هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
27852
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/24/2006 1:34:55 PM
کاربر مهمان
  ادامه پیام
گـسـتـرش دامـنه فحشاء، و افزايش فرزندان نامشروع ، از دردناكترين پيامدهاى بى حـجـابـى اسـت كـه فـكـر مـى كـنـيـم نـيـازى بـه ارقـام و آمـار نـدارد و دلائل آن مخصوصا در جوامع غربى كاملا نمايان است ، آنقدر عيان است كه حاجتى به بيان ندارد.
نـمـى گـوئيـم عـامـل اصـلى فـحشاء و فرزندان نامشروع منحصرا بى حجابى است ، نمى گـوئيـم استعمار ننگين و مسائل سياسى مخرب در آن مؤ ثر نيست ، بلكه مى گوئيم يكى از عوامل مؤ ثر آن مساءله برهنگى و بى حجابى محسوب مى شود.
و بـا تـوجه به اينكه فحشاء و از آن بدتر فرزندان نامشروع سر چشمه انواع جنايتها در جوامع انسانى بوده و هستند، ابعاد خطرناك اين مساءله روشنتر مى شود.
هـنـگـامـى كه مى شنويم در انگلستان ، در هر سال طبق آمار پانصد هزار نوزاد نامشروع بـه دنـيـا مـى آيـدودر ایتالیا هشتصد هزار، و هـنـگامى كه مى شنويم جمعى از دانشمندان انگليس در اين رابطه به مـقـامـات آن كـشـور اعـلام خـطـر كـرده انـد نـه بـه خـاطـر مسائل اخلاقى و مذهبى بلكه به خاطر خطراتى كه فرزندان نامشروع براى امنيت جامعه به وجود آورده اند، به گونه اى كه در بسيارى از پرونده هاى جنائى پاى آنها در ميان اسـت ، بـه اهـمـيـت اين مساءله كاملا پى مى بريم ، و مى دانيم كه مساءله گسترش فحشاء حـتـى بـراى آنـهـا كـه هـيـچ اهـمـيـتـى بـراى مـذهـب و بـرنـامـه هـاى اخـلاقـى قـائل نـيـسـتـنـد فـاجـعـه آفرين است ، بنابراين هر چيز كه دامنه فساد جنسى را در جوامع انـسـانى گسترده تر سازد تهديدى براى امنيت جامعه ها محسوب مى شود، و پى آمدهاى آن هر گونه حساب كنيم به زيان آن جامعه است .
مطالعات دانشمندان تربيتى نيز نشان داده ، مدارسى كه در آن دختر و پسر با هم درس مى خـوانـنـد، و مـراكـزى كـه مـرد و زن در آن كـار مـى كـنـند و بى بند و بارى در آميزش آنها حكمفرما است ، كم كارى ، عقب افتادگى ، و عدم مسئوليت به خوبى مشاهده شده است .
مـسـاءله (ابـتـذال زن ) و (سـقوط شخصيت او) در اين ميان نيز حائز اهميت فراوان اسـت كـه نـيـازى بـه ارقـام و آمار ندارد، هنگامى كه جامعه زن را با اندام برهنه بخواهد، طبيعى است روز به روز تقاضاى آرايش بيشتر و خودنمائى افزونتر
از او دارد، و هـنـگامى كه زن را از طريق جاذبه جنسيش وسيله تبليغ كالاها و دكور اطاقهاى انـتـظـار، و عاملى براى جلب جهانگردان و سياحان و مانند اينها قرار بدهند، در چنين جامعه اى شخصيت زن تا سر حد يك عروسك ، يا يك كالاى بى ارزش سقوط مى كند، و ارزشهاى والاى انـسـانى او به كلى به دست فراموشى سپرده مى شود، و تنها افتخار او جوانى و زيبائى و خودنمائيش مى شود.
و بـه ايـن ترتيب مبدل به وسيله اى خواهد شد براى اشباع هوسهاى سركش يك مشت آلوده فريبكار و انسان نماهاى ديو صفت !
در چنين جامعه اى چگونه يك زن مى تواند با ويژگيهاى اخلاقيش ، علم و آگاهى و دانائيش جلوه كند، و حائز مقام والائى گردد؟!
27851
نام: منتظر
شهر: ناكجاآباد
تاریخ: 9/24/2006 1:34:18 PM
کاربر مهمان
 
