هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
29762
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 10/26/2006 4:23:42 AM
کاربر مهمان
  پاداش صفات نيك ، از كافر

به نقل على بن يقطين ، امام موسى بن جعفر (ع ) فرمود: در بنى اسرائيل مرد با ايمانى بود، كه همسايه كافر داشت ، ولى آن همسايه كافر، نسبت به همسايگان خود نيك رفتارى مى كرد، تا اينكه آن مرد كافر از دنيا رفت .
خداوند براى آن كافر، خانه اى از نوع گل بنا كرد، تا آن خانه مانع از حرارت آتش جهنم گردد.
به آن كافر گفته شد، اين (دورى از آتش ) بخاطر نيك رفتارى تو نسبت به
همسايه مؤمن خود مى باشد.
در نقل ديگر آمده : عبداللّه بن جدعان كه يكى از كفار معروف و از سران قريش بود، در حال كفر از دنيا رفت ، رسول اكرم (صلى اللّه عليه و آله ) فرمود:
((سبك عذابترين اهل دوزخ ، ابن جدعان است )).
شخصى پرسيد: چرا؟
فرمود: انه يطعم الطعام : ((او به گرسنگان غذا مى رساند)).

29761
نام: گم شده
شهر: تبریز
تاریخ: 10/26/2006 4:07:25 AM
کاربر مهمان
  هوالمعشوق :
با سلام
دنیای خاکی سر پر هوس بنی آدم را چنان گرم می کند که حتی به عزیزتزین باغ هم نمی تواند سر بزند . دلم تنگ می شد . اما همه تان را به یاد دارم .
برادر عزیزم از میل ارسالی تان ممنونم . از اینکه هنوز هم توی باغ شهید آوینی کسی گم شده را به یاد دارد خوشحالم .
عبدالفاطمه ، حسین کیمیا ، بازمانده ، عاصی ، خاک، بی قرار ، سرنا، ناشناس ، و همه اونهایی که خوب و دوست داشتنی اند .
عید فطر بر همه تان مبارک . ( هر چند دیر شده اما خوب دیگه ... )

التماس دعا
29760
نام: mj
شهر: pa
تاریخ: 10/25/2006 6:26:31 PM
کاربر مهمان
  پس چي فكر كردي حادثه جان اين بچه ها دلاشون مثل ياسه. خدا را شكر كه مادرو ه به آرزويش رسيد.
29759
نام: حادثه
شهر: زمین
تاریخ: 10/25/2006 5:53:11 PM
کاربر مهمان
  سلام..من همونی ام که همش میام و به دل نوشتهای شما سری می زنم به اونایی که اردات خاصی به شهید اقا سید مرتضی اوینی دارن همونی که قبل شبهای قدر اومد گفت مادرش خیلی دوست داره بره مسجد جونش به مسجد بسته است اما بخاطر بیماریش نمیتونه جایی بره .....یادتونه گفتم دلم خیلی گرفته ست .یادتونه که گفتید براش دعا مکیند الان اومدم بگم مامانم من رو بردن مسجد وقتی شب احیا 23 رفتم مسجد و بابام شیفت شبش بود مامانم خونه تنها بود .وقتی بعد نماز صبح اومدم خونه دیدم مادرم خیلی خوشحاله گفتم چی شده گفت منم اومدم مسجد ..بهش گفتم چطوری امکان نداره ..چرا ندیدمت تو که نمی تونی !!..گفت عزیزم منو بردن گفت چند تا جوون که صورتاشون پر از نور بود مثل شهدابودن بهم گفتن چرا اینجایی و بعد گفتم من نمیتونم برم گفتن ما شما رو می بریم رو همون تخت ....نمیدونید مادرم چه حالی داشت بعد مادرم گفت تو مسجد یه خانم که صورتش رو ندید بهش گفت هر چی میخوای به پسرم امام رضا بگو بهش گفت دورکعت نماز بخون و ...ناراحت نباش ما همیشه با شما هستیم.چون شما همیشه بیاد ما هستید .بعد دیدم یکم بلند اما بعد نشست مادر من نمیتونست بلند شه اما اون شب پاهاش رو تکون داد من از تعجب نزدیک بود غش کنم فوری زنگ زدم به بابام .پدرم فکر کرد حتما اتفاق بد ی افتاده اما وقتی اومد دید نمیدونید چه حالی داشت ...سه تایی کلی گریه کردیم اینقدر که دیگه خورشید دراومد ...فقط اومدم بهتون بگم شما ها خیلی خوبید ......بقول مادرم اول فرج اقا بعد سلامتی رهبر و بعد شفای همه مریضها چه جسمی و چه روحی

