هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
25222
نام: بی قرار
شهر: تهران
تاریخ: 8/15/2006 7:52:53 PM
کاربر مهمان
  سلام به همه ی رفقا!
عزض ارادت خدمت همه!
دعا بفرمایید فراوون.
داشت یادم میرفت...پیروزی غرور آفرین حزب الله هم تبریک ...برای آزادی قدس یه صلوات مشتی بفرستید.
دااش کوچیکتون بی قرار.
25221
نام: خوشبخت
شهر: خوشبختی
تاریخ: 8/15/2006 7:11:20 PM
کاربر مهمان
 


من خوشبختم چون آفریده شده ام.... آن هم به دست بهترین و بزرگترین و قدرتمند ترین و زیباترین آفریننده.

خوشبختم چون وقتی همه ی "هست" ها "نیست" می شوند،خدای من همچنان "هست" خواهد بود.

من خوشبختم .. چون خدای من مرا به حال خود رها نکرده است.. دردهایی بر من می ریزد که جز به یاد او نمی توانم تحملشان کنم..

وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ»
ما از رگ وريد به او نزديك تر هستيم.
«فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ»
به ياد من باشيد تا به ياد شما باشم


سوره البقره

پس به ياد من باشيد، تا به ياد شما باشم! و شكر مرا گوييد و (در برابر نعمتهايم) كفران نكنيد! (152)
اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! از صبر (و استقامت) و نماز، كمك بگيريد! (زيرا) خداوند با صابران است. (153
قطعا همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و ميوه‏ها، آزمايش مى‏كنيم; و بشارت ده به استقامت‏كنندگان! (155)
غصه هایی بر من روان می سازد که هماره نامش را بر زبان می آورم.



من خوشبختم..

چون خدا از من امتحان می گیرد.. این یعنی آنقدر برایش مهم هستم که رهایم نکند....

خوشبختم چون وجود دارم.. فرصت دارم تا آفریده های خدا را بینم.. می توانم صدای خدا را از حنجره ی بلبلان و کلاغان بشنوم
25220
نام: mj
شهر: pa
تاریخ: 8/15/2006 6:41:34 PM
کاربر مهمان
  مثل اينكه بقيه مطلب چاپ نشد.
و هيچ مشكلي انها رو از پا در نمياره. يعني ايمان دارها رو....بهر حال از هيچ کس شرم نداشته باشيد جز از خدا و بدونيد به جز دشمن هاي خارجي يه دشمن قوي هم در داخل داريد كه اون نفس شماست و ميخواد شما رو پايين نگه داره والبته شيطان قول داده كه به مومن ها كاري نداشته باشه براي اينكه مومنها مثل كوه قوي اند و هيچ چيزي اونها رو از جا نميكنه و احساس نا اميدي و پو چي هم نميكنند براي اينكه پوچی:فقط دلیلش اینه که من نوعي درست از زندگی بهره نمی برم!
آرزو می کنم که همه شما به همه آرزوهايی که فکرش رو نميکنيد ،که برسيد ،طی يک معجزه قشنگ ارغوانی ،به آرزوتون برسيد ولی ازتو ن ميخوام که قول بديد در اون لحظه خيلی قشنگ ،با اينکه در اوج شاديتون قرار داريد ،آرزومندان به آرزو نرسيده را از دعای قشنگتون بی نصيب نذاريد..
25219
نام: mj
شهر: pa
تاریخ: 8/15/2006 6:34:11 PM
کاربر مهمان
  بگو با من بگو از سرگذشتت

