هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
29282
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 10/16/2006 9:49:07 AM
کاربر مهمان
  اسلام علی قلب الزینب الصبور.

سلام به همه ی بچه های جدیدو قدیمی.

سلام برادر خوبی انشا لله.

نماز و روضت قبول ایشالله خدابخشیده باشه شما رو....

من منظورتون رو نفهمیدم.

اینجا هیچ کس ناز نمی کنه.ماها دردو دل می کنیم .

سر درشم نوشته.هر چیز که.... گلچین نمی کنیم..

این حرفای ما که برای شما ناز به نظر

میرسه پیش خدا خیلی ارزش داره.

ما ها گناه کردیم الانم پشیمونیم.

اگه این ناز کردنه که کار همیشه ی ماست و همیشه هم

جواب گرفتیم.

شما از کجا از وضع ماها با خبرین که ما اورژانسی

هسیتیم یا نه. تازشم غیر از افراد اورژانسی کسی

دیگه مجنون حسین نیست..یا درجه ی مجنون بودنش کمتره

یا .....

مگه شما علم لدونی داری.

شما از کجا می دونی که ما دادو زجه می زنیم یا نه.

من وقتی دردو دل می کنم با خدا می کنم نه با بندش.

و اصلا هم دلم نمی خواد بندش به من بگه تو که

اینکارو می کنی درست نیست.یا انطور بهتره.

موسی داشت توی دشتی قدم میزد.بعد دید یه چوپانی

رو که داره می گه خدا تو کجایی که من برات یه

پیرهن خشکل بدوزم.

از شیر گوسفندانم بگیرم به تو بدم کجایی که تو را

بر سر کولم سوار کنم. موسی گفت این چه حرفیه تو

می زنی.

بعد ندا اومد موسی چه کارش داری این دلش می خواد

اینطوری رازو نیاز کنه با ما.

ما دلمون می خواد اینطوری باشیم .

پیا مبر به شخصی ذکری داد گفت این و همیشه بگو.

ذکر این بود خدا یا من بنده ی تو و تو خدای من

هستی این شخص بر عکس می گفت .خدایا من خدای تو و

تو بنده ی من هستی.

پیامبر شنید فرمود:اشتباه می گی.

جبرئیل نازل شد گفت خدا سلام رسونده گفته ما خودمون

می فهمیم منظور این چیه کاری باهاش نداشته باش

یا زینب.



29281
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 10/16/2006 8:57:04 AM
کاربر مهمان
  اسلام علي قلب الزينب الصبور

گر نگا هي به ما كند زينب دردها را دوا كند زينب

كم مخواه از عطاي بسيارش هر چه خواهي عطا كند زينب

يا زينب
29280
نام: محمد
شهر: از تباره غم
تاریخ: 10/16/2006 8:50:39 AM
کاربر مهمان
  برای زیستن دو قلب لازم است قلبی که دوستش بدارند قلبی که هدیه کند قلبی که هدیه بپزیرد قلبی برای من قلبی برای کسی که میخواهم
29279
نام: شهید گمنام
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 10/16/2006 8:35:42 AM
کاربر مهمان
  فکر کنم دیگه وقتش شده باشه
سلام بر همه ی منتظران مهدی
سلام بر همه ی حرف دلی های قدیمی تر
...
دوست عزیز می خواهم جوابت را بدهم...
اون نصیحتی رو که دنبالش هستی...
...
یه روز یه بنده خدایی می گفت بچه ها دیوونه و مجنون حسین می دونید کیه؟
گفت اون کسی که از همه وضعیت اورژانسی تر باشه...
یعنی نمی یاد ناز کنه و همین طور خودشو معطل کنه تا نوبت اون برسه ... یه مریض اورژانسی دیگه معطل نمی مونه تا نوبت اون برسه... داد میزنه ... نعره می کشه... فریاد میزنه... تا بهش توجه کنند ... تا درمونش کنند... تا به داد مریضی اش برسند... بچه ها بیماری اورژانسی باشیم برای خدا برای اهل بیت امشب شب آخره ها ... امشب هم تموم بشه و هنوز رو دوشهای ما گناه نوشته شده باشه... کارمون تمومه ها
بچه ها بیایید امشب برای هم دیگه دعا کنیم ... هرچی کینه هم از دوستان دارید بریزید دور...
یا حق
29278
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 10/16/2006 8:23:42 AM
کاربر مهمان
  اسلام علی قلب الزینب الصبور

سلام

مرد مومن چی شد.

عبدالفاطمه جان پسر خوب بد قولی نداشتیم ما.

منتظرتم.

یا زینب.

29277
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 10/16/2006 7:48:33 AM
کاربر مهمان
  اسلام علي قلب الزينب الصبور

اولن شرمنده كه زياد پيام مي دم

بعدش يه حرف مي خواستم بزنم.

حضرت آدم به خاطر يه قطر اشكي كه برا امام حسين ريخت توبش قبول شد.

