هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
27802
نام: عبدالفاطمه
شهر: همين نزديكي ها
تاریخ: 9/24/2006 8:09:33 AM
کاربر مهمان
  يا لطيف
سلام
يادش بخير، يه روز حرف دل جاي حرف دل بود و بس!!!
بازم سلام
سلام خدا بر روزه داران
سلام خدا بر بندگان پاكش
سلام خدا بر توبه كنندگان درگاهش
سلام خدا بر آنان كه ايمان آوردند و سپس از انصار گشتند.
سلام خدا بر هر چه عاشق است و اهل دلي.
...
هم قدم!
مي خواي از اين داغونتر ببينيم خانم!؟
تا كي مي خواي غريبي كني!؟
يادته اوندفعه كه اومدي گفتي برام يه چيز داري!؟
يادته نگفتي و گفتي بگذار اين بارم زير غبار خاطره ها تو دلت گم بشه!؟
يادته برات يه آدرس گذاشتم و...
يادته...
من كه دعوتت كردم به خيمه ي ديوونه ها!
ولي دعوتم رو قبول نمي كني!؟
گفتم چه خوب!
اين ماه رمضون كه بياد، سر سفره ي خالي از نان و لبريز از عشقم ، به جز سنگ صبور و امير خيمه و حاج آقا بازمانده و سورنا و توبه ي عزيزم و آبجي شلمچه، هم قدمم مي ياد...
ولي انگار لياقت ميزباني رو ندارم، نه!؟
آخ هم قدم
آهم رو مي شنوي!؟
من كه خوب مي دونم تنهايي يعني چي !
خدا رو صدا بزن كه تو اين زمونه كسي غير اون نيست كه بشه بهش تكيه كرد، يه موقع با يه عزيزي تو صحن انقلاب ... دلم خيلي هوات رو كرده بود، ولي انگار بازم عبدالفاطمه بي لياقت تر از قبل شده، چرا كه ديگه يه عزيز با نگاهش سيرابم نمي كنه، چند روزيه محرومم كرده از نگاهش!...
اي خدااااااااااااااااا
امان از تنهايي
امان از دلي كه هوايي بشه
امان از دلي كه اسير يه نگاه پشت قاب عكس بشه و دلش تو پيش يه نگاه ناديده گير كنه براي پرواز واون عزيز نگاهش رو، با اينكه هر روز تشنه تر از اون نگاه مي شي، ازت دريغ كنه...
هيهات اگه غير خدايي برا ما مونده باشه
عزيز!
به يادت يه شاخه گل رز مي گذارم تو سجاده ام و برات از خدا طلب آرامش مي كنم...
يادم رفت بگم، امروز تولد يه دوست عزيزه! بهش تبريك بگين با دعاهاي نابتون!

يازهرا(س)
27801
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/24/2006 8:00:34 AM
کاربر مهمان
  فلسفه حجاب
بـدون شـك در عـصـر مـا كـه بـعـضى نام آن را عصر برهنگى و آزادى جنسى گذارده اند و افراد غربزده ، بى بند و بارى زنان را جزئى از آزادى او مى دانند سخن از حجاب گفتن براى اين دسته ناخوشايند و گاه افسانه اى است متعلق به زمانهاى گذشته !
ولى مـفـاسـد بـى حـساب و مشكلات و گرفتاريهاى روز افزونى كه از اين آزاديهاى بى قيد و شرط به وجود آمده سبب شده كه تدريجا گوش شنوائى براى اين سخن پيدا شود.
مـسـاءله ايـن است كه آيا زنان (با نهايت معذرت ) بايد براى بهره كشى از طريق سمع و بـصـر و لمـس (جز آميزش جنسى ) در اختيار همه مردان باشند و يا بايد اين امور مخصوص همسرانشان گردد.
بـحـث در اين است كه آيا زنان در يك مسابقه بى پايان در نشان دادن اندام خود و تحريك شـهـوات و هـوسـهـاى آلوده مـردان درگـيـر بـاشـنـد و يـا بـايـد ايـن مـسـائل از مـحـيـط اجتماع بر چيده شود، و به محيط خانواده و زندگى زناشوئى اختصاص يابد؟!
اسـلام طـرفدار برنامه دوم است و حجاب جزئى از اين برنامه محسوب مى شود، در حالى كـه غـربـيـهـا و غربزدههاى هوسباز طرفدار برنامه اولند! اسلام مى گويد كاميابيهاى جـنـسى اعم از آميزش و لذتگيريهاى سمعى و بصرى و لمسى مخصوص به همسران است و غير از آن گناه ، و مايه آلودگى و ناپاكى جامعه مى باشد كه جمله (ذلك ازكى لهم ) در آيات فوق اشاره به آن است .
