اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 25492 |
نام:
آشنای قدیمی
شهر:
دور...
تاریخ:
8/23/2006 7:09:30 AM
کاربر مهمان
|
به نام او...
عجب؟!...
|
|
| 25491 |
نام:
علی رضا کرباسیون
شهر:
اصفهان
تاریخ:
8/23/2006 7:00:39 AM
کاربر مهمان
|
نامه به شهیدان دوستان دلم برایتان تنگ است اینقدر گناه کردم که سنگینی بارگناهم گردنم را خرد کرده محاسنم س÷ید کوس مرگ شتابان بر رویم می تازد خوشا بحال شمکا ایا این است رسم رفایت ای جعفر حسن حسین محمد رضا اکبر و......
|
|
| 25490 |
نام:
مقداد
شهر:
اهواز
تاریخ:
8/23/2006 6:33:16 AM
کاربر مهمان
|
حدیث قدسی:
ای فرزند آدم! اگر اوصاف خودت را برایت بیان کنند و ندانی درباره چه کسی سخن میگویند بر آشفته میشوی و سراسیمه برای پیکار و جنگ با او بر می خیزی
|
|
| 25489 |
نام:
مونس
شهر:
مشهد مقدس
تاریخ:
8/23/2006 6:32:31 AM
کاربر مهمان
|
به به عجب بخش جالبي باريكلا باريكلا به شما....
اين بخشي از اشعار سيد جواد ذاكر تو مراسم شهادت حضرت رقيه است:
ما راز عيش هر دو جهان ياداو بس است
يك دم شويم اگر منو او رو برو بس است
از هر چه غير صحبت اوست خسته مي شويم
ما و نگار خلوت و يك گفتگو بس است
آخر به كوي عشق تو بي آبر شدم
ما را ز عشق روي تو اين آبرو بس است
ميخانه اي طلب نكنيم از شراب عشق
قطره اي كه تر شود از آن گلو بس است...
من در دل زياد دارم اما يكيشو كه در مورد يك كافره براتون بگم آره من ميخوام در مورد سيد جواد ذاكر صحبت كنم اوني كه ميگفتن كافره اوني كه ميگفتن منافقه سيد ذاكر آره سيد ذاكري كه تا بودش با اين حرفا كنار اومد تا بود شاهد توهين هاي يك عده ظاهر بين بود چون سيد پاچه خواري نمي كرد بايد بهش ميگفتن كافره سيد ريش نمي زاشت اونقدر كه تا رو شكمش بياد پس كافره سيد تو عشق بازي با آقاش خراب شد خورد شد.
اما اينا فداي آبروي سيد پيش اربابش.
سيد ذاكر فوت كرد اما من كي با خبر شدم ... چرا اين صدا سيماي مرده ما بايد كارش پخش فوتبالو سريالاي تكراري قرت بوق باشه چرا خبر فوت محبوب ترين مداح كشور نبايد اعلام بشه چرا ما بايد الان با خبر بشيم اينا درده چرا يه فوتباليست دسته دومي مي ميره اينقدر تبليغ ميكنن چرا پوپگ گلدره ميره اينقدر بوق و كرنا ميشه اما نوكره اباعبدالله فوت ميكنه همه سكوت ميكنن اما با اين همه اگر سي دي تشيع جنازه سيدو ببينيد شاهد خواهيد بود كه چه جمعيتي حضور داره اينا از كجا فهميدن من موندم اما منم اگر زودتر مي دونستم حتما همه اين راهو مي رفتم براي شركت در مراسمش سيد حق زيادي به گردن من داشتم نه تنها من خيلي از دوستانم خيلي از جوونا.
اين صدا سيماي جمهوري اسلامي فكر كرده با نگفتن خبر فوت سيد ميتونه در فراموشي نام سيد از اذهان كاري انجام بده اما من بگم كه سيد با پخش صداش تو صدا سيماي ما عزت پيدا نكرد كه حالا با عدم انتشار خبر فوتش فراموش بشه يا خوار بشه نه سيدو خدا عزيز كرد خودشم بلده چه طور حفظش كنه....
من حرف زياد دارم ولي فرصت كم....
اميدوارم تونستم باشم بخشي از دينمو به آقا سيد ادا كرده باشم...
اينم بخشي ديگه از اشعار سيد تو اون مراسم:
هان چه شد از كارتان نادم شديد
چيست از رفتارتان نادم شديد...
