هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
27982
نام: علی
شهر: شیراز
تاریخ: 9/25/2006 1:32:17 PM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم-شبی از یک محل کنفرانس که یای پیاده 5 ساعت راه بود به طرف منزل میامدم اگر منتظر تاکسی میایستادم همین مقدار ساعت میشد دروسط یکی از خیابان پرده ضخیمی تکان خورد خیابانها هم مثل پل ها کنترول میشد جالب بود دوربین های مادون قرمز ساخت ان درلیسانس فیزیک مطرح میشود وبحث های مدارهای الکترونی با مدل های ریاضی در سطح بین المللی بدون هیچ گونه مراقبتی در دانشکده لندن بر پا میشد واقعا شورش را غرب در باره ایران در مورد مسائل هستهای در اورده است این مسائل یک مسئله عادی شده است. باری در وسط راه به یک ساندویج فروشی رفتم گفتم کسی پائین میرود جوانی دست اش رابالا برد وسپس به ساندویج که نیمی از ان خورده بود اشاره کرد او دکتر واهل کینیا ومسیحی بود.سوار ماشینش شدم درراه سوال کردم کینیا پیشرفت کرده دستانش را از فرمان برداشت به سمت اطراف شیشه برد وگفت این پیشرفتی که میبینی این خیابان ها وساخاتمانها وپل ها نه 150 سال دیگر گفتم از اینکه در لندن هستی راضی هستی گفت مجبورم وسپس شرح داد انگلیسی ها وقتیکه به کنیا امدند توی هر کوچه وبین دو کوچه مجاور و بین دو شهر وبین دو قبائل جنگ راه انداختند ودو طرف را مداوم بادزدند.و این شد یک سنت وقتیکه رفتند این سنت باهمان حددت باقی ماند. مداوم هیجان ودرگیری واختلاف است. دو حزب ایجاد شد من پس از مدتی دقت ومطالعه فهیمیدم یکی از از حزب کارگر تقلید میکند ودیگری از حزب محافظه کار ولی باهمان هیجان واختلاف ودرگیری عوامانه اعصاب خوردکردن جریان پیدا میکرد. من بکلاس ششم پزشکی رسیدم ومیدانید که دانشجوی پزشکی چه میزان به ارامش وسکوت نیاز دارد من یک دانشجوی فقیری هم بودم.. همان موقع اتفاقا بین حزب گارگر وحزب محافظه کار در انگلستان سر موضوع سخت حساس در گیری بود ولی بحثها وگفتگوی ها بسیار ارام ودوستانه بود انسان لذت زیادی میبرد . یک روز طاقتم طاق شد ویک نسخه روزنامه انگلیسی که جریان را بخوبی تعقیب میکرد بر داشتم وبه مجلس رفتم و پس از وقت گرفتن از نماینده محبوبم به ایشان گفتم این مقاله را لطفا بخوانید. وقتیکه انرا خواند گفتم نمیشود شما هم مثل انگلیسیها باهم مباحثه وگفتگو کنید جواب داد که من هم سیاست از شما بهتر میفهم وهم احزاب انگلستان را بهتر از شما میشناسم ولی مردم این روش را قبول ندارند این روش را اگر ما پیاده کنیم میگویند هیچکاری برای ما نکردید. گفتم مردم اینطور میخواهند جواب داد بله مردم اینطور میخواهند من از مجلس بیرون امدم و50 عدد ازان روزنامه را تهیه کردم دم مجلس روی اخرین پله کان ودم در ورودی به مجلس ایستادم به هر فردی که میا مد یک نسخه میدادم ومیگفتم به شرط خواندن ان مقاله این نسخه برای شما ودر حقیقت مجبور میکردم که انرابخواند وسپس نظرش را.سوال میکردم همه پنجاه نفر گفتند روش ما بهتر هست حل مسئله بدون هیجان ودرگیری حداقل لفظی که حل بشو نیست با خودگفتم فایده های ندارد حیف پول و وقت برای این ملت صرف کرد پس از فارغ التحصیلی در روزنامه اینگلیسی یک اعلامیه برای جذب دکتر برای انگستان خواندم وامتحان دادم وقبول شدم به انگلستان امدم الان در یک بیمارستان کار میکنم طبق نظر متخصصین این بیمارستان در یک بیمارستان دیگر دوره تکمیلی را میگذارانم ود رضمن در دانشکده لندن بعضی دروس تکمیلی را میخوانم الان زنم در کنیا است وخانواده پدری هم در کینیا است وروز به انها تلقن میزنم واز وضع کینیا اگاه هستم اتشفشان در حال سرد شدن است
27981
نام: عبدالفاطمه
شهر: همين نزديكي ها
تاریخ: 9/25/2006 12:50:02 PM
کاربر مهمان
  يا كريم
آقا سيد چي كار كنيم معتادمون كردي!؟
خدا!

