اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 25232 |
نام:
ز
شهر:
تهران
تاریخ:
8/16/2006 3:52:52 AM
کاربر مهمان
|
به نظر شما پيروزی لبنان بعد از اين همه شهيد جای تبریک داردیا تأسف؟
|
|
| 25231 |
نام:
تنها
شهر:
غمستان
تاریخ:
8/16/2006 3:35:38 AM
کاربر مهمان
|
سلام به تمام عزیزان ودوستان وشیعه یان !!!!
لطفا" برایم سایت و یا ایمل آدرس کسی را از موسسه قرآن پژوهان را برایم در این ایمل آدرس روان کنید
ahmad.hussainy.gmail.com ممنون تون هستم .
منتظریم _ التماس دعا . خدا نگهدار
|
|
| 25230 |
نام:
مسافر
شهر:
مسافرخانه
تاریخ:
8/16/2006 2:33:50 AM
کاربر مهمان
|
اگر بخواهيم با منافع و بركات وجودي امام عصر(ع) آشنا شويم بايد سراغ زيارت جامعه برويم كه به معناي واقعي شناسنامه اهل بيت و چهارده نور مقدس(ع) است. در آنجا آمده: «بكم يمسك السماء أن تقع علي الأرض إلّا بأذنه.»... عرضه ميداريم: يابن رسولالله به واسطه شماست كه آسمان روي زمين فرود نميآيد و عالم متلاشي نميگردد و به واسطه رحمت وجود شماست كه باران رحمت بر ما ميبارد و در ادامه آمده: «و ساسة العباد و أركان البلاد و أبواب الإيمان و اُمناء الرحمن و...» كه بعد هم از اين منافع عام و هم نفع خاص اين ذوات مقدسه بيان ميشود: «به وسيله شماست كه عبادات ما مقبول درگاه خداوند ميشود و اعمال واجب ما به درجه مقبولي ميرسد.» اين تعبير زيارت جامعه اشاره به روايتي است كه حضرت حق ميفرمايد: «قسم به عزت و جلالم اگر كسي در روز قيامت با عبادت ثقلين ـ يعني جن و انس ـ بيايد در حالي كه همه روزها را روزه و شبها را به عبادت گذرانده باشد، بدون ولايت اهل بيت(ع) آمده باشد، او را به رو در آتش جهنم مياندازم.»
فقط اين را فراموش نكنيم كه بايد متوجه حضرت باشيم. ذكر «يابن الحسن» را فراموش نكنيد. دنيا ميخواهي، آخرت ميخواهي، عزت و رياست ميخواهي و خلاصه هر چه ميخواهي بگو يابن الحسن، يابن الحسن. واسطه اوست و اوست كه بايد عنايت بكند. گفت:
گر گدا كاهل بود تقصير صاحبخانه چيست؟
در اين ايام دعا كردن به امام زمان را فراموش نكنيد. حضرت را درِ خانه خدا واسطه كنيد. و امام زمان خيلي در خانه خدا آبرو دارد. ميدانيد آقا چقدر هر خلاف شرعي كه از شما ميبيند ناراحت و غمگين ميشود، حال در نظر بگيريد كه حضرت محيط به عالم وجود است و خلاف شرعهاي همة ما را ميبيند. ولي ايشان مأمور به جبر است و تحمل ميكند. اگر خداوند از قلب امام زمان(ع) خداوند محافظت نكرده بود متلاشي ميشد. هر كدام از ما سه چهار تا مصيبت ببينيم نميتوانيم خودمان را كنترل كنيم آن وقت اين همه مصائب بر قلب امام زمان(ع) وارد ميشود قطعاً با عنايت خداست كه اين قلب سالم مانده است.
