اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 28112 |
نام:
ت
شهر:
ت
تاریخ:
9/26/2006 12:11:19 PM
کاربر مهمان
|
ا
|
|
| 28111 |
نام:
مهمان
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/26/2006 12:00:05 PM
کاربر مهمان
|
سلام.. خب نميدونم چی بگم. راستش اين سايت رو يکی از دوستانم بهم معرفی کرد.
خواستم از شما که اين سايت تو راه اندازی کردين و پشتيبانی ميکنين تشکّر کنم.
|
|
| 28110 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوهه
تاریخ:
9/26/2006 11:47:24 AM
کاربر مهمان
|
سلام برهمه
اقا امروز وسط راه یه کارت تلفن رو دیدم روش اسم خانوم رو نوشته بودن همین طور اندخته بودنش وسط راه دلم گرفت یاد بچه های اهل دل افتادم که تا اسم خاونم میاد اشکشون جاری میشه دلاشون پر می زنه مدینه پشت بقیع یا تو مسجد حضرت رسول کنار اون قبرای غریب که باید از پشت دیوارا فقط بهشون چشم بدوزی و بغضتو اروم بشکونی چون اگه بلند گریه کنی نه میذارن خودت بمونی نه بقیه .تو اون ظلمت دلت پر می زنه تو حرم اقا امام رضا .نمی دونم چرا اما غربت بقیع ادمو هوایی امام رضا می کنه.کبوترایی که خودشونو رو خاکای داغ می کشند تا بوی یاس خانوم قد خمیده ای که از اون حوالی رد میشنو بگیرن ادمو یاد کبوترای حرم میندازن.
قربون کبوترای حرمت امام رضا
قربون این همه لطف وکرمت امام رضا
اما ادمای این شهرا انقدر بی تفاوت شدن که اسم بی بی رو میندازن بین راه وانگار نه انگار اسم مادرمونه اسم عزیز دلمونه .
خدایا این همه تفاوت این همه فاصله این همه دوری ادما از هم اخه چرا؟
با خودم گفتم می بینی بچه اینا که همشهریاتن چرا این همه ازهم دورین اما وقتی میری پیش سید ودوستاش هر کی از یه شهر .یکی از بیت العباس یکی از ناکجا اباد یکی از مدینه فاضله که ارزوشو داره یکی ازهمین نزدیکی ها یکی از شهر بی بند باری از شیراز از اهواز از کرج از....اما همه اهل دلن وبا این همه فاصله همه یه چیزی میگن یه چیزی میخوان درداشون یکیه اشکاشون یکیه خنده هاشون یکیه .
نمی دونم چرا سایه فکر کرده بچه های اینجا هر کدوم برا خودشونن.خب ممکنه یکی مثل منم باشه که به زور خودشو اینجا جا کرده تا اگه مثل این عزیزان نیست حداقل بیادو یه چیزی یاد بگیره اما باقی عزیزندو پاک وساده ودوست داشتنی
بچه ها برام دعا کنین خیلی.یه جورایی بدجور محتاجم
در ضمن اگه هنوز سر قرار ختم قران هستید من جزء۱۷ رو می خونم اگه قراره شروع کنید یه خبری بدید.
|
|
| 28109 |
نام:
عبد عاصی(شلمچه دلتنگ)
شهر:
زمین خدا!
تاریخ:
9/26/2006 11:33:43 AM
کاربر مهمان
|
ياالله
سلام دوستان اهل دلي...
طاعات و عبادات بي رياتون! قبول باشه!!!
خدارو هزار مرتبه شاكرم كه قلعه دوباره داره سروسامون مي گيره....
سورناي عزيز برگشتن...
خروش بزرگوار...
روشنك...
و مقداد عزيز و منتظر بزرگوار . بت شکن و ... كه نمي ذارن لحظه اي قلعه خاموش بمونه...
دوستان خدا قوت....
