هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
27862
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 9/24/2006 3:25:23 PM
کاربر مهمان
  اسلام علی قلب الزینب الصبور

یادش بخیر یه بلب اهل بیت داشتیم ما تو اون ده

روزی که بودم مشهد تو ایام شهادت امام رضا اون

ذاکر خوب سیداشهدام اونجا بود.

با اون شال سبزش .

خدا خیر آخرتش و زیاد کنه ایشا لله.

همش از بی بی زینب می گفت .دلم و می سوزوند .

زینب و رقیه دسشو بگیرن.

حالا یه حاج آقا رضا هلالی هم هست بازم خدا نگهش

داره.

همین که یه دختر و چادری کردن یه دل و شکستن که برا

اقا گریه کنه خیلی ایشا لله شاهد روز افزون عزاداری

حضرت زینب و را ه زینبی مرام زینبی باشیم

منتظر واقعی باشی.

یا زینب.
27861
نام: kaktoosabi
شهر: teh
تاریخ: 9/24/2006 3:10:23 PM
کاربر مهمان
  سلام

..بابا عمو حالش خوب نیست مثل اینکه شکایتاش داره جوا ب میده بدجوری مشنگ شدم ...عمو رضا رو هم قراره ببری پیش خودت ..ای بابای با مرام ...چقدر تو خوبی ..هر کی از جنسته رو پیش خدا شفاعت رو می کنی یعنی ما کشک دیگه ..همه به ما التماس دعا میدن میگن پارتی داری ..سهمیه داری ..باز نمیگن من خودم پام گیره این بابای بد قوله ..راستی این روزا این چند ماهه وقتی حال عمو رضابد شد..منم یه جوری ترمز بریدم ..مادر میگه یا اونو دق میدم یا خودم اخر دیونه میشم و دق می کنم ..دلم میسوزه واسش خب چکار کنم ....عقلم از کار افتاد گیرکردم من واسه رسیدن به خدا بهونه می خواستم خودم که اهلش نبودم .تا چشم باز کنم و بگم ب تو رفتی اقلا بعد اینهمه هم بسرت نزدبرگردی دلمون خوش شه ...حالا که عمورضا بود دلم خوش بود که اقلا اون هست ...اونم که الان حالش اینجوری . فکر اینکه عمو هم قراره بیاد پیشت دیونم میکنه ...اینقدر بی قراری کردم که مادرم از خونه فرار کرد دیدم نه خیلی اذیت میشه من از خونه زدم بیرون ....مادر میگه من بایدخودمو به یه روانپزشک نشون بدم .راست میگه ..................................آهای بابا ماه رمضونه سحری بیدارم کنی ها ..یاد شبهایی ماه رمضون پارسال بخیر که با صدای عمو رضا از خواب بیدار میشدم .نمیدونی مناجاتش چه حالی به ادم میده ...بابا جان من به این مادر بگو اینقدر به من گیر نده ..دیگه داره میزنم به سیم اخر ...عمو رضا عمو رضا نفسش تنگه دلش گرفته حتی دیگه منو هم دوست نداره نمیدونم یه هفته پیش رفتم پیشش زیاد تحویلم نگرفت ..نمیدونم دیگه از من خوشش نمیاد تو میدونی چرا ..مادر میگه نمیخواد اذیتت کنه نمیخواد بهش دلبسته زیاد شی ..واسه هیمنه ...بابا راسته ...!! من که میدونم یه چیز شده ...خیلی نامردیه بخدا ..بابا یه سر به من بزن ...خیلی بی مرعفتیه که از من حالی نپرسی ...اگر بد باشم پر از گناه باشم بازم بچه ی تو ام ..وظیفته بیایی پیشم میدونی ...
27860
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 9/24/2006 3:00:19 PM
کاربر مهمان
  اسلام علی قلب الزینب الصبور

بچه های اهل دل اگه می شه یه سری بزنید.

خوشحال میشم اگه پیامی بزارید.

مخصوصا عبدالفاطمه

و سورنا.

بت شکن

مبارز .

دلتنگ کربلا.

شاهد.

ناشناس.

