هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
29382
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 10/19/2006 6:12:24 AM
کاربر مهمان
  اسلام علي قلب الزينب الصبور

سلام.سلام.

ازتون خواستم دعا كنيد.

قضيه اينه.

خيلي دلم سوخت برا خانمه.خيلي دلم سوخت.

اون خانمه مي خواسته بره روضه.بعد شوهرش نمي زاره بره روضه.

خانم يه خورده با شوهرش دعواش مي شه.باهاش قهر مي كنه.

سحر بلند مي شه خانمه بعد مي بينه شوهر زير لب فحش مي ده بهش .

فحش هاي ركيك هم مي داده .كه وقتي اينا رو من از دهن خانم شنيدم آب شدم.

شوهر به همسرش.اونم جلوي بچه هاش.زنه هيچي حرف نزده .مي گه يك دفعه شوهرم برگشت به من گفت نزار بگم واسه چي مي خواستي بري روضه .

نزار بگم كه تو با او پسر اون خونه رفيقي.

فكرشو بكنيد جلوي بچه 20 سالش.يا خدا اين چه جورشه ديگه.

حالا زنه 33 سال سنشه.اون پسر 20 سال.

بر مي گرده به زنش رو بروي بچه هاش مي گه تو قراني كه مي خوني الكي تو نمازي كه مي خوني الكي.تو با اين كار ها رو هم مي كني بعد قرآنم مي خوني.

دلم براش سوخت 20 ساله ازدواج كردن مي گفت يك روز خوش نداشتم.

مي گفت كنترلتلويزيون رو ميگيره پنهون مي كنه كه ما تلوزيون روشن نكنيم.

مي گفت من كه زنشم نديدم كه تا حالا به من پول بده.يه روز به من بخنده.

وقتي مهمون مياد خونه بايد خودم رو بخورم تا آخر مهمونا برن.

مي گفت خانواده ي خودش ميان خيلي خوبه ولي وقتي خانواده ي من ميان مي شه برج زهر مار.

مي گفت حتي يه نون هم براشون نمي خره. يا ميوه هيچي.

ميگه نمي دونم چه كنم.

من با شوهرش خيلي صحبت كردم.ولي.....

دبم برا بچه هاشون مي سوزه ميگه يك بار به خاطر اينكه برگ يه گل شكست بچه شو گرفته به باد كتك.

مي گفت بچه ي 4 سالشون يه روز با كمربند به طوري زده بود كه تموم بدنش كبود شده بوده.

من يه جواب گفتم گفتم هر كه در اين بزم مقرب تر است شام بلا بيشترش مي دهند.

مي گفت من هيچي اين بچه ها چه گناهي كردند.

موقعيت خيلي ‍اورژانسيه خيلي ..

برا شوهرش دعا كنيد كه سر عقل بياد.

يا زينب

29381
نام: عبدالفاطمه
شهر: همين نزديكي ها
تاریخ: 10/19/2006 5:54:51 AM
کاربر مهمان
  الله اكبر
سلااااااااااااااااام ناشناس عزيز
قدم رنجه فرمودين قربان
چشمامون رو روشن كردين
سر افرازمون كردين
چقدر .... همون، از دل برود هر آنكه از ديده برفت!
...
آقا امرزو اينجا با حضور ناشناس يه چيز ديگه است!
...
اينم آيه ي امروز

آنان را كه صبح و شام خدا را مي خوانند و مراد و مقصد ايشان فقط خداست، زنهار! آنها را از خود مران كه نه چيزي از حساب آنها بر تو و نه چيزي از حساب تو بر آنهاست، پس تو اگر آن خداپرستان را از خود براني از ستمكاران خواهي بود.
سوره ي انعام - آيه ي ۵۲
...
دوستان براي حل مشكل عبدالزينب عزيز، يه صلوات بفرستين كه خدا خيرتون بده.
دعا هم يادتون نره
دعا براي
بازمانده
خروش
ناشناس
شلمچه (نيستي ها!)
داداش كيميا
داداش هادي
گمشده
داداش مقداد عزيز
آقاي مبارز
بي قرار
هم قدم بنده
سورنا كه چند روزه غايبه!
علمدار
سارا خانم
منتظر
آقا رضا از كوير كه با دعاهاشون قلعه رو امسال معطر كردن.
روشنك
نرگس خانم
باران
خاك
غريب
ام جي
هدي
پشه
ديده بان
آقا هادي از كرمان
عبدالرضا
سيمرغ عزيز
شهيد گمنام
آقا سيد محمد حسين
آقاي دكتر اسلاميان
فاطمه خانم از امريكا
دوكوهه عزيز
ليلاي غريب..............
و.........
خيلي از بچه ها كه الان حضور ذهن ندارم
...
التماس دعا
يازهرا(س)