عبدالفاطمه نمی خواد این باشه.

من نمی خوام ذهنم و فکرم بشه این دنیا که نمی شه توش به کسی اعتماد کرد!

من می خوام رشد کنم

من معرفت می خوام

من عشق می خوام

من دیوونگی می خوام

من خود اقا رو می خوام

خدایا!

اینا همش وقتی به دست می یاد که عبدالفاطمه بشکنه

یعنی دیگه خرد بشه در برابر تو

بشه همون بنده ای که تو می خوای

بشه یه عاشق

بشه یه مشت خاک توی دستای تو

...

خدايا!
نمي خواي از اين باده ات كه صبحگاهان بر كام دلدادگانت مي ريزي و سيرابشان مي كني از عشق، قطره اي بر جان تفتيده مان بريزي!؟
خدايا!
نمي خواي يه نگاه به دلاي اين اهل دلي ها بكني ويه نظر به نگاه رو به آسمون امير قلعه!؟
خدايا!
نمي خواي سردار قلعه رو از غربت زميني كه با اون شده قربت نشين جوارت، به وطن برگردوني وشادمون كني به نفس هاي گرمش!؟
خدايا!
نمي خواي دستاي رو به آسمون اهل دلي ها رو خالي برگردوني كه!؟
پس بار خدايا!
يه نگاه
فقط يه نگاه
تو رو به اين اشكاي جاري ...
تو رو به اين لب هاي تشنه ي و خشكيده از تشنگي ندانستن ها
بيا و با نگاهي سيرابمان كن و اندكي صبر و قدري حوصله و تكه اي عشق ردد ل هامان بكار
كه بي عاشقي نتوان راه تو پيمودن...
يا حضرت عشق
مگر نه اين كه بي عشق دل به چه كار آيد!؟
پس عاشقم كن
عاشق...
...
يازهرا(س)
27980
نام: هدا
شهر: usa
تاریخ: 9/25/2006 12:00:30 PM
کاربر مهمان
  mikhaam darde del konam....
emrooz ba khoda dava kardam....vali kam ovordam
khaili mehraboone vali nemidoonam chera az man badesh miyad !!
eybi nadare, khodaas dige....kasi besh gir nemide
delam gerefte...hame behem migan to ke khoshgeli dige chera narahati dari
fekr mikonan ke ba ghashangi moshkela az bein mire
delam gerefte...khoda jooonam!! chera mano afaridi vaghti ke az man badet miyoomad? chera be man goosh nedi? mage nemigi " ana samiol alim"? khoda joonam...che hekmatiye ke mano too in keshvare gharibo pore gonah tanha gozashti? che hekmatiye? daneshgah khaili sakhte taze hanooz sale avalame!! khoda...ghashangimo azam begir vali dar avaz delamo dooste khodet kon
khoda!!!!!!!!!!!! cheghad daad bezanam?
khastam...khaste...too 18 salegi khaste shodan yekam zoode, na?..shayad ham na
dige sareto dard nemiyaram khoda...boro be unayi ke "doost" dari goosh bede
vali man hamishe doostet daram hatta vaghti ke az man badet miyad
dige khejalat mikesham ozrkhahi konam...khaili porro shodam, na? kaash in shetaan ro too un zendane gowantanama zendooni mikardi ke dige biroon nayad
khoda khaili doost daram bekhandi vali khodet midooni ke chand mahe khodam ham nakhandidam
khoda....bashe, khafe misham
mesle hamishe
27979
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 9/25/2006 11:29:00 AM
کاربر مهمان
  اسلام علی قلب الزینب الصبور

بچه های اهل دل نمی دونم کجایید.

غذا تون و بخورید نوشه جان.

ایشا لله روزه تون قبول باشه.

چی بگم.

که فکر کنم قلعه یه کم تنها شده.

این دل اجازه ندادغذا بخورم.دلم و گرفتم و گفتم

بیام قلعه.

یه مرحم بزارم رو درد بی بی جان زینب.

شاید دلم و بی بی آروم کنه.

بی بی سلام .

بی بی مددی به همه .همه همه.

نیم نظری به دل ما.

