هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
26742
نام: مبارز
شهر: اهواز
تاریخ: 9/7/2006 11:00:13 PM
کاربر مهمان
  سلام صبح قشنگتان بخیر:
دیشب یه مشکلی برام پیش اومد و نتونستم در خدمتون باشم .برای همین وقت کردم که به کتابهایم یه سری بزنم. یکی از کتابها را که باز کردم روی صفحه اولش این مطلب نوشته شده بود و بانام یکی ازدوستان عزیزم امضا شده بود.
حیف ام اومد که این مطلب رو برای شما ننویسم.

۱-برای رسیدن به خوشی بزرگ باید از خوشیهای کوچک صرف نظر کرد .
2-لذتی را بپذیز که رنجی به دنبال نداشته باشد.
3-از رنجی که آخرش خوشی نیست ،بپرهیز.
4-رنجی را که از رنج بزرگتری رهایت می سازد و یا خوشی بزرگتربه دنبال دارد بپذیر.

به نظر شما چطور بود.
26741
نام: مجيد
شهر: از كرج
تاریخ: 9/7/2006 10:51:00 PM
کاربر مهمان
  خواهر اين دعا مربوط به تحويل سال نو بود منهم آنرا بايگاني كرده بودم و آن دو سه خط شعر هم تقديم به دوستان اهل دل.
26740
نام: مجيد
شهر: از كرج
تاریخ: 9/7/2006 10:46:32 PM
کاربر مهمان
 
خداوندا ! چنان تغییر ده بصیرتم را و تکانی ده قلبم راکه چشم دلم بینا شود ودلم تنها به سمت تو راه یابد و بس
مهربانا! احوال عالمیان را آنچنان رقم زن تا این فاصله های مانده میان "او" و ما برداشته شود
رئوفا ! حالمان را به بهترین حال همان که خود می پسندی و نه آنچه ما می پنداریم بهترین است تغییر ده
پرودگارم ! گردش لیل و نهارم را آنگونه تدبیر کن که مقصدم به سمت رهایی باشد
و در گذر این ایام یادم نرود منتظرم
ندارم به قلبم من آرزویی
به جز آنکه ببینم ساقی مه رو
غمت در نهانخانه دل نشیند
بنازی که لیلی به محمل نشیند

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی
ز بامی که برخاست مشکل نشیند
هر که از عشق تو دیوانه نشد آدم نیست
آدم آن است که از عشق تو دیوانه شود
26739
نام: رزوان
شهر: مراغه
تاریخ: 9/7/2006 10:39:50 PM
کاربر مهمان
  یا مقلب القلوب و ابصار
خداوندا ! چنان تغییر ده بصیرتم را و تکانی ده قلبم راکه چشم دلم بینا شود ودلم تنها به سمت تو راه یابد و بس
یا مدبر الیل و النهار
پرودگارم ! گردش لیل و نهارم را آنگونه تدبیر کن که مقصدم به سمت رهایی باشد
و در گذر این ایام ...یادم نرود منتظرم
یا محول الحول و الاحوال
مهربانا! احوال عالمیان را آنچنان رقم زن ...تا این فاصله های مانده میان "او" و ما برداشته شود
حول حالنا الی احسن الحال

رئوفا ! حالمان را به بهترین حال ...همان که خود می پسندی ...و نه آنچه ما می پنداریم بهترین است تغییر ده
26738
نام: رزوان
شهر: مراغه
تاریخ: 9/7/2006 10:33:29 PM
کاربر مهمان
  شعری از علی محمد مودب

آمریکا بمب اتمی بزرگی است

که کریستف کلمب کشف کرد

و شهیدان خنثی خواهند کرد
26737
نام: م - مسیح
شهر: اصفهان
تاریخ: 9/7/2006 9:06:44 PM
کاربر مهمان
  من و امامم، سجاد (ع)




یک روز معلم آمد سر کلاس و گفت دفترها را دربیاورید که امروز می‌خواهم مطالب مهمی را برایتان بگویم و شما بنویسید، از این قرار:
«مفاتیح‌الجنان کتاب بسیار ارزشمندی است مشتمل بر ادعیه و ... که آقای حاج شیخ عباس قمی آن را در سال فلان گردآوری نمود و الی آخر»

آن روز گذشت و من آن روز نفهمیدم که مفاتیح‌الجنان یعنی کلیدهای بهشت. تا این‌که چند سال بعد یک‌روز، کتابی به دستم رسید ارزشمند، که مشتمل بود بر 15 نامه مُحبّانه به خدا. هرکدام از این نامه‌ها اسمی داشت. و به قول استاد هر کدام از این نامه‌ها صاحب اثری است.


بعض نامه‌ها را خواندم و مستفیض بودم از آثارشان تا این‌که فهمیدم اصل این نامه‌ها در جای دیگری است و آن‌چه در این کتاب آمده‌است، برداشت‌های نویسنده از آن اصل است.
در جستجوی سرچشمه این آب دریافتم که اصل این مطالب، 15 دعاست که در مفاتیح آمده‌است.
15 دعا که از امامم سجاد (ع) است.


دعاهای پانزده‌گانه، کلیدهایی بودند که دری را به سوی وجود نورانی این امام عزیز بر من گشودند.
و دری را به سوی بهشت.