منظور اينكه به ياد امام زمان باشيد. هرچند حضرت هيچ احتياجي ندارند كه من و شما دعايشان كنيم و به ياد ايشان باشيم و خداوند خود ضامن شده كه وجود اين واسطه فيض را نگهداري كند ولي حقيقت اين است كه وقتي من دو ركعت نماز خواندم و به ايشان يا مادر بزرگوارشان هديه كردم سيم خودم را متصل كردهام و آن موقع است كه انوار ولايت جلوه ميكند و مرا فرا ميگيرد و من استفاده ميكنم. نماز من يك شاهي ارزش ندارد. آخر اگر اين نماز و ذكر و ورد من اثر داشت كه بعد از اين همه دعا كه براي خودم كرده بودم اثر ميكرد. اين خود بهترين دليل است براي اينكه وقتي ما براي حضرت دعا ميكنيم در واقع استفادهاش براي خود ماست. وقتي ما مورد عنايت قرار بگيريم همانند يك لامپ يا باتري شارژ ميشويم و هرچه بيشتر به ايشان دعا كنيم بيشتر مورد عنايت قرار ميگيريم چرا كه همة كارها به دست حضرت است.
يك داستان هم در پايان صحبتها برايتان نقل ميكنم و دعايتان ميكنم. شخصي بود به نام حاج مؤمن كه با شهيد دستغيب به نجف مشرف شده بودند و شهيد دستغيب ميفرمودند: من افتخار ميكنم كه خداوند توفيق داده مدتي را در خدمت حاج مؤمن باشم و بعضي از داستانهاي مربوط به او را در كتاب داستانهاي شگفت نقل كرده است. شخصيتي بوده كه هر ماه مرتب به خدمت حضرت مشرف ميشده و بعضاً نمازهايش را به ايشان اقتدا ميكرده است.
يكي از خاطراتي كه حاج مؤمن نقل كرده اين بوده كه روزي ب
|
|
| 25229 |
نام:
مسافر
شهر:
مسافرخانه
تاریخ:
8/16/2006 2:21:45 AM
کاربر مهمان
|
روايت معتبري كه در اصول كافي از پيامبر اكرم(ص) و امام رضا(ع) و ديگر معصومين(ع) سؤال شد كه آيا ممكن است زمين در مقطعي بدون امام باشد. فرمودند: «لو لا الحجة لساخت الأرض بأهلها؛ يعني ابداً ممكن نيست و اگر زماني چنين اتفاقي بيفتد زمين اهلش را به درون خود فرو ميبرد.» و عالم وجود متلاشي ميشود. معناي تعبير فوق اين است كه در جميع عوالم و منظومهها ـ و نه فقط اين منظومه شمسي، بلكه در هر كدام از اين ميليونها كهكشان، ميلياردها ثوابت و سيارات قرار دارد و در هر كدام از اينها ميليونها مخلوق ـ همه موجودات مرهون عنايات امام زمان(ع) هستند. حقيقتاً چه نفعي از اين بالاتر ميتوان تصور كرد.
امام زمان(ع) محيط بر عالم وجود است
ماه رجب بسيار ماه باشرافتي است! اين ماه هم ماه ولايت است و هم نبوت. هم ميلاد ولايت در آن واقع شده و هم نبوت در آن فعليت يافته است و علاوه بر آن ماجراهاي مهم ديگري هم در اين ماه اتفاق افتاده كه عبارتند از: آزادي نبياكرم(ص) و مسلمانها از تحريم اقتصادي چند سالهاي كه دچار آن شده بودند، ازدواج اميرالمؤمنين و حضرت زهرا(س) در پانزدهم اين ماه؛ خلاصه اينكه امور مهمي در اين ماه واقع شده و شرافت فوقالعادهاي به آن داده است.
شايد تعبير خوبي نباشد ولي واقعيت اين است كه خداوند در اين ماه خيلي ريختوپاش دارد و حيف است كه انسان از اين نعمتهاي عظماي الهي بهرهاي نبرد. چه دعاهاي بسيار پرفايده و آكنده از مضامين عالي براي اين ماه وارد شده كه هر كدام از اين اذكار به حقايقي اشاره دارند به خصوص سورة توحيد كه من نديدم در هيچ ماهي به اندازة اين ماه نسبت به آن سفارش شده باشد. خواندن اين سوره در اين ماه آثار فوقالعادهاي دارد و كاشف از اين است كه ارتباط ما بايد از ناحية توحيد و ولايت شروع شود. در اين ماه انسان خيلي راحت ميتواند براي «تخليه»2 موفق شود. زيارت رجبيه حضرت عليبن موسي الرضا(ع) كه چه مضامين عالياي دارد، باز مربوط به اين ماه است. مكرر عرض كردهام در نيمه شبي بلند شويد نماز شب و يا لااقل دو ركعت نماز حاجت بخوانيد و دستها را به سوي خدا بلند كنيد و هرچه دلتان ميخواهد از او طلب كنيد به جان امام زمان قسم خدا احدي را محروم و دست خالي برنميگرداند.