به خدا خيلي وقت بودم فقط مي اومدم اينجا سر مي زدم و حسرت اون روزا رو مي كشيدم
اما ظاهرا داره قلعه اون حال اصلي شو بدست مي آره
بازم خداروشكر
از اين به بعد منم سعي مي كنم ديگه سنگرو خالي نكنم
يه عالمه هم التماس دعا....يه عالمه يه عالمه!
راستي...
كسي از علمدار خبري نداره؟
يا رحمن يا رحيم
|
|
| 28108 |
نام:
مبارز
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/26/2006 11:29:38 AM
کاربر مهمان
|
دوستان واقعاً این پیامها یتان را که می خونم از خودم بدم میاد ،از خودم خسته می شم .
من واقعاً برای خدا مهمان خوبی نیستم . شما اینقدر بهتون خوش میگذره که دوست ندارین این ماه رمضون تموم بشه اما من چی ..........................................................
شما با شنیدن صدای دعای ابو حمزه کلی حال می کنین اما من چی......................................
من دوست دارم زودتر این ماه رمضون تموم بشه ،،،،خدایا منو ببخشش.............................
البته عزیزان منم دوست دارم همیشه ماه رمضون باشه منم دوست دارم مهمان خدا باشم منم دعای سحر رو خیلی دوست دارم ولی ،ولی ..............................
ولی قراره عید فطر به برنامه ای پیش بیاد و من اونجا می تونم عشقم رو ببینم .
دلیلش اینه که دوست دارم ماه رمضون زود تموم بشه ..........................
بچه ها من خیلی از شما دورم نه ...........................
چکار کنم این دردیه که خدا تو دلم گذاشته .................................
خدایا منو ببخش...........................................
به خدا از روی همتون خجالت می کشم
از آقا سید
از عبد الفاطمه
از عبدالزينب!
از مجيد!
ازمقداد!
از منتظر!
از عبدالزهرا
از بسيجي!
از شاهد!!
از ناشناس!
از بيقرار!
از سورنا!
از شلمچه!
از نرگس!
از علمدار!
از سمیه!
از گمشده!
از هدي!
از شهيد گمنام!
از كيميا!
از توبه!
از كاكتوس آبي!
از باباي كاكتوس!
از عموي كاكتوس!
از سيمرغ!
نمی تونم دیگه بقیه شو بنویسم..............................
|
|
| 28107 |
نام:
عبدالزینب
شهر:
بیت العباس
تاریخ:
9/26/2006 11:14:59 AM
کاربر مهمان
|
اسلام علی قلی الزینب الصبور
وسط افطار بود دلم سوخت سریع یه لغمه کردم و اومدم
گفتم سید تنهاست بیام یه کم حرف بزنم.
سید. عاشق که هی دم از دل تنگی نمی زنه.
عاشق که هی نمی گه من خسته شدم .
آقا سید چی بگم .چی بگم سید.
سید دلم تنگ.می فهمی سید .
جای تو رو که گذاشتن تو مقبره شهدا خوش به حالت سبک
رفتی .
اما سید ما چی.
آقا سید مرتضی پشیمونم.پشیمون .دم افطاری چیکار
کردی .
دم اذون با ماچه کردی.
سید چرا از چشام آب میاد .
سید چطوری بگم.
سید نزدیکی به خدا به خدا بگو کمکم کنه.
سید تو رو به خدا قسم .
سید کمکم کن.
نمی دونم این پیام و بدم برم دیگه وضعم چی می شه.
چرا این همه اشتباه کردم .
سید چرا این همه اشتباه کردم .
سید من بد بودم .
سید پشیمونم
سید کمک کن.
بی بی زینب کمک کن.
پشیمونم . خیلی ها ناراضی اند از من کمک کن.