سلام
خسته نباشيد
===============

سالها نوكري درگه مولا كردم

گه توسل به حسين گاه به زهرا كردم

گريه كردم به حسين بر سر و بر سينه زدم

عزت هر دو جهان يك شبه پيدا كردم

چه شبي بود شب اول قبرم كه علي

جلوه اي كرد كه ارباب تماشا كردم

===============
27850
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/24/2006 1:21:01 PM
کاربر مهمان
  فلسفه حجاب
بـدون شـك در عـصـر مـا كـه بـعـضى نام آن را عصر برهنگى و آزادى جنسى گذارده اند و افراد غربزده ، بى بند و بارى زنان را جزئى از آزادى او مى دانند سخن از حجاب گفتن براى اين دسته ناخوشايند و گاه افسانه اى است متعلق به زمانهاى گذشته !
ولى مـفـاسـد بـى حـساب و مشكلات و گرفتاريهاى روز افزونى كه از اين آزاديهاى بى قيد و شرط به وجود آمده سبب شده كه تدريجا گوش شنوائى براى اين سخن پيدا شود.
مـسـاءله ايـن است كه آيا زنان (با نهايت معذرت ) بايد براى بهره كشى از طريق سمع و بـصـر و لمـس (جز آميزش جنسى ) در اختيار همه مردان باشند و يا بايد اين امور مخصوص همسرانشان گردد.
بـحـث در اين است كه آيا زنان در يك مسابقه بى پايان در نشان دادن اندام خود و تحريك شـهـوات و هـوسـهـاى آلوده مـردان درگـيـر بـاشـنـد و يـا بـايـد ايـن مـسـائل از مـحـيـط اجتماع بر چيده شود، و به محيط خانواده و زندگى زناشوئى اختصاص يابد؟!
اسـلام طـرفدار برنامه دوم است و حجاب جزئى از اين برنامه محسوب مى شود، در حالى كـه غـربـيـهـا و غربزدههاى هوسباز طرفدار برنامه اولند! اسلام مى گويد كاميابيهاى جـنـسى اعم از آميزش و لذتگيريهاى سمعى و بصرى و لمسى مخصوص به همسران است و غير از آن گناه ، و مايه آلودگى و ناپاكى جامعه مى باشد كه جمله (ذلك ازكى لهم ) در آيات فوق اشاره به آن است .
فلسفه حجاب چيز مكتوم و پنهانى نيست زيرا:
بـرهـنـگـى زنـان كـه طـبـعـا پـيـامـدهـائى هـمـچـون آرايـش و عـشـوه گـرى و امـثـال آن هـمـراه دارد مـردان مـخـصـوصـا جـوانـان را در يـك حـال تـحـريـك دائم قـرار مى دهد تحريكى كه سبب كوبيدن اعصاب آنها و ايجاد هيجانهاى بيمار گونه عصبى و گاه سر چشمه امراض روانى مى گردد، مگر اعصاب انسان چقدر مى تـوانـد بار هيجان را بر خود حمل كند؟ مگر همه پزشكان روانى نمى گويند هيجان مستمر عامل بيمارى است ؟
مـخـصـوصـا تـوجـه به اين نكته كه غريزه جنسى نيرومندترين و ريشه دارترين غريزه آدمى است و در طول تاريخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنايات هولناكى شده ، تا آنجا كه گفته اند (هيچ حادثه مهمى را پيدا نمى كنيد مگر اينكه پاى زنى در آن در ميان است )!
آيـا دامـن زدن مـسـتـمر از طريق برهنگى به اين غريزه و شعله ور ساختن آن بازى با آتش نيست ؟ آيا اين كار عاقلانه اى است ؟
اسـلام مـى خـواهـد مـردان و زنان مسلمان روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاك داشته باشند، و اين يكى از فلسفه هاى حجاب است .
آمـارهـاى قـطـعـى و مـسـتـند نشان مى دهد كه با افزايش برهنگى در جهان طلاق و از هم گـسـيـخـتگى زندگى زناشوئى در دنيا به طور مداوم بالا رفته است ، چرا كه (هر چه ديـده بـيند دل كند ياد) و هر چه دل در اينجا يعنى هوسهاى سركش بخواهد به هر قيمتى بـاشـد بـه دنـبـال آن مـى رود، و بـه ايـن تـرتـيـب هـر روز دل به دلبرى مى بندد و با ديگرى وداع مى گويد.
در مـحـيـطـى كـه حـجـاب اسـت (و شرائط ديگر اسلامى رعايت مى شود) دو همسر تعلق به يكديگر دارند، و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص يكديگر است .
ولى در (بـازار آزاد بـرهـنـگـى ) كـه عـمـلا زنـان بـه صـورت كـالاى مـشـتـركـى (لااقـل در مـرحـله غـير آميزش جنسى ) در آمده اند ديگر قداست پيمان زناشوئى مفهومى نمى تـوانـد داشـتـه بـاشـد و خـانـواده هـا هـمـچون تار عنكبوت به سرعت متلاشى مى شوند و كودكان بى سرپرست مى مانند.
3 - گـسـتـرش دامـنه فحشاء، و افزايش فرزندان نامشروع ، از دردناكترين پيامدهاى بى حـجـابـى اسـ
27849
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 9/24/2006 12:54:04 PM
کاربر مهمان
  لطفانظرتون رو در باره آقای عبد الرضا هلالی برای من بنویسین%

