اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 28692 |
نام:
بسیجی
شهر:
عاشق شهادت
تاریخ:
10/4/2006 7:29:56 AM
کاربر مهمان
|
والسلام
بچه های اهل دل رفتین لالا ؟
شوخی کردم بابا
|
|
| 28691 |
نام:
سايه
شهر:
خيلي دور خيلي نزديك
تاریخ:
10/4/2006 7:11:15 AM
کاربر مهمان
|
يار با ماست چه حاجت كه زيادت طلبيم...
سلام.
نماز روزه هاتون قبول.
من جز خودمو(18) خوندم D:
التماز دعا...
|
|
| 28690 |
نام:
بسیجی
شهر:
عاشق شهادت
تاریخ:
10/4/2006 6:13:26 AM
کاربر مهمان
|
السلام
بچه ها امروزها اینقدر کارها به هم گره خورده که آدم نمی تونه سرش رو بخوارونه ... حالا بگذریم همه خوبین انشالله ... الهی شکر...خوب شد یادم افتاد مثل اینکه یکی از بچه از الهی نامه صحبت کرده بود یاد الهی نامه استاد علامه حسن زاده افتادم خیلی عجیبه حالا چند تا تکه براتون می نویسم...
الهی! ای آشنایم تو خود دانی که بیگانه ام ، بیگانه ترم کن. خوشا به حال مومنی که غریب است!
الهی! آن چرا عشق تو و اولیای تو نیست ارزش چیست؟
الهی! خروس را سحر باشد و حسن نباشد. ( اسم استاد حسن بوده است)
الهی!از من آهی و از تو نگاهی
الهی! عمری جز آه در بساط نداشت و حال جز آه چیزی ندارم( بچه ها این خیلی عجیب بود آخه میدونین عارف به این بزرگی این حرف رو میزنه دیگه وای به حال ماها)...
الهی! اگر بهشت شیرین است بهشت آفرین شیرین تر
خوب فعلا همینها رو نوشتم دیگه وقت ندارم دانشگام بد جوری دیر شده معذرت از همه ... فعلا
والسلام
|
|
| 28689 |
نام:
نازنین
شهر:
تبریز
تاریخ:
10/4/2006 5:20:57 AM
کاربر مهمان
|
سلام
من نازنين هستم و تنها هستم چي كار كنم ؟
|
|
| 28688 |
نام:
روشنک
شهر:
کاش مدینه فاضله بود
تاریخ:
10/4/2006 5:20:49 AM
کاربر مهمان
|
خدايا دیشب شب چهار شنبه بود يعني شب دعاي توسل!
دیشب باید مال من و تو میبود!
خدايا ميدوني چيه؟ .. دوست دارم يه خورده راحت باهات حرف بزنم ...
دیشب رو ديدي؟ ... ديدي دوست داشت من چه جوري لباس بپوشم؟ (كه بتونه پز داشتن دختري مثل منو به بقيه بده) ... ديدي چطوري درمورد من با اون خانم صحبت ميكرد؟ ...
چقدر از پز دادن بدم مياد!
چقدر از آدمهايي كه آدمو براي پز دادن ميخوان بدم مياد!
آخه مگه ما انسان نيستيم ؟ ... چرا نميخواد اينو درك كنه؟ ... چرا اينقدر ظاهر براش مهمه؟ ...
خسته شدم از اين همه مبارزه .... خوب من هم تا يه حدي ميتونم مقاومت كنم ...
خدايا اوني رو كه هميشه ازت ميخواستم باز هم ميخوام منو از اينجا ببر ....
نميخوام ديگه تو اين شهر باشم ...
نميخوام ديگه تو اين خونه و خونواده باشم ...
نميخوام اعصابمو براي اينجور مسائل مصرف كنم ... اينا اذيتم ميكنه ... واي خدا ...
*«كاش مدينه فاضله بودم!»*
كاش ... كاش ... كاش ...
*«شهر خاليست زعشاق بود كز طرفي // مردي از غيب برون آيد و كاري بكند»*
. . . . .
واي خدا جون فكرش رو بكن تو يه جنگل تنهاي تنها من باشم و تو ... دست هيچكي هم بهمون نرسه!
واي خداجون فكرش رو بكن ميتونم راحته راحت بلند بلند گريه كنم ... بدون اينكه نگران باشم كه نكنه كسي بشنوه!
واي خداجون فكرش رو بكن ميتونم ركوع و سجودم رو طولاني كنم ... هرچقدر كه دلم بخواد و نگران اين نباشم كه نكنه كسي بياد بهم بگه چه خبرته!؟
واي خداجون فكرش رو بكن ميتونم تمام طول روز به روي ماهت نگاه كنم و قرآن بخونم ... بدون اينكه نگران باشم كه نكنه كس ديگه اي بياد و ما رو تو اين حال ببينه!
واي خداجون فكرش رو بكن ميتونيم مال هم باشيم بدون اينكه كسي مزاحممون بشه!
نميدونم شايد خيلي خودخواهم كه تو رو فقط براي خودم ميخوام اما ... آخه احساس ميكنم تو اصلا براشون مهم نيستي!
براي همين هم ميخوام بينتون فاصله باشه ميترسم ناراحتت كنن! ... من برات نگرانم!
ميترسم بهت بياحترامي كنن!
...
لا اله الا الله!
...
واااااااااااااااااااي تو چقدر مهربوني! .... چقدر صبوري!
ميبيني دارن علنا و عمدا به دستوراتت عمل نميكنن و هيچي نميگي؟
ميبيني دارن علنا و عمدا به پيامبرت بياحترامي ميكنن و هيچي نميگي؟
ميبيني دارن علنا و عمدا به دينت پشت ميكنن و هيچي نميگي؟
...
