هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
29472
نام: اسی پلنگ
شهر: طهرون
تاریخ: 10/20/2006 12:23:27 PM
کاربر مهمان
  به نوم خودش
اخدانوکرتم ماهت هم اومد ورفت وادم نشدم
توراقسم به شاه کربلا ردیفم کن تاتوزندگی رله بشم
پاپتی میخونتم
29471
نام: eli
شهر: toronto canada
تاریخ: 10/20/2006 11:36:51 AM
کاربر مهمان
 
man mikham bedanam ke chat mikonam va dorogh migam che hokmist va gahi akse in khareji ha ra be jaye khodam miferestam
29470
نام: نرگس
شهر: ............
تاریخ: 10/20/2006 11:18:54 AM
کاربر مهمان
  سلامي چو بو ي خوش آشنايي. خوب خدا رو شكر غائبين يواش يواش داره پيداشون ميشه.......نكنه نرفته بوديد معراج? سوغاتي هم آورديد? از تير و تركش هاي شيطون چه خبر?الهي كه سلامت باشيد. در ضمن ناشناس عزيز خوشحاليم كه برگشتي سومين بزرگداشت مال شما بود........ راستي آقا مقداد از هم ولايتيت ون مبارز چه خبر نكنه بلايي سر خودش آورده ? نكنه از فرط عشق كار دست خودش داده باشه?...
و اما برو بچه هاي حاضر مثل اينكه يادشون رفت كه بايد براي بسيجي دعاكنيد. لطفا يه صلوات دسته جمعي. بلند بفرست تا كور شه چشم دشمن.....جواب پيشنهاد mj رو هم نداديد. من كه فكر ميكنم پيشنهاد خوبي باشه. بسته به اينه كه چقدر وقت بشه روش گذاشت..آقا هادي از كرمان شما هم به اين جمع خوش اومدي شعراتم قشنگه . مطلبتم جالبه. آره راست ميگي بخدا زندگ ماشين داره همه چيزرو عوض ميكنه. آدم موندن خيلي سخت شده. مرد بودن و تكيه كردن به مردانگي هم چندان كار آسوني نيست. البته اگه زنا كمي از توقعاتشون كم كنن ممكنه وضع بهتربشه...يه نكته روزي يه مطلب بيشتر باعث بر هم خوردن فضاي اينجا ميشه. و كار بقيه رو سخت ميكنه. مگر اينكه در ادامه مطلب قبل باشه. البته اين نظر منه....قبلا هم سر و صدا راجع به اين موضوع زياد بوده. خوب من مثل شماها زياد عادت به نوشتن ندارم ولي خيلي دو ست دارم بيام و چيز ياد بگيرم . از نوشته عليرضا غزوه هم خيلي لذت بردم. به قول اون دوست خارجي اينجا داره خيلي educational ميشه . اگه درست اسپل كره باشم...خوب به امان خدا . مارو از دعاهاتون فراموش نكنيد. تا روز يا شبي ديگر خداحافظ
29469
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 10/20/2006 10:15:59 AM
کاربر مهمان
  اسلام علي قلب الزينب الصبور

سلام آقا سيد مرتضي

سلام سيد..... خوبي.

سيد امشب مي خوام دعوتت كنم توروبه خونه ي دلم به دلم كه ببيني چقدر كثيف.

سيد كجاي اين عالم جاي ماهاست.

كجاي اين عالم.

سيد دلم مي خواد بزني زير گوشم بگي برو گم شو بيرون.

برو گم شو بيرون از اين قلعه كه بوي گندت همه جا رو گرفته.

ولي چه كنيم كه تو كرمت بيشتر از ايناست هيچوقت به مهمونات همچين حرفي نمي زني.

سيد امروز چه درسي بهم دادي.سيد مي دونم بي بي اونطرفه . به خال لبه آقا مهدي.

سيد به بي بي بگو يه آدم گناهكار اينطرف منتظرشه .

سيد اينطوري بگو بگو اگه تو رو نبينه مي ميره.

بگو تو گناه مي ميره آخر.

سيد يه طوري بگو دلش بسوزه.
يه طوري بگو دلش بگيره.
مي دونم خودش دل شكسته است.

ولي سيد درسته دل ما ها كثيفه. درسته ماها تو اعمالمون جز بدي چيزي نداريم.

ولي بد كارا دل ندارن . اخه خرابه نگاه زينبيم.
بي بي جان امروز دلم رو آتيش زدي.
امروز خورد شدم شكستم.يادته مي گفتم بشكون اين عبدالزينب و امروز ديگه شكستي.
بي بي عبدت از نظر خوبي پيش همه داره كم مياره.
امروز يه چيزايي رو فهميدم كه سرم داره مي تركه داره مي تركه.
ده ببر اين عبدت و بي بي ده ببر ديگه.

