هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
28162
نام: عبدالفاطمه
شهر: همين نزديكي ها
تاریخ: 9/26/2006 5:31:42 PM
کاربر مهمان
  يا هادي
سلام
اين دو روزه من چقدر سلام كردم خدا مي دونه! ولي شنيدم جواب سلام واجبه

اي خدا ! توي اين گير و دار خوب دل مارو مي سوزوني ها!
مي دوني من امشب حالم يه جور ديگه است، بيا هر چي دارم گوش مي كنم از كربلا و شهادته...
خدا!
تو رو به همين واحد بودنت، امشب ببين اين بچه ها چه حالي دارن! دست خالي از مهموني نفرستي تو اين دنياي عجيب!؟
مي دونم نعمت هات فراوونه، ولي گولم نزني با اينا!؟ مي دوني كه هر بچه اي رو با اسباب بازي هاش تا يه مدت مي شه سرگرم كرد، ولي نمي شه مادرش رو مدت زيادي ازش دور كرد!
خدايا!
مي دوني كه اينقدر فرياد مي زنم كه دلت به حالم بسوزه و ببريم! مي دوني كه تنهام....

مسموم شد ساقي و پيمانه شكسته
از بخت من درب شهادت گشته بسته

...
يا زهرا(س)


28161
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 9/26/2006 5:22:38 PM
کاربر مهمان
  چنانچه مي دانيم عراق در طول جنگ عليه ايران بارها و بارها برخي پيمانهاي بين المللي را زيرپا گذاشت. به چند مورد از اين پيمانها كه توسط عراق زيرپا گذاشته شد اشاره نماييد .

28160
نام: محمد
شهر: مشهد مقدس
تاریخ: 9/26/2006 5:18:00 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه دوستان.می خوام از گذشتم براتون بگم.تو سن ۱۴ سالگی پدرم رو به بدترین شکل از دست دادم.برام خیلی سخت بود .دقیقا همون وقتا بوئ که شدیدا تو زندگیم احساس کمبود می کردم نمی دونم چه کمبودی اما می دونستم به یه چیزایی احتیاج دارم.از اوون موقع شروع کردم به جستوجوی کمبودهام.اما راه رو اشتباه رفتم.افتادم تو منجلاب فساد وگناه و سکس و خودارضائی .البته اوون موقع ها حتی نمی دونستم کاری که میکنم آیا گناه داره یا نه؟فکر نمی کردم کاری که می کنم اشتباه و وقتی هم که فهمیدم دیگه خیلی دیر شده بود دیگه غرق گناه بودم دیگه عادت کرده بودم این وضعیت تا همین یک ماه پیش که ۱۸ ساله بودم ادامه پیدا کرد.وضعیت بدی بود.کلافه بودم خسته بودم غمگین بودم پشیمون بودم.دنباله یه راه چاره بودم .چندین بار توبه کرده بودم اما...یک شب خیلی دلم گرفت .یاد بچه گیام افتادم .محرم که می شد وای نمی دونید چه حالی داشتم یه زنجیر کوچیک داشتم و شبا می رفتم مسجد و تا نزدیکای صبح عزاداری می کردم یادم میاد اوون زمونا خیلی راحت گریه می کردم یادمه تا اسم حسین(ع) رو میشنیدم اشک از چشمام می ریخت و دلم آتیش می گرفت ...اما حالا دیگه دلم از جنس سنگ شده بود.
دلم خیلی خیلی گرفت . از خدا خواستم که دوباره اوون عشق رو تو دلم زنده کنه ازش خواستم که همون چشای بچه گیامو که راحت برا حسین گریه می کرد رو بهم برگردونه.یادمه فرداشبش خونه تنها بودم دوباره همون حال بهم دست داد این بار رفتم و کامپیوترم رو روشن کردمو یه سی دی مداحی گذاشتمو با همون دل گرفته نشستم کنج اتق و به اوون گوش دادم اما اون شب یه حال دیگه داشتم .تا اسم حسین(ع) رو شنیدم دلم آتیش گرفت باورم نمی شد دستمو که به صورتم کشیدم دیدم صورتم خیس از اشکه وای وای نمی دونید چه حالی داشتم.خدا چیزایی رو که خواسته بودم بهم داده بود حتی فکرش رو هم نمی کردم که بعد از این همه گناه هنوز خدا به فکر من باشه.خیلی احساس شرمندگی و ندامت کردم.تو همین احوال یه دفعه یاد یه تیکه از یک شعر رو که خیلی وقت پیش شنیده بوده افتادم: گرصدبار توبه شکستی باز آ .....
خیلی گریه کردم و با همون حالت یه سجاده برداشمو روش نشستمو ....اما درست نمی دونستم چه کار بکنم ؟چه دعایی بخونم؟چطور توبه کنم؟مفاتیح رو باز کردم وشروع کردم به ورق زدن هیچ دعایی نظرم رو جلب نمی کرد تا اینکه به زیارت عاشورا رسیدم ..نتونستم ازش رد بشم شروع کردم با همون حال با دلی شکسته و چشمهایی پر از اشک به خوندن زیارت.خیلی خیلی لذت بخش بود........
از اوون وقت تا حالا خیلی زندگیم فرق کرده.خیلی احساس سبکی می کنم و این رو بگم که از اوون وقت تا حالا خیلی مورد لطف خدا قرار گرفتم ناخواسته خیلی چیز هارو دارم می فهمم چیزایی درباره دینمون و..
منظورم اینه که حس می کنم از اوون بالاها دارم هدایت می شم.دیگه زندگیم رنگ و بوی دیگه ایی داره