حال مي خواهيد اگر راضي شوم
راضي اندر محضر قاضي شوم
اين مزاري كه در اين ويرانه هست
مدفن آن گوهر دردانه هست
بايد اين ويرانه چون گلشن شود
بايد اين پروانه را چون شمع شد
هرشب جمعه در اينجا....
با اميد موفقيت روز افزون شما
التماس دعا
يا حق
|
|
| 25488 |
نام:
نغمه
شهر:
مشهد
تاریخ:
8/23/2006 6:28:30 AM
کاربر مهمان
|
من چيكار كنم ؟
|
|
| 25487 |
نام:
باران
شهر:
لاهیجان
تاریخ:
8/23/2006 6:11:34 AM
کاربر مهمان
|
سلام...امام رضا جونم
معذرت میخوام که اینقدر راحت صحبت میکنم.
الان که دارم حرف دلم رو مینویسم همه اش به این فکر میکنم که کی میشه یه بار دیگه بیام حرمت. شاید تو شفام بدی. شاید حاجتم رو همونجا ازت بگیرم.
|
|
| 25486 |
نام:
شهید گمنام
شهر:
جزیره مجنون
تاریخ:
8/23/2006 5:24:10 AM
کاربر مهمان
|
یا حسین غریب مادر--- تویی ارباب دل من
یه گوشه چشم تو بسه---واسه حل مشگل من
***
یه روزی میاد آقا جون--- که منم سگ تو باشم
چشامو موقع مرگم--- زیر پات گذاشته باشم
***
آقا من خودم میدونم ---لایق این حرفا نیستم
اما از شما چه پنهون--- از اهل زمونه هستم
***
دل من عاشق می مونه--- دائم از شما می خونه
منو میشناسی آقا جون--- من همونم اون دیوونه
***
تموم مردم دنیا مارو می خونند دیوونه
آره ما دیوونه هستیم بی خیال این زمونه
***
تا وقتی عشق تو باشه___ اینا حرفه و بهونه
واسه عشق تو هلاکم___ این خطم اینم نشونه
***
حسرت زیارت تو--- مونده تو این دل زارم
کربلاتو تا نبینم--- آروم و قرار ندارم
***
چشمای قشنگ عباس --- خواب از چشام گرفته
بدون تو گم می شم تو--- شب روز و ماه و هفته
***
یل کربلا اباالفضل --- قربون اون قد و بالات
فدای چشای پاکت --- فدای خشگی لبهات
***
می شنوم صدای پات--- رو زمین قدم می ذاری
صدای رقیه می یاد -- عمو جان کی آب می یاری
*******************
شادی دل مرحوم ذاکر صلوات
|
|
| 25485 |
نام:
negin
شهر:
tehran
تاریخ:
8/23/2006 5:11:12 AM
کاربر مهمان
|
eshgh tanha vajeye talkhe zendegi hasrato sookhtano entezare bihoode be residan
|
|
| 25484 |
نام:
فاطمه
شهر:
بوشهر
تاریخ:
8/23/2006 4:57:26 AM
کاربر مهمان
|
سلام نمی دونم چه جوری بگم ازتون می خوام برام دعا کنید خیلی التماس دعا دارم . آخه اگه این دفعه درست نشه معلوم نیست من چی به سرم بیاد . تو رو به حرمت خون شهدا برام دعا کنید . برام دعا کنید . خیلی زیاد تو را به فاطمه زهرا قسمتون می دم دعا کنید خسته شدم از وضعیتی که دارم خسته شدم .
|
|
| 25483 |
نام:
رضا
شهر:
کویر
تاریخ:
8/23/2006 4:12:33 AM
کاربر مهمان
|
سلام
***
مبعث پیامبر رحمت حضرت رسول اکرم برمسلمانان مبارک باد.
*******************
برادر گرامی ناشناس محترم اول شهریور روز پزشک را تبریک میگویم و آرزوی توفیق وسلامتی دارم.
