اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 29612 |
نام:
هر چه ميخواهي اسمش را بزار
شهر:
دزفول
تاریخ:
10/23/2006 7:57:19 AM
کاربر مهمان
|
آيا شما امسال طور ديگه اي قرآن راخوانديد ياباز
هم مثل هرسال فقط به فكر ختم آن بوديد
|
|
| 29611 |
نام:
رضا
شهر:
كوير
تاریخ:
10/23/2006 7:49:19 AM
کاربر مهمان
|
سلام
آيا شما هم دوست داريد كه در اين شبها به آسمان نگاه کنيم و رفت و آمد مدام فرشتهها را ببينيم که نور ميبرند و مي آورند ؟ صداي بالهايشان را بشنويم که بيدار باش ميدهند به او که همه ي اميدش را به اين نيمه شبهاي پرماجرا ، بسته است...!
دوست داريم خاک بشويم ، خاکِ بر مزار نشسته ي حسن در غربت بقيع مدينه ، تا که بادِ بالهاي فرشتههاي خدا بلندم کند و درست بيايم بنشينم ميان محراب مسجد کوفه تا اشکهاي علي ترم کند...!
دوست داريم پرواز کنيم و برويم بارگاه سلطان خراسان که شنيدهايم عادت دارد رمضانها ، سفره ي خود را با غلامان و خدمتکاران يکي کند. بنشينيم و يک جرعه از شراب معرفتش بنوشيم ، تا رضا شويم...!
دوست داريم زير بارش باران شهابي آسمان اين شبها ، آنقدر خيس نور شويم که چشمانمان ديگر نتوانند خودم را ببينند ! بشويم همه او ! عين او ! نور !
خدايا !
اين نيمه شبها را به خاطر تو دوست دارم. تو که در نيمههاي شب ندا ميدهي:
کسي هست که از من چيزي طلب کند و دهم ؟!
کسي هست که دعا کند و اجابتش کنم ؟!
کسي هست که آمرزش بخواهد و او را ببخشم ؟!
کسي هست که اميد بسته باشد و او را به اميدش رسانم ؟!
کسي هست که آرزويي داشته باشد و برآورم ؟!
و جوش و خروش در جانم بيفتد که من! خدايا من! من!
منم که بند پاره ي دل را به آستانت گره زدم ! بازش کن!
منم که کوله بار کوله بار آرزو و/ تمنّا بار خود کردم و آوردم ، سبکاش کن!
منم که چشمهايم تشنه ي توست، سيرابش کن!
اللهمّ بارک لنا رمضان و اعنّا علي صيامه و قيامه ! .../
*** سفره هاتان پر فطر ***
* دلهاتان پر عشق ،سبدهاتان پر سيب ،ديده هاتان پر مهر و لبهاتان پر خنده *
عيد سعيد فطر مبارك
التماس دعا
|
|
| 29610 |
نام:
!!!!
شهر:
!!!!
تاریخ:
10/23/2006 7:47:35 AM
کاربر مهمان
|
چرا باید این عملیات ها آنقدر جدی باشه که تعدادی کشته(شهید!)بده آخه الانم که جنگ نیست خودمون با مبارزامون می جنگیم!!
|
|
| 29609 |
نام:
مريم
شهر:
تهران
تاریخ:
10/23/2006 7:27:31 AM
کاربر مهمان
|
سلام. امروز که روز آخر (شاید) ماه رمضونه اتفاقی اومدم توی این سایت.
دلم می خواهد درد دل کنم شاید هم فریاد بزنم . ماه رمضون امسال هم تموم شد مثل همیشه اگر چه بعضی وقتها از زور خستگی کار و درس خسته می شم و می گم بهتر که زودتر تموم بشه ولی وقتی تموم می شه دلم می گیره سحر و افطار لحظه های خیلی باشکوهیه ولی من قدرشو ندونستم دارم به این فکر می کنم که من که اینقدر به شبهای قدر دل بستم و برنامه ریزی کردم که دعا کنم امسال حاجت می گیرم یا مثل ۲ سال پیش باز هم باید صبر کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کاشکی بگیرم ان شاءالله اگه خدا بخواهد به حق امام زمان اول حاجت همه و بعد هم مال من الهی آمین
|
|
| 29608 |
نام:
نرگس
شهر:
اهواز
تاریخ:
10/23/2006 7:26:02 AM
کاربر مهمان
|
عشق زندگی
|
|
| 29607 |
نام:
عشقی
شهر:
عشاق
تاریخ:
10/23/2006 7:23:58 AM
کاربر مهمان
|
سلام
بابا علی جان من اصلا بسیجی رو نمیشناسم فقط میدونم تو حوزه مقاومتشون چنین خبر هایی بوده و یک گروهان هم شهید و زخمی داشتن و این آقای بسیجی هم ظاهرا مسول عملیات بود البته تو حوزه مقاومتشون ، که تقریبا یک سال پیش یک منافق از حوزه پیدا شده که نفوذی بوده و همه اطلاعات حوزه رو میدونسته به دستور نیروی انتظامی و سپاه این فرد (منافق) کشته میشه و بعد از اون به همین بهانه این منافق ها که یک باند داشتن علیه سپاه در اومدن و با مجوزی سپاه خودش وارد صحنه شده چون فکر میکردن تعداد افراد این منافق ها کمه بسیج رو وارد صحنه میکنن خیلی راحت پیش اونا رفتن و بعدا دیدن نه بابا جریان چیز دیگیه جنگ سختی میگذره و یک گروهان به باد فنا میره و همه شهید و جروح میشن و البته دشمن هم کاملا منهدم میشه ... و اینا ظاهرا شش تا دوست بودن که از این جا به بعدش هم از دست خط خود بسیجی من فهمیدم که ازشون سه نفر باقی میمونه...
ضمنا یک توصیه سعی کنید از بسیجی نخواین که بنویسه چون هر چی باشه تو بیمارستانه دیگه فکر کنم براش خیلی مشقت داشته باشه... التماس دعا
|
|
| 29606 |
نام:
سیدمحمدامین عالمی
شهر:
کابل
تاریخ:
10/23/2006 7:17:04 AM
کاربر مهمان
|
ازشما خواهشمندم برایم مقالات ادبی بفرستید
|
|
| 29605 |
نام:
نرگس
شهر:
ساری
تاریخ:
10/23/2006 7:12:15 AM
کاربر مهمان
|
از همه مثنفرم
|
|
| 29604 |
نام:
جواد
شهر:
قم
تاریخ:
10/23/2006 7:10:22 AM
کاربر مهمان
|
در شعله و شور عشق پروانه صفت بودند
تا کرببلا میرفت آن بال که بگشودند
دیدند گلستان را در شعله چو ابراهیم
گفتند خداوندا آماده این راهیم
شهید واژه ای است مقدس که زبان قاصر است از توصیف آن شهدا التماس دعا
|
|
| 29603 |
نام:
غلام
شهر:
خرمآباد
تاریخ:
10/23/2006 6:57:56 AM
کاربر مهمان
|
معصومه داری چکار می کنی
|
|