29380
نام: مجيد
شهر: از كرج
تاریخ: 10/19/2006 5:52:32 AM
کاربر مهمان
  سلام به همه زائرين حرم دل
از خداوند مسئلت ميكنم زيارت قلبي همه را در اين شبهاي سرنوشت ساز قبول كند و اسامي اين جمع در ليست زائرين حقيقي محضرش رقم بخوره. باعث خوشحالي كه خلاقيتهاي بعضي دوستا ن( مقدا د خوب وعزيز و همينطورخواهر بزرگوار نرگس) به ما ياد ميده كه چطور دلها رو به سمت وحدت جلب و جذب كنيم. خداوند توفیق بده به اینکه هر چه می دونیم عمل كنيم. و عملها اينقدر به تعويق نيافته كه بالاخره به روزي برسه كه همه پرده ها بالابرن
در خلوتمان با خدا، تضرعاتمان، توبه مان، نمازهایمان، عباداتمان، مخصوصاً دعای شریف " عظم البلاء و برح الخفا" را بخونیم؛ از خدا بخوایم برسو نه صاحب کار را؛ با او باشیم،ز رضای او دور نرویم. او می بینه، او می دانه حرفهایی که ما به همدیگر می زنیم.. اگر همين حرفها و بحثهايي كه اينجا يا هر جاي ديگري ميكنيم براي رضاي حق و آقا امام زمان باشه حتي اگر ناقص ونارس باشه بعنوان عمل صالح ثبت ميشه و هرگز فاني نميشه والي كه كلاهمان پس معركه است...خدا می داند يك حرف طيب و پاك را که انسان براي حق بزنه چه معنویتی، چه صورتی، چه واقعیتی برای همین یک حرف طيب است.. باید به کمی و زیادی متوجه نباشه، كيفيتشون نگاه كرد.محاله که یک کار خیری برای خدا بکنیم ملائکه خبر دار نشن، ضبط نکنن. پس دوستان غافل از اعمال خود نباشيم و خداي نكرده بازدارنده كار خير.
ما مهمان شهيد آويني هستيم ؛ سر سفره کریم او هستیم؛ می بیند ما را؛ می داند ما چکار می کنیم؛ می داند که ما خیال داریم چه بکنیم؛ بهتر از ما می داند... خیالات ماراملائکه خدا، رسلش، همه جا، در راست، چپ، این طرف، آن طرف،که همه جا هستند,بهتر از ما می دونن ملتفت باشیم! اطراف خودمون را نگاه کنیم،قبل از بررسي نيتهامون هيچگاه حرفي را بر زبان نياريم.ملتفت باشیم!نيتها,ما را گمراه نکنن، از جاده، بیرونمون نکنن که از دنیا و آخرت، محروم می شیم.من فكر نميكنم هيچ كسي به خاطر هواي نفس حاضر بشه از خواب شيرين شبانه بزنه و پاي كامپيوتر بشينه و به ذکر فضائل آنها و رذائل اعداء اهل بیت علیهم السلام و مصائبی که بر ایشان وارد شده بپردازه. اماآن عزيزان هم بايد متوجه باشن كه كلمه "عزاداري" به معناي ماتم تنها نيست بلكه "عزا" نوعي عزت گذاري و بزرگداشت و بيان حماسه هاي زندگي آنهاست و نه چيز ديگر.آنچه که مايه تأسفه در کشور ما عزاداري هاي واقعي خيلي به ندرت ديده مي شه!تنها يک سينه زدن و گريه کردن و بس!که البته خيلي باعث تاسفه...در اين ميان مبالغات عجيبي صورت ميگيره !!!دروغهاي زيادي گفته ميشه تا گريه و اشک مردم بيشتر دربياد!. فرض کنيد راجع به حضرت اباالفضل صحبت مي‌شود بنا کنند از چشم و ابروي آن بزرگوار تعريف کردن مثلاً قربون چشمت بشم، مگر چشم قشنگ در دنيا کم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشم‌هاي قشنگش بوده... اينها سطح معارف ديني ما را پايين مي‌آره. معارف شيعه بايددراوج اعتلاباشه...ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداکاري و اخلاص و معرفت او به امام زمانشه، به صبر و استقامتشه، به آب نخوردنش در عين تشنگيه و بر لب آب بدون اين که شرعاًو عرفاًهيچ مانعي وجود داشته باشه....خلاصه اينكه اگر ما خدا را دوست داشته باشیم، ممکن نيست كه دوستانش را دوست نداشته باشیم!!! بنابراين ما بايد دوستان خدا را بطور حقيقي بشناسيم وبعد درباره آنها صحبت كنيم.اين عزاداري ها مصداق مودت اهل بيت(ع) است.مصداق تعظيم شعائر الهي است.اشک طریقه تمام انبیاء(ع) بود برای شوق لقاء الله، برای تحصیل رضوان الله بوده و درارتباط با ائمه خيلي نقش داره, اصل
29379
نام: عبدال..
شهر: تهران
تاریخ: 10/19/2006 5:26:12 AM
کاربر مهمان
  تفسیرقران چندجلدداریم
29378
نام: هادی
شهر: کرمان
تاریخ: 10/19/2006 4:59:53 AM
کاربر مهمان
  يه چشم هميشه بايد توش اشك باشه ، وگرنه ميسوزه .
يه دل هميشه بايد توش غم باشه ، وگرنه مي شكنه.
يه كبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه
اسير ميشه .
يه قناري بايد به خوش آوازيش ايمان داشته
باشه وگرنه ساكت ميشه .
يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه
29377
نام: هادی
شهر: کرمان
تاریخ: 10/19/2006 4:57:46 AM
کاربر مهمان
  يادته يه روزي بهم گفتي:هر وقت خواستي گريه كني برو زيرِ بارون كه نكنه نامردي اشك هاتو ببينه و بهت بخنده

