هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
25872
نام: دلتنگ کربلا
شهر: دور از کربلا
تاریخ: 8/29/2006 4:02:15 AM
کاربر مهمان
  پهلوانان نمی میرند تا ابولفضل پهلوان است
تا ابد نام جانبازان با ابولفضل جاودان است
25871
نام: موسوي
شهر: بهبهان
تاریخ: 8/29/2006 3:45:33 AM
کاربر مهمان
  سورنا جان حديث درست است ولي ما غصه مي خوريم كه صاحب واقايمان حضور نداردو تازه گريه دليل غصه نيست و خود پيامبر (ص)در بدو تولد امام حسين (ع) گريه كردند.
25870
نام: اسلاميان
شهر: اصفهان
تاریخ: 8/29/2006 3:41:11 AM
کاربر مهمان
  منبع: WWW.ABALFAZL.COM
سلالة السادات جناب آقاي سيدعلي صفوي كاشاني، مداح اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام از جناب آقاي هاروني نقل كرد كه گفتند:

يكي از عزيزان سقاي هيئتي كه در ايام محرم (عاشورا) دور مي‌زد و آب به دست بچه‌ها مي‌داد، نقل مي‌كند خدا يك پسر به من داد كه يازده سال فلج بود. يكي از شبها كه مقارن با شب تاسوعا بود وقتي مي‌خواستم از خانه بيرون بيايم، مشك آب روي دوشم بود؛ يكدفعه ديدم پسرم صدا زد: بابا كجا مي‌روي؟ گفتم: عزيزم، امشب شب تاسوعاست و من در هيئت سمت سقايي دارم؛ بايد بروم آب به دست هيئتيها بدهم. گفت: بابا، در اين مدت عمري كه از خدا گرفتم، يك بار مرا با خودت به هيئت نبرده‌اي. بابا، مگر اربابت باب الحوائج نيست؟ مرا با خودت امشب بين هيئتيها ببر و شفاي مرا از خدا بخواه و شفاي مرا از اربابت بگيرد.

مي‌گويد: خيلي پريشان شدم. مشك آب را روي يك دوشم، و عزيز فلجم را هم روي دوش ديگرم گذاشتم و از خانه بيرون آمدم. زماني كه هيئت مي‌خواست حركت كند، جلوي هيئت ايستادم و گفتم هيئتها بايستيد! امشب پسرم جمله‌اي را به من گفته كه دلم را سوزانده است. اگر امشب اربابم بچه‌ام را شفا داد كه داد، والا فردا مي‌آيم وسط هيئتها اين مشك آب را پاره مي‌كنم و سمت سقايي حضرت ابالفضل العباس عليه السلام را كنار مي‌گذارم اين را گفتم و هيئت حركت كرد.

نيمه‌هاي شب بود. هيئت عزاداريشان تمام شد، ديدم خبري نشد. پريشان و منقلب بودم، گفتم: خدايا، اين چه حرفي بود كه من زدم؟ شايد خودشان دوست دارند بچه‌ام را به اين حال ببينم، شايد مصلحت خدا بر اين است. با خود گفتم: ديگر حرفي است كه زده‌ام، اگر عملي نشد فردا مشك را پاره مي‌كنم. آمدم منزل وارد حجره شديم و نشستيم. هم من گريه مي‌كردم و هم پسرم.

مي‌گويد: گريه بسيار كردم، يكدفعه پسرم صدا زد : بابا، بس است ديگر، بلند شو بابا! بابا، اگر دلت را سوزاندم من را ببخش بابا! بابا، هر چه رضاي خدا باشد من هم راضيم!

من از حجره بلند شده، بيرون آمدم و رفتم اتاق بغلي نشستم. ولي مگر آرام داشتم؟! مستمرا گريه مي‌كردم تا اينكه خواب چشمان من را فرا گرفت در آن هنگام ناگهان شنيدم كه پسرم مرا صدا مي‌زند و مي‌گويد: بابا، بيا اربابت كمكم كرد. بابا، بيا اربابت مرا شفا داد. بابا.

