هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
29212
نام: fateme
شهر: usa
تاریخ: 10/15/2006 5:31:01 AM
کاربر مهمان
  بخوان ما را منم پروردگارت خالقت از ذره اي نا چيز

صدايم کن مرا......آموزگار قادر خود را
قلم را ، علم را ، من هديه ات کرده ام
بخوان ما را.........منم معشوق زيبايت
منم نزديک تر از تو به تو,اينک صدايم کن
رها کن غير ما را ، سوي ما باز آ
منم پروردگار پاک بي همتا
منم زيبا ، که زيبا بنده ام را دوست مي دارم
تو بگشا گوش دل.....پروردگارت با تو مي گويد
تو را در بيکران دنياي تنهايان ،
رهايت من نخواهم کرد
بساط روزي خود را به من بسپار
رها کن غصه يک لقمه نان و آب فردا را
تو راه بندگي طي کن
عزيزا ، من خدايي خوب مي دانم
تو دعوت کن مرا بر خود
به اشکي ، يا خدايي ، ميهمانم کن
که من چشمان اشک آلوده ات را دوست مي دارم
طلب کن خالق خود را........بجو ما را
تو خواهي يافت......که عاشق مي شوي بر ما
و عاشق مي شوم بر تو...که وصل عاشق و معشوق هم
آهسته مي گويم ، خدايي عالمي دارد
قسم بر عاشقان پاک با ايمان
قسم بر اسب هاي خسته در ميدان
تو را در بهترين اوقات آوردم
قسم بر عصر روشن...........تکيه کن بر من
قسم بر روز ، هنگامي که عالم را بگيرد نور
قسم بر اختران روشن ، اما دور
رهايت من نخواهم کرد..........بخوان ما را
که مي گويد که تو خواندن نمي داني ؟
تو بگشا لب....تو غير ما ، خداي ديگري داري ؟
رها کن غير ما را........آشتي کن با خداي خود
تو غير از ما چه مي جويي ؟
تو با هر کس به جز با ما چه مي گويي ؟
و تو بي من چه داري ؟ هيچ !
بگو با ما چه کم داري عزيزم ، هيچ !!
هزاران کهکشان و کوه دريا را
و خورشيد و گياه و نور و هستي را
براي جلوه خود آفريدم من
ولي وقتي تو را من آفريدم
بر خودم احسنت مي گفتم
تويي زيباتر از خورشيد زيبايم
تويي والاترين مهمان دنيايم
که دنيا بي تو ، چيزي چون تو را ، کم داشت
تو اي محبوب تر مهمان دنيايم
نمي خواني چرا ما را ؟ ؟
مگر آيا کسي هم با خدايش قهر مي گردد ؟
هزاران توبه ات را گرچه بشکستي
ببينم ، من تو را از درگهم راندم ؟
اگر در روزگار سختيت خواندي مرا
اما به روز شاديت ، يک لحظه هم يادم نمي کردي
به رويت بنده من ، هيچ آوردم ؟ ؟
که مي ترساندت از من ؟.....رها کن آن خداي دور
آن نامهربان معبود............آن مخلوق خود را
اين منم پروردگار مهربانت ، خالقت
اينک صدايم کن مرا ، با قطره اشکي
به پيش آور دو دست خالي خود را
با زبان بسته ات کاري ندارم
ليک غوغاي دل شکسته ات را من شنيدم
غريب اين زمين خاکيم
آيا عزيزم ، حاجتي داري ؟.......تو اي از ما
کنون بر گشته اي ، اما
کلام آشتي را تو نمي داني ؟
ببينم چشم هاي خيست آيا ، گفته اي دارند ؟
بخوان ما را.......بگردان قبله ات را سوي ما
اينک وضويي کن...........خجالت مي کشي از من
بگو ، جز من ، کس ديگر نمي فهمد
به نجوايي صدايم کن.....بدان آغوش من باز است
براي درک آغوشم.........شروع کن يک قدم با تو
تمام گام هاي مانده اش ، با من .......

به دستنوشته باد صبا نوشته شدهhttp://weblog.zendehrood.com/zephyr
شاد باشيد
29211
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 10/15/2006 5:29:16 AM
کاربر مهمان
  ،توبه عزيز می خوام دعا کنم ولی تو
هم توبه کن،

و عبدالفاطمه گل سرسبد من. نمی دونم تو دلت چی می خوای
برا تو اول از خدا بخشش می خوام بعد خدا کنه هر چی تو دنیا می خوای بهش برسی برسی.
سال خوبی داشته باشید.
وهمه و همه هر چی می خوان تو دلشون بگن که من تو هیئت امروز براشون بگیرم.