گفتم: اگه بارون نيومد چي؟؟؟

گفتي: اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره

گفتم: يه خواهش دارم ؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار

گفتي: باشه... حالا امروز من دارم گريه ميكنم

اما آسمون نمي باره

و تو هم اون دور دورا ايستادي

و داري بهم مي خندي
29376
نام: هادی
شهر: کرمان
تاریخ: 10/19/2006 4:56:08 AM
کاربر مهمان
  آناتول فرانس نويسنده ي فرانسوي مي گويد:

بدترين سالهاي عمر انسان ده تا دوازده سالگي است چون در اين سن و سال به شما مي گويند تو كوچكتر از آن هستي كه شبها تا دير وقت بيدار بماني اما بزرگتر از آني كه صبح ها تا دير وقت در رختخواب بخوابي.
29375
نام: هادی
شهر: کرمان
تاریخ: 10/19/2006 4:51:41 AM
کاربر مهمان
 
مرگ از محبت تو خلاصم نميكند
در زير خاك هم اين دل پاي بست عشق توست


براي كوري چشم شيطون (((صلوات)))
حالا براي تعجيل در فرج(((صلوات)))


كربلا نديده...




29374
نام: امیر حسین
شهر: تهران
تاریخ: 10/19/2006 3:36:33 AM
کاربر مهمان
  سلام علیکم جای همه خالی امسال شبهای قدر قسمت شد در عتبات بودم شب نوزدهم حرم امام علی(ع) و شبهای بیست و یکم و بیست و سوم قبله دلها کربلا جای همه عاشقان و علاقه مندان خالی بود خصوصا بین الحرمیت نائب الزیاره همه بودم
29373
نام: قاسم
شهر: شهر مقدس ري
تاریخ: 10/19/2006 2:36:18 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا
ديروز بعد از ظهر نزديك افطار رفتم بهشت زهرا دلم خيلي گرفته بود بارون خيلي شديدي مي اومد و چون چهار شنبه بود هيچ كس اون جا نبود .جاتون خالي چه حالي داد زير بارون, قبر شهيد پلارك , اون عطر نابي كه از آرامگاه مطهرش بيرون مي اد و تنهايي جاتون خالي من كه حالي كردم كه نپرس.
<<ابتدا <قبلی 2944 2943 2942 2941 2940 2939 2938 2937 2936 2935 2934 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2939&mode=print