و.........

یا زینب.
27859
نام: اعظم بتواز
شهر: ایذه
تاریخ: 9/24/2006 2:35:36 PM
کاربر مهمان
  یک سوال شرعی دارم و ان اینکه اگر به چند شهر با فاصله های متفتوت سفر کنیم و بیشتر از ۱۰ روز طول بکشد حکم نماز و روزه ما به چه صورت است ؟
27858
نام: مهد یخطیب
شهر: بل ا فغفغ ع
تاریخ: 9/24/2006 2:34:41 PM
کاربر مهمان
  فغعفعغ
27857
نام: مهد یخطیب
شهر: بل ا فغفغ ع
تاریخ: 9/24/2006 2:34:40 PM
کاربر مهمان
  فغعفعغ
27856
نام: مهد یخطیب
شهر: بل ا فغفغ ع
تاریخ: 9/24/2006 2:34:37 PM
کاربر مهمان
  فغعفعغ
27855
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/24/2006 2:07:13 PM
کاربر مهمان
  خب یکم از حرف و حدیث بزرگان بیایم بیرون و از دل خودم بگم!!!
دلی که توی این سینه شکسته ولی نزدیک ترین کسانم هم صداشو نشنیدن.خــــــدااااااااااااااااا.
واقعاً این جوونی هم عجب سیستمیه؟؟؟
توی این دوره همهء انتظارهارو از آدم دارن وی هیچ انتظاری از آدم ندارن؟؟؟
((((اگه خط بالا رو متوجه نشدین سخت نگیرین من خودم هم نفهمیدم چی نوشتم ولی امید وارم مطلب رو گرفته باشین))))
خیلی جالبه توی این دوره اگه گریه کنی بهت می خندن میگن مگه بچه شدی، اگه بخندی میگن مگه دیونه شدی، اگه شوخی کنی میگن سنگین باش، اگه سنگین باشی میگن مغرور شدی هاااا، اگه حرف بزنی میگن پُورحرفی ،اگه ساکت باشی میگن کََلک عاشق شدی ،حالاهم که که خاطرخواه شدیم میگن برای شما زوده شما هنوز سرد و گرم زندگی رو نچشیدین .چندروز که بری خونهءبرادرت عاشقی از سرت می پره .به برادرم هم سفارش کردن که حسابی سرم را گرم کنه که هم چیزرو فراموش کنم!
خیال کردن این تو بمیری ها از اون تو بمیریها نیست ؟؟؟
واقعاً خنده داره......
توی جمع دوستان هم هرکی منو می بینه فکر میکنه که هیچ غمی ندارم ، نمی دونن که توی این دلم چی میگذره!!!
وقتی هم یه جایی رو مثل اینجا پیدا می کنیم که حرف دلمورو بزنیم بعضی از دوستان میگن که اینجا رو با پشت کامیون یا تخته سیاه کلاستون اشتباه گرفتین . نه داداش من خوب درک می کنم که اینجا کجاست و با جای دیگه ای هم اشتباه نگرفتم.
ولی من نمی تونم مثل شما آسمونی باشم، من نمی تونم مثل شما قشنگ بنویسم، من نمی تونم مثل شما منتظر خوبی برای آقاباشم،من نمی تونم مثل شما.......................
ولی ناگفته نمونه کسانی هم اینجا هستن که میشه باهاشون درددل کنی یا ازشون همفکری بخوای.
من به آینده امید وارم هرچی باشه اون خدایی هم که اون بالاهه ، خدای ما گناهکاران هم هست.گوش شیطون کر میخوام با توکل به خدا و مدد از آقا امام حسین(ع) با معجزهء عشق به لشکر غم بتازم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقتی که من عاشــــق می شم
عاشـــق تر از من دیگه نیست
تو جون سپردن واسه عشــــق
هیچکی سر از من دیگه نیست
دار وندارمو می خوام به پای عشقــم ببازم
میخوام که یکتنه برم به لشکر غم غم بتازم
27854
نام: مجيد
شهر: از كرج
تاریخ: 9/24/2006 1:44:21 PM
کاربر مهمان
  خواهر موئمن تنها از شهر تنهايي:
