اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 25272 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی ها
تاریخ:
8/17/2006 12:49:51 PM
کاربر مهمان
|
یا شاهد
سلام
سلام به همه
سلام من به هم مسلکم !
به یاد یک شاخه غنچه ی رز سفید با سایه ی صورتی...
خدایا!
نمی دانم چه رازی است در این همه ناگفتن ها! چه رازی است که از هم دلگیر می شویم! چه رازی است که اینگونه به تشویشم کشانده است.
خدایا!
تو آگاهیو شاهد! تو می دانی که چقدر نگرانش بودم، چقدر برایش دعای خیر کردم، یادش بخیر... شبای وسط ! رجب را می گویم!... با یادت تمام دعای عشق خواندم و به یاریت توسط خدا، زیارت جامعه ی کبیره خواندم!
هم قدمم!
نمی دانم کجای این دنیا هستی که خودت را دور می دانی! راستی دور از کجا و چه کس!؟؟؟؟؟؟
خدایا!
باز می خواهم حرف بزنم.... اما نمی شود همه چیز را در این صفحه نوشت...
چقدر در این ناآرامی دل خوشحالم کردی....
باشد!
سلام مرا به هم قدمم برسانید... هرجا که باشد هم قدم من می ماند....
یا علی و یا زهرا(س)
هر جا هستی به خدا می سپارمت و از او می خواهم به سلامت بازگشتنت به حریم نزدیکه نزدیک جوار خداوندی...
یاعلی مدد
|
|
| 25271 |
نام:
عبدالزهرا
شهر:
دور دور دور،خیلی دور...
تاریخ:
8/17/2006 11:59:17 AM
کاربر مهمان
|
به نام حضرت دوست
...
الهی وربی من لی غیرک...
...
من گریه نخواهم کرد
من اشک نخواهم ریخت
من خسته نخواهم شد،افسرده نخواهم شد
فریاد زنم ،فریاد:
من عشق نمی خواهم،معشوق نمی خواهم
می خندم ومی رقصم،
فریاد زنم،فریاد:
این گونه خزانم را،درعشق نهان کردم
من درد جدا بودن،بر گور عیان کردم
افسوس نخواهم خورد ،افسانه نمی بافم
بر شانه هر بادی،کاشانه نمی سازم
من زشت نمی گویم،برچهره ی معشوقم
او خوب ووفادار است ،من خسته ورنجورم
امروز چنان دیروز،
افسوس نخواهم خورد،
من یاد گرفتم عشق، بیگانه نمی داند
لیکن به دل شادم
سر مشق کنم امروز
دنیای خودم گرم است
من دوست نمی خواهم
.....
خدایا!
آن چنانم کن که خود می خواهی...
...
السلام علیک یا اهل بیت النبوه...السلام ...
سلام به سردارسرداران قلعه...
سلام به سبز ترین صفحه قلعه...
سلام به...
سلام به سبز ترین دلهای سبز بچه های قلعه...
...
سلام سبزم رو از دورترین جای سبز دنیا، به شمایی که سبزید می دم...
سلام می کنم به روی ماه همتون...
به تک تکتون...
دونه به دونتون...
بچه ها ،خوبید؟!...
در نبود ما خوش می گذره؟؟!!...
وقتی داشتم می یومدم سر وقت حرف دل،جای پای بعضی ها رو ندیدم؟!...
از امانتی ما چه خبر؟!...تو کدوم صندوقچه قایمش کردید که ما نمی تونیم ببینیمش؟؟؟!...چه خبر از روح ودلش ؟؟!!...
بچه ها !
الان هم که اومدم خیلی زور زدم تا بتونم یه سری
به قلعه بزنم ...
اومدم هم یه حالی بپرسم وهم این که بگم به دعاهاتون خیلی نیاز دارم...
بعضی هام که دیگه مثل این که حالی از مانمی پرسن ومارو از یاد بردن،درسته؟؟؟!!...
سورنای عزیز...همیشه به فکرت هستم ...برام دعا کن...
....
حرفای زیادی برای گفتن دارم اما ...
سلام منو به همه برسون....مخصوصآبه......بهش بگو اومده بودم اما اون نبود....
...
نمی دونم تا چند وقت دیگه،اما...فعلآ همتونو به خدا سپردم ...
دست حق به همراه همتون...
فی امان الله الی لقاءمن التوفیق...
توفیق رفیق راهتان...
خداحافظ...
یا خدا...
|
|
| 25270 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی ها
تاریخ:
8/17/2006 11:44:26 AM
کاربر مهمان
|
یا قدیم الاحسان
سلام دوستان
حالتون خوبه !؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یکی به من بگه اینجا چه خبره!؟؟؟؟
دوستان کجان!؟؟؟؟؟
ان شاءالله خیره!....
عبدالزهرا !
....
هم قدمم! می دونستی چقدر نگرانتم!؟؟؟
اگه رسم مروت و مردونگی اینه...
باشه! ماهم خدایی داریم!
...
سورنا خانم! ان شاءالله خیره. خداکریمه، فقط خودشه که می تونه و می مونه، توکل کن.
خاموش عزیز!
خوشحالم که حداقل شما بودی که حرف دل اینقدر سوت و کور نباشه! خدا خیرت بده...
بعضی هام که رفتن مسافرت و خبرمون نکردن یه التماس دعا بهشون بگیم!!!!!!!!
...
خدایا!
این دل اونقدر دردمند شده که دیگه جایی برای گفتن نیست، اینقدر مالامال از درده که نمی شه بیان کرد!
خدایا!
موندم تو حیرت این که چطور این همه می شه متظاهر بود و این همه دروغ گفت!!!