بی بی اصلا این نیمه رو هم نصفش کن

بی بی می خوای این نصفه رو هم نصف کن

بی بی این و هم نصف کن

ولی بی بی تو رو جون برادرت

ما رو بدون نگاه خودت رها نکن

دل گرفته ایم.

سامون بده.

بسم باشه.مومن نباید نمازش دیر بشه.آقا مرتضی منو

ببخش مزاحم رازو نیازت شدم.

اون طرف شما خیلی نزدیک بی بی هستید اول بچه های

قلعه رو یاد بیارید بعدم منو .

یا زینب.
27978
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/25/2006 11:04:09 AM
کاربر مهمان
 
سخنان حكيمانه ي امير المومنين علي بن ابيطالب «عليه السلام»
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــ


* نيكي با پدر و مادر خيري است كه پيش فرستاده مي شود.
* پس از صبر، خود را به پيروزي بشارت ده.
* بركت مال به زكات است.
* دنيا را با آخرت سودا كن تا سود ببري.
* پرداخت قرض از دين است.
* زن و فرزند را ادب كن تا به آنها سود رسانده باشي.
* با بدان نيكي كن تا از بدي آنها جلوگيري كني.
* آسايش مردم در نااميدي (از مال مردم) است.
* ايمان شخص را از قسمهاش بايد شناخت.
* برادر كسي است كه در سختي برادري كند.
* اظهار توانگري جزء شكر است.
*ادب مرد بهتر از طلاي اوست.

عبدالزینب دستت درد نکنه اجرت با خودبی بی .انشاالله تو هم به حجتت برسی ،آخه مگه ممکنه کسی اینقدر دلش پاک باشه وبه حاجتش نرسه .....نه ....نه ....!!!
27977
نام: FatTonny_x
شهر: USA
تاریخ: 9/25/2006 10:54:05 AM
کاربر مهمان
  Hi.
How are you?

Please tell me
Wheere i will find info with subjects weight loss pills?

To future 10x u 4 u'r help.

Have a nice day
27976
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 9/25/2006 10:50:14 AM
کاربر مهمان
  السلام علی قلب الزینب الصبور.

خدای من تو هر زمانی که من چیزی می گویم حرف مرا

می شنوی و اجابت می کنی.

من می دانم که حرفهای مرا شنیدی چون بدون هیچ وقفه

حاجتم را روا داشتی.

برا هممون پیش اومده یه روز درس داشتیم گفتیم

خدایا بلد نیستیما

پدرمون مریض بود خدا یا مریض دارما

مشکل داشتیم خدا مشکل دارما

خدا داده

پس باید حرفمون رو شنیده باشه که داده .

یا زینب
27975
نام: suria
شهر: holland
تاریخ: 9/25/2006 10:43:41 AM
کاربر مهمان
  salam,
mahe mobarake ramezan bar hameye shoma mobarak bad.
man yek soal dashtam az hozouretoun. ma az koja mitounim befahmim ke khoda sedaye maro mishnawe. manzouram ine ke waqti darim doa mikonim ya chizi az khoda mitalabim az koja bedoonim ke sedaye maro shenide.
in soali hast ke salhast dar zehne mane age betoonin be man jawab bedid mamnoun misham.
khoda yaro negahdaretoun bashe.
27974
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 9/25/2006 10:35:31 AM
کاربر مهمان
  اسلام علی قلب الزینب الصبور

سلام بی بی جان.

بی بی قربونت برم.

قربون اون دلت برم .

که مشکل نشد

حریف همت والای زینب.

بی بی اگه قابل بدونب یه خواهش دارماونم اینه

آقا مقداد.
عبدالفاطمه.
عبدالزهرا
عبدالرضا
مبارز
بسیجی
شاهد
ساراخنم
نرگس خان
منتظر
بسیجی
بت شکن
علمدار
وهمه اونایی که من نمی شناسم
همه وهمه...............

هر کدومشون تو دلشون یه حاجت دارن.

ولی بی بی من که تو رو دارم چیزی نمی خوام غیر از

چیزی که گفتنش.......

ولی هر کی هر چی می خواد به این وقت عزیز بهشون

بده.

یا زینب.
27973
نام: عبدالفاطمه
شهر: همين نزديكي ها
تاریخ: 9/25/2006 10:30:26 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحيم
الحمدالله رب العالمين
الرحمن الرحيم
مالك يوم الدين
اياك نعبد و اياك نستعين
اهدناالصراط المستقيم
صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم والضاليـــــن...

يازهرا(س)
<<ابتدا <قبلی 2804 2803 2802 2801 2800 2799 2798 2797 2796 2795 2794 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2799&mode=print