هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
27182
نام: مقصر
شهر: زندام
تاریخ: 9/15/2006 8:18:43 PM
کاربر مهمان
  بعضئ وقتها ادم اشتباهاتئ در زندگئ خود مئ کند که بعدها متوجه چنئن اشتباهات جبران ناپذئر مئ شود. همئشه مواظب باشئد که چه مسئرئ را در زندگئ مئ خواهئد دنبال کنئد و من ئک تجربه خئلئ دردناک دارم
27181
نام: بسیجی
شهر: عاشق شهادت
تاریخ: 9/15/2006 7:03:16 PM
کاربر مهمان
  نمی دونم ما بسیجیها چیکار کردیم که تقریبا همه با ما دشمنی میکنن ...

می دونین چیه مردم چششونو وا نمی کنن ببینن ...
یه عده نامرد لات و بی سر و پا اومدن بین بسیجی ها هر کاری کردن و به نام بسیجی ها رقم زدن و گفتن ما بسیجی هستیم بابا چشمتون رو وا کنین...

یه روز یه مرد به دوستش میگه ا ا ا ا عجب زمونه ای شده ...
دوستش میگه مگه چی شده : ... مرده میگه : خودم با این دو تا چشمم دیدم طلبه از حوزه اومد بیرون رفت دزدی کرد ...
دوستش گفت : طلبه دزدی نمی کنه
مرد گفت بابا با این دو تا چشمم دیدم طلبه از حوزه اومد بیرون دزدی کرد ...
دوستش گفت : گفت طلبه دزدی نمی کنه
مرد گفت : بابا به خدا ، به پیر به پیغمبر دیدم که طلبه دزدی کرد...
دوستش گفت : بابا دزد میره طلبه میشه ، دزد میره حوزه ، اما طلبه دزدی نمی کنه ، طلبه به نا محرم چپ نگاه نمی کنه ، طلبه جمائت رو اذیت نمی کنه اما، یک لات بی سرو پا میره حوزه بین طلبه ها درس می خونه و این دال بر این نیس که چون دزد رفت خودش رو پشت طلبه ها و آدم خوبا قایم کرد پس همه حوزوی ها و طلبه ها بد هستن...
بابا به خدا این ماجرای بسیجی های بد بخت هم همین جریانه بسیجی دزدی نمیکنه اما دزد بسیجی میشه...
27180
نام: مجيد
شهر: از كرج
تاریخ: 9/15/2006 5:37:47 PM
کاربر مهمان
  اين مطلب را در جايي خواندم.
سطح و رویه طبیعی حواس ما مثل حکایت لمس کردن فیل در تاریکی برای افرادی است که فیل را اصلا ندیده اند که مولانا بتبع سنائی در دفتر سوم مثنوی آورده است . بینش فاقد عشق چنین است گوئی میان حواس دیوارکشی شده لذا چشم نمی تواند بشنود گوش نمی تواند ببیند ولی حواس با عشق به وحدت می رسد و یک حس مشترک می گردد آنوقت گوش می بیند چشم می شنود و ..... و بقول مولانا : راست گفتست آن شه شیرین بیان *چشم گردد مو به موی عارفان* وبقول حافظ : در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید * زآنکه آنجا جمله اعضاء چشم باید بود و گوش * با مدیتیشن روح تمام حواس متحد و نیرومند شده وکافی است دیده وری توانا گردد تا سایر حواس را همچون ساقی توانا سازد بینش عشق را افزون می کند و عشق راستی را می افزاید و راستی موجب بیداری همه حواس می شود ودر اینموقع نشاط و ذوق روحی به انسان دست می دهد مولانا بدنبال این بیانات می افزاید : وقتی یکی از حواس زنجیر محدودیت را بگسلد و رها شود و بتواند بر پشت طبیعت دست اندازی کند حواس دیگر نیز چون گله گوسفندان که وقتی یکی از آنها از جوئی پرید بقیه هم خواهند پرید به پیروی از حس رها شده می تواند پشت پرده طبیعت را دریابد پس ای انسان گوسفندان حواست را از بیابان محسوسات و ماده خشن بیرون رانده وبه آن رویشگاه حقایق که خدا رویانده ببر.(دفتر دوم مثنوی )
27179
نام: مجيد
شهر: از كرج
تاریخ: 9/15/2006 5:20:53 PM
کاربر مهمان
  داشتن محبت و عشق و علاقه به زندگي خود يكي از راه هاي تقويت ذهن هست. براي اينكه وقتي ما احساسات مثبت دروجود خود داشته باشيم بهتر ميتوانيم مسائل را تجزیه و تحلیل کنیم. راحت تر ميشود افکار منفی و بیمارگونه را از خود دور کرد و هر موقعیت را تا حدی که می توان به طور منطقی تعبیر و تفسیر کرد. عشق در حقيقت نوعي تمرين و تقويت تمركز حواسه. تمرکز گاهی ساده است و گاهی مشکل. عشق نوعي تمركز ساده هست. يكي ديگه از وظايف عشق دادن برنامه و ايجاد نظم و هدفمندي در زندگيست. از وظايف مهم ديگر توجه به عواطف و احساسات دادن استراحت به قواي مغزي انسان است. براي انجام كارهاي فكري خصوصاً مطالعه بايد مغز كاملاً آماده و سرحال باشد تا در به خاطر سپردن مطالب مشكل نداشته باشد.
و درست به همين دليل است كه انسانهاي پر احساس قدرت يادگيري بالايي دارند. با همين چند دليل به سادگي ميتوان پي برد كه تعادل برقرار كردن در جنبه هاي عقلي و عاطفي و ايندو را با هم در تضاد نديدن نكته ايست كه توجه بدان سبب رشد و تكامل ما ميشود.
27178
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/15/2006 4:54:54 PM
کاربر مهمان
  به گیتی هر کجا بینم جوان سرو بالایـی
بیاد آرم ز سرو قد و بالای علی اکبـــــــر
27177
نام: بسیجی
شهر: عاشق شهادت
تاریخ: 9/15/2006 4:31:37 PM
کاربر مهمان
  پیامبر فرمود:
اگر در یک اتاق یک زن و یک مرد نامحرم باشد سومین آنها شیطان است.