شما هم می تونید امتحان کنید .خدا خیلی خیلی مهربونه و در رحمت و بخشش اون همیشه رو به همه بازه
فقط کافیه که از اعماق وجودتون اونو صدا بزنید. روحتون رو پاک کنید و به سمت اون حرکت کنید با هر قدمی که به سمت خدا بر میدارید اوون خودش ده ها قدم به ترفتون میاد.
گر نروی بسوی او راست بگو کجا روی هر طرفی که رو کنی ملک وی است و کوی او
ممنونم از این که وقت گذاشتید.
اگه حرفی دارید خوشحال می شم بهم ایمیل بدید
موفق باشید..خداحافظ
28159
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/26/2006 5:00:31 PM
کاربر مهمان
  برای منتظر
چند تا از فتوای مراجع

لطفا بفرماييد ارتباط از طريق پست الكتريكي (ايميل)در مورد شعر وشاعري و ادبيات و مذهب وسياست وخانواده وموضوعاتي از اين قبيل بين زن ومرد وغيره چه صورتي دارد.

جواب:بين نامحرم ها جايز نيست.

آيا روابط دختر و پسر از طريق چت ايراد دارد؟جائز نيست.
آيا چت كردن با يك پسر و ايجاد علاقه به صورت مشروع به عنوان خواهر وبرادري ودر حد درد دل وسوالات درسي و... چه حكمي دارد.؟ جواب:اين كار از دامهاي شيطان است و جائز نيست.

حكم داشتن دوست از جنس مخالف چيست؟جواب:جائز نيست.
دختر امام خمینی تعریف میکنه که به منزل شوهر خواهرم رفته بودیم - من به امام گفتم لازمه به شوهر خواهرم سلام کنم - امام فرمودن لازم نیست .... خب امام از من و تو اسلام رو بهتر میشناسه ... ( به کتاب بهشت جوانان مراجعه کن )
28158
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/26/2006 4:56:30 PM
کاربر مهمان
  شکجه پنهان سکوت را آشکار کن؟؟؟

زیبا ترین حرفت را بگو...............................

و هر گز حراس مدار از آن که بگویند سخن بیهوده می گویی...........

که حرف ما سخن بیهوده نیست....
* * * * * * * * * *
که عشـــــــــــــــــق خود بیهوده نیست
* * * * * * * * * *
عشـــــــــــــــــــــــــــق خود ،فرداست
* * * * * * * * * * *
خود همیشه است

نازنینم !!!

تــــــــــــــــــوراکه شناختم

عشــــــــــــــــق را شناختم

خـــــــــــــــود را شناختم

خـــــــــــــــدا را شناختم

و حالا می توانم عاشق خـــــــــــدا باشم.....................
28157
نام: عبدالفاطمه
شهر: همين نزديكي ها
تاریخ: 9/26/2006 4:41:46 PM
کاربر مهمان
  يا حبيب
سلام
سلام خدا بر رزمندگان جبهه ي ديروز و جبهه ي امروز
سلام خدا بر بچه هاي ثامن الائمه
سلام خدا بر آنهايي كه حصر آبادان رو شكستند و دل امام امت و ملت رو شاد كردند
سلام خدا بر بزرگان
سلام خدا بر دریادلان
سلام خدا بر سرداران و اميران قلعه

به قول امير قلعه:
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود

...
دعايتان مقبول
و حاجاتتان مستجاب ان شاءالله
توسل ...
چه دلنشينه
...
ياسيدنا و مولانا!
انّا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بك الي الله
و قدمناك بين يدي حاجاتنا
يا وجيهاً عندالله
اشفعلنا عند الله
...
الهي آمين
يازهرا(س)
28156
نام: مریم
شهر: تهران
تاریخ: 9/26/2006 4:41:08 PM
کاربر مهمان
  خدایا کمک کن
28155
نام: توبه
شهر: پشیمانی
تاریخ: 9/26/2006 4:35:51 PM
کاربر مهمان
  دوباره سلام
منتظر ازت خیلی ممنونم که منم یاذت بودم و خدا رو شاهد میگیرم که تک تک شما دوستان نازنینم سر افطار و تو دعای توسل یادم بودید میخواستم یه چیزی بگو و اون اینکهمن هر روز به خرف دل سر میزنم و همه مطالب رو میخونم ولی جرات و شهامت نوشتن پیش شما عزیزان رو ندارم اگه خدا قبول کنه منم جزء ۱۴ رو بر میدارم بازم ازتون از همتون ممنونم
یا علی التماس دعا
28154
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 9/26/2006 4:34:50 PM
کاربر مهمان
  توبه جان سلام
کجایی؟
ختم قرآن داریم
بسم الله
کدوم جزء؟
28153
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 9/26/2006 4:29:44 PM
کاربر مهمان
 
الهی ای فلک دیگر نگردی

اگر دور قد حیدر نگردی

الهی ای نفس بی یاد زهرا

اگر رفتی به سینه بر نگردی
<<ابتدا <قبلی 2822 2821 2820 2819 2818 2817 2816 2815 2814 2813 2812 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2817&mode=print