اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 27012 |
نام:
رویا افشاری
شهر:
.
تاریخ:
9/13/2006 8:01:37 AM
کاربر مهمان
|
من علاقه زیادی به شهید آوینی دارم با اینکه امکاناتی برای شناخت بیشتر این شهید عزیز نداشتم و چند روزی است که با اینترنت آشنا شدم بهتر بگویو به اینترنت دسترسی پیدا کردم و حالا می خواهم درباره این شهید نورانی و بقول آقایمان سید خامنه ای این شهید دلنشین بیشتر بدانم. تا این شهید سعادتمند شاید ما را در آن دنیا شفاعت کند.
ان شاءالله
|
|
| 27011 |
نام:
مبارز
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/13/2006 7:28:25 AM
کاربر مهمان
|
سلام بسیجی به خونهء خودت خوش اومدی.
شنیدم که از دست من ناراحتی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!.
خب بگذریم .
بیا گذشته ها رو فراموش کنیم.
نگفتی این چند روز کجابودی ؟؟؟
ناقلا دلت براما تنگ نشد؟؟؟
از این به بعد منتظر پیامهای دلنشین تو هستیم .
موفق و مویدباشی در پناه او که نام دوست لایق اوست.
|
|
| 27010 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/13/2006 7:27:58 AM
کاربر مهمان
|
برادرى
قال الله الحكيم : (انما المؤ منون اخوة
به حقيقت همه مؤ منين با يكديگر برادر هستند)
قال الباقر عليه السلام : (عليك باخوان الصدق فانهم عدة عند الرخا و جنة عند البلاء
:بر توست كه برادران راستگو بگيرى كه هنگام بيچاره گى ذخيره و در موقع بلاء سپرند
شرح كوتاه :
برادرى و رفاقت در هر زمان براى اهلش عزيز و لازم است . خداوند نعمتى بر بنده بمثل توفيق درك و صحبت دوستان دينى نداده است .
آيا نمى بينيد كه خداوند اول كرامتى كه به انبياء هنگام بعثتشان داد، دوست و برادر و ولى بوده است ، و اين دليل بزرگى است كه بعد از معرفت خدا و رسول ، نعمتى شيرين تر و پاك تر از برادرى در راه خدا و رفيق صالح نبوده است .
از دوستى و اخوت با كسانى كه بخاطر طمع يا خوردن و يا مقصدى دنيائى دارند بايد پرهيز كرد و برادر دينى كم با معرفت بهتر از زياد بدون معرفت مى باشد
|
|
| 27009 |
نام:
مرتضی
شهر:
دل
تاریخ:
9/13/2006 6:52:12 AM
کاربر مهمان
|
دیگر کسیترانه نمی خواند این وضعیت زیاد نمیماند
وقتی تملم ده پی گندم رفت این اسیاب را که بگرداند
ان سیمیای نمل و شقایق هست غیر از من و شلمچه که می داند
|
|
| 27008 |
نام:
پانیذ
شهر:
تهران
تاریخ:
9/13/2006 6:45:02 AM
کاربر مهمان
|
سلام به دوستای قدیمیم که دیگه الان حتی اثری از اونها و یادداشت هاشون درسایت نیست .
یاد دوستای قدیمی به خیر چه قدر حرف دل با صفا بود قدیما
سورنای عزیز- بهنام - بی قرار(داداش مسعود) بازمانده- و ....
دوستدار شما
پانیذ
|
|
| 27007 |
نام:
مبارز
شهر:
اهواز
تاریخ:
9/13/2006 5:10:01 AM
کاربر مهمان
|
من نمی گم فرهاد کوه کنم من
تیشه به کوهها که نمی زنم من
عاشق تو بی تو به کوه نمی ره
وقتی نباشی تو خودش می میره...
|
|
| 27006 |
نام:
بسیجی
شهر:
عاشق شهادت
تاریخ:
9/13/2006 4:44:24 AM
کاربر مهمان
|
جامونده جان شعرت خیلی جالب بود اگه میشه بقیه شعرت رو هم بنویس...
خیلی ممنون التماس دعا
|
|
| 27005 |
نام:
بسیجی
شهر:
عاشق شهادت
تاریخ:
9/13/2006 4:40:14 AM
کاربر مهمان
|
تقدیم به دلهایی که از فراق کربلا مردن :
ما صغیران که همه تشنه ابیم ودگر
عهدو کردیم و ازاو اب و نخواهیم ودگر
زینب ای شمع تمام افروخته
یادگار خیمه های سوخته
کنار علقمه بابا چه دیدی
عمود خیمه را از چه کشیدی
|
|
| 27004 |
نام:
رضا
شهر:
کویر
تاریخ:
9/13/2006 4:14:51 AM
کاربر مهمان
|
سلام
***
در كوچه پس كوچه هاي عاشقي سراغ او را از عاشق دلداده گرفتم. انگار كه منتظر بود با او سخن بگويم. گفت: از كدامين دياري؟ گفتم: نمي دانم، ولي عازم ديار دوستم. خنده سردي روي لبانش نشست و سرش را به طرف جاده اي كه به نظر مي رسيد انتهايي ندارد چرخاند و پرسيد: اميد داري؟ با هراس گفتم: دارم. گفت: اين جاده اين اميد را نمي پسندد. گفتم: مگر اين جاده چيست كه يك عاشق نو پا را اين چنين از آن مي هراساني؟ اصلاً مرا چه به اين جاده !؟ گفت: مگر مقصدت ديار دوست نيست؟ مگر مأمن گل نرگس را نمي جويي؟ گفتم: مقصدم ديار دوست است و مأمن گل نرگس را هم مي جويم. گفت: پس اين تو و اين جاده منتظران. اشك از چشمانش سرازير شد و گفت: اگر قصد اين جاده را داري و اميد و صبر آن را مي خواهي، براي اميدش دو ركعت نماز انتظار را در هر غروب تنهايي سفارش مي كنم و براي صبرش بدان «ان الله مع الصابرين» . اينها را گفت و به طرف جاده حركت كرد ، ديگر او را نديدم ، انگار در جاده محو شده بود ، هنگامي كه رد پايش را دنبال كردم پيغامي برايم گذاشته بود:
كار ما نيست شناسايي راز گل سرخ...
كار ما شايد اين است كه در افسون گل سرخ شناور باشيم...
كار ما شايد اين است كه...
ميان گل نيلوفر و قرن پي آواز حقيقت بدويم...
التماس دعا
|
|
| 27003 |
نام:
جامونده
شهر:
بیخیال
تاریخ:
9/13/2006 4:10:01 AM
کاربر مهمان
|
بشنو از نی چون حکایت می کند
از بسیجی ها شکایت میکند
ای بسیجی کو لباس خاکیت
پس کجا رفت ان شهادت بازیت
|
|