هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
28522
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 9/29/2006 4:07:22 AM
کاربر مهمان
  السلام علي قلب الزينب الصبور

بي بي جانكيستي تو؟

اين وجود من توانايي معني كردن زينب را ندارد.

كيستي تو ؟

كه همه ي آسمان با غم تو ولايي دارند.

اي سليمان از چه مي نازي به جاه و هشمتت

صد هزاران چون سليمان ريز خار زينبند.

يا زينب

28521
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 9/29/2006 4:06:36 AM
کاربر مهمان
  السلام علی قلب الزینب الصبور

ای شهریار هر دو عالم لشکرت کو

جانا سلیمان زمانی انگشترت کو

============================

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی

ز بامی که بر خاست مشکل نشیند



هر که از عشق تو دیوانه نشد آدم نیست

آدم آن است که از عشق تو دیوانه شود



غمت در نهان خانه ی دل نشیند

به نازم که زینب به محمل نشیند

=================================
باز این دلم هوای می خانه کرده ساقی

بوی شراب نابت دیوانه کرده ساقی

ای نازنین برادر چو نوبت جدایی

بحر وداع خواهر در سینه می گشایی

یک کاروان اسیری چون مرغ پر شکسته

ز غم چرا نمیریم ناموس کبریاییم

یازینب.


28520
نام: !!!!
شهر: !!!
تاریخ: 9/29/2006 4:04:29 AM
کاربر مهمان
  اسمای مستعار از دیروز تا حالا چقدر زیاد شدن !!!!
آخه به این که نمی گن اعتصاب!!!!
اگه نمی تونین دل بکنین دیگه الکی نگین دیگه من رفتم و آخرین سلامه و ... .
28519
نام: دیوانه
شهر: عقلستان
تاریخ: 9/29/2006 4:01:57 AM
کاربر مهمان
 
زبان حال رقیه
واقعا زیباست
که فرمود:"* ما رایت الا جمیلا *"

این که بینی عمه در چون و چرا افتاده ام
عمه جان بنگر کجا بودم کجا افتاده ام
عمه جان بودست در دامان بابا جای من
می شد از دیدار او زائد همه غم های من
دست مهرش بود دائم بر سر و سیمای من
چون(چگونه) شد آخر من ز دیدارش جدا افتاده ام
کربلا از بهر ما کرب و بلایی بود وبس
بهر ما دشت پر از شور و نوایی بود و بس
صحنه ی پر حزن و غم بزم عزایی بود و بس
از مدینه من در آن ماتم سرا افتاده ام
کربلا ای عمه ما را داد این آوارگی
کرد از دامان بابایم جدا یکبارگی
سایه ی او نیز چون ترسد در این بیچارگی
زین سبب ای عمه در رنج و بلا افتاده ام
* عمه جان برگو عموی تاجدار من چه شد
* اکبر رعنا جوان گلعذار من چه شد
* قاسم عموزاده آن والاتبار من چه شد
* یاد اصغر طفلک نیکو لقا افتاده ام
عمه جان ما در مدینه خانه هایی داشتیم
خود تو می دانی که ما کاشانه هایی داشتیم
عقربای مهربان باوفایی داشتیم
از چه در ویرانه ی شام بلا افتاده ام
مهربان بابم جدایی از چه رو آغاز کرد
گو چه بی مهری ز ما او دید دوری ساز کرد
چون در هجران بروی ما ز محنت باز کرد
حالیا در شکوه با باد صبا افتاده ام
گر چه ما را عمه جان جایی به جز ویرانه نیست
بهر تشریف حضورش منزل و کاشانه نیست
گوشه ی ویرانه جایی قابل شاهانه نیست
من نمی دانم چرا در این سرا افتاده ام
لیک ای بابا چرا ما را نبردی در سفر
از چه رو یکبارگی کردی ز ما صرف نظر
گو چه بی مهری ز ما دیدی تو ای جان پدر
کز غم دوری تو در ابتلا افتاده ام
عمه جان بر باب خود از غم شکایت ها کنم
سر نهم بر دامنش بس شکوه از اعدا کنم
============
ببخشید زیاد شد
اگه وقت ندارید کپی کنید بعدا بخونید
28518
نام: یک انسان
شهر: ایران
تاریخ: 9/29/2006 3:53:09 AM
کاربر مهمان
  نمی خواین بگین که اون همونیه که می خوند و دیگه نیست؟!
آخه اون که سنی نداشت؟
یعنی اینقدر زود طلبیدنش؟
من که باور نمی کنم .آخه براچی؟
28517
نام: بب
شهر: بب
تاریخ: 9/29/2006 3:51:58 AM
کاربر مهمان
  ب
28516
نام: دیوانه
شهر: عقلستان
تاریخ: 9/29/2006 3:42:07 AM
کاربر مهمان
 
جان حسین جانان حسین رضوان حسین ایمان حسین

عشق حسین عقبی حسین مولا حسین سلطان حسین
28515
نام: دیوانه
شهر: عقلستان
تاریخ: 9/29/2006 3:41:22 AM
کاربر مهمان
 
چه کرده ای که جهان در تب تو می سوزند
ز التهاب تو و زینب تو می سوزند
فرات و دجله ز سوز تب تو می سوزند


تو کیستی که زمین و زمان تو را خواهد
جهان اربعه هفت آسمان تو را خواهد
فرشتگان سما قدسیان تو را خواهد


تویی حسین و دل آدم از تو تاب گرفت
تویی حسین و که هستی ز تو گلاب گرفت
تویی حسین که زینب تو را رکاب گرفت

28514
نام: دیوانه
شهر: عقلستان
تاریخ: 9/29/2006 3:38:52 AM
کاربر مهمان
 
امام حسین
الهی من فدات شم
امام حسین
قربون نوکرات شم
28513
نام: عبدالزینب
شهر: بیت ا لعباس
تاریخ: 9/29/2006 3:38:48 AM
کاربر مهمان
  السلام علی قلب الزینب الصبور

بی بی جان سید ممحمد جواد ذاکر

ذاکر خوب بی بی زینب

فقط و فقط برا بی بی زینب خوند و برای رقیه.

ایشالله اربابش تو ی اون دنیا دست ما رو بگیره۰

خدایا اجازه نده تو اون جمععی که حروله کنان و

حسین گویان وارد بهشت می شن.

این ذاکر خوب اونجا دم از زینب نگیره .

ایشالله سید جواد ذاکر همه ی اونایی رو که پشتش حرف

زدند ببخشه.

یا زینب.
<<ابتدا <قبلی 2858 2857 2856 2855 2854 2853 2852 2851 2850 2849 2848 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2853&mode=print