ماه رجب ماه تجارت و ماه بايگاني كردن پروندههاست و اميدواريم خداوند همه ما را از عنايات خاصهاش در اين ماه بهرهمند بگرداند. باز يكي از اعمال اين ماه كه آثار بسيار فوقالعادهاي دارد «اعتكاف» است. در آن ايام كه در نجف بوديم معمولاً بزرگان حاجات مهمشان را به وسيلة اعتكاف تأمين ميكردند.
بحث ما دربارة منافع وجودي حضرت بقيهالله(ع) در ايام غيبت بود. شايد براي برخي اين سؤال پيش بيايد كه الآن ايشان در پس پرده غيبت هستند و نه تشرفي به محضرشان ميشود و نه استخارهاي براي ما ميگيرند و نه در مشكلات خانوادگي مثلاً علمي و... كاري براي ما ميكنند خلاصه، اين همه حاجت پاگير داريم و حضرت براي ما هيچ كاري نميكنند پس نعوذ بالله حضرت كه بيش از 1167 سال از عمر شريفشان ميگذرد چه نفعي براي ما دارند؟ در جلسات قبل مفصلاً دربارة شباهتهاي ايشان با خورشيد ـ كه در چند روايت اين شباهت بيان شده است ـ صحبت كرديم.
روايتي است از حضرت بقيةالله(ع) كه از ائمه ديگر(ع) نيز مشابه آن روايت شده كه حضرت ميفرمايند: «نحن صنايع ربّنا و الخلق بعد صنايع لنا (يا صنايعنا)» تعبير لطيفي است كه چند تن از معصومين(ع) فرمودهاند: «ما دستپروردة حضرت حق هستيم و عالم وجو
|
|
| 25228 |
نام:
مسافر
شهر:
مسافرخانه
تاریخ:
8/16/2006 2:18:47 AM
کاربر مهمان
|
سلام ،
لا یمسه الامطهرون!(سوره مبارکه واقعه)
تفسیر:
۱- تفسیر فقهی که دلالت بر قرآن دارد که بی وضو دست به آن نزنیم.
۲- اما تفسیر بعد : تا پاک نشوی به پاک عالم دست نخواهی یافت.ابتدا پاک شو ، دیده بر آن پاک انداز.
برای سلامتی امام زمان صلوات
|
|
| 25227 |
نام:
sara
شهر:
tehran
تاریخ:
8/16/2006 12:36:20 AM
کاربر مهمان
|
هفت خصلت مشترک انسانهای موفق: عشق، ایمان، برنامه ریزی، مشخص بودن ارزشها، مصرف
انرژی، جلب دوستی، تسلط به فن ارتباط است.
|
|
| 25226 |
نام:
shahed
شهر:
shahAdat
تاریخ:
8/15/2006 9:22:27 PM
کاربر مهمان
|
هر کس اندوه مومنی را بر طرف سازد،خداوند روز قیامت غم ازدلش می زداید.امام رضا(ع)
خدا به کسی که نسبت به مردم رحم ندارد ، ترحم نمی کند."حضرت محمد(ص)"
در نهان از خدا شرم داشته باشید.همچنان که در آشکار از مردمشرم دارید. "امام کاظم(ع)"
زندگی زیباست ای زیبا پسند زنده اندیشان به زیبایی رسند
آنقدر زیباست این بی بازگشت کزبرایش می توان ازجان گذشت
سالهاست که در سکوت و خلوت شب به جبهه ها می نگرم
و به جدايی بين خود و خاکريزها می انديشم
و در اندوه ياران و مردان خاکی پوش
با دلتنگی خود مويه سرايی می نمايم
وهربار دلم را روانه کمين ها در قلب دشمن «قلاويزان» وسنگرهای متروک شده «چنگوله» می کنم.
