هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
27542
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 9/21/2006 2:12:26 AM
کاربر مهمان
  دلم به شين آقام حسين پر مي زنه دلم تو بين الحرمينه

مست و هوايي كرببلايي دلم شده ديوونه ي گنبد طلايي
27541
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 9/21/2006 1:51:50 AM
کاربر مهمان
  سری به نیزه بلند است در برابر زینب

خدا کند که نباشد سر برادر زینب

_______________________________

الهی حرمله را ازغم بسوزان

که دیگر حنجر طفلی ندوزد
27540
نام: رضا
شهر: کویر
تاریخ: 9/21/2006 1:45:19 AM
کاربر مهمان
  سلام
***
(ادامه از رمضان 3)

... علاوه بر آن مصحف ابراهيم و نوح و ... در اين ماه نازل شده است. پس مي توان گفت كه ماه رمضان، ماه نزول كتب آسماني است كه خود رحمتي است از طرف خداوند براي بندگان كه با ماه رحمت خدا سازگاري نيز دارد. طبق تصريح بيشتر دانشمندان اهل سنت، بعثت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نيز در اين ماه انجام پذيرفته است. بر اين اساس ماه رمضان مي تواند به ماه بعثت نيز نام يابد. بر اساس نظر اين گروه از دانشمندان، بعثت پيامبر در يكي از روزهاي 17 و 18 و 24 صورت پذيرفت، اينان از يك سو چون بعثت را مقارن با نزول قرآن دانسته و از سوي ديگر و به تصريح خود قرآن، قرآن در ماه رمضان نازل شده است و نيز با استناد به برخي روايات، اين راي را پذيرفته اند كه مستندات آنها و دلايل مخالفان اين نظريه و نظريات ديگر به ويژه در درسنامه علوم قرآني آمده كه خوانندگان به اين بحثهاي نسبتا مفصل مراجعه كنند. انس بن مالك مي گويد:از رسول خدا شنيدم كه فرمود: اين ماه رمضانست كه آمده، در آن درهاي بهشت باز و درهاي آتش بسته و شياطين در غل و زنجير مي باشند.در ماه رمضان شب قدر قرار دارد و به اين وسيله يعني به وسيله شب قدر نيز ماه رمضان از ديگر ماههاي سال متمايز مي شود. همان شب قدري كه از هزار ماه بهتر است و زمين از حضور ملائكه و روح بر مي شود. در شرافت شب قدر همين بس كه اولياي الهي به خاطر درك آن، تمام شبهاي سال و يا حداقل تمام شبهاي ماه رمضان را تا صبح به عبادت و تضرع مي پرداختند تا آن را درك نمايند. شب قدر قبل از بعثت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نيز وجود داشته و استمرار آن تا آخر الزمان مورد قبول اكثر قريب به اتفاق دانشمندان است و روايات نيز آن را تاكيد مي كند و چون شب قدر به تصريح قرآن و استظهاري كه از آيات سوره قدر و آيه 185 سوره بقره مي شود، در ماه رمضان قرار دارد، پس رمضان از ابتدا تاكنون داراي اين شرافت بوده است . غفران الهي در ماه رمضان بيش از ماههاي ديگر شامل حال بندگان مي شود. به طوري كه رسول گرامي اسلام «ص» ضمن روايتي مي فرمايد :...در روز اول ماه رمضان دستهاي شياطين در غل و زنجير است و در هر شب هفتاد هزار نفر آمرزيده مي شوند . وقتي شب قدر شد خدا به اندازه اي كه در ماه رجب و شعبان و رمضان تا آن زمان آمرزيده است مي آمرزد و بين مومن و برادرش دشمني باقي نميماند.

التماس دعا
27539
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 9/21/2006 1:36:03 AM
کاربر مهمان
  از اين جا تا كرببلا يه چند قدم راهي نيست

به جز حسين فاطمه براي ما شاهي نيست

دلم مي خواد از اينجا تا كرببلا خيز برم

به عشق مولايم حسين تيكه و ريز وريز بشم
27538
نام: عبدالزینب
شهر: بیت العباس
تاریخ: 9/21/2006 1:15:21 AM
کاربر مهمان
  السلام علی قلب زینب الصبور

27537
نام: معرفت
شهر: تهران
تاریخ: 9/21/2006 12:32:21 AM
کاربر مهمان
  غروب جمعه را انگار خدا آفریده است تا آدینه همه دردها و زخم های شیعیان باشد و رنج سال ها غربت از امام و زخم سال ها یتیمی امت را بنمایاند ؛ با این همه ، غروب دلگیر آدینه با همه غم زدگی اش انگار لبریز از معرفت است؛ پر است از بانگ جرس و شاید آهنگ بیدار باش خداست که به رنگ غروب در آمده است .

آشفتگی روح را عصر جمعه به وضوح حس می کنی ، روحی که مدام تحملمان می کند، زمینی بودنمان را ، غرق بودنمان در دنیا را و در بند اسارت بودنمان را ، تا خاکی ترین بخش هستی فرود می آید و او که از جنس آسمان است در زمین خاکی آشفته می شود.

وعصر جمعه انگار زمان کوتاهی برای رهایی روح است . برای همین است که عصر جمعه دلت هوای قرآن خواندن می کند و هوای راز ونیاز و دعای سماوات . دلت از دنیا می گیرد ؛ از دنیای که پر است از زیبایی های دروغین ، عشق های دروغین ، لذت های دروغین ودلت برای حقیقت پر می زند.