یا زینب.
29210
نام: عبدالزینب
شهر: بیت ا لعباس
تاریخ: 10/15/2006 5:23:25 AM
کاربر مهمان
  اسلام علی قلب الزینب الصبور

سلام.
چه شبی بود.

چه شبی بود دیشب.

توی عمرم تا به حال به این اندازه لذت نبردم

چنان دل شکسته بودم.

که وقتی تو جمع راه می رفتم گریه می کردم.
آدم می دیدم گریم گرفت.
گنبد می دیدم گریم می گرفت.

خدا این بچه هیئتی ها رو عاقبت به خیر کنه من یه

۲ ساعت دیگه دارم می رم دسته.

تا غروب طول می کشه از اون طرفم افطار و بعدشم یه

هیئت دیگه دعوتم.

منتظر دعای من باشید.

دلم خیلی گرفته است.

به خاطر خیلی چیزا.

آخه چرا؟چرا؟چرا؟

از پارسال شب قدر تا امسال شب قدر این همه اتفاق

برا ما افتاد.

چرا ما کاری کردیم که این همه اتفاق بیفته؟

کاری کردیم که دیگه فقط پشیمونیش برامون موند.

که جای هیچ بازگشتی نیست.

این اشک ها امونم رو بریدن.

هنوز که هنوزه حرف می زنم ته گلوم یه بغز بزرگی گیر کرده.

دیگه دارم نور چشمام و هم از دست می دم.
تا حالا اینطوری حرف دل نزدم.نزدم.
شب ۲۳ مونده.خدایا باید منو ببخشی.
ازت خواهش می کنم که بزار یه بار دیگه یه لبخند
بیاد رو صورتم.

ازت خواهش می کنم اون چیزی رو که از دست دادم یه

بار دیگه پیدا کنم.

خدایا می دونم که من خودم باید به دستش بیارم.

ولی خدا من آدم دست و پا چلفتی هستم.

نمی تونم تو رو به زینبت قسم تو رو به اون قرآن به

سر سینه زنی دیشب یه لطفی کن در حق ما.

خدایا من و ببخش که می خوام باهات معامله کنم.

من و بکش اگه این آخرین بار نباشه که ازت

خواسته ای دارم .

خدایا دیشب باهات عهد بستم که در اتاق بدی رو تخته
کنم.تو کمکم کن.

من خوب می شم به خاطر اینکه از من راضی باشی می دونم با خوبی خودم به همه چی دست پیدا میکنم.

خدایا این خواسته ی من و اجابت کن.

دلم باور نمی کنه تو بین همه ی این ........ولش

من دلم فقط به بچه های اهل دل خوشه.

بچه های اهل دلی که فقط از طریق یه دل پوسیده

باهاشون ار تباط داشتم.

به خودم می گم.

خسته شدم.

دیشب خیلی قشنگ بود.

دیشب دلم شکسته نبود.

زنگ زدم به یه بنده خدایی که از صدای من خوشش نمی

یومد.یه چیزهایی ازش شنیدم.که دلم بد جوری گرفت.

بخشش همتون رو عشق

عبدالفاطمه جان.دیگه بسه.این غریبه رو هیچ کس
نمی شناسه.

شاید تو بشناسی ....که خدا می دونه و من....

ولی بزار تو همین غربت خودم بسوزم

نرگس خانم، سارا خانم زهرایی شید ،مقدادجان،شاهد جان،ایشالله خدا امسال هر چی که از دست دادید رو دوباره بهتون بده.و به کربلابرسونه شما رو.
منتظرعزيز،علمدارجان دو تا رفیق اگه واقعا رفیقید قدر هم رو بدونید از رفیق بد دوری کنید .نهر علقمه و صورت اقا نصیبتون بشه.
عبدالزهرا زهرای شی ایشالله، سورناخانم دعا می کنم تو هم زهرایی شی ،بسيجي عزيز بسیجی واقعی شی،