ارشاد القلوب
27176
نام: بسیجی
شهر: عاشق شهادت
تاریخ: 9/15/2006 3:25:26 PM
کاربر مهمان
  عاشق کاذب گووووش کن اوووون جونی که تو دوستش داری خوشگلیش به اندازه علی اکبر نیییس...

معذرت من از دیروز دیوونه شدم اگه بد حرف زدم معذرت می خوام:

معنی عشق:
عشق یک لفظ عربیه که ریشه این لفض از عشقه به وجود میاد و عشقه یک گیاهه که میچسبه به گیاهای دیگه و شیره گیاه رو میمکه و اگه اونو از گیاه بکنی خشک میشه این شیره در تعابیر به علم ائمه و حسنات آنها تشبیه میشه و در روایات هست که : عشق به خدا و ائمه واقعیه غیره کذب محضه...

منبع: از سخنرانی های حضرت ایة الله بهجت
27175
نام: بسیجی
شهر: عاشق شهادت
تاریخ: 9/15/2006 3:15:51 PM
کاربر مهمان
  ۲۸ رجب:
که کاروان امام از مدینه خارج میشود و به طرف مکه حرکت می کند یعنی الان کاروان حرکت رو آغاز کردن به سوی دشت بلا... این کاروان میره مرگ به همراه این کاروانه دیگه امام بر نمی گرده به مدینه علمدار حسین بر نمی گرده ... دیگه اصغر زنده نمی مونه ... زینب یه جور دیگه به مدینه بر می گرده ... و لعن الله بنی امیة قاطبه
27174
نام: یک دل مانده
شهر: دیار عاشقان
تاریخ: 9/15/2006 2:51:24 PM
کاربر مهمان
  الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم:
"حاکمیت با کفر باقی میماند اما با ظلم هرگز."
27173
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/15/2006 2:50:42 PM
کاربر مهمان
  برای آدمهای عاشق
عشق میل مفرط است و به معنی فرط حب ودوستی است –عشق چون به کمال رسد قوا را ساقط گرداند و حواس را از کار بیندازد و طبع را از غذا بیندازد-عاشق یا بیمار گردد یا دیوانه گردد و یا هلاک شود- آتشی است که در قلب واقع شود- عاشق را در مرحله کمال عشق حالتی دست دهد که از خود بیگانه و ناآگاه شود و از زمان و مکان فارغ و از فراق محبوب میسوزد و میسازد-قصه بی پایانی است و درد بی درمانیست-عاقل در دنیاست و عاشق در آخرت-عقل از ادراک عشق حیران است و دل از دریافت وی ناتوان- درد نیست و بلا نیز هم اما هم درد آورد و هم بلا- هر که عاشق شد خود را یافت و هر که خود را یافت او را یافت و خودش را فراموش کرد و هر که خودش را فراموش کرد فانی فی الله میگردد.
آنکه تیغ عشق بر نفسش کشید
خرقه های نفس خود را هم درید
او به اوج معرفت خواهد رسید
لذت قرب احد خواهد چشید
چشم او بینا به پنهان میشود
ذات حق او را دل و جان میشود
همه دانند که عاشق شوریده را چاره صبر است و لیکن چه کند؟ قادر نیست؟
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم- گرچه در خود شکستیم صدایی نکنیم- یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند- طلب عشق ز هر بی سر و پایی نکنیم
عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با هم نیست . عشق آن است که یکی چتر شود و دیگری نفهمد که چرا چتر نشد( این برای زوجهای جوانه وگرنه آدم که نمیتونه عاشق نامحرمش بشه ؟اگر انسان بر اساس ایمان واخلاق با کسی ازدواج کرد خداوندعشق و محبت را در دل هر دو طرف قرار میدهد- عشق های امروزی که با یه نگاه آغاز میشن زود گذرند و بر اساس احساسات هستند نه عقلانیت و .....
<<ابتدا <قبلی 2724 2723 2722 2721 2720 2719 2718 2717 2716 2715 2714 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2719&mode=print