فلسفه حجاب چيز مكتوم و پنهانى نيست زيرا:
بـرهـنـگـى زنـان كـه طـبـعـا پـيـامـدهـائى هـمـچـون آرايـش و عـشـوه گـرى و امـثـال آن هـمـراه دارد مـردان مـخـصـوصـا جـوانـان را در يـك حـال تـحـريـك دائم قـرار مى دهد تحريكى كه سبب كوبيدن اعصاب آنها و ايجاد هيجانهاى بيمار گونه عصبى و گاه سر چشمه امراض روانى مى گردد، مگر اعصاب انسان چقدر مى تـوانـد بار هيجان را بر خود حمل كند؟ مگر همه پزشكان روانى نمى گويند هيجان مستمر عامل بيمارى است ؟
مـخـصـوصـا تـوجـه به اين نكته كه غريزه جنسى نيرومندترين و ريشه دارترين غريزه آدمى است و در طول تاريخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنايات هولناكى شده ، تا آنجا كه گفته اند (هيچ حادثه مهمى را پيدا نمى كنيد مگر اينكه پاى زنى در آن در ميان است )!
آيـا دامـن زدن مـسـتـمر از طريق برهنگى به اين غريزه و شعله ور ساختن آن بازى با آتش نيست ؟ آيا اين كار عاقلانه اى است ؟
اسـلام مـى خـواهـد مـردان و زنان مسلمان روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاك داشته باشند، و اين يكى از فلسفه هاى حجاب است .
آمـارهـاى قـطـعـى و مـسـتـند نشان مى دهد كه با افزايش برهنگى در جهان طلاق و از هم گـسـيـخـتگى زندگى زناشوئى در دنيا به طور مداوم بالا رفته است ، چرا كه (هر چه ديـده بـيند دل كند ياد) و هر چه دل در اينجا يعنى هوسهاى سركش بخواهد به هر قيمتى بـاشـد بـه دنـبـال آن مـى رود، و بـه ايـن تـرتـيـب هـر روز دل به دلبرى مى بندد و با ديگرى وداع مى گويد.
در مـحـيـطـى كـه حـجـاب اسـت (و شرائط ديگر اسلامى رعايت مى شود) دو همسر تعلق به يكديگر دارند، و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص يكديگر است .
ولى در (بـازار آزاد بـرهـنـگـى ) كـه عـمـلا زنـان بـه صـورت كـالاى مـشـتـركـى (لااقـل در مـرحـله غـير آميزش جنسى ) در آمده اند ديگر قداست پيمان زناشوئى مفهومى نمى تـوانـد داشـتـه بـاشـد و خـانـواده هـا هـمـچون تار عنكبوت به سرعت متلاشى مى شوند و كودكان بى سرپرست مى مانند.
3 - گـسـتـرش دامـنه فحشاء، و افزايش فرزندان نامشروع ، از دردناكترين پيامدهاى بى حـجـابـى اسـ
27800
نام: بت شکن
شهر: شهر بی بندوبار
تاریخ: 9/24/2006 8:00:31 AM
کاربر مهمان
  امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنید........................... نظرات شما را در رابطه با حجاب بعد می خوانم............................. شما در این راه مبارزه با بدحجابی چه پیشنهادی به من می کنید...................... پیشنهادهای شما را بعد می خوانم..................................
27799
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/24/2006 8:00:27 AM
کاربر مهمان
  فلسفه حجاب
بـدون شـك در عـصـر مـا كـه بـعـضى نام آن را عصر برهنگى و آزادى جنسى گذارده اند و افراد غربزده ، بى بند و بارى زنان را جزئى از آزادى او مى دانند سخن از حجاب گفتن براى اين دسته ناخوشايند و گاه افسانه اى است متعلق به زمانهاى گذشته !
ولى مـفـاسـد بـى حـساب و مشكلات و گرفتاريهاى روز افزونى كه از اين آزاديهاى بى قيد و شرط به وجود آمده سبب شده كه تدريجا گوش شنوائى براى اين سخن پيدا شود.
مـسـاءله ايـن است كه آيا زنان (با نهايت معذرت ) بايد براى بهره كشى از طريق سمع و بـصـر و لمـس (جز آميزش جنسى ) در اختيار همه مردان باشند و يا بايد اين امور مخصوص همسرانشان گردد.