بازمانده می خوام برات دعا کنم به....
برسی باهم دیگه برید کربلا نجف،

ناشناس می خوام دعا کنم بری مدینه ،

بت شكن عزيز هرحاجتی تو دل داری بگو
بقیش با من.
دلتنگ كربلا می خوام برات کربلا بگیرم برات امروز،
مجيد جان می خوام برات دعا کنم به شرطی که خودت
بخوای پاک شی. ،توبه
29209
نام: ___________
شهر: ___________
تاریخ: 10/15/2006 4:57:30 AM
کاربر مهمان
  علی (ع)هیچ گاه مظلوم نیست چرا که آنکه بخاطر عقاید به حقش دلیرانه می جنگد مظلوم خوانه نمی شود.هرگز هرگز
همچون امام حسین که برای عقایدالهیش خود زندگی و خانواده اش را فدا کرد.
29208
نام: asal
شهر: esfahan
تاریخ: 10/15/2006 4:32:14 AM
کاربر مهمان
  sabtename khatme ghoran koja bayad beram
29207
نام: عبدالفاطمه
شهر: همين نزديكي ها
تاریخ: 10/15/2006 4:21:53 AM
کاربر مهمان
  لااله الا الله
خداي من
چقدر دلم مي خواست زينب كبري يكبار ديگر برخيزد و خطبه ي بلندش را دوباره سر دهد:
كه اين خطبه نه بر مي گردد به ماجراي كربلا و اسارت
كه از الان بايد اين خطبه بر سرشان آوار مي شد:

بسم الله الرحمن الرحيم
اي اهل كوفه!
اي اهل خدعه و خيانت و خفت!
گريه مي كنيد!؟ ( اخ بانو! مي بينيد اين اشك هاي ناداني را!؟)
اشك هايتان نخشكر و ناله هايتان پايان نپذيرد....
چه داريد جز لاف زدن، جز فخر فرختن،جز كينه ورزيدن، جز دروغ گفتن، جز چاپلوسي كنيزكان و جز سخن چيني!؟
...
گريه مي كنيد!؟
به خدا كه شايسته ي گريه كردنيد!
...
آه زينب
كلامت حرف نيست
تيغي است بر پرده ي تزوير اين آدم صفتان!
آه بانو
به راستي كه كلامت، علي گونه است و حيايت فاطمي...