يا حسين ابن علي روحي فداك از چرا جسم تو افتاده به خاك

اي شه كرببلاي من حسين شاه خوب و با وفاي من حسين

اي صفا بخش همه بودو نبود پسر فاطمه و ياس كبود

همه ي دار و ندار من تويي زندگي و كار با رو من تويي

سر جدا و بي كفن دور ار وطن سينه ات از دشمنان شد پر مهن

سينه ام موقوفه ي نام تو است اين دلم كبوتر بام تو است

از عطش تاب و توان به تن نداشت يه جاي سالمي در بدن نداشت

قطعه قطعه بدنش در كربلاست خواهرش صدا مي زد مادر بيا

چرا امامه اي بر سر نداري بميرم برات كه مادر نداري

قاريه از روي ني قرآن بخوان اي برادر پيش زينبت بمان

سيدي مولا حسين ابن علي نام تو گويم به آواي جلي

حسين حسين حسين حسين حسين حسين حسين

اينم هديه من به شما

دوشخص مسيحي بودند روزي شخصي گفت آقا هر كي كه زودتر مرد شب اول قبرش بياد توي خواب اون يكي براش از اون طرف تعريف كنه.

تا شد يه روز يكي از اين دوتا مسيحي مرد.شب اول شد ديد نيومد شب دوم اومد تو خوابش بهش گفت چه خبر.ميگه اومدم اين طرف دوتا آدم با قيافه تر سناك اومدن طرفم

بعد يه سوالهايي مي كردن من همه رو اشتباه مي گفتم خيلي عصباني شدن .داشتند من و مي بردند جهنم يه دفعه يه آقاي خوش رويي اومد گفت كارش نداشته باشيد اين حسابش با منه.

مي گه ديدم اونا به اين شخص احترام گذاشتند رفتند.

گفتم آقا شما كي هستيد گفت يادته كتاب جنگ هاي اسلام رو مي خونديد .گفتم بله.گفت يادته به جنگ علي و معاويه رسيديد وقتي ديديد كه معاويه شكست خورده خوشحال شديد گفت بله.

گفت به خاطر همون شما از آتيش جهنم نجات پيدا كرديد.

29276
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 10/16/2006 7:44:45 AM
کاربر مهمان
  اسلام علی قلب الزینب الصبور

امام علی صبر می کرد در برابر دو چیز یک مصیبت که

خیلی نیکوست.

ودیگری صبر در گناه :که همان باز داری از گناست.

من اونطوری که شنیدم این صحبت دختر با پسر

اصول های مختلفی داره.

و گناه نیست مگر در صورت.............

یا زینب

29275
نام: حا لا
شهر: مثلا تهران
تاریخ: 10/16/2006 7:23:43 AM
کاربر مهمان
  be khoda delam gerefte hamash dars dars o dars baba be khoda manam adamam mikham zendegi konam baz sayte shoma be ye dardi mikhore bazi jaha be darde la jerz ham nemikhore khaheshan har ruz apdeit shid mamnoon bye
29274
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 10/16/2006 7:13:06 AM
کاربر مهمان
  اسلام علي قلب الزينب الصبور
سلام بر بي بي زينب كه خونش و پناهگاش عباسه.
امشب ديگه شب آخر احياست.
اسم اخر مياد دلم بدجوري ميگيره.
نمي دونم چرا.همش يه چيزي بهم مي گه تو بخشيده نشدي و نمي شي.
خيلي پريشونم.خيلي. كم پيش مياد برا خودم چيزي بخوام.
يعني دعام فقط برا بقيه است چون از اين طريق دعاي خودم مستجاب مي شه.

2 تا چيز خواستم.اوليش بخشش.
بخشش كه بگيرم ديگه اون دومي هم به من مي دن.
امشب افطار دعوت نيستم.
مي خوام ازتون كه بيايد كلبه ي درويشي من.
فقط تو رو خدا تو رو خدا بيايد.من خيلي تدارك مي بينم ولي بعدش مي ببينم كه كسي نيست دلم مي سوزه.
اسم نمي برم شب 23 .
ديديد كه وقتي يكي مي ميره دعوت عمومي مي گيرند.اينجام همين طوره.

www.shah-e-dameshgh.blogfa.com,

امشب ما هيئت داريم . البته امشب ديگه حرم نيست.

چون من مشهد نيستم الان.

چرا محل زندگيم مشهد ولي اينجا يه هيئت دعوت شدم.
عبدالفاطمه جان من هنوز منتظرتم.
الان ديگه منم باهات كار دارم.
با هزار زحمت يه ايميل درست كردم.
مردم و زنده شدم.حق با شما بود. ميلم خراب بود.
از امروز صبح تا حالا خيلي بي طاقت شدم.
خودت مي دوني منتظر بودن خيلي بد .
شاهد ،داداشي كجايي.يه سرم نمي زني به كلبه.كله سقف و در و ديوار نواي شاهد شاهد سر دادند.

يا زينب

29273
نام: علی ص
شهر: تهران
تاریخ: 10/16/2006 6:54:08 AM
کاربر مهمان
  با سلام حدود یک ساله که در اینجا مطلبی ننوشتم البته هر چند ماه یک بار یک سری میزنم اون وقتی که ما در حرف دل مطلب مینوشتیم حدود ۵۰۰ صفحه پر شده بود الان حدود ۳۰۰۰ صفحه بلاخره یاد تمام رفقای اون موقع بخیر
<<ابتدا <قبلی 2934 2933 2932 2931 2930 2929 2928 2927 2926 2925 2924 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2929&mode=print