اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 27272 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوهه
تاریخ:
9/17/2006 7:50:26 AM
کاربر مهمان
|
کربلا کربلا ما داریم میاییم
|
|
| 27271 |
نام:
شاهد
شهر:
دوکوهه
تاریخ:
9/17/2006 7:41:07 AM
کاربر مهمان
|
دوکوهه السلام ای خانه عشق
|
|
| 27270 |
نام:
علمدار
شهر:
علقمه
تاریخ:
9/17/2006 7:40:49 AM
کاربر مهمان
|
بسه سکوت.
لطف حسین ما را تنها نمی گذارد
گر خلق وا گذارد او وا نمی گذارد
او کشتی نجات است کشتی شکسته ماییم
مولا به کام دریا ما را نمی گذارد
هل من معین او دا باید جواب گووییم
شیعه امام خود را تنها نمی گذارد
ناز نفستون یه صلوات بفرستید
|
|
| 27269 |
نام:
دلتنگی
شهر:
شهراشوب
تاریخ:
9/17/2006 7:32:45 AM
کاربر مهمان
|
یوسف گم گشته باز اید به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
|
|
| 27268 |
نام:
مبارز
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/17/2006 7:30:02 AM
کاربر مهمان
|
بعضی ها عیب ندیده را فر یاد می زنند
بعضی ها هم می بینند و خاموشند
ودرود بر این ســــــــــکوت....
|
|
| 27267 |
نام:
منتظر
شهر:
نا کجا آباد
تاریخ:
9/17/2006 7:29:01 AM
کاربر مهمان
|
این نوشته ی علمدار رو بخونین خیلی با حال
|
|
| 27266 |
نام:
علمدار
شهر:
علقمه
تاریخ:
9/17/2006 7:25:50 AM
کاربر مهمان
|
این هم ادامش.
قلعه اي كه روي سردرش نوشته
آسدمرتضي آويني.آسد مرتضي يكي از او مرداي بي
ادعابود.كه يادش هميشه جاويد پايدار باشه ايشا
الله. خب خستتون كردم .
اينم از طرف علمدار سربازهاي قلعه. شاه علي مدد
|
|
| 27265 |
نام:
دلتنگی
شهر:
شهراشوب
تاریخ:
9/17/2006 7:24:24 AM
کاربر مهمان
|
اباصالح التماس دعا
|
|
| 27264 |
نام:
مریم سادات
شهر:
تهران
تاریخ:
9/17/2006 7:20:30 AM
کاربر مهمان
|
گفتم كه اي امامم از ما چرا نهاني
گفتا به چشم محرم همواره اشكارم
|
|
| 27263 |
نام:
علمدار
شهر:
علقمه
تاریخ:
9/17/2006 7:16:44 AM
کاربر مهمان
|
سلامي به تلخي زهر.به سوز نده گي آفتاب.به سختي
سنگ.به استواري كوه.به غم چون غم هجران.
من نمي دونم اگه اين كلمه ي تجربه نبود اين اشتباهات
ديگه چه رويي داشتند.من نمي دونم اگه اين بخشش نبود
اين رفقاي خيانت كار اي رفقايي كه از پشت خنجر مي
زنند چه جايي رو داشتند.
من نمي دونم اگه اين پدر و مادر نبودن اصلا چيزي به
اسم بخشش وجود مي داشت .من كه فكر مي كنم اگه دس
اي مردم بود دو روزه از فرهنگ لغت حذفش مي كردند.
من نمي دونم چرا وقتي كه آخرش رفتن هي دم از هي دم
از موندن مي زنند.
نمي دونم چرا .يارو جاي خودش تو اين دنيا
تنگ .نزديك اخراج شه ولي مي خواد يكي ديه رو جا
بده.............
بابا خوش به حال اون مرد كه لا اقل يه چاه
داشت .ما بايد درد و دلامون رو به كي بگيم.اگه
دردو دل كردي سريع بدون هيچ وقفه اي بهت مي گن
بويي از بزرگي تو زندگيت نبردي .
تا مي اي گريه كني مي گن چيه شبيه دخترا شدي
احساساتي برخورد مي كني .تا بياي يه كار بزرگ كني
ميزنند تو دهنت ميگن بابا تو كه بوي شير دهنت كل
دنيا رو گرفته تو رو چه به اين حرفا.
چي بگم كه دلم از دس اي مردم.................
چي بگم كه دين و ايمون مردم شده روانشناسي در مورد
صحبت دختر پسرا.چي بگم كه هر چي ادم نامرد اومدن
رو صحنه و دم از مردونگي مي زنند.چي بگم.
چي بگم كه ريا شده نيت بيشتر ادمايي كه دارن ارواح
عمه شون در راه خدا كار مي كنند.
چي بگم فقط اين و بگم تو فيلم زندگيشون سكانسي به
اسم عمل وجود نداره.چي بگم كه فيلم زندگيشون فقط
صوتي .تصوير نداره.چي بگم كه دستگاه وي سي ديشون
فقط و فقط صوتي ميكش
ها اينو بگم كه مث كبك سر شون و گذاشتند زير برف
فكر مي كنن كسي نمي بيندشون.
كجا رفتند اون مردهايي كه هيچ ادعايي نداشتند ولي
وقتي كه موقع عمل مي شد كاري مي كردند كا
رسون.دنيا خوب كل اسموني ها انگشت به دهن مي
موندند.
اينجا اگه كسي كاري انجام بده منتظرن كه تشويقي از
طرف مردم براشون بياد.ولي اونا رو خدا تشويق مي
كردبدون اينكه هيچ چشم داشتي داشته باشن.
امروز مردم مث آفتاب پرست هي رخشون تغيير ميكنه.ولي
اونا سال در دوازده ماه رنگ صورتشون هميشه مث
افتاب نوراني بود.
اونا كوهي بودن كه با يه ديناميت خراب نمي شد .ولي
الان چي فقط كافي يه كم فشار بهمون بياد هنگ مي كنيم
ارر مي ديم.
اره بچه هاي قلعه علمدار بريده .علمدار ققط داره
رل آدماي محكم رو بازي مي كنه. علمدار خسه شده به
قول او يارو داره تظاهر ايستادگي مي كنه
علمدار به ديوار نخورده علمدار به يه كوهي خورده
كه هر چي خرابش كنه تموم نميشه.علمدار يه دل داره
كه از هر گوشه و كنارش صداي اخ. واه. اي.بلند
ميشه.علمدار يه دل داره كه از هر
گوشه و كنارش خاطره اي داره از اين
مردم .......استغفروالله
اين علمدار بعد از مدتها يه خونه اي رو پيدا كرده
كه بچه هاش ادعا نميكنن بچه هاش حرف نمي زنن عمل مي
كنن.علمدار پناه اورده به اين قلعه.قلعه اي كه
روي سردرش
|
|