دلم از درد داره به خودش مي پيچه
امروز خاك .... چه سرد است اين زمين ...
صداي ناله هاي فراق زينب رو مي شنوي!؟
من ميون اين همه درد
درد يتيمي زينب رو مي بينم و مصيبتي كه از همان كودكي باهاش بزرگ شده
درد يتيمي مي دوني چيه!؟
يك روز مادر بره
بعدشم... پدر
نه نمي دوني
...
دوست دارم صبوري كنم و ناله نزنم
دوست دارم تموم دردام بمونه توي سينه ام
خداياااااااااااااااا
نمي خوام فرياد بزنم
ولي انگار ديگه اين اشكا هم تاب و تحمل بي صدا ريختن رو ندارن....
انگار در اين عالم همه چيز آنگونه كه معهود بوده پيش مي رود...
اهل دلي ها!
خواب كجا بود تو اين روز و شبا
حواب كجا بود با اين همه درد كه از اون روزگار به يادگر مونده و هنوز كينه ي دشمنان علي رو بر پسرش مي بينيم...
شما رو به خدا درد نيست كه يه عده جاهل مقدس مآب بيان و تو روبروي كعبه، يه دوربين بگذارن كه نكنه امام زمان بياد و انجا نداي اناالمهدي بده....
آخ كه خدا لعنت كنه دشمنان و علي و ال علي را.
...
علي(ع)
علي(ع)
علي(ع)
علي(ع)
علي(ع)
خواهي اگر بپذيرد دعاي تو، ربّ، ياعلي بگو
...
نخل هاي كوفه مي گريند امروز
...
آجرك الله بقية الله...
يازهرا(س)
29206
نام: علی شریعتی
شهر: مزینان-کویر
تاریخ: 10/15/2006 4:21:47 AM
کاربر مهمان
  درد علی (ع) دو گونه است:
یک درد دردی است که از زخم شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس می کندو درد دیگر دردی است که او راتنها در نیمه شب های خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده و به ناله در آورده است.
ما تنها بر دری می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس می کند اما این درد علی (ع) نیست.
دردی که چنان روح عظیمی را به ناله درآورده است تنهایی است که ما آن را نمی شناسیم.
باید این درد را بشناسیم چرا که علی (ع)درد شمشیر را احساس نمی کند و ما درد علی را احساس نمی کنیم!
29205
نام: علی
شهر: شیراز
تاریخ: 10/15/2006 4:09:11 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم-تسلیت به وسعت کهکشانها وبه وزن ستارگان برای ابر موجود هستی که در مرکز دایره عرفان بود وهست –تلویزون را برای شنیدن اخبار را در لندن باز کردم مردی میان سال را که اولین میدیدم که اخبار را بیان میکرد خبر اول رفتن حضرت ملکه به همراه با تعدادی افراد حکومتی به جامایکا بود یک دفعه لحن ایشان تغیر کرد حات تغیر در چهره ایشان بخوبی اشکار شد وگفت ایشان برای گدائی یک جام شکر به جاما ئیکا رفته است و ضعف وهارت وپورت علوم کشاورزی انگلستان مشخص شد که باا ن همه هزینه تحقیقاتی هنوز انگلستان خود کفا نشده است. انگلستان شکر کوبا را چه مستقیم وچه غیره مستقیم نمی خرید والنار ولا عار واز جامائیکا میخرید در جا ما ئیکا یک خانمی که حزبش به قدرت رسیده بود در تمام موارد در رابطه کشورش را با انگلستان مورد تجدید نظر قرار داده از جمله قیمت شکر انگلستان تا شگر به اندازه ته انبار برسد صبر کرد بود تا ایشان از خر شیطان پایین بیایند ولی رخ نداده بود خیلی عجیب بو د که مثلا در کشور نیجریه. که همه برنامه در دست ا نگلستان بود همه چیز حد اکثر درسطح متوسط رو به پائین بود ولی حتم داشتم که اگر نیجریه اجازه میداد که انگلستان در بیافرا سرمایه گذاری کند در دنیا جزو طراز اول ها میشد چون گوششان شنواو دهانشان قرص است. دوم برای عذر خواهی از خانم نخست وزیر زیرا هرچه انگلستان فوی وفن بلد بود بکار برده بود که همه هم با ارزش های اخلاقی؟! که ایشان به قدرت نرسند چون مکبثی ها باید روی سکوی قهرمانی المپیک سیاسی قرار بگیرند. جالب این جا ست که من تصور میکردم بعدا سران حکومت استعفا میکردند نه تنها بدهکار نشدند بلکه بشدت طلبکار هم شدند که شم سیاسی وغیره جامائیکا پایین تراز انگلستان است ویکی از سرا ن حکومتی انگلستان تعدادی ارزشها اخلاقی سطح بالای حقوق بشری را مطرح کرد که قوانین که انگلستان به جاما ئیکا داده این بوده است درک نمیکنند وبعدا به دنبال ما خواند امد واقعا کی را میخواستند گول بزنند بیشتر سرا حکومتی کشورهای مشترک المنافع در انگلستان در س خواندند هر چه سرا ن حکومتی انگلستان بلد هستند روش تحقیقات همان روش - لندن -15 یا اکسفورد-7 ویا هارواد -4 وبیشتر هم متعلق به امریکا است گمان نمیکنم کسی در انتخاب روشهای اش مسکو -3 راهم انتخاب کرده باشد اقای ایدن وقتی که کمونیست ها لا یحه هائی را مطرح میکردند که مطابق میل ایشان نبود میفرمودند که این ها را از دیگ جادوگران مکبثی بیرون اورده اید یعنی لنگ قور باغه بیرون کشید تفسیر میکنید که پول وزرات بهداشت فلان مقدار بیشتر شود سوم برای تبریک گفتن ودادن یک وام کلان ومسئله شکر هم حل شد- شاید حزب جمهوری خواه امریکا در سایه دارد یک رمزی را به دنیا مخابره میکند
29204
نام: سید محمد حسین
شهر: تهران
تاریخ: 10/15/2006 4:06:44 AM
کاربر مهمان
  امروز روز تولد من به تقویم شمسی است. ۲۳ مهر. هزاران مثل من ای جانشان به قربان قدوم مبارک مهدی فاطمه(عج)
29203
نام: ___________
شهر: ___________
تاریخ: 10/15/2006 3:59:59 AM
کاربر مهمان
  راز دل با تو گفتن زیباست یا علی!
چرا که تنها مخاطب شب های تنهاییت شب است و نخلستان است و چاه.
و وسعت دل دریاییت را فقط آسمان می دید و شب.
پس راز دل و درد دل را به تو می گویم.
ما را دریاب و دل غمینمان را که در حسرت دیدار تو داغدار است آرام دار.
<<ابتدا <قبلی 2927 2926 2925 2924 2923 2922 2921 2920 2919 2918 2917 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2922&mode=print