاه نکردی ...
واسه بی معرفت دعا کنین و واسه خروش هم همینطور...
بچه ها دعا کنین بسیجی شهید بشه...
یا زهرا
|
|