هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
26922
نام: ز.ش
شهر: تهران
تاریخ: 9/12/2006 1:57:05 AM
کاربر مهمان
  السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)
دلم خیلی برای شهدا تنگ شده. به خوص شهید عباس بابایی
26921
نام: عاشق حسین
شهر: شهری از شهرهای حسین
تاریخ: 9/12/2006 1:55:38 AM
کاربر مهمان
  حسین منی و انا من حسین
26920
نام: ateih
شهر: yazd
تاریخ: 9/12/2006 1:52:48 AM
کاربر مهمان
  salam,delam gerefte che konam ,to rahnamaeem kon ,man ham mikham mesle to paaak basham ,mesle to parvaz konam ,biam pishe to che konam.
26919
نام: دلتنگ کربلا
شهر: دور از کربلا
تاریخ: 9/12/2006 1:36:26 AM
کاربر مهمان
  اللهم انّی اسئلک ان تملأ قلبی حبا لک

خدایا از تو می خوام که قلبم رو از محبت خودت پر کنی.

سلام بر همه اهل دلهیای عزیز
با یاد تو باد توکل به تو وزم را شروع می کنم
من چه بنده نفهمیم که خودم می دانم روزی را که با نام تو و توکل به تو شروع کردم چقدر خوب به پایان رساندم حتی اگر برای آن روز برنامه خاصی یا تلاشی نداشتم اما وای از آن روزهای که تمامش شکست شد در راه زندگی با تمام برنامها و تلاشهای که داشتم
اما امروز تو را شکر می کنم به خاطر این بذل محبت امروزت . مطوئنا همه چی بر وفق زندگی خواهد
کاشکی می شد هر روزم مثل امروز باشه + ی سلام به امام زمان و اربابمون اباعبدالله حسین کاشکی همه چیمون عر روز برای اونا و طبق خواسته اونا باشه
26918
نام: بی سامان
شهر: نجم الثاقب
تاریخ: 9/12/2006 1:28:49 AM
کاربر مهمان
  ما همه زخميم تويي التيام
==============
دوش كه شب آمد و خورشيد رفت – سايه مجنون ز سر بيد رفت – ماند ميان من ودل فاصله – كوك شد آهنگ هزاران گله – گرچه بيان با دل مشكل نبود – آْه كه اين دل دگر آندل نبود – آي دل اي همدم تنهاييم – مونس شبهاي تماشائيم – آي دل اي همنفس آبشار – اي نفست گرمتر از شعله زار – گرچه تپشهاي تو افسونگر است – جنس جنونت زگلي ديگر است – از چه چنين شعله كشان سوختي – از چه چنين چشم به در دوختي – چيست چنين بيدل و بي طاقتي – چيست كه وامانده ي يك صحبتي – كشته مرا غصه ي رسوائيت – فاش بگو قصه ي شيدائيت – دور كن آوازه ي تشويش را – باز بگو راز دل خويش را – كيست كه اينسان زده بر خرمنت – كيست كه دزيده تو را از منت – گفت و مرا شعله زد آ بم نمود – قصه اي و خانه خرابم نمود -- آتش او خرمن من را گرفت – دست جنون دامن ليلا گرفت – كار من وعشق چو بالا كشيد – قصه ي يوسف به زليخا كشيد – گفت كه اين راز جوابش جداست – قصه ي ديوانه حسابش جداست – گرچه منم همدم ديرينه ات – نيست دگر خانه ي من سينه ات – برده مرا از تو خيالي شگفت – برده مرا نقطه ي خالي شگفت – روز ازل در دم صبح الست – هوش مرا برد دو چشمان مست – آه كه آن چشم نه اكسير بود – واي كه آن زلف نه زنجير بود – ساخت مرا پاك زمينگير خود – كرد نشانم به نوك تير خود – خواند به گوشم كه سوا كردمت – آن منستي كه جدا كردمت – حال ببين آتش جانم رسيد – آنكه ازل كرده نشانم رسيد – در شب اندوه سراج آمده – يا كه طبيبانه علاج آمده – آمده از سمت خدا جان عشق – آمده از راه سليمان عشق – نعره بزن با من مجنون مدام – حضرت ارباب عليك السلام –
اي تو گل سر سبد كردگار – بعد خدا بر همه پروردگار – شكر خداوند زخيل توئيم – ما همه خاكيم طفيل توئيم – نام تو رابر دل من كرد فاش – معجزه ي پنجه ي پيكر تراش – مست شدم از مي شربي مدام – حضرت ارباب عليك السلام – پيشتر از قدمت هفت آسمان – پيشتر از عمر زمين و زمان – پيشتز از آنكه زماني بود – از من و افلاك نشاني بود – پيشتر از خلق جحيم وبهشت – دست تو آب و گل ما مي سرشت – گرچه ندانم زجه لايق شدم – قبل ازل بود كه عاشق شدم – هر تپشم . هر نفسم . هر كلام – حضرت ارباب عليك السلام –
نيست مرا خاطر ه ي هيچكس-- بر لب من نام حسين است و بس – نام تو گفتم عطشم پا گرفت در جگرم آتش يحيي گرفت – كاش شبي سمت صدايت رويم – كاش شبي كرب و بلايت رويم – يا كه در انديشه ي آن چشم مست – حلقه كنم گرد ضريح تو دست – مثل كبوتر ز قفس دل كنيم – بال به بين الحرمينت زنيم – كاش شبي باز به ميدان مشك – اشك بريزيم به هواي تو اشك –باز ببينم غم عباس را – روي سرم پرچم عباس را – نذر نمودم كه بيايم اگر – جان دهم و باز نگردم دگر – هر چه كه هستيم ز خاك توئيم – شكر خدا را كه هلاك توئيم –
ما همه زخميم توئي التيام – حضرت ارباب عليك السلام
26917
نام: زهرا
شهر: اهواز
تاریخ: 9/11/2006 10:39:11 PM
کاربر مهمان
  آيه : 7




الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ ءَامَنُواْ رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَىْ‏ءٍ رَّحْمَةً وَعِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُواْ وَاتَّبَعُواْ سَبِيلَكَ وَقِهِ مْ عَذَابَ الْجَحِيمِ
ترجمه :




كسانى كه عرش (خدا) را حمل مى‏كنند وآنان كه اطراف آن هستند، پروردگارشان را با سپاس و ستايش تسبيح كرده (و به پاكى ياد مى‏كنند) و به او ايمان دارند و براى كسانى كه ايمان آورده‏اند (از خداوند) آمرزش نكته ها :




در آيات قبل خوانديم كه مردم در برابر دعوت انبيا دو دسته شدند و لذا گروهى مورد مغفرت قرار مى‏گيرند و گروهى با قهر الهى رو به رو هستند. اين آيه دعاى فرشتگان و حمايت آنان را از گروه اول بيان مى‏كند.
عرش چيست؟
در قرآن بيست مرتبه به عرش خدا اشاره شده است. در لغت، «عَرش»، تختِ پايه بلند و «كرسىّ» تخت پايه كوتاه است. وقتى مى‏خوانيم: «وسع كرسيّه السموات و الارض» كرسى او هستى را در بر گرفته، پس عرش او چگونه است؟
عرش يا كنايه از مركز قدرت الهى است و يا مركز صدور احكام الهى و مراد از «حاملان عرش» فرشتگانى هستند كه تعدادشان هشت نفر معرّفى شده است. «يحمل عرش ربّك فوقهم يومئذ ثمانية» (217)
گفتنى است كه حقيقت عرش براى ما روشن نيست ولى از مجموع آيات شايد بتوان اين مسأله را دريافت كه جهان هستى داراى يك مركز است و خداوند بر آن مركز احاطه‏ى كامل دارد. «استوى على العرش» و اجراى اراده‏ى الهى از طريق فرشتگانى است كه در اطراف اين مركز فرماندهى هس تند.
امام صادق عليه السلام فرمود: عرش، همان علم است كه خداوند پيامبرانش را از آن آگاه كرده است. «العرش هو العلم الذّى اطلع اللّه عليه انبيائه و رسله» (218)
در كنار كلمه عرش آياتى مطرح است كه در جمع بندى آنها انسان به مركز فرماندهى مى‏رسد نظير:
«استوى على العرش»
«يغشى الليل النهار... له الخلق و الامر» (219)
«يدبّر الامر» (220)
«... يفصّل الايات» (221)
«يعلم ما يلج فى الارض و ما يخرج منها و ما ينزل من السماء و ما يعرج فيها» (222)
گردش شب و روز و تدبير امور و تفصيل آيات و آگاهى از تمام ذرّات هستى و آنچه از آسمان نازل مى‏شود و آنچه به آسمان بالا مى‏رود، رمز آن است كه تمام اين امور در عرش الهى واقع مى‏شود.
مرحوم علامه طباطبايى مى‏فرمايد: عرش، حقيقتى از حقايق و امرى از امور خارجى و مركز تدبير امور جهان است. (223)
امام صادق عليه السلام فرمود: عرش، مانند تخت نيست بلكه امر محدودى است كه با تدبير الهى اداره مى‏شود. «ليس العرش كهيئة السّرير و لكنه شى‏ء محدود مدبّر» (224) ودر روايت ديگرى فرمود: عرش و كرسى، از بزرگ‏ترين درهاى عالم غيب هستند. «العرش و الكرسى بابان من اكبر ابواب الغيوب»
مراد از عرش، تخت جسمى نيست، زيرا تخت روى آب بند نمى‏شود. «و كان عرشه على الماء» (225) بلكه مراد آن است كه روزى كه هنوز زمين و آسمان نبود و جهان يكسره آب بود، قلمرو فرماندهى خداوند بر آب بود و پس از پيدايش آسمان‏ها و زمين ستاد فرماندهى جهان هستى به آسم ان‏ها منتقل شد.
پيام ها :