غروب جمعه ، آینه دل تنگ توست تا در آن محکش بزنی که تا کجا عاشق است و منتظر ؟
27536
نام: حامد
شهر: شهر خون و آتش (اهواز)
تاریخ: 9/20/2006 11:58:15 PM
کاربر مهمان
  عصرای روزای جمعه دلم میگیره وفقط یه روز جمعه دلم شادمیشه که... .
27535
نام: حامد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/20/2006 11:42:20 PM
کاربر مهمان
  داداشی توی نگات اون همه ستاره داشتی ولی ماروتک وتنها تو سیاهی جا گذاشتی
27534
نام: مجتبی
شهر: تهرا۲۱ساله
تاریخ: 9/20/2006 11:42:07 PM
کاربر مهمان
  بامهدی فاطمه باش و بادشاهی کن
بامهدی باش ودرهفت آسمان ستاره شو
27533
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/20/2006 10:04:24 PM
کاربر مهمان
  خاطرات آقای قرائتی(۴)
از امام حسين چه بخواهم ؟
در بعضى شب هاى جمعه كه در نجف بودم توفيقى بود كه به كربلا مى رفتم واز آنجا كه دعا زير گنبد امام حسين عليه السلام مستجاب است ، از استادم پرسيدم : چه دعا و درخواستى از خدا در آنجا داشته باشم ؟
ايشان فرمودند: دعا كن هر چه مفيد نيست ، علاقه اش از دل تو بيرون رود. بسيارند كسانى كه علاقمند به مطالعه يا كارى هستند كه علم يا كار بى فايده است .
در دعا نيز مى خوانيم : ((اعوذ بك مِن عِلم لاينفع )) خداوندا! از علم بدون منفعت به تو پناه مى برم .
وظيفه كدام است
وقتى دوره سطح را در حوزه تمام كردم ، متحيّر مانده بودم كه چه برنامه اى براى خودم داشته باشم . دوستانم به درس خارج فقه رفتند، امّا من سرگردان بودم . بالاخره تصميم گرفتم جوان هاى محل را به خانه ام دعوت كنم وبراى آنان اصول دين بگويم . تخته سياهى تهيه كردم ومقدارى هم ميوه وشيرينى خريدم وشروع به دعوت كردم .
بعد ديدم كار خوبى است ولى يك دست صدا ندارد، طلبه ها مشغول درس ‍ هستند و جوانها رها و مفاسد بسيار، در فكر بودم كه آيا كار من درست است يا كار دوستان ، من درس را رها كرده ام به سراغ جوانها رفته ام و آنها جوانها را رها كرده به سراغ درس رفته اند. تا اينكه يكى از فضلاى محترم روزى به من گفت : در خواب ديدم كه به من گفتند: لباست را بپوش تا خدمت امام زمان عليه السلام برسى . به محضر آقا رسيدم ، امّا زبانم گرفت ، به شدّت ناراحت شدم تا اينكه زبانم باز شد. از آقا سؤ ال كردم : الا ن وظيفه چيست ؟ فرمودند: وظيفه شما اين است كه هر كدام تعدادى از جوانها را جمع كنيد و به آنها دين بياموزيد.
اميدوار شدم و به كارم ادامه دادم .
قرارداد با امام رضا عليه السلام
يك سال براى زيارت به مشهد مقدّس رفتم . در حرم با حضرت رضا عليه السلام قرار گذاشتم كه يك سال مجّانى براى جوانها واقشار مختلف كلاس ‍ برگزار كرده و در عوض امام رضا عليه السلام نيز از خدا بخواهد من در كارم اخلاص داشته باشم .
مشغول تدريس شدم ، سال داشت سپرى مى شد كه روزى همراه با جمعيّت حاضر در كلاس از كلاس بيرون مى آمدم ، طلبه اى همين طور كه جلو من راه مى رفت نگاهى به عقب كرد، مرا ديد و به راه خود ادامه داد! من پيش خود گفتم : يا نگاه نكن يا اينكه من استاد تو هستم ، تعارف كن كه بفرماييد جلو! (اللّه اكبر)
به ياد قراردادم با امام رضا عليه السلام افتادم ، فهميدم اخلاص ندارم ، خيلى ناراحت شدم . با خود گفتم : قرآن مى فرمايد: ((لا نريد منكم جزاءً و لا شكوراً))(3) آنان نه مزد مى خواهند و نه انتظار تشكر. من كار مجّانى انجام دادم ، ولى توقّع داشتم از من احترام كنند!
خدمت آية اللّه ميرزا جواد آقا تهرانى داستانم را تا به آخر تعريف كرده و از ايشان چاره جوئى كردم . يك وقت ديدم اين پيرمرد بزرگوار شروع كرد به بلند، بلند گريه كردن ، نگران شدم كه باعث اذيّت ايشان نيز شدم ، لذا عذرخواهى كرده و علّت را پرسيدم ايشان فرمود: برو در حرم خدمت امام رضا عليه السلام و از حضرت تشكّر كن كه الا ن فهميدى كه مشرك هستى واخلاص ندارى ، من مى ترسم در آخر عمر با ريش سفيد در سنّ نود سالگى مشرك بوده و خود متوجّه نباشم .
<<ابتدا <قبلی 2760 2759 2758 2757 2756 2755 2754 2753 2752 2751 2750 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2755&mode=print