هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
27442
نام: توبه
شهر: پشیمانی
تاریخ: 9/19/2006 7:18:25 AM
کاربر مهمان
  سلام بر همگی
شرح پریشانی
درد خواهم دوا نمی خواهم
غصه خواهم نوا نمی خواهم
عاشقم عاشقم مریض توام
زین مرض من شفا نمی خواهم
از تو جانا جفا وفا باشد
پس دگر من وفا نمی خواهم
تو صفای منی و مروه ی من
مروه را با صفا نمی خواهم
تو دعای منی ،تو ذکر منی
ذکر و فکر و دعا نمی خواهم
هر طرف که بنگری فدایی تو است
من فدایم فدایی نمی خواهم
دیوان امام خمینی (ره)
یا علی التماس دعا
27441
نام: علمدار
شهر: دلتنگ علقمه
تاریخ: 9/19/2006 6:33:51 AM
کاربر مهمان
 
غم عشق ما برای تو ولایی دارد

هر دم از خون جگر قوت و غذایی دارد

گر بود ننگ که با ما بنشینی منشین

سائل بی سرو پا نیست خدایی دارد

شاه علی مدد
27440
نام: علمدار
شهر: دلتنگ علقمه
تاریخ: 9/19/2006 6:28:54 AM
کاربر مهمان
  سلام

نا توون و بي توونم ولي با مدد دوست از وضع آب و

هواي دلم مي گم.

آقا خسته شدم .خسته . چقدر زود رفتم سر اصل مطلب

بي خيال بقه شو گوش كنيد.

تموم اعضاي بدنم اعتصاب كردن.

دلم ديگه اصلا پمپاژ‍ نمي كنه.نمي دونم شايدماونم ديگه

اعتصاب كرده.

هي فقط مي گن خسه شديم خسه شديم. نمي گن كه به خاطر

چي. منم نپرسيدم گفتم پرو مي شن رو سرمون مي افتن.

گوشم و بگو .بيچاره از بس شنيده خسه شديم خسه شديم

بيچاره خسته شده.

خودم و بگو نزديك به ماشين زندگيم بگم آقا بزن

كنار مي خوام پياده شم.ديگه خسه شدم.

ماشين زده شدم داره حلام به هم مي خوره .نگو از بس

اين مسير زنده گي ما پر پيچ و خم آدم با لا مي آره.

يه دفعه به اندازه ي يه كوه اورست ميره بالا هنوز

مسير صا ف نشده با كله به

اندازه دره هاي جاده هراز ميآد پايين.

يادم رفت مي خواستم از وضع آب و هواي دلم بگم.هاي

دل پرو نشي دارم تحويلت مي گيرما. فقط گفتم كه

گفته باشم ادامه.....

نپرس كه دلم شربت از دس اين اب و هواش.آقا يه روز

آفتا ب و صاف صاف يه روزبارون مي آد كه خون همه جا

رو مي گيره.

يه روز سبز سبز آدم لذت مي بره نگاش مي كنه.يه

روز سياه سياه آدم حالش بلا مي اره مي خواد نگاش

كنه.

يه روزايي مي شه آقا جان طوفان شني مي آد چه

طوفاني . طوفاني كه بيابون آفريقا رو مي گه زكي.

آقا جان اين تازه گل هايي بود كه دلم كاشته بود.

اعضاي ديگه رو نديدن اونا ديگه فدا شون بشم درخت

كاشتن.خلاصه.......

اين بود وضع ابو هواي دل صاب مرده ي ما اميد

وارم كه از وضع آب و هواي امروز خوشتون اومده

باشه ادامه ي مستند را در برنامه ي بعد خواهيم

ديد.

چرت و برت نبود عين وا قعيت بود .ايشا لله كه كف

دلتون هميشه سبز باشه .اسمونشم آبي.

در ديوارشم مث درو ديوار دل ما نباشه كه هميشه

خدا يه وجب لجن روش جمع شده باشه هميشه تميز باشه.

ايشالله كه همه چي سر جاش باشه نه مث ما كه بطن چپ

جاي راست بطن راست چپ باشه.

سرخ رگ آئورت به جاي اينكه بزرگترين رگ با شه از

همه ريزه مي زه تر باشه.نمي دونم چرا ........

خلا صه اينكه بدنتون جز عجايب نبا شه

شاه علي مدد


27439
نام: بسیجی
شهر: عاشق شهادت
تاریخ: 9/19/2006 6:10:51 AM
کاربر مهمان
 
این شعر تقدیم به همه بچه ها:

آب نهر فرات هرگز ننوشم
ناله کودکان آید به گوشم

بازم معذرت میخوام از همه بچه ها
التماس دعا
27438
نام: علمدار
شهر: دلتنگ علقمه
تاریخ: 9/19/2006 5:19:05 AM
کاربر مهمان
  شاه علی مدد
27437
نام: علمدار
شهر: دلتنگ علقمه
تاریخ: 9/19/2006 5:17:49 AM
کاربر مهمان
  ندارد دگر طعم شادی نمک

شده خالی از سفره حق نمک

بیا ای بهار دل فاطمه

که پژده ماندس تو باغ فلک

پریشانیم همچو گیسوی توست

دل آواره ی پیچش موی توست

بیا ای نماز استان بوس توست

که معراب تاب ابروی توست
27436
نام: علمدار
شهر: دلتنگ علقمه
تاریخ: 9/19/2006 5:13:26 AM
کاربر مهمان
  ای گل من قشنگ من غلام سیات فدات بشه

الهی که دشمن تو قاتل این گدا بشه

27435
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/19/2006 5:12:25 AM
کاربر مهمان
  واسه بیـــــــــگانگی من هیچ نگاهی آشنا نیست
آدما رنگ وارنگ اند اما کسی رنگ من نیست!!!
27434
نام: علمدار
شهر: دلتنگ علقمه
تاریخ: 9/19/2006 4:48:47 AM
کاربر مهمان
  اذان گفتن در های رحمت باز

نماز و اول وقت بخونین برا این خواهرای ما هم دعا

کنید

خدا مشکلشون و حل کنه

تازه خدا میگه اگه بعد نماز ازمن چیزی نخواین

به من جفا کردید
27433
نام: ابراهیمی
شهر: تهران
تاریخ: 9/19/2006 4:09:02 AM
کاربر مهمان
  یه اتفاق جالبی وقتی که درس میخوندم سرکلاس برام افتاد که بدم نیومد برای شما هم بگم.
تو همکلاسی ها ما یه علمدار داشتیم و یه میرعلمدار.
معلم داشت حضور غیاب میکرد و از موضوع اینکه در کلاس ما این دو شباهت فامیلی وجود داره بی خبر بود. اتفاقا انروز علمدار غایب بود.
گفت علمدار و به میر علمدار نگاه کرد و توقع داشت که میر علمدار بگه آقا حاضر.
از دوباره گفت علمدار. و به میر علمدار خیره شد
میر علمدار صداش در اومد و گفت آقا ما میریم "منظور اینکه من میر علمدارم"
استاد گفت کجا میری عزیزم هنوز که اول کلاسه

امیدوارم که خوشتون اومده باشه
<<ابتدا <قبلی 2750 2749 2748 2747 2746 2745 2744 2743 2742 2741 2740 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2745&mode=print