*****************
اِلهى اِلَيْكَ اَشْكُو نَفْساً بِالسُّوَّءِ اَمّارَةً وَاِلىَ الْخَطيئَةِ مُبادِرَةً
خدايا به سوى تو شكايت آورم از نفسى كه مرا همواره به بدى وادارد و به سوى گناه شتاب دارد
وَبِمَعاصيكَ مُولَعَةً وَلِسَخَطِكَ مُتَعَرِّضَةً تَسْلُكُ بى مَسالِكَ
و به نافرمانيهايت حريص است و به موجبات خشمت دست درازى كند مرا به راههايى كه
الْمَهالِكِ وَتَجْعَلُنى عِنْدَكَ اَهْوَنَ هالِكٍ كَثيرَةَ الْعِلَلِ طَويلَةَ الاْمَلِ اِنْ
منجر به هلاكت مى شود مى كشاند و بصورت پست ترين نابودشدگان درم آورد بيماريهايش بسيار و
آرزويش دراز
مَسَّهَا الشَّرُّ تَجْزَعُ وَاِنْ مَسَّهَا الْخَيْرُ تَمْنَعُ مَيّالَةً اِلَى اللَّعِبِ وَاللَّهْوِ
است اگر شرى به او رسد بى تاب شود و اگر خيرى نصيبش گردد سركشى كند به اسباب بازى و
سرگرميهاى بيهوده
مَمْلُوَّةً بِالْغَفْلَةِ وَالسَّهْوِ تُسْرِعُ بى اِلىَ الْحَوْبَةِ وَتُسَوِّفُنى بِالتَّوْبَةِ
بسيار متمايل و از بى خبرى و فراموشى انباشته است مرا به سوى گناه شتاب دهد و به نوبت توبه به امروز و فردايم كند
اِلهى اَشْكُو اِلَيْكَ عَدُوّاً يُضِلُّنى وَشَيْطاناً يُغْوينى قَدْ مَلاَ
خدايا به تو شكايت آورم از دشمنى كه گمراهم كند و شيطانى كه مرا از راه بدر برد سينه ام را پر از
بِالْوَسْواسِ صَدْرى وَاَحاطَتْ هَواجِسُهُ بِقَلْبى يُعاضِدُ لِىَ الْهَوى
وسوسه كرده و تحريكات زهرآگينش قلبم را احاطه كرده به هوا و هواسم كمك كند
وَيُزَيِّنُ لى حُبَّ الدُّنْيا وَيَحُولُ بَيْنى وَبَيْنَ الطّاعَةِ وَالزُّلْفى اِلهى
و دوستى دنيا را پيش چشمم آرايش دهد ميان من و فرمانبردارى و تقرب به درگاهت حائل گردد خدايا
اِلَيْكَ اَشْكُو قَلْباً قاسِياً مَعَ الْوَسْواسِ مُتَقَلِّباً وَبِالرَّيْنِ وَالطَّبْعِ مُتَلَبِّساً
پيش تو شكوه آرم از دلى كه سخت شده و بدست وسوسه ها بگردد و به زنگ (خودبينى ) و خوى زشت
پوشيده شده ،
وَعَيْناً عَنِ الْبُكاَّءِ مِنْ خَوْفِكَ جامِدَةً وِ اِلى ما تَسُرُّها طامِحَةً اِلهى
و از ديده اى كه به هنگام گريه كردن از خوف تو خشك است ولى براى نگريستن به مناظر خوش آيندش
خيره و حريص است خدايا
لا حَوْلَ لى وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِقُدْرَتِكَ وَلا نَجاةَ لى مِنْ مَكارِهِ الدُّنْيا اِلاّ
جنبش و نيرويى براى من نيست جز به نيروى تو و راه نجاتى از گرفتاريهاى دنيا ندارم جز
بِعِصْمَتِكَ فَاَسْئَلُكَ بِبَلاغَةِ حِكْمَتِكَ وَنَفاذِ مَشِيَّتِكَ اَنْ لا تَجْعَلَنى
نگهدارى تو پس از تو مى خواهم به حكمت رسايت و به مشيت جارى و گذرايت كه مرا تنها در
معرض
لِغَيْرِ جُوْدِكَ مُتَعَرِّضاً وَلا تُصَيِّرَنى لِلْفِتَنِ غَرَضاً وَكُنْ لى عَلَى
جود و بخشش خود درآورى و هدف تيرهاى بلا و آزمايش قرارم ندهى و مرا در پيروزى
الاْعْداَّءِ ناصِراً وَعَلَى الْمَخازى وَالْعُيُوبِ ساتِراً وَمِنَ الْبَلاَّءِ و اقِياً
بر دشمنان يارى كنى و رسوائيها و عيوبم را بپوشانى و از بلا محافظتم كنى
|
|