بعداً می یام برای عرض ادب خدمت دوستان...
یا علی(ع) ویازهرا(س)
|
|
| 25269 |
نام:
فاطمه ک
شهر:
قائم شهر
تاریخ:
8/17/2006 11:35:46 AM
کاربر مهمان
|
لطفا کمکم کنید
لطفا کسی که می خوان برام بنویس
راهنمای ام کن نظرم را پایین نوشتم
|
|
| 25268 |
نام:
جابر
شهر:
دبى
تاریخ:
8/17/2006 11:17:17 AM
کاربر مهمان
|
لطفا به وبلاگم نظر بدين
http://atfe-alamdar.blogfa.com/
|
|
| 25267 |
نام:
ثنا
شهر:
قم
تاریخ:
8/17/2006 10:04:58 AM
کاربر مهمان
|
سلام برای منی كه از سر تا بام كناه هست دعا كنيد
كارم كيره دعاست
فقط از شما كه خدارو ميشناسين ميخوام كه وقت نماز من رو دعا كنيد
تورو خدا دعا كنيد به امام علي برام دعا كنيد
يا علي
|
|
| 25266 |
نام:
مهين
شهر:
سنندج
تاریخ:
8/17/2006 9:17:29 AM
کاربر مهمان
|
در مورد امير نمي دانم چكار كنم ايا مي توانم منتظر امير بمانم
|
|
| 25265 |
نام:
فا طمه ک
شهر:
قائم شهر
تاریخ:
8/17/2006 9:11:48 AM
کاربر مهمان
|
** به نام خدای تنهای **
سلام دوباره اومدم تا درددل کنم می خواستم راجع به موضوعی که توش گیر کردم دوراهی که برام پیش اومده صحبت کنم .
ولی اونقدر دلم گرفته و خسته وغمگینه که نمی تونم.
اونقدر این چند ماهی گریه کردم غصه خوردم ناراحت بودم که دیگه خسته شدم بخدا دیگه بریدم دلم و شکوندن عصبانی ام کردن از بس دعا کردم و گریه دیگه حالی برام نمونده.
** *** **
پسر خاله ام موضوع اون خواهر بزرگترم ازدواج اون
راجع به خودم که فکر می کنم یه سرگرمی بود چون
جز خودم به همه میگن ویا اینکه اصلا فراموش کردن
مثل اینکه با دلم بازی شده مطمعنم که با دلم بازی شده یا می خواستن فکرمو جای مشغول کنن و خودشون به کاراشون برسن .
بخدا اونقدر تو دلم هست که دیگه دارم دیونه می شم
تازگی ها قلبم تیر میکشه.
نمی دونم کاری که میکنم درسته یا نه با پسر خاله ام
نمی تونم درست حرف بزنم دلم نمخواد این طوری باشم ولی اونقدر از دستش ناراحتم که دست خودم نیست .
** *** **
اون هم زیاد از من خوشش نمی یاد چون مخالف کاراش بودم گاهی اوقات فکر می کنم که اونقدر از من بدش می یا د که ...
شاید هم اینطور باشه این پسر خاله با همه پسر خاله ها فرق می کرد خیلی با هم خوب بودیم خیلی
تودلم ازش راضی بودم الان که موضوع دوستش هم اومده وسط خیلی به اون نیاز دارم کاش الان اون "امین" یه سال پیش بود تا باهاش درددل میکردم چون حس می کنم حتی با اون خیلی راحت ترم تا داداشم داداشم که اصلا حرفشو نزن نمی شه باهاش حرف زد فقط باید موافق همه کا رهاش باشی تا باهات تازه خوب باشه .
** *** **
موضوع دوستش فکر کنم همین جوری تموم شد چون به من چیزی نگفتن نه حرفی پیغامی میان نمیان فکر کنم نکنم
من هم ...
خیلی دعا کردم خیلی اما جوابی نگرفتم از همه جا اوفتادم از چشم همه اوفتادم از یه طرف بیماری روحی که ۲ سالی هست مثل خوره اوفتاده به جونم خیلی خوب بودم بدتر هم شدم خیلی از نظر روحی خراب و داغونم.
کمکم کنید خوا هش می کنم خدا یا تمنا می کنم من تا الان با
هیچ کس درد دل نکردم با هیچ کس با کی درددل کنم وقتی یک
کلمه بگی یا نصیحت می کنن یا می گن تو زیاد حساس شدی .
نمی دونم فقط یه امید می خوا م تا سر پا نگرم داره حاجتمو از خدا می خوام.
خدایا اجابتم کن ** اجابتم کن ** اجابتم کن
یا امام رضا: بخدا خسته شدم تور به جان جوادت منواز این خستگی نجات بده .
یا امام زمان: تورو به** دعای توسل** شبای چهار شنبه
قسمت می دم منو از این فکر های غلط یا عذاب آور نجات بده .
یا امام علی: تو رو به** فاطمه زهرا** قسمت میدم به داد خواهر بزرگم برسید.
خدایا دلم رو آروم کن .
** گریه ی بارون **
|
|
| 25264 |
نام:
پرویز
شهر:
کرج
تاریخ:
8/17/2006 8:52:44 AM
کاربر مهمان
|
خداپشت وپناه حزب الله است روزفتح وظفررسیده انشاالله مرگ برامریکا واسرائیل
|
|
| 25263 |
نام:
SHADE
شهر:
ZAHEDAN
تاریخ:
8/17/2006 8:16:06 AM
کاربر مهمان
|
BARAM DOA KON KHASTEGARE KHOB TOYE AMTEHANAM GHABOL BASHAM
|
|