به نقل از AsemaneYazd.blogfa.com
26736
نام: dokhtare chesm geryan
شهر: goreston
تاریخ: 9/7/2006 8:33:26 PM
کاربر مهمان
  to en donya har kari mikoni baz ham kame. engar admah yadeshon rafte ke ensaniyat yani che! nemidonam ke kay en donya be akhar mirese ama omidvaram ke har che zodtar en donya be akhar berese. harja ye en donyae lanati ke negah mikoni por az badbakhti hast. hame donya ham ke oftadand be jone ham va dar jangand. az en donya ajib delam pore. ey kash khode khoda komak kone be hamamon ke bara yek bar ham ke shode hamamon adam bashim va en donya bedone hich badi bashe. omidvaram ye rozi hamamon maniye ensan bodan ra befahmim.
26735
نام: سعید-ر
شهر: تهران
تاریخ: 9/7/2006 8:25:26 PM
کاربر مهمان
  با عشق
26734
نام: sara
شهر: تهران
تاریخ: 9/7/2006 8:11:01 PM
کاربر مهمان
  به عنوان مثال اگر اسلامي را كه پيامبر ميخواست
همان اسلامي را كه درحال حاضر دركشورهاي عربي وجود داره تعليم دهد قطعا قابل قبول نيست ..بنابراين اگر ما بياييم بگوييم اين اسلام منحرف شده است اين اسلام آمريكايي است اين اسلام طالباني ست.. اين دقيقا آن نظام امام زماني نيست,و هنوز جمال و جلال خداوند آشكار نشد ه, و بستر براي ظهور آماده نيست.. انشالله كه بشود ...وووو....و بستر براي ظهور آماده نيست.. بخدا اينها هيچكدام ضرري به اسلام نميزنه كه عين تقويته....يا در مقايسه با آن اگر امروز ما يك سيستمي كه بر طبق ارزش هاي اصيلي بوجود آمده (اما به مرور ميبينيم كه از راه خود منحرف شده) در مقابل اين انحرافات زبان به انتقاد ميگشاييم و از آنطرف مينشينيم و يادي ميكنيم از سرداران آن,كه چگونه از جان و مال خود گذشتند تا آن سيستم منور بماند...هيچكدام ايندو تضاد و تناقضي با هم ندارند چراكه ممكن است تنها نيمي از آمال و آرزوهاي آنها در جامعه ايجاد شده باشد و براي آن نيمه ديگر همچنان بايد با انتقاد و تذكر هدف را دنبال كرد....ادامه دادن راه شهدا از صدر تاريخ اسلام تا به امروز تنها به همين مفهوم بوده كه حتي براي آشكار كردن آن گنج پنهان, بايد يك مومن تمام وقت باشي و نميتواني گاهي ساز حق و گاهي ساز ناسازگار با حق بزني. و چه سرها و خونها كه براي آشكا شدن اين گنج بر زمين نريخته. ....
حالا ما كه در همين تمرينهاي كوچك آينه شد ن هم, در جا ميزنيم و گاهي حتي تحمل يك حرف ساده را هم نداريم. آنوقت ميخواهيم در پروژه بزرگ خلقت و نماياندن گنجها سهيم هم باشيم.... الله و اعلم....ما فقط دعا ميكنيم كه انشالله,خداوند عاقبت ما را به خير و هماني كه قرار بود باشيم بكند....با صد هزار جلوه برون آمدي كه من با صد هزار چشم تماشا كنم ترا.... اما تو وقتي خودترا در من ديدي فرمودي «فتبارك الله احسن الخالقين» .خدايا اين لحظه ترا ميخوانم تويي كه وقتي به دريا مينگرم عظمتت را و وقتي به شاهدان ت مينگرم عظمت دلها و خانه هاي تو را... در آسمان نگاهشان بي‌كرانگي تورا,اما من در برابر آينه‌هاي هزار تويي پديده‌هاي, تو يك چيز‌ديگر را هم ميخواهم ببينم و آن لحظه ايست كه يك نطفه در عشق تو انچنان انسان يا آينه كاملي ميشودكه, تو خود را در او مشاهده ميكني و فرياد بر ميآوري كه «فتبارك الله احسن الخالقين» .... من لحظه تحسيت را ميخواهم ببينم. ...آن لحظه ناب عشقبازي در حضور شاهدانت را .. . آن لحظاتي را كه از ياد بردم و شد اين روزگارم... انتظارم را درياب.... الساعه الساعه الساعه... العجل... ياارحم الراحمين به حق محمد واله الطاهرين
26733
نام: ماندانا
شهر: کرمانشاه
تاریخ: 9/7/2006 8:04:28 PM
کاربر مهمان
  دوباره اومدم ولی برای اخرین بار باراولی که واردحرف دل شدم مبارزازاهوازنوشت بااسم مستعاربیابهت گیرمیدن نفهمیدم منظورش چی بودنفهمیدم منظورش ازبسیجی .دلاور.حسود.بخیل چی بود.رفتم ونوشته های روزهای قبل وخوندم حالافهمیدم .واقعامتاسفم که واردحرف دل شدم حق بابسیجی بود. امیدوارم بچه هایی که واقعابسیجی هستن نه اونایی که فقط کارت بسیج دارن هیچ وقت واردحرف دل نشن.
خداحافظ
<<ابتدا <قبلی 2680 2679 2678 2677 2676 2675 2674 2673 2672 2671 2670 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2675&mode=print