هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
25372
نام: مریم
شهر: نمی دونم
تاریخ: 8/20/2006 3:36:20 PM
کاربر مهمان
  در اندرون من خسته دل ندانم چیست ؟..که من خموشم و او در فغان و در غوغاست...این غوغا با کی آرامش پیدا می کنه؟
25371
نام: sara
شهر: tehran
تاریخ: 8/20/2006 2:22:51 PM
کاربر مهمان
  بيشتر اين مطالبي كه توي اين قسمت نوشته ميشه سبك و بدون انديشه و تفكر هست. البته به جز عده كمي. مابقي فقط لاتائلات بهم ميبافند. شما آقاياني كه حرف از امام زمان ميزنيد آيا منتظر نشسته ايد تا امام زمان بياد حق شما رو از مسئولين مملكت كه خود شما بهش راي داديد و ميديد بگيره... آيا امام اول ما مسلمين كه زنده بود و در زمان حياتش حق خوريها شد توانست به مردم احمق آنزمان بفهماند كه نبايد به حاكمي كه حق آنها را ميخورد راي بدهند....و آيا تا چه حد توانست عدالت را انتشار دهد و چند سال?
شما بهتر هست قبل از اينكه امام زمانتان را ملاقات كنيد بدانيد اين حاكميني كه به آنها راي ميدهيد چه حقوق حقهاي برگردنشان داريد تا كار امام زمان آسون به چون اگر ايشان بودند قطعا بايد چند تا كرس انتخابات و نحوه راي دادن ميدادند و اينكه چگونه ما مسئول تعيين سرنوشت خود هستيم و چرا ما بايد از حقوق خود آگاه باشيم. چرا شما نبايد امنيت عدالت و آزادي بيان اشته باشيد . اگر شما آزادي بيان نداشته باشيد چطور ميتوانيد حق از دست رفته خود را بگييد....بهر حال خداوند تععين اين امور را به عهده خود مردم گذاشته و حتي امام زمان هم بدون ياري همراهانش نميتواند عدل رابگستراند....
25370
نام: مهسا
شهر: تهران
تاریخ: 8/20/2006 2:01:58 PM
کاربر مهمان
  اگه یه آرزوی برگ توی قلبت داشته باشی .
لازم نیست که بگی شهادته .
اما اگه خودت بدنی آدم بدی هستی می دونی این رویا دست نیافتنیه .
جدا خوش به حال اونها و سید مرتضی آوینی
25369
نام: نیلوفر
شهر: ساری
تاریخ: 8/20/2006 11:32:13 AM
کاربر مهمان
  هرچه مي خواهد دل تنگت بگو
25368
نام: صادق
شهر: نیشابور
تاریخ: 8/20/2006 11:13:04 AM
کاربر مهمان
  همیشه تو حال وهوای حاج حمت هستم
25367
نام: محمدجواد
شهر: امید
تاریخ: 8/20/2006 10:25:15 AM
کاربر مهمان
  خیلی دوستداشتم بایک شهید حرف بزنم ورازسنگرهای عاشقانخداوندرا بدانم
کجایند مردان بی ادعا
25366
نام: محمد
شهر: تهران
تاریخ: 8/20/2006 10:24:04 AM
کاربر مهمان
  کدوم میثم قرمزچشمه
25365
نام: نیلوفر
شهر: تهران
تاریخ: 8/20/2006 10:02:26 AM
کاربر مهمان
  خیلی نامرد است این دنیا مگه نه؟ دلم می خواد زودتر برم پیش میثم.
25364
نام: حلاج
شهر: تبریز
تاریخ: 8/20/2006 9:50:43 AM
کاربر مهمان
  انّا فَتحنا لَک فَتحا مبینا

لِیغفر لَکَ الله ما تقَدم من ذَنبک و ما تَاخّر

و یتِمّ نِعمته علیک

و یَهدیک صراطاً مستقیما (فتح ؛ 1-3 )



معاشران گره از زلف یار باز کنید

شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید

سحر، طراوت جامهای شبانه که گل می کند به گونه های تو مهتاب. . . برقص که صبح گریبان دریده به درگاه نگاههای تو محرم شود ... بیاشوب تا آشفتگی موهایت به ایمان باد مستولی شود ...
25363
نام: حلاج
شهر: تبریز
تاریخ: 8/20/2006 9:49:01 AM
کاربر مهمان
  هستی موهوم ما یک لب گشودن بیش نیست

چون حباب از خجلت اظهار خاموشیم ما ( بیدل )



... دور تر که بایستی.... و برای چند ثانیه نگاه کنی به حقارت این که در وهم چیزی به اسم زندگی تشنج می کرده ... به اندازه همان چند ثانیه، جدا افتاده و کوچک ، دست و پا می زند به اشتهای هوا... و بعد جَسد می شود و ذره ذره پیوند می خورد با اجزای آسمان ها و زمین . متولد می شوی و...تمام قصه در این است...

صراطَ الله الذی له ما فی السمواتِ و ما فِی الارض

اَلا اِلی اللهِ تَصیرُ الاُمور (الشوری- 53)

<<ابتدا <قبلی 2543 2542 2541 2540 2539 2538 2537 2536 2535 2534 2533 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2538&mode=print