آمدم در را باز كردم، ديدم پسرم با پاي خودش آمده است. گفتم : عزيزم، چه شد؟! صدا زد: بابا، وقتي تو از اتاق بيرون رفتي، داشتم گريه ميكردم كه يك دفعه اتاق روشن شد ديدم يك نفر كنار من ايستاده به من مي‌گويد بلند شو! گفتم : نمي‌توانم برخيزم. گفت: يك بار بگو يا اباالفضل و بلند شو! بابا، يك بار گفتم يا اباالفضل و بلند شدم،. بابا. بابا، ببين اربابت نااميدم نكرد و شفايم داد! ناقل داستان مي‌گويد: پسرم را بلند كرده، به دوش گرفتم و از خانه بيرون آمدم، در حاليكه با صداي بلند مي‌گفتم : اي هيئتيها بياييد ببينيد عباس عليه السلام بي‌وفا نيست، بچه‌ام را شفا داد!
25869
نام: اسلاميان
شهر: اصفهان
تاریخ: 8/29/2006 3:31:56 AM
کاربر مهمان
  جناب حجة‌الاسلام و المسلمين آقاي سيداحمد قاضوي در تاريخ 26 صفر الخير 1417 ق نقل كردند كه مرحوم آية الله حاج شيخ محمد ابراهيم نجفي بروجردي مي‌فرمودند:

زماني كه در عراق بوديم، يك روز در صحن مطهر حضرت اباالفضل العباس عليه السلام با عده‌اي از رفقا نشسته بوديم، كه ناگهان ديديم عربي وارد صحن مطهر شد. وي پسر بچه‌اي 6 - 7 ساله را بر روي دست حمل مي‌كرد كه به نظر مي‌رسيد جان خود را از دست داده و مرده است. پدر بچه اشاره به ضريح مطهر حضرت كرده و گفت: اي عباس بن علي عليهما السلام، اگر شفاي پسرم را از خداوند نگيري شكايت شما را به پدرت علي عليه السلام مي‌كنم.

با ديدن اين صحنه، به ذهن ما رسيد كه به او بگوييم اگر درخواستي هم داري بايد با حضرت مؤدبانه صحبت كني و اين گونه عتاب و خطاب با اين بزرگوار درست نيست. هنوز در اين فكر بوديم كه ديديم بچه چشمانش را باز كرد و به پدر گفت: بابا مرا بر زمين بگذار!

همه ما از مشاهده اين صحنه بسيار منقلب شديم و به چشم خود ديديم كه بچه شفا يافته است
25868
نام: مجيد
شهر: كرج
تاریخ: 8/29/2006 3:17:25 AM
کاربر مهمان
 