بـحـث در اين است كه آيا زنان در يك مسابقه بى پايان در نشان دادن اندام خود و تحريك شـهـوات و هـوسـهـاى آلوده مـردان درگـيـر بـاشـنـد و يـا بـايـد ايـن مـسـائل از مـحـيـط اجتماع بر چيده شود، و به محيط خانواده و زندگى زناشوئى اختصاص يابد؟!
اسـلام طـرفدار برنامه دوم است و حجاب جزئى از اين برنامه محسوب مى شود، در حالى كـه غـربـيـهـا و غربزدههاى هوسباز طرفدار برنامه اولند! اسلام مى گويد كاميابيهاى جـنـسى اعم از آميزش و لذتگيريهاى سمعى و بصرى و لمسى مخصوص به همسران است و غير از آن گناه ، و مايه آلودگى و ناپاكى جامعه مى باشد كه جمله (ذلك ازكى لهم ) در آيات فوق اشاره به آن است .
فلسفه حجاب چيز مكتوم و پنهانى نيست زيرا:
بـرهـنـگـى زنـان كـه طـبـعـا پـيـامـدهـائى هـمـچـون آرايـش و عـشـوه گـرى و امـثـال آن هـمـراه دارد مـردان مـخـصـوصـا جـوانـان را در يـك حـال تـحـريـك دائم قـرار مى دهد تحريكى كه سبب كوبيدن اعصاب آنها و ايجاد هيجانهاى بيمار گونه عصبى و گاه سر چشمه امراض روانى مى گردد، مگر اعصاب انسان چقدر مى تـوانـد بار هيجان را بر خود حمل كند؟ مگر همه پزشكان روانى نمى گويند هيجان مستمر عامل بيمارى است ؟
مـخـصـوصـا تـوجـه به اين نكته كه غريزه جنسى نيرومندترين و ريشه دارترين غريزه آدمى است و در طول تاريخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنايات هولناكى شده ، تا آنجا كه گفته اند (هيچ حادثه مهمى را پيدا نمى كنيد مگر اينكه پاى زنى در آن در ميان است )!
آيـا دامـن زدن مـسـتـمر از طريق برهنگى به اين غريزه و شعله ور ساختن آن بازى با آتش نيست ؟ آيا اين كار عاقلانه اى است ؟
اسـلام مـى خـواهـد مـردان و زنان مسلمان روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاك داشته باشند، و اين يكى از فلسفه هاى حجاب است .
آمـارهـاى قـطـعـى و مـسـتـند نشان مى دهد كه با افزايش برهنگى در جهان طلاق و از هم گـسـيـخـتگى زندگى زناشوئى در دنيا به طور مداوم بالا رفته است ، چرا كه (هر چه ديـده بـيند دل كند ياد) و هر چه دل در اينجا يعنى هوسهاى سركش بخواهد به هر قيمتى بـاشـد بـه دنـبـال آن مـى رود، و بـه ايـن تـرتـيـب هـر روز دل به دلبرى مى بندد و با ديگرى وداع مى گويد.
در مـحـيـطـى كـه حـجـاب اسـت (و شرائط ديگر اسلامى رعايت مى شود) دو همسر تعلق به يكديگر دارند، و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص يكديگر است .
ولى در (بـازار آزاد بـرهـنـگـى ) كـه عـمـلا زنـان بـه صـورت كـالاى مـشـتـركـى (لااقـل در مـرحـله غـير آميزش جنسى ) در آمده اند ديگر قداست پيمان زناشوئى مفهومى نمى تـوانـد داشـتـه بـاشـد و خـانـواده هـا هـمـچون تار عنكبوت به سرعت متلاشى مى شوند و كودكان بى سرپرست مى مانند.
3 - گـسـتـرش دامـنه فحشاء، و افزايش فرزندان نامشروع ، از دردناكترين پيامدهاى بى حـجـابـى اسـ
27798
نام: بت شکن
شهر: شهر بی بندوبار
تاریخ: 9/24/2006 8:00:25 AM
کاربر مهمان
  امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنید........................... نظرات شما را در رابطه با حجاب بعد می خوانم............................. شما در این راه مبارزه با بدحجابی چه پیشنهادی به من می کنید...................... پیشنهادهای شما را بعد می خوانم..................................
27797
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/24/2006 8:00:23 AM
کاربر مهمان
  فلسفه حجاب
بـدون شـك در عـصـر مـا كـه بـعـضى نام آن را عصر برهنگى و آزادى جنسى گذارده اند و افراد غربزده ، بى بند و بارى زنان را جزئى از آزادى او مى دانند سخن از حجاب گفتن براى اين دسته ناخوشايند و گاه افسانه اى است متعلق به زمانهاى گذشته !
