هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
29772
نام: gomgashte
شهر: dyare eshgh
تاریخ: 10/26/2006 6:59:31 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به دیدگان پاکت

سلام به روح اسمامونیت

سلام به جسم خاکیت
سلام به دل خداییت
سلام به وجود مقدست
سلام به چفیه
سلام به شهدا
سلام به سجاده

سلام به الله اکبر

سلام به اشک شبانه
سلام به عاشقانه پرواز کرده
سلام به همسران داغدار
سلام به کودکان بی پدر
سلام به شهدای زمانه
سلام به جانبازان غریب

همچنین سلام به جفاکاران
سلام به ریا کاران
سلام بر تخت سلطنت تکیه زدگان بی وجدان
سلام به فریاد ....

سلام به رهبر عزیزم
سلام امام زمانم
سلام به شهدا
سلام به سید عزیز

سلام سلام سلام

خودت می دونی .....

یا حق
29771
نام: علمدار
شهر: دلتنگ علقمه
تاریخ: 10/26/2006 6:48:41 AM
کاربر مهمان
  سلام
از بچه ها خبري نيست...
عبدالزينب(كه واقعا يه خدا قوت بايد بهش گفت،از وبلاگشم از همين جا تشكر مي كنم...)
مومن خدا شدی علدار قلعه دیگه....
حاجي بازمانده عزيز
مبارز ......
منتظر گل گلاب هم محلي عزيز....كجاست...؟
عبدالفاطمه كه اصلا تحويلمون نمي گيره ها...(شمام خدا قوت)....
بيايد ديگه مومن هاي خدا دلمون براتون تنگ شده......
شاه علي
29770
نام: علمدار
شهر: دلتنگ علقمه
تاریخ: 10/26/2006 6:18:39 AM
کاربر مهمان
  الهم صلي علي محمد و آل محمد(عج فرج)
به جرم عشق و عاشقي به ما ميگن ديوونه
بزار ملامت بكنند يه خوب و بد مي مونه

دل من از روز عزل اسير يك نگاه
حسين و دوست داره مگه خاطر خواهي گناهه

ديونه ي حسينم و ويرونه ي حسينم
خراب و مست گوشه ي مي خونه ي حسيم

دل هر كي با ياري خوشه يار دل ما حسين
ترانه ا ي كه دل و مي بره صداي يا حسينه

عقل از سر من پريده او ديوونگي جا گرفته
حرف اگه داري با خدا بزن عقلم و خدا گرفته

منم يه روز عاقل بودم عشق تو مجنون كردم
ز شهر عقلو عاقلا يك بار بيرونم كرد

هر كي عاقله غمي داره روزگار در همي داره
عاشق نشدي نمي دوني ديوونگي عالمي داره

بهشت من حسين و سرشت من حسينه
نوشته در كتاب سر نوشته من حسينه

شاه علي مدد بر عمر لعنت
29769
نام: شهید نعمت الله رمضانپور
شهر: مازندران-رويان
تاریخ: 10/26/2006 6:17:50 AM
کاربر مهمان
  برادران و خواهران عزیزم دل به دنیا فکرآخرت خود بوکنید.
29768
نام: ناشناس
شهر: مازندران-رويان
تاریخ: 10/26/2006 6:11:25 AM
کاربر مهمان
  یابن الحسن (عج) روحی فداک متی ترانا ونراک پس کی می آیی اللهم عجل لولیک الفرج
29767
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 10/26/2006 5:34:43 AM
کاربر مهمان
  از میان نوشته های بسیجی شهید محمد ایرانشهری
یک روز که خیلی عجله داشتم و می خواستم برم شاید ببینمش،یکی از بر و بچه های قدیمی که زیاد تو فاز من نبود به تورش خوردم،سلام گرمی کرد وبا خنده ی زیرکانه ای گفت:
به به چطوری اقا؟
گفتم: بد نیستم.گفت:توی راه یکی از بچه های قدیمی رو دیدم بهش گفتم فلانی کجاست وچی کار می کنه.گفت بد نیست وباخنده گفتعاشق شده .بعد تصمیم گرفتم بقیه ی ماجرا رو از زبون خودت بشنوم.خواستم بعد از ظهر یه سری بهت بزنم که خب اینجا دیدمت.
گفت :بگوببینم از خودت بزرگتره؟
گفتم :اره.
گفت:چرا از خودت کوچیکتر انتخاب نکردی؟
گفتم:از بزرگتراشون بیشتر خوشم میاد.
گفت:دمت گرم.خیلی رک شدی.کجا می رفتی؟
گفتم:می رفتم اگه بشه سر قرار ببینمش.
گفت:باچی می ری؟
گفتم:با اتوبوس.
گفت:بلیط خریدی؟
گفتم :اره.
گفت:اگه نداری بهت بدم.
گفتم:نه،خریدم.یه مقدار راه رو هم باید پیاده برم.
گفت:پیاده رویش زیاده؟
گفتم:برای من نه.
گفت:می فهمم.عاشقی پایت را از تو گرفته.
گفتم:ولی پیاده رویش بی خطر نیست.
گفت:منظورت اینه که شاید بگیرنت؟
گفتم:شاید بگیرنم،شاید بکشنم یا ناقص العضو بشم.
گفت:بی خیال ممکنه بگی از کجا پیداش کردی؟
گفتم :خودش اول امد،منم شناختمش،بعضی وقت ها باهاش قهر می کنم و یادم می ره،ولی دوباره باهاش اشتی می کنم اما اون هیچ وقت با من قهر نمی کنه.
گفت:منم میشناسمش؟
گفتم:اره،تقریبآ.
گفت:قصدت چیه؟
گفتم:دامادبشم.
گفت:خانوادت راضی هستن؟
گفتم:نه ولی مجبور میشن راضی بشن.
گفت:مادرت بفهمه چی؟
گفتم:ممکنه از غصه دق کنه.
گفت:نمی ترسی؟
گفتم:خدابزرگه ،منم مثل بقیه عاشقا.
گفت:تو ساک چی داری؟
ادامه دارد...
29766
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 10/26/2006 5:26:02 AM
کاربر مهمان
  سلام
علمدار عزیز مومن ازکجامیدونی برادر ما درس نداشتیم ونداریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟دوران سختیه اما بعدها که بهش نگاه کنی میفهمی که یکی از شیرین ترین دوران زندگیت همین درس خوندن بوده که قدرشو ندونستی.البته زیاد هم سخت نگذرون که ....
دانشگاه ودرس وهمش بهونس برای رسیدن به اصل موضوع که خیلیا رفتن دانشگاه ویادشون رفت که اصل قضیه چی بود وای بابا ولش کن مومن.
موفق وموید باشی
29765
نام: ....
شهر: ....
تاریخ: 10/26/2006 5:16:57 AM
کاربر مهمان
  عبدالفاطمه یه کم سرش شلوغه ونتونسته بیاد خانومی
نگران نباش.حالش هم خوبه وکم کم پیداش میشه
29764
نام: محسن
شهر: صدا را می شنوی؟
تاریخ: 10/26/2006 4:47:36 AM
کاربر مهمان
  سوره:آل عمران
و شتاب كنيد براى رسيدن به آمرزش پروردگارتان; و بهشتى كه وسعت آن، آسمانها و زمين است; و براى پرهيزگاران آماده شده است. (133)