ولي به من خورده نگير! ... من انسانم و خودت ميدوني كه عجولم ... كه كم طاقتم ... كه پرتوقعم ... براي همينه كه نميتونم بد كردناشونو تحمل كنم! ...
.....
راست ميگي ها! ...
.....
...
درمورد خودم چطور؟ ... ميتونم بديهامو تحمل كنم؟ ... چطور به خودم اجازه ميدم كه از تو غافل شم اما به اونا نه؟ ..
آره راست ميگي!
...
تازه الان فهميدم كه صبورتر از اوني هستي كه فكر ميكردم ...
آخه من يه فرقي با اونا ميكنم اونم اينه كه «مدعيم»! و با مدعي بودنم ...
هي ... هي ... هي ...
هي زير قولم ميزنم!
...
من ديگه حرف نميزنم ... ديگه نميتونم كه حرفي بزنم ...
* * * * *
بچه ها خيلي محتاج دعاي آسمونيتون شدم!
|
|
| 28687 |
نام:
روشنک
شهر:
کاش مدینه فاضله بود
تاریخ:
10/4/2006 4:57:08 AM
کاربر مهمان
|
خدايا بهم باز هم اين توفيق رو بده كه از بچه هاي حرف دل باشم!
* * * * *
التماس ميكنم منو از دعاهاي آسمونيتون فراموش نكنيد!
|
|
| 28686 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
10/4/2006 3:44:47 AM
کاربر مهمان
|
بهترین همسر(سالروز وفات حضرت خدیجه(س))
رسول خدا-صلى الله عليه و آله-فرموده:از مردان گروه زيادى به كمال رسيدند ولى از ميانزنان جز چهار زن كسى به مرحله كمال نرسيد:مريم(س)،و آسيه(س)همسر فرعون،و خديجه(س) دختر خويلد،و فاطمه (س)دختر محمد.
و همچنین در حدیث دیگری فرمود:برترين زنان اهل بهشت:خديجه(س) و فاطمه (س)و مريم(س) وآسيه(س) هستند...
فضائل خدیجه سلامالله عليها از زبان پیامبر(ص):بخدا سوگند خداوند بهتر از او زنى به من نداده،او بود كهبمن ايمان آورد هنگامى كه مردم كفر ورزيدند،و او بود كه مراتصديق كرد و مردم مرا تكذيب نموده(و دروغگويم خواندند)واو بود كه در مال خود با من مواسات كرد(و مرا بر خود مقدمداشت)در وقتى كه مردم محرومم كردند،و از او بود كه خداوندفرزندانى روزى من كرد و از زنان ديگر نسبتبفرزند محروممساخت.
|
|
| 28685 |
نام:
نرگس
شهر:
.......
تاریخ:
10/4/2006 2:23:14 AM
کاربر مهمان
|
الهی نامه یک مهندس عمران :
الهي! تو استادترين مهندس عمران عالم خلقتي! هنوز بسياري از قوانيني كه در ساخت يكي از خانهها به كار بردهاي حتي در نزد عالمان روزگار مجهول است. خانه دل عجب مهندسي داشته.
الهي! ايكاش در مهندسي عمران فرمولي بود تا آن را در ساخت خانههايمان بهكار ميبرديم و آن خانه محل رفت وآمد فرشتگان ميشد.
الهي! مالك اين ملك تويي. خودت مهندس ساختمان وجودم باش!
الهي! روي سپاس بر درگاهت ميگذارم كه محيطي مناسب براي رشد من پيريزي كردي.
الهي! كمكم كن كه بتُن وجود را به آرماتور ايمان مسلح كنم.
الهي! نمازم را چنان اصلاح كن تا ستون باربر دينم باشد.
الهي! ساختمان عقايدم را محكم كن تا در مقابل هيچ باري پايداريش را از دست ندهد.
آهاي اونايي كه دلاتون شكسته چرا نمياين حرف بزنين. مگه خدا نميگه "”من در دلهاي شكسته منزل دارم“.
اگر فكر مي كنين كسي دلتون رو شكسته، تنها نيستين.
قبول كنيد كه زمان مي گذره تا بتونيم نكات مهمي رو بفهميم.اگه آدم از ته دلش اعتقاد به چیزی داشته باشه به اون هدفش می رسه .این سنت الهیه.
اگر واقعاقصدتون ايجاد فضاي ليف روحي هست ميتونيد ايجادش كنيد.شما سعی و تلاشت بکن بقیه اش با خداست. برگرديد معطل نكنيد . اينجا خيلي خالي هست.
|
|
| 28684 |
نام:
رضا
شهر:
کویر
تاریخ:
10/4/2006 2:20:20 AM
کاربر مهمان
|
دعای روز دهم
***********
اَللّهُمَّ اجْعَلني فيهِ مِنَ المُتَوَكِلينَ عَلَيْكَ ، وَ اجْعَلني فيهِ مِنَ الفائِزينَ لَدَيْكَ ، وَ اجعَلني فيه مِنَ المُقَرَّبينَ اِليكَ بِاِحْسانِكَ يا غايَةَ الطّالبينَ
اي خدا مرا در اين روز از آنان كه بر تو توكل كنند و نزد تو فوز و سعادت يابند و از مقربان درگاه تو باشند قرار ده به حق احسانت اي منتهاي آرزوي طالبان.
التماس دعا
|
|
| 28683 |
نام:
mj
شهر:
pa
تاریخ:
10/4/2006 1:30:40 AM
کاربر مهمان
|
پروازاي داخلي, پروازاي خارجي,پروازاي خارج از جو, پروازاي معراج گونه....................كجائيد بابا.....................برگرديد دلم براتون تنگ شده..........
|
|