ولى مـفـاسـد بـى حـساب و مشكلات و گرفتاريهاى روز افزونى كه از اين آزاديهاى بى قيد و شرط به وجود آمده سبب شده كه تدريجا گوش شنوائى براى اين سخن پيدا شود.
مـسـاءله ايـن است كه آيا زنان (با نهايت معذرت ) بايد براى بهره كشى از طريق سمع و بـصـر و لمـس (جز آميزش جنسى ) در اختيار همه مردان باشند و يا بايد اين امور مخصوص همسرانشان گردد.
بـحـث در اين است كه آيا زنان در يك مسابقه بى پايان در نشان دادن اندام خود و تحريك شـهـوات و هـوسـهـاى آلوده مـردان درگـيـر بـاشـنـد و يـا بـايـد ايـن مـسـائل از مـحـيـط اجتماع بر چيده شود، و به محيط خانواده و زندگى زناشوئى اختصاص يابد؟!
اسـلام طـرفدار برنامه دوم است و حجاب جزئى از اين برنامه محسوب مى شود، در حالى كـه غـربـيـهـا و غربزدههاى هوسباز طرفدار برنامه اولند! اسلام مى گويد كاميابيهاى جـنـسى اعم از آميزش و لذتگيريهاى سمعى و بصرى و لمسى مخصوص به همسران است و غير از آن گناه ، و مايه آلودگى و ناپاكى جامعه مى باشد كه جمله (ذلك ازكى لهم ) در آيات فوق اشاره به آن است .
فلسفه حجاب چيز مكتوم و پنهانى نيست زيرا:
بـرهـنـگـى زنـان كـه طـبـعـا پـيـامـدهـائى هـمـچـون آرايـش و عـشـوه گـرى و امـثـال آن هـمـراه دارد مـردان مـخـصـوصـا جـوانـان را در يـك حـال تـحـريـك دائم قـرار مى دهد تحريكى كه سبب كوبيدن اعصاب آنها و ايجاد هيجانهاى بيمار گونه عصبى و گاه سر چشمه امراض روانى مى گردد، مگر اعصاب انسان چقدر مى تـوانـد بار هيجان را بر خود حمل كند؟ مگر همه پزشكان روانى نمى گويند هيجان مستمر عامل بيمارى است ؟
مـخـصـوصـا تـوجـه به اين نكته كه غريزه جنسى نيرومندترين و ريشه دارترين غريزه آدمى است و در طول تاريخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنايات هولناكى شده ، تا آنجا كه گفته اند (هيچ حادثه مهمى را پيدا نمى كنيد مگر اينكه پاى زنى در آن در ميان است )!
آيـا دامـن زدن مـسـتـمر از طريق برهنگى به اين غريزه و شعله ور ساختن آن بازى با آتش نيست ؟ آيا اين كار عاقلانه اى است ؟
اسـلام مـى خـواهـد مـردان و زنان مسلمان روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاك داشته باشند، و اين يكى از فلسفه هاى حجاب است .
آمـارهـاى قـطـعـى و مـسـتـند نشان مى دهد كه با افزايش برهنگى در جهان طلاق و از هم گـسـيـخـتگى زندگى زناشوئى در دنيا به طور مداوم بالا رفته است ، چرا كه (هر چه ديـده بـيند دل كند ياد) و هر چه دل در اينجا يعنى هوسهاى سركش بخواهد به هر قيمتى بـاشـد بـه دنـبـال آن مـى رود، و بـه ايـن تـرتـيـب هـر روز دل به دلبرى مى بندد و با ديگرى وداع مى گويد.
در مـحـيـطـى كـه حـجـاب اسـت (و شرائط ديگر اسلامى رعايت مى شود) دو همسر تعلق به يكديگر دارند، و احساساتشان و عشق و عواطفشان مخصوص يكديگر است .
ولى در (بـازار آزاد بـرهـنـگـى ) كـه عـمـلا زنـان بـه صـورت كـالاى مـشـتـركـى (لااقـل در مـرحـله غـير آميزش جنسى ) در آمده اند ديگر قداست پيمان زناشوئى مفهومى نمى تـوانـد داشـتـه بـاشـد و خـانـواده هـا هـمـچون تار عنكبوت به سرعت متلاشى مى شوند و كودكان بى سرپرست مى مانند.