1- قهر خ
26916
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 9/11/2006 9:58:09 PM
کاربر مهمان
  شیطان و آدمی ( منبع هفته نامه پرتو سخن)
به عزت خدا سوگند یاد نمود که بر سر راه همه فرزندان آدم کمین نموده ودر فرصتی مناسب هدف تیر گمراهی قرارشان خواهد داد ( سوره ص آیات 82-83) البته خودش اعتراف نمود که بندگان مخلص از این قاعده مستثنی هستند(الا عبادک منهم المخلصین)- مخلصین جنگاوران کار کشته ای هستند که سنگرهای کمین شیطان را در ابعاد زمانی و مکانی شناسایی و در سایه توکل و خوف و خشیت الهی چنان ضرباتی به او وارد کرده اند که دیگر ماشین جنگی شیطان در برابرشان کارایی لازم را ندارد . لذا خودش اعتراف به ناتوانی کرده است . ولی با این حال مخلصین –شیطان را اژدهای هفت سری میدانند که اگر هر سری جدا شود از آن هفت سر دیگر سر بر می آورد.شیطان با تیر و کمان گمراهی –سایه به سایه در تعقیب ماست . منتظر است تا به محض این که از زره پوش ذکر خدا خارج شدیم تیر گناه را از چله وسوسه ها رها سازد . ذکر خدا غبار فراموشی را فرو مینشاند و همواره حضور این تک تیر انداز زبر دست را یاد آور میشود . (ذکر خدا قلب و فکر انسان را روشن میسازد –امام علی ( علیه السلام)-عده ای از انسان ها با اصابت اولین تیر از زره پوش بیرون میجهند و در پی آن رگبار تیر شیطان است که پی در پی بر آن ها فرو میبارد و .... اما عده ای دیگر – چنانچه به سبب لحظه ای غفلت در تیرس این دشمن سر سخت قرار گیرند بلا فاصله به زره پوش پناه میبرند و به مداوای زخم میپردازند . آنها به خوبی میدانند این زخم اگر با اشک توبه ضد عفونی نشود ( التوبه تطهر القلوب و تغسل الذنوب ( نهج البلاغه حکمت 334) به مرور زمان به مشکلی حاد تبدیل خواهد شد – اضطراب و تشویش ناشی از توفان حوادث و یا بعضا تصور نا ملایمات زندگی موجب قرار گرفتن در تیر رس شیطان – و ذکر خدا عامل بازدارنده آن است ( رعد 28 )
26915
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/11/2006 7:55:29 PM
کاربر مهمان
 

بهر سماع از خانه ام ، رفتم برون رقصان شوم
شوري برانگيزم به پا، خندان شوم، شادان شوم

برگو به من پيغام خود ، هم نمره و هم نام خود
فردا تـرا پاسـخ دهم ، جـان تـرا قـربان شوم

26914
نام: میلاد
شهر: ایران
تاریخ: 9/11/2006 7:50:30 PM
کاربر مهمان
  man milad asheghe dokhtari hastam ke hichi nemifahme shoma migid chi kar konam
26913
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/11/2006 7:31:20 PM
کاربر مهمان
 
التماس به خدا شجاعت است،
اگر براورده شود عزت و گرنه حکمت است.

التماس به خلق خدا شرمندگی است،
اگر برآورده شود منت و گرنه ذلت است

<<ابتدا <قبلی 2698 2697 2696 2695 2694 2693 2692 2691 2690 2689 2688 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2693&mode=print