//باتشکر //
27848
نام: محسن اسدي
شهر: شهر حاج احمد كاظمي،اصفهان
تاریخ: 9/24/2006 12:53:48 PM
کاربر مهمان
  قافله رفته و دگر جداي ام از شهيدان

حاجي مي گفت:خداياشهادت روزي نصيبم كن كه حرف هر چيز هست الا شهادت.وبراي او چنين شد؟

يادشان بخيرشهيدان حسن كياني و محمد شريعت ومحمد قنبري
27847
نام: محسن اسدي
شهر: شهر حاج احمد كاظمي،اصفهان
تاریخ: 9/24/2006 12:53:45 PM
کاربر مهمان
  قافله رفته و دگر جدام از شهيدان

حاجي مي گفت:خداياشهادت روزي نصيبم كن كه حرف هر چيز هست الا شهادت.وبراي او چنين شد؟

يادشان بخيرشهيدان حسن كياني و محمد شريعت ومحمد قنبري
27846
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 9/24/2006 12:28:11 PM
کاربر مهمان
 


می خوام همه نظرشون رو درباره ی عبدالرضا هلالی بگن
27845
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 9/24/2006 12:26:22 PM
کاربر مهمان
 
یعنی میشه آقاجون بها بگیرم

یعنی میشه اذن کربلا بگیرم
27844
نام: منتظر
شهر: ناکجاآباد
تاریخ: 9/24/2006 12:23:35 PM
کاربر مهمان
  شاهد جون
من منظورم شما نبودی از(بی حجابی خوبه)
منظورم اونی بود که داشتی براش توضیح می دادی

=============================
این شعر از ابن سیناست
===================
کفر چون منی گزاف و آسان نبود

محکم تر از ایمان من ایمان نبود

در دهر چو من یکی است آن هم کافر

پس در همه دهر یک مسلمان نبود
================
این شعر رو عبدالرضا هلالی تو آخرین جلسه هیئت الرضا خوند
دلم براش می سوزه
خیلی بهش ظلم شده
به خدا هر وقت به شعراش و صحبتاش گوش می دم گریم میگیره.........
می خوام نظر شما رو بدونم:
یا حق
27843
نام: شاهد
شهر: دوکوهه
تاریخ: 9/24/2006 12:09:37 PM
کاربر مهمان
  سلام
به خودم میگم اخه بچه تموم کسایی که میان اینجا حداقل اسمشون یا اسم خودشونه
یا صفتیه که دوست دارن بهش برسن یا دارن اما تو چی دوست داری شاهد چی باشی اخه تا حالا که همش هر چی شاهد بودی بدی بوده سیاهی بوده اونم همش از خودت بوده وهست هر چی دیدی اما بعد میگم خب
دوست داری شاهد گذشته باشی فقط یه لحظه اما خب نمیشه پس دیگه چی میگی تو رو چه به اینجا اومدن که همه حداقل باخودشون رو راستن اما تو....الان هم شاید دارم شرط قلعه رو میذارم زیر پا اما به خدا راست میگم انقدر دلم
از همه چی گرفته که خدا میدونه.اخه ادما چقدر بی انصافن توی کل سال که این 365روز داره حتی راضی نمیشن 7تا فقط 7تا از این روزا رو به یاد اون عزیزا باشن.واقعا
انقدر سخته اقا به خدا نخواستم که قدردان اونا باشن حداقل با نامردی در موردشون حرف نزنن .ادم حرفای این ادمارو کجای دلش بذاره.توروخدا شما بگین.
به همین شبای عزیز قسم غلو نمی کنم نگید باز این شاهد داره حرفای بی ربط میزنه حرف دله.هرکی از راه رسید زد تو ذوقم که
ای بابا تو رو چه به این حرفا.اخه مگه...ای بابابسه دیگه توهم شورشو در اوردی اما هیچ کس نپرسید اصل مطلب چیه .ببخشید که زیاد
حرف زدم اما بازم نتونستم حرف دلمو انگار بگم

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه
هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه
بشکسته سبوهامان خون است به دل هامان
فریاد و فغان دارد دردی کش میخانه
هر سو نظر اندازی صد خاطره می سازی
زانها که سفر کردند دلشاد ازین خانه
تا سر به بدن باشد این جامه کفن باشد
فریاد اباذرها ره بسته به بیگانه
ای وای که یارانم گل های بهارانم
رفتند از این خانه رفتند غریبانه
یاران چه غریبانه رفتند ازین خانه
هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه
<<ابتدا <قبلی 2791 2790 2789 2788 2787 2786 2785 2784 2783 2782 2781 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2786&mode=print