همان جايی که نقطه رهايی و وصل به خدا بود.
همان جايی که بهترين ماوا وگذرگاه مردانی مردی بود که هنوزخاک پايشان طوطيای چشم مان ورد گامهايشان يادآورحضورسبزشان درميدان خون و شهادتاست.
مردان خاکی ٫ خاکريزنشينی که ذکردعا و زمزمه های نيمه شبشادر سنگر های به ظاهر تاريک ودر معنا نورانی جبهه هاعرش را به تسبيح وا می داشتندو با پشت پا زدن به آمال و آرزوهای دنيویلحظات شيرين شهادت را تجسم و به انتظار می نشستندوهمچون پرستوی مهاجر تا فراسوی رازها پرواز می نمودند.
وبا عبور از لابه لای ابرها و کهکشانها خود را به ستاره پرفروغ می رساندندو برای هميشه آشيانه خودرا ترک و با اين ديار غربت خداحافظی می نمودند.
وبا شمع وجود خود روشنايی بخش ره گم شده ما در پيچ و خم های روزمره زندگی شدند..
.لحظات را گذراندیم تا به خوشبختی برسیماما دریغ ! خوشبختی همان لحظاتی بودکه گذراندیم ...
|
|
| 25225 |
نام:
خاموش
شهر:
کوی یار
تاریخ:
8/15/2006 9:21:38 PM
کاربر مهمان
|
سلام
سلام ای نازنین ، سلام ای خالق هستی بخش ،چه خوب مرا آفریدی در کمال زیبایی ... چقدر مرا در آرامش خودت جای دادی تا در گهواره زمین خواب خوش داشته باشم.... چقدر با من مهربان بودی و گناهانم را بخشیدی... چقدر زیبا و نیکو و زیاد به من روزی عنایت کردی؟ .... آیا من برای تو انقدر عزیزم؟... فکر می کنم که اگر تنها آفریده ی تو من بودم آنوقت نیز همان قدر به من توجه داشتی که حالا داری در میان بی نهایت مخلوقاتت چقدر به من نزدیکی و گویا تنها به من لطف می کنی...چه خوب مولای برای من هستی ..هر وقت که نیاز به غذا داشتم به من داده ای از راهی که فکر به آن نمی کردم... هر وقت احتیاج به مونس داشتم خودت را برای من نمایان کردی تا با تو گفتگو کنم... هر وقت از چیزی ترسیدم قلب و فکر مرا به خودت جلب کردی و از ترس راهایم کردی..و اما من چگونه با تو رفتار کردم ... هر وقت که نوبت صحبت با تو برایم بود آن را به بعد موکول کردم و در هنگام صحبت با تو به همه چیز می اندیشیدم الا تو ... هر وقت شاد بودم تورا فراموش کردم و هر وقت ناراحت بودم از تو ناراضی بودم هر وقت در سختی بودم فکر کردم که تو به من ظلم کرده ای و هر وقت در آسایش بودم به تنها چیزی که فکر نمی کردم فقط وجود تو بود...کلمات را به من اموختی و من با آن کلمات سعی کردم که تورا منکر شوم.... نعمت به من دادی و من سعی کردم از ان نعمت در جهت سرپیچی از تو استفاده کنم..... تا گناهی به سوی من فرستادی بی تردید خودرا به آن آلودم و هر وقت به من مهلت دادی آن را به بطالت گذراندم ...هر وقت سالم بودم با تو مخالفت کردم و هر وقت بیمار شدم تنها تورا مقصر دانستم.... آیا من لیاقت این همه خوبی را دارم که تو به من روا داری؟
آیا من برایت آنقدر مهم بودم که بهترین بندگانت را برای اصلاح من فرستادی ؟ نمی دانم چگونه در مقابل تو سر بالا کنم و خود را در نزدتو تحمل کنم ... نمی دانم چگونه این همه نعمت را که به من داده ای شکر گویم ... نمی دانم که چرا دوست تورا با دوستی دشمنانت یکی می دانم..تنها این را می دانم که تا کنون که زنده ام هیچ گاه از من غافل نبوده ای و من هیچ گاه به تو متوجه نبوده ام ..پس ای مهربان تر از مادر برای من ...ای خالق من ...ای رازق من مرا ببخش وباز هم در زیر چتر حمایت خود جایم ده هر چند که می دانم رسم تو ست روزی رساندن و توجه کردن به بندگانت خواه خوب و خواه بد چون من