یا زینب
|
|
| 28106 |
نام:
مبارز
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/26/2006 10:48:05 AM
کاربر مهمان
|
بت شکن سلام نماز و روزه ات قبول:
بحث حجاب را می توانی با ثبت روایت و احادیث ائمه (ع)ادامه دهی من مطمئن هستم تاثیر بیشتری دارد .
واقعا جای اون نقطه چین هایت(............) توی این صحفه حالی بود!!!
(خنده)،(خنده)،(خنده)
به حر حال خوشحالم که دو باره اومدی ولی مثل اینکه عبد الفاطمه جان یکمی از دستت گله منده ، چونکه پیام داده بود که اینجا اومدن با خود آدمه ولی رفتنش با ..............
البته حق داره...................
((مثل اینکه نقطه چین هم به منم سرایت کرده))
(خنده)،(خنده)،(خنده)
پایند باشی.
|
|
| 28105 |
نام:
مبارز
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/26/2006 10:47:33 AM
کاربر مهمان
|
بت شکن سلام نماز و روزه ات قبول:
بحث حجاب را می توانی با ثبت روایت و احادیث ائمه (ع)ادامه دهی من مطمئن هستم تاثیر بیشتری دارد .
واقعا جای اون نقطه چین هایت(............) توی این صحفه حالی بود!!!
(خنده)،(خنده)،(خنده)
به حر حال خوشحالم که دو باره اومدی ولی مثل اینکه عبد الفاطمه جان یکمی از دستت گله منده ، چونکه پیام داده بود که اینجا اومدن با خود آدمه ولی رفتنش با ..............
البته حق داره...................
((مثل اینکه نقطه چین هم به منم سرایت کرده))
(خنده)،(خنده)،(خنده)
پایند باشی.
|
|
| 28104 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همين نزديكي ها
تاریخ:
9/26/2006 10:45:25 AM
کاربر مهمان
|
يا الله
سلام
خدايا!
نگي چرا اين همه پر حرف شدم تو اين دوروزه!
آخه اين جا داره بوي آشنا مي ياد!
خدايا!
تورو به حق هر چه عشق است و معرفت، اين عبدالزينب ما رو به هر آنچه در دلش داره موج مي زنه، برسون، از همون حاجات شرعيه اي كه داره، براش هديه بده.
خدايا!
تواين مهموني ...
خدايا!
بازم كه دلم سوخت
مي دوني كه چه حالي دارم
داره صداي ربّنالاتزع قلوبنا.... مي ياد
خدا!
اين همه بنده جمع كردي دور وبرت من كجا بيام ميون اين همه خوب!؟
خدايا!
شرم و حيا مانع مي شه اين همه از من بگم!
پس كي از دست اين من راحتمم ي كني!؟
خدايا!
از ديشب تا حالا دلم مي خواد دست يه عزيز رو ببوسم!
چقدر اين حال و هوا داره من رو سبك مي كنه
خدايا!
اين دفعه كه اين همه خوشحالم چرا اشكا رهام نمي كنن!؟
خدايا!
شركت
اين اشك رو از من مگير
بچه ها!
نزديكه اذانه...
مي دنيد كه چي كار بايد بكنيد
قران و باز كرديد براي افطار از آيات خدا، هر چي اومد بخونش برا شادي آقا سيد!
خدا رو شكر
خدا اين جمع رو از ما نگيره!
خدايا!
لحظه اي و ا»ي ما رو به حال خودمون رها مكن
خدا!
بازم كه داري اين بنده ات رو چوب كاري مي كني!
نمي خواي بشكنم!؟
بشكن ديگه خدا
آخ اين اشكا..
اشك
چقدر لذت بخشه
مي گم خدايا!
كي مي شه من دستاي اين عزيز رو غرق بوسه كنم!؟
...
يازهرا(س)
يازهرا(س)
|
|
| 28103 |
نام:
بابک
شهر:
تهران
تاریخ:
9/26/2006 10:42:39 AM
کاربر مهمان
|
salam hafte defa mobarak
|
|