آيت الله العظمى سيد على خامنه اى

«الف تا ج. سوزاندن جسد ميت مسلمان اگر چه به اين امر وصيت كرده باشد جايز نيست و موجب تعزير است و اگر عضوى از اعضاى ميت را جدا كند يك دهم ديه همان عضو در حال حيات ثابت است.
25867
نام: علی
شهر: شیراز
تاریخ: 8/29/2006 3:16:09 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم-با سپاس وتهنیت وسالم الله فراوان برشما پرهابلند وکشیده وبهم جسبیده ومتحدونیرومند بالهای عقاب ایمان وعمل صالح اسلام رزمندگان مقاومت افتخار وسر افرازی اندیشمندان هنرمند وباا سلحه سبک ارباب وارباب ساز برای مومنان سایه حضرت اسرافیل علیه السلام وتهنیت فراوان بر او باد وبرای دشمنان شما خشم حضرت عزرائیل علیه السلام که همگی مومنان را از غصب ایشان خداوند منان حفظ بفرماید انشاله. شعار خودرا دست کم و بی اثر نگیرید که تا مغز دشمنان اسلام را سوزاند وپایه های قصر طاغوتیان رالرزاندو پس زلزهای ان دراینده انهارا بلطف الهی نابود خواهد کرد. ودرود فراوان بر رهبر شایسته شما از هرجهت ناخدای کشتی ایمان وعمل صالح نجات که به حق شایسته گرفتن عمامه خاص از دست مبارک رسول الله اعظم واکرم که سلام خاصالخاصالهی به انداره وسعت الهی بر ایشان باشد هستند . چند نکته را این حقیر متدکر میشود چناچه مفید فایده باشد عمل شود-1- الف-ساختن اردوگاه ای یزرگ درمراکز جنگل ها که بالا ترین ضریب امنیتی نظامی را دارا باشند با الگوی گیری از تجارب کشور لائوس وتکمیل ان 2- ایجاد منابع ابی متعدد ولوله گذازی با حفاظ چه متصل به منبع وچه ازاد 2- ایجاد جاده های ارتباطی با کمترین پل-3- یاد دادن استفاده کردن از مواد غذائی وداروی جنگل در زمان اصظراری – داشتن وسایل برای بریدن درختان وپیشروی در جنگل در زمان های خاص 4- دلشتن وسایل برای ساختن اردوگهای جدید وجابجائی در زمان موردنیاز ب- 1-ایجا د سرپناه در دل کوه ها برای افراد عادی وایجاد اغل در کنار ان وایجا محل بازی برای بچه هاو ایجاد پارکینگ برای ماشین های سواری ومحیط سر بسته بزرگ برای اموال وبار افراد ج- 1- تصویب احکام زیر -در زمان جنگ بادشمن وحشی بالاخص امریکا واسرائیل باید هر فرد نظامی قبلااز ذ کر نام امریکا واسرائیل حتما پیشوند "وحشی: را بکار ببرد واگر ا زروی عمد انجام نداد درجا تیر باران شود-2-افراد نظامی از رده خاص به پائین چناچه بدون اجازه مقامات بالای رهبری زمزمه صلح بکنند واز روی عمد باشد درجا تیر باران و لی ردهای بالاتر بالاترین حد شلاق وزندانی وبیگاری تا زمان نیاز –د-به تمام افراد چه نظامی وچه غیره نظامی باید تعلیم داده شود در زمان اسارت از هرفرمان وعملیات نظامی ویا غیر نظامی باسر بلندی دفاع کند وانهارا احکام وعملیات مثبت بداند قلمداد کند واینرا رزمندگان گشتی سریع سیر نجات بداند نه رئیس جمهور امریکا ویا اسرائیل ویافرد دیگری قدرت مناظره تلوزیونی ندارند یا فرارمیکنند ویاصحنه سازی مبتذل عوامفریبی رابکار میگرند که در این مورد استاد تمام وکمال هستند ودر اخر یدانید که مهر نداشتن هیچگونه استدلال یر دفتر پر ادعای انان زدید درجات شما عالی است انشائلاه خوداوند رحمان متعالی بفرماید وشهدای گرانسنگ ومظلوم شما را در بالاترین درجه قرب الهی در نزد اولیا الله سالارانسانها ائمه اطهار جای بسیار زبینده که مورد غبطه وحسرت دیگران واقع شود بلطف دعای بی بی دو عالم عطا بفرماید و بر خاندان این عزیزان قلوبی پرشکوه ومملوازجلال الهی وعطوفت ومهربانی وشادمانی وصبر جزیل ببخشید –امین یا رب العالمین.
25866
نام: اسلاميان
شهر: اصفهان
تاریخ: 8/29/2006 3:13:14 AM
کاربر مهمان
  سلام
سلام بر علمدار كربلا
سلام بر سقاي كربلا
سلام بر عبد صالح خدا پسر امير مومنان
ابا الفضل العباس (عليه السلام)
يا كاشف الكرب عن وجه الحسين اكشف كروبنا بحق اخيك الحسين
اين روز مسعودبر همه مبارك باد
25865
نام: ســـــورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 8/29/2006 3:01:01 AM
کاربر مهمان
  سلام
بازم عیدتون مبارک!
یه نکته خیلی مهم!
از معصوم حدیثی هست که می فرمایند شیعیان ما با شادی ما شاد میشن و با غمهامون غصه دار.
چرا ماها شبای سرور اهل بیت غصه می خوریم؟؟؟؟

Let us rejoice indeed!ok

باشه؟؟؟
یا علی!
25864
نام: علمدار
شهر: كربلا اما در خواب
تاریخ: 8/29/2006 2:51:09 AM
کاربر مهمان
  سلام خوبي سقا اسمت تورو گذاشتن باب الحوايج ولي هيچ كاري براي مشكل ما ها نمي كني عباس جان اين رسمش نيس اقا
ببخش بي ادبي مي كنم خيلي از تو مي ترسم ولي دلم تنگ از دست اين مردم از دست اين دنيا كاش مي شد خادم اون حرمت مي شدم اون كارم مي شد فقط عرض ارادت به شماهمين كاش ميشد
25863
نام: ســـــورنا
شهر: نزدیک کربلا
تاریخ: 8/29/2006 2:47:16 AM
کاربر مهمان
  یا لطیف!
سلام.

روز میلاد بزرگ علمدار کربلا رو به همه جانبازای عزیز و سرافراز،به راد مردای دریادل،تبریک میگم.
بچه ها!
خیلی حرفه آدم جایی بره که بدونه هر بلایی ممکنه سرش بیاد،ممکنه خون،جون و عمر و جونیشو بده،اما بازم سینه سپر کنه و نترسه.
زبون من که گرفته،دیگه نمی دونم چی بگم.
روز همه شون مبارک باشه...
یا علی!
ملتمس دعاتون"سورنا"از نزدیک کربلا
<<ابتدا <قبلی 2593 2592 2591 2590 2589 2588 2587 2586 2585 2584 2583 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2588&mode=print