خدايا خدايا خدايا دارم مي تركم .
من ظرفيت ندارم ندارم خدا.تا حالا همچين چيزايي نديدم.
مي دونم اينكار و كردي كه عبد الزينب و بسوزوني ...بهم گفتي حتما اينكا رو بكنم كه بسوزونيم.

به درك هيچ اشكالي نداره .عبدالزينب دلش بزرگتر از ايناست.بزرگتر از اينا.
درسته آدم بدي ولي.....
گر نگاهي به ما كند زينب دردها را دوا كند زينب كم مخواه از عطاي بسيارش هر چه خواهي عطا كند زينب.
اين و فقط تكرار مي كنم بي بي.بي بي ما اميدمون اول به خداست بعد هم به شما.
چيز ديه اي تو اين دنيا نداريم.

ماها نمازمون ...شب زنده داريمون ..قرآن خوندنمون....همه چيمون مشكل داره.ببين خداكار خوبمونم مشكل داره ديگه سر به زانوي چه كسي بزاريم.
دارم مي تركم ده بيا ببر.ده ببر ديگه.مي خواي فرصت چي بدي.مي خواي فرصت بدي ادم شم نه من همين حيووني كه هستم مي مونم.
آدم نمي شم.نمي شم.تموم كاري كه بلدم يه پيرهن مشكي پوشيدنه.
يه علي گفتنه يه يازينب گفتنه.

مي دونم خيليه...هيچ عيبي تداره.نمي دونم فقط چشام خيلي پر اب شده.
هزاران حرف دارم ولي اين گريه ها امونم رو بريدم نمي تونم اين صفحه كليد و ببينم.
من افطار مي رم هر كي دوست داره بياد
كي امشب هم درد بياد.كي دلش گرفته بياد.سيد تو هم بيا.

يا زينب











29468
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 10/20/2006 9:02:16 AM
کاربر مهمان
 
زان تشنگان هنوز به ایام می رسد

فریاد العطش ز بیابان کربلا
29467
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 10/20/2006 8:59:10 AM
کاربر مهمان
 
آهاااااااااااااااااااااای

کجائید

سربازای قلعه کجا رفتید

بر و بچ همه غایبن ؟

یعنی کار رو به جایی رسوندید که من که اخراجی ام بیام حضور و غیاب کنم

شاهد؟
مقداد؟
عبدالزینب؟
عبدالفاطمه؟
علمدار؟
نرگس؟
fatemeh ؟
روشنک ؟
مبارز؟
.
.
.
.
.
.
.
منتظر جوووووووووون

کجایید

یوووووووووووووووووووهوووووووووووووووو
29466
نام: توبگو
شهر: هرجا تو باشی
تاریخ: 10/20/2006 8:53:01 AM
کاربر مهمان
  ...وعشق شروع هر چه در انتظار مرگ است،ووقتی اشتی می کنی یعنی همه چیز دوباره اغاز می شود وانجاست که کلام را یارای ادامه نیست،وقتی گریه ای انهم با تمام وجود،تو رایاریگر است دیگر هیچ نمیخواهی تنها نگاه پرخنده ی تو ... آرامش تمام ناشدنی تو وهمیشه زندگی در بودن تو در التهاب وصف ناشدنی تو وتا ادامه تو تو وتو ...
29465
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 10/20/2006 8:48:50 AM
کاربر مهمان
 
بر سر خان بلا ایوب و شاه و کربلا

هر دو مهمان اند و اما این کجا و آن کجا

اصغر اندر گاهواره یونس اندر بطن حور

هر دو عطشان اند و اما این کجا و آن کجا

پور ابراهیم، اسماعیل و اکبر کربلا

هر دو قربان اند و اما این کجا و آن کجا

ماه گردون در فلک ماه بنی هاشم به خاک

هر دو تابان اند و اما این کجا و آن کجا

مریم از هجر مسیح و زینب از داغ حسین

هر دو گریان اند و اما این کجا و آن کجا

یوسف اندر قعر چاه و شاه دین در قتلگه

هر دو عریان اند و اما این کجا و آن کجا
29464
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 10/20/2006 8:46:25 AM
کاربر مهمان
  سلام
خسته نباشید دوستان
ببخشید که بی خبر میام و بی خبر میرم
فعلا یه نیم ساعتی هستم
تا ببینیم خدا چی می خواد
29463
نام: رضا
شهر: نیشابور
تاریخ: 10/20/2006 8:37:00 AM
کاربر مهمان
  ما توی محله مسجد شهید اوینی هستیم
<<ابتدا <قبلی 2953 2952 2951 2950 2949 2948 2947 2946 2945 2944 2943 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2948&mode=print