متشکرم از همه تون ..
29758
نام: صنم
شهر: شيراز
تاریخ: 10/25/2006 5:43:44 PM
کاربر مهمان
  در خرابات مغان نورخدا ميبينم
اين عجب بين كه چه نوریز کجا ميبينم
29757
نام: شبنم
شهر: شیرار
تاریخ: 10/25/2006 5:33:28 PM
کاربر مهمان
  مامانم خيلی دوست داره بره خانه ی خدا ولی پول نداره خيلي ناراحتم.
خىايا هر جوري هست پولي فراهم كن تا دل مامانم شاد شود.
29756
نام: نرگس
شهر: ............
تاریخ: 10/25/2006 5:03:49 PM
کاربر مهمان
  ديگه نگفتم همچين نقطه بزاريد كه در و ديوار قلعه از تعادل خار ج بشه و همه ما كج و معوج بشيم ......از اين شوخي نداريم. آدمين خسته نباشي .....لطفا پيام 29761 را حذف كن. هر كي بياد اينجا وحشت ميكنه....ما نقطه تنها قبول نميكنيم......از باور بیهودگی خویش در گذر. کسی را شاید با تو نیازی باشد.......كار كنيد ..كار ...بريد سوادتون رو بالا ببريد ...نقطه تنها ي بدون پيشوند و پسوند معني نداره.......
آهان تا يادم نرفته نرگس از شهر نقطه ها نيز اتحاد اهالي تالار با اهالي حرف دل تبريك گفته و اميدوار استكه اين اهاليه زودجو ش جز اعضائ دائمي حرف دل شوند و از اطلاعات مفيد خود ما را بهره مند كنند. ضمنا آن آدرسيهم كه را مراسم عزاداري شهداي عمليات مرصاد نوشته بوديد كمي مشكوك است . در ارتباط با اين عمليات هرچه در كامپيوتر تحقيق كردم چيزي پيدا نكردم. ......بعضي وقتها هم بايد زرنگ بود هر آدرسي دادند نبايد راه افتاد و رفت . اصلا شايد منافقين باشند و دام هايشان. مواظب باشيد..
29755
نام: عطیه
شهر: تهران
تاریخ: 10/25/2006 4:50:44 PM
کاربر مهمان
  عاشق یکی شدم که علمش خیلی بالاست می دونم نه به اون میرسم نه لیاقتش رو دارم برای همین عشقش رو بیرون کردم و می خوام حداقل کمی مثل اون بشم.اگه کسی هست میتونه منو addکنه
29754
نام: نرگس
شهر: ............
تاریخ: 10/25/2006 4:33:33 PM
کاربر مهمان
  "هرگز لبخند را ترک مکن حتي زماني که ناراحتي
چون امکان دارد کسي عاشق لبخند توباشد"

آره بخدا بازم تكرار ميكنم. به همه بي معرفتا و با معرفتا كه هيچ چيزي قشنگتر از تعادل نيست..............................همه معنيهاي قشنگ رو ميشود در تعادل پيدا كرد. امروز يعني همين چند ثانيه پيش متوجه شدم كه ريشه كلمه تعادل همون عدله.....................عبدالزهرا ميبيني كه منم نقطه اي شدم. فاطمه خانوم چي شد كه تو هم به شهر نقطه چينها هجرت كردي?????????????????????..........................اگر ديديد بعضي حرفا به سادگي پاک شدني نيستند بدونيد از دل بلند شدن................شما هم اگر دوست داشتيد بياييد زير اين نقطه چينها فرش پهن كنيد. ...................نميدونم بجاي نقطه چينها چه بايد بزارم ...............امروز يك چيز ديگر ياد گرفتم و ان اين بود كه كلمه روضه يعني باغ وقتي ميگن روضه بخونيد يعني بياييم برويم در باغ قديسين..................معمولا هم باغ يك جاي خوش آب و هوايي است كه روح بخش است............باصفاست..............پر از گل و بلبل و پروانه است.............مرغ عشق داره.........ميوه داره......باشد تا معاني اسلامي را بدرستي دريابيم......به اميد آنروز...........
29753
نام: بی قرار
شهر: تهران
تاریخ: 10/25/2006 4:24:44 PM
کاربر مهمان
  سلام به اهل دلیها!
۱.شاهد عزیز!
روی چشمم....ان شاالله تا شنبه موضوعم رو مشخص می کنم...فعلا" خیلی گرفتارم.
۲.آقا میگم خوبه این تالار خراب که میشه حرف دل هست که یه سرپناه واسه همه درست کرده که تالاریها کارتن خواب نشن.!!!! البته خارج از شوخی ما خوشحال میشیم بروبچه های تالار رو اینجا ببینیم.
۳.یه خوش آمد به رفقایی که دارن کم کم پایه ثابت حرف دل میشن...یاسمن و ....
دعا بفرمایید.
موفق باشید.
داداش کوچیکتون بی قرار.
<<ابتدا <قبلی 2982 2981 2980 2979 2978 2977 2976 2975 2974 2973 2972 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2977&mode=print