همانها كه در توانگرى و تنگدستى، انفاق‏مى‏كنند; و خشم خود را فرو مى‏برند; و از خطاى مردم درمى‏گذرند; و خدا نيكوكاران را دوست دارد. (134)

و آنها كه وقتى مرتكب عمل زشتى شوند، يا به خود ستم كنند، به ياد خدا مى‏افتند; و براى گناهان خود، طلب آمرزش مى‏كنند -و كيست جز خدا كه گناهان را ببخشد؟- و بر گناه، اصرار نمى‏ورزند، با اينكه مى‏دانند. (135)

آنها پاداششان آمرزش پروردگار، و بهشتهايى است كه از زير درختانش، نهرها جارى است; جاودانه در آن ميمانند; چه نيكو است پاداش اهل عمل! (136)
29763
نام: علمدار
شهر: دلتنگ علقمه
تاریخ: 10/26/2006 4:46:40 AM
کاربر مهمان
  سلام

امروز عشقم كشيد و سري به حرف دل زدم

آتش عشق تو رو بر دل ديوونه زدم..

نديدي نمي دوني ديدم و ديوونه شدم

ديدم و ديوونه شدم................

سلامي چو بوي بد دوري.......

حال همگي كوكه......

بينم بيني همگي چاغه....

خب خدا رو شكر.....

خدا رو شكر...

دلم برا همتون يه ذره شده....

اما چه كنيم كه درس و زندگي و بچه و .....مشكل...

نمي زارن به شما يه گوشه چشمي بكنم...

منم مي دونم دلتون برام تنگ شده....

مي دونم كه دلتون مي خوادمث بمب اتم بتركه ولي جلوي خودتون رو مي گيريد.....

مي دونم چشاتون برا من هر روز باروني بود.....

مي دونم كه دلتون تيكه تيكه شد از دوري من.....

شوخي كردم......

يه كم بخنديد....

خب خدا رو شكر كه عمري بود.....

و تونستم دوباره بيام...توي خيابون دل...

دلتون كه ديگه كثيف نيست ها.....

سبز سبز ديگه...

خب الحمدالله.....

بسيجي جان شهيد شدي انشالله....

رفتي پيش آقا برا ما هم دعا كن......

آقا مقداد چطوري داداش....

شاهد...

مبارز چي شد....پس خانمت كوش.....

بدون خانم مي ياي حرف دل.....

شاهد جان خوبي ايشالله.....

شاهد جان درس نداري نفست از جاي سرد بلند ميشه....

بابا ديگه جوش اورد مخم..اين دو روزه رو يه مرخصي برام رد كردن...

تا يه كم اصطراحت كنم.....

خب من امروز و فردا مزا حمتون مي شم.....

شاه علي مددبر عمر لعنت
<<ابتدا <قبلی 2983 2982 2981 2980 2979 2978 2977 2976 2975 2974 2973 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2978&mode=print