با سلام و عر ض ارادت خدمت همه دوستان دور و نزديك.
چون جوانان و نوجوانان مخصوصا دختران جوان، هنوز به سني نرسيده‌اند که عاقبت برخي از کارها برايشان تجربه شده باشد، فقط همان ابتداي کار را که شيرين است مي‌بينند و خداي ناکرده به دوستي با پسران نامحرم تن مي‌دهند و به اين ترتيب وارد دامي مي‌شوند که خلاصي از آن بسيار دشوار است . چرا که اولين مشکل آنها، مشغوليت فکرشان است و عقب افتادن تدريجي از درس . مشکل بعدي خانواده (اگر داراي خانواده مذهبي باشند)،‌ مشکل بعدي ازدواج است . آنها اگر بخواهند با همان پسري که از طريق کوچه و خيابان با او آشنا شده‌اند ازدواج کنند هيچ ضمانتي وجود ندارد که آن پسر چند دوست دختر ديگر در آستين نداشته باشد و سر بزنگاه از اين دختر جدا و به آنها نپيوندد و به اين ترتيب دختران زيادي را دچار داغ فراق و افسردگي و نابساماني خانوادگي نکند ، حتي در دانشگاه‌ها يا محيط‌هاي کاري نيز ارتباط نامناسب با نامحرم، غالبا باعث گرفتاري است ، زيرا چه بسا باعث ايجاد عشق‌هايي در دل دختران و پسران جوان مي‌گردد که به دلائل گوناگون، هرگز به "وصل" منجر نخواهد شد و داغ آن براي هميشه به دل طرفين خواهد ماند و فکرشان را آزرده خواهد ساخت .
مسائل فوق هيچکدام قصه نيست ، بلکه واقعيت‌هايي است که به وفور در جامعه جاري است و ما تنها با گوشه هايي از آنها آشنا مي شويم . بسياري از گرفتاران اين مسائل به دليل حيا و شرم، مشکلات خود را براي ديگران بازگو نمي‌کنند . اگر اين کار را مي‌کردند درس عبرت خوبي براي ديگران مخصوصا جوانان و نوجوانان مي‌شد نکته مهم اين است که وقتي اين مشکلات ريشه‌يابي مي‌شوند ، غالب آنها از همان نگاه‌هاي کوچک و سخن‌هاي کوتاه و عشوه‌هايي آغاز مي‌شوند که به نظر پرسش‌گر دل پاک ما، نبايست روي آنها حساسيت نشان داد،‌ اما چه مي‌توان کرد که همين موارد کوچک اگر مورد بي توجهي واقع شوند و ادامه يابند سر از مشکلاتي بسياري در مي‌آورند و خداوند که بهتر از هر کس ساختمان فطري انسان را مي‌شناسدبما امر و توصيه كرده كه بايستي عاقبت کارها را بنگريم و از زندگي ديگران عبرت بگيريم و به اين نکته برسيم که ؛ چه بسا لذت‌هاي کوتاه که رنج‌هاي طولاني به ارمغان مي‌آورد.بنابراين شما اگر ايمانتان را بيشتر از هر چيزي دوست داريد بايد سعي كنيد خيلي قوي و محكم در مقابل هر چيزي كه ايمان شما را ضعيف ميكند بايستيد و يكي از آنها نيز ازدواج با شخصي ات كه پايبندي به دين ندارد.اينرا بدانيد كه صحبت با نا محرم تحت هر عنواني كه باشد دستكاري كردن به فطرت پاك الهي است مگر اينكه بسيار ضروري باشد و تحت شرايطي. در غير اينصورت موردتأييد اسلام نيست .
27853
نام: منتظر
شهر: ناكجاآباد
تاریخ: 9/24/2006 1:36:36 PM
کاربر مهمان
 

زهد و تقوا را تو اي زاهد شفيع خويش ساز

من كسي دارم كه در محشر به فريادم رسد

<<ابتدا <قبلی 2792 2791 2790 2789 2788 2787 2786 2785 2784 2783 2782 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2787&mode=print