هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
25642
نام: حسین شاهد
شهر: تبریز
تاریخ: 8/25/2006 5:50:01 PM
کاربر مهمان
  حضرت علی ع می فرماید: خداوند عز و جل در فرشتگان عقل قرار داد بدون شهوت و غضب و در حیوانات مجموعه ای از غضب و شهوت قرار داد بدون عقل و در بنی آدم هر دوی آنها را نهاده است پس اگر عقل بر شهوتش پیروز شود از فرشتگان بر تر است و اگر شهوتش بر عقلش چیره گردد از حیوانات شرورتر ( و پست تر ) می شود.
25641
نام: پريچهر
شهر: تهران
تاریخ: 8/25/2006 4:38:37 PM
کاربر مهمان
  راستي من فقط قصدم ازدواجه با علي اون به من گفت من قصد ازدواج ندارم ولي همش تو حرفاش به من فهموند كه منو مي خواد ولي خانوادش مشكله كه راضي بشن خواهش مي كنم راهنماييم كنيد من ۳ سال عمرم و به پاش گزاشتم حالا قراره مادرش و راضي كنه با هم بريم بيرون و منو به مادرش نشون بده ترو خدا دعا كنيد برام
25640
نام: sara
شهر: tehran
تاریخ: 8/25/2006 4:32:23 PM
کاربر مهمان
  قيام فكري وفرهنگي امام خميني كه با اتحاد همه مردم و نه فقط امت حزب الله شكل گرفت بسيار قابل ستايش بوده و هست. بهتر است ما به جاي آنكه نظام فعلي را با نظام
منحط شاه مقايسه كنيم آنرا با همان اسلام ناب كه در طول سير جريان خود
حاشيه هاي زيادي به آن اضافه شده مقايسه كنيم با حكومت علي نه با حكومت رضا رضا خانها.
25639
نام: پريا
شهر: تهران
تاریخ: 8/25/2006 4:28:51 PM
کاربر مهمان
  من با پسري بنام محمود دوست بودم كه هردو خانواده راضي به اين وصلت بودند كه بعد از چهار سال رفاقت من را فراموش كرد و رفت ميخوام بدونم كه احتمال برگشت داره يا نه .
25638
نام: حامد حامی
شهر: یزد
تاریخ: 8/25/2006 4:27:44 PM
کاربر مهمان
  باتشکر
25637
نام: پريچهر
شهر: تهران
تاریخ: 8/25/2006 4:22:21 PM
کاربر مهمان
  من با شخصي ميل به ازدواج دارم كه نه اون خانوادش راضيه و نه من حالا چكار بايد بكنم خيلي هم همديگر را دوست داريم لطفا مرا راهنمايي كنيد
25636
نام: مقداد
شهر: اهواز
تاریخ: 8/25/2006 4:11:41 PM
کاربر مهمان
  برای تو که تاریک مینویسی
در روزگاری در اين مملكت
هر نوع آزادى تبليغ مى شد جز «آزادى انديشه دينى»!
هر نوع سخنى آزاد بود جز سخن از «رهبرى مذهبى»!
هر كالايى خريدار داشت جز «قرآن»!
هر حركتى مجاز بود جز حركت در راه «اسلام ناب»!
در آن روزگار كه «اسلام» را تسليم در برابر سلطه حاكم!
«قرآن» را كتابى متبرّك براى عروسى ها و عزاها!
«ولايت» را اقامه مراسمى سرگرم كننده در ولادت ها و شهادت هاى ائمه(عليهم السلام) !
و «انتظار» را سكوتى ذليلانه و نشستنى عافيت طلبانه! مى خواستند، امام راحل برخاست و مردم را با انگيزه «چشم انتظارىِ خورشيد» به سمت روشنايى ها هدايت كرد و مردم شيعه چشم انتظار كه اينك «اسلام» را به عنوان «برنامه زندگى»،
«قرآن» را به عنوان «كتاب قانون»،
«ولايت» را به عنوان «رهبرى مبتنى بر وحى»،
و «انتظار» را به عنوان «حركتى پرشور و پر اميد» به سمت هدفهاى آسمانى پذيرفته بودند تحت رهبريهاى امام، با ايمان به پيروزى قطعى و نافرجام نماندن قيام، عليه طاغوت و استكبار شوريدند و با پيروزى شكوهمند انقلاب اسلامى، راه پرافتخار استقلال و رهايى و عزّت را به ساير ملّت هاى حرمان كشيده و در بند دنيا نشان دادند.
اينك نيز در پايان دومين دهه اين انقلاب همه جانبه، «همان امّت» به رهبرى فرزند برومند «همان امام» (قدس اللّه نفسه) براى آشناتر كردن سرگشتگان دنياى مادّيت با انتظار حقيقى و فتح آفاق تازه ترى از آرمانهاى موعود، با ايمانى راسخ و با عزمى استوار، همچنان نستوهانه و بى ترديد در راهند.
(پس قدر این انقلاب را بدانیم وبا حرفهایمان ناشکری نکنیم)
25635
نام: شهرام
شهر: کرمانشاه
تاریخ: 8/25/2006 3:39:14 PM
کاربر مهمان
  فقط میخوام سلام کنم...فقط میخوام گریه کنم....فقط میخوام سرمو بزارم سجده و برای همیشه بلند نشم......................
25634
نام: وحید
شهر: اهوهز
تاریخ: 8/25/2006 2:52:56 PM
کاربر مهمان
  من نمیدانم چرا انقدر
25633
نام: بهار
شهر: تهران
تاریخ: 8/25/2006 12:46:02 PM
کاربر مهمان
  خدای سیب ونارنج ، خدای شب پره، خدای مهربون شب های پراز ستاره ... سلام !
سلامی همراه یا سمن های سپیده باغچه کوجک خیالم می چینم ، مهربونی را بر روی آن حک می کنم ، و در این فصل زیبای خدا تقدیم می کنم به روشن ترین ستاره ها حضرت موعود (عج)
برای گفتن اسمی که تو قلبم خونه کرده ... همیشه لبای من تشنگی رو بهونه کرده
اسمی که آب حیاته بین این همه سیاهی ... اسمی که برای من شبیه آبه واسه ماهی
اسمی که از کوچیکی دوسش دارم قد یه دنیا ... اسمی که حک شده گوشه ی دلم شکل یه رویا
غروب که خون خورشید به تن ابرا می باره ... دل من زمزمه ی اسمتونو یادم می آره ...
واژه هام نذر ترک های لباتون آاقا جون ... نغمه هام فدای غربت نگاتون آقا جون ...
شما خورشید منیر ودل من یه تک درخته ... گفتن از کسی که مثل هیچکی نیست یه کمی سخته آقا جون
ودر آخر از شمیم عاطفه بوی ترا فهمیده ام ، در نگاه تار شب مهر تو را من دیده ام ... ای که نامت سطر هر دفتر کند لبریز عشق ، در وصالت نو بهارم تا سحر نالیده ام ....
آقاجون این جمعه هم گذشت و نیومدی ... آخه چرا ...

<<ابتدا <قبلی 2570 2569 2568 2567 2566 2565 2564 2563 2562 2561 2560 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2565&mode=print