3 - گـسـتـرش دامـنه فحشاء، و افزايش فرزندان نامشروع ، از دردناكترين پيامدهاى بى حـجـابـى اسـ
27796
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/24/2006 7:54:21 AM
کاربر مهمان
  برای تنها از تنهایی
با توجه به سن شما فعلا تحت تاثیر احساسات هستید تا عقلانیت - ممکنه کسی را دوست داشته باشید اما او شایسته زندگی نباشد - سعی کنید کسی را انتخاب کنید که با شما تفاهم و اشتراکات در زمینه های مذهبی - تحصیلی - اجتماعی داشته باشد - سوار شدن شما به ماشین فردی که مطمئن هستید با شما از نظر مذهبی اختلاف دارد کار اشتباهی بود چون ارتباط افراد با یکدیگر باعث ایجاد علاقه میشود( چون این فرد نامحرم شما بود سوار شدن تحت هر عنوانی کار اشتباهی بود)- بسیار خدا را شکر کنید چون ممکن بود ازدواج شما با چنین فردی باعث تضعیف اعتقادات شما و دور شدن شما از خداوند میشد .بهتر است برای امر ازدواج که صحبت درمورد یک عمر زندگی است بسیار دقیق و حساس باشید و از مشورت اطرافیان استفاده کنید - اخلاق و ایمان فرد را در درجه اول قرار دهید - فردی که ایمان نداشته باشد به راحتی به شما خیانت میکند- .هدف ازدواج يك انسان ديندار بايد اين باشد كه با تعاون و همكارى‏همسرش بتواند نفس خويش را از گناهان و بديها و اخلاق زشت تهذيب‏نمايد و با عمل صالح و اخلاق نيك پرورش دهد تا به مقام شامخ انسانيت‏و تقرب به خدا نائل گردد.و همسر شايسته و خوب و موافق براى رسيدن‏به چنين هدف مهمى ضرورت دارد. وجود همسر ديندار و موافق (چه زن چه مرد) در امكان انجام‏وظيفه و عمل به واجبات و مستحبات و ترك محرمات و مكروهات،وتخلق به اخلاق نيك و اجتناب از اخلاق زشت،نقش بسيار مهمى را ايفاميكند.اگر زن و شوهر هر دو ديندار و در طريق پرورش و تزكيه نفس‏باشند،در پيمودن اين راه دشوار نه تنها مانع نخواهند بود بلكه تعاون وتشويق خواهند داشت.مگر يك نفر مجاهد فى سبيل الله بدون تاييد وتوافق همسرش مى‏تواند در ميدان جهاد خوب بجنگد و حماسه آفرينى كند؟- همسر ديندار و مؤمن همسرش را بخوبى و صلاح دعوت ميكند وهمسر لاابالى و بد اخلاق همسرش را به فساد و بد اخلاقى ميكشد و ازهدف مقدس انسانيت دور ميگرداند.و بهمين جهت‏به مرد و زن سفارش‏شده كه بهنگام ازدواج موضوع ايمان و ديندارى و اخلاق را شرط اساسى‏محسوب بدارند.
27795
نام: بت شکن
شهر: شهر بی بندوبار
تاریخ: 9/24/2006 7:45:10 AM
کاربر مهمان
  با سلام خدمت دوست عزیزم دلتنگ معشوق........................ شما سوال های از من پرسیده اید و نظر من را خواسته اید یکبار برای شما یک پیام بلند نوشتم و بعد از ارسال ان پشیمان شدم نمی دانم چرا. دوباره می نویسم ............................................البته امروز زیاد حالم خوب نیست ولی چون جواب خواستید جواب می دهم. بدون مقدمه می نویسم..................... اگر زنها بخواهند جامعه را به فساد بکشند به راحتی می توانند این کار را انجام دهند نمونه های ان در تاریخ زیاد است که کشورهای استعمارگر برای تسلط خود بر روی کشورهای دیگر انها را به فساد می کشیدند . مثلا زنهای فاحشه به ان کشورها می فرستادند و باعث فساد ان کشور می شدند....................به یاد این می افتم که مثلا کشور اسلامی است.................... خیلی از چیزهای که در ذهن من است نمی توانم مطرح کنم چون جایش اینجا نیست........................ من زیاد از تحریک صحبت نکردم اما ان هم هست ولی من گفتم از وضع زمانه خسته شده ام................ ان چیزی را که می خواهید بدانید واضح بپرسید و من هم واضح جواب می دهم............................ یا علی...........................................
27794
نام: مريم
شهر: بندرعباس
تاریخ: 9/24/2006 7:32:52 AM
کاربر مهمان
  نماز و روزه قبول
27793
نام: اتللبابیبی
شهر: ابابلیالالبی
تاریخ: 9/24/2006 7:19:45 AM
کاربر مهمان
  الببابhfhjhjتتبتتال
<<ابتدا <قبلی 2786 2785 2784 2783 2782 2781 2780 2779 2778 2777 2776 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2781&mode=print