تنها می توانم با زبانی که به من داده ای و با علمی که باز خودت به من داده ای و با کلماتی که ان را هم خودت به من اموخته ای و با بدنی که آن را نیز از تو دارم فقط به تو بگویم که دوستت دارم
مرا ببخش اگر کم بود وسعت دیدم ..مرا ببخش اگر ناقص بود همتم .. مرا ببخش اگر کم بود توجه م به تو مرا ببخش برای تمامی لحاظات عمرم چون در تمامی آنها نتها تو به من لطف کرده ای و من برای تو فقط نافرمانی
ای عزیز این کوچک ترین بنده ات را در این نقطه از هستیت هر گز رها نکن که بی تو نیستم
التماس دعا
اللهم عجل لولیک الفرج
|
|
| 25224 |
نام:
shahed
شهر:
shahAdat
تاریخ:
8/15/2006 9:16:22 PM
کاربر مهمان
|
هر کس اندوه مومنی را بر طرف سازد،خداوند روز قیامت غم ازدلش می زداید.امام رضا(ع)
سالهاست که در سکوت و خلوت شب به جبهه ها می نگرم
و به جدايی بين خود و خاکريزها می انديشم
و در اندوه ياران و مردان خاکی پوش
با دلتنگی خود مويه سرايی می نمايم
وهربار دلم را روانه کمين ها در قلب دشمن «قلاويزان» وسنگرهای متروک شده «چنگوله» می کنم.
همان جايی که نقطه رهايی و وصل به خدا بود.
همان جايی که بهترين ماوا وگذرگاه مردانی مردی بود که هنوزخاک پايشان طوطيای چشم مان ورد گامهايشان يادآورحضورسبزشان درميدان خون و شهادتاست.
مردان خاکی ٫ خاکريزنشينی که ذکردعا و زمزمه های نيمه شبشادر سنگر های به ظاهر تاريک ودر معنا نورانی جبهه هاعرش را به تسبيح وا می داشتندو با پشت پا زدن به آمال و آرزوهای دنيویلحظات شيرين شهادت را تجسم و به انتظار می نشستندوهمچون پرستوی مهاجر تا فراسوی رازها پرواز می نمودند.
وبا عبور از لابه لای ابرها و کهکشانها خود را به ستاره پرفروغ می رساندندو برای هميشه آشيانه خودرا ترک و با اين ديار غربت خداحافظی می نمودند.
وبا شمع وجود خود روشنايی بخش ره گم شدهما در پيچ و خم های روزمره زندگی شدند
|
|
| 25223 |
نام:
shahed
شهر:
shahAdat
تاریخ:
8/15/2006 9:07:14 PM
کاربر مهمان
|
شهادت می دهم که جز تو خدایی نیست .. اینکه تو هستی هر چه هست و هر چه بود و هر چه باید باشد و هر چه می ماند.. تو هستی و همه چیز به جز تو از بین می رود ....
شهادت می دهم که من بنده ی توام .. فقط بنده ی تو ...
شهادت می دهم که تو نزدیکی به من نزدیکتر از رگ گردنم
شهادت می دهم که تو می بینی مرا و صدایم را می شنوی و به جز تو از کسی یاری نمی خواهم
شهادت می دهم که... قاط زدم رفت قربتا الی الله
......................
پ.ن: شهادت می دهم که به یاد تو دل آرام می گیرد ....
الحمدلله
ایاک نعبد و ایاک نستعین
روزی حداقل ده بار این جمله را می گوییم ....
آیا تو واقعا تنها از او یاری می خواهی ؟
وقتی کسایی رو که ازشون کمک خواستی از دست بدی .. راحت تر می بینی که به این جمله هیچ وقت عمل نکردی
قصه ی ما به سر رسید ... کلاغه به خونه ش ... رسید
|
|