بذار مرهم بذارم روی زخمات
وقتي سري اين قسمت ميزنم ,افسوس ميخورم چراكه از میان تصاوير شكسته عبور كردن افسوس هم دارد. برخي غرق در انديشه هاي آزادي و پرواز در ملكوت عشق, و بعضي شكسته در دغدغه هاي نابودي و زمزمه مرگ. من نميدونم چرا بعضي از عزيزان اينهمه اصرار بر ماندن توي تاريكي دارند... عجيب است!!!! و چرا اصرار بر سقوط?!!!! با خودتون خلوت كنيد يه ورق و كاغذ بگيريد دستتون و تخميني رقم بزنيد چقدر از لحظات زندگيتون رو در تاريكي و غم سپري كرديد و چقدر در شك و ترديد و تا چه حد ظلم كرديد به خودتون ..به خانواده هاتون و به جامعه ...و بالاخره به خدا...براي اينكه شما ميتونستيد خيلي سازنده و خلاق باشيد اما نخواستيد. ... چند بار دلي رو شاد كرديد? كه اين خودش از عبادت بالاتره...زندگي شماها در اوج جووني بين روزها و سالهايي كه بايد جز بهترين سرمايه و لحظات عمرتون باشه داره اينطوري ميگذره واي به حال فردا كه ضعف است و ناتوانيها...ميدونيد ر اون فرداها بايد چه بهاي گزافي را به خاطر از بين بردن اين لحظات بپردازيد...شما ميتونيد هيچي نداشته باشيد اما اخلاق زيبا داشته باشيد... هيچي نداشته باشيد اما انديشه هاي پاك و عالي ..آيا في المثل فكر ميكنيد مولوي چه چيز داشت جز يك روح قوي خلاق كه سالهاي سال است با اونهمه خلاقيت آدمها ساخته و فكرها رو اوج داده ...آيا شما ميدونيد كه چقدر آدم خارج از مرزهاي ما آرزو داشتند ايراني بودند و به زبان فارسي صحبت ميكردند تا بتوانند ارزشهاي فرهنگي و مذهبي ما را كشف كنند...آيا فقط به خاطر همين ايراني و مسلمان بودن نبايد به خو باليد?!!!...كتابهاي شعرا و عالمين ما در خارج از كشور تديس ميشه و اينهمه به به و چه چه ميشنويم ...بعد بچه هاي جوون ما نشسته در بهترين كنج هاي خدايي و آواز غم سر ميدن براي اينكه خودشون رو نميشناسند و چون نميشناسند قدر حيات خود را نميدانند...من نميگم غم خود رو فراموش كنيد يك لحظه در ميون اين غم فرو بريد و از خود بپرسيد ريشه اون چيه...اگر ريشه اش جهيزيه نداشتن و شوهر خوب پيدا نكردن و عاشق مرد زن دار شدن و بابام از مامانم ميخواد جدا بشه و هر چي دعا ميكنم خدا جوابم را نميده و ...خلاصه همه اين مسائل دنيوي است بايد بگم كه سخت در اشتباهيد...براي اينكه اصلا فكر كنيد همه اينها را هم داشتيد آيا فكر ميكنيد اگر با روحتون و با خدا در ارتباط نباشيد واقعا خوشحال بوديد? و ديگر غمي از راه نمي رسيد...آيا شما براي اين اسباب و وسيله ها به دنيا آمديد??...آيا اينها را با خود خواهيد برد????...همه چيز به انتخاب خودتون بستگي داره اينكه فكر كنيد وسيله ها فقط وسيله اند و نه هدف و يا اينكه فكر كنيد وسيله ها هدفند....ولي در هر حال خدا وند ميفرمايد عزت در دستان اوست و بايد از او بخواهيم كه نگذارد احساس خواري و ضعف بكنيم... وقتي شما ايستادگي كرديد و در جهت قوي شدن از راه درست گام براشتيد مطمئن باشيد كه خداوند هم درهاي فرصت را به روي شما باز ميگذارد باز هم متذكر ميشم اين به تصميم خود شما بستگي دارد كه بخواهيد زندگي در تاريكي را ادامه دهيد يا اينكه دنبال نور باشيد. غمهاي دنيوي همه تاريكي اند اما سوز دلهاي زندگي بعد از مرگ, همه نورند هر چند كه هميشه بايد بين خوف و رجا زندگي كرد...بهر حال از هيچ کس شرم نداشته باشيد جز از خدا و بدونيد به جز دشمن هاي خارجي يه دشمن قوي هم در داخل داريد كه اون نفس شماست و ميخواد شما رو پايين نگه داره والبته شيطان قول داده كه به مومن ها كاري نداشته باشه براي اينكه مومنها مثل كوه قوي اند و هيچ چ
25218
نام: گمنام
شهر: عشق آباد
تاریخ: 8/15/2006 5:32:15 PM
کاربر مهمان
  به نام مهربانترين مهربانان



به سوي تو به شوق روي تو به طرف كوي تو

سپيده دم آيم مگر تو را جويم بگو كجايي؟؟؟؟؟؟؟


××××××××××××


نشان تو گه از زمين واهي ز آسمان جويم

ببين چه بي پروا ره تو مي پويم بگو كجايي؟؟؟؟


×××××××××××××××××××××××××××××

كي رود رخ ماهت از نظرم نظرم

به غير نامت كي نام دگر ببرم ببرم

اگر تو را جويم حديث دل گويم بگو كجايي؟؟؟؟

به دست تو دادم دل پريشانم دگر چه خواهي؟؟؟

فتاده ام از پا بگو كه از جانم دگر چه خواهي


×××××××××××××××××××××××

يكدم از خيال من نمي روي اي غزال من

دگر چه پرسي زحال من ؟؟؟


تا هستم من (اسير كوي) توام به (آرزوي) توام

اگر تو را جويم حديث دل گويم بگو كجايي؟؟؟؟


×××××××××××××××××



يا ارحم الراحمين ادركني ......
25217
نام: دلتنگ کربلا
شهر: دور از کربلا
تاریخ: 8/15/2006 5:21:56 PM
کاربر مهمان
  پدر جان این چند وفت توی خواب همه اومدی غیر از من با تمام وجودم احساست می کنم قبول کن منی که همیشه حضورت شادتو کنار خودم احساس می کردم و ازت انرژی می گرفتم حالا باید اون خندهام که حالا می فهمم بهترین لحضا ت زندگیم بود منم ی روز نزدیک میام پیشت از وقتی که رفتی انگار که به مرگ و زندگیه تو اون دنیا خیلی علاقه مند شده ام
اونجا سره سقره اهل بیت ان شاالله پیش اهل بیت بسیار زیبا و دلنشین هست
شب جمعه پیش حاج آقا تهرانی کربلا بود گفت اونجا چسبیده به ضریح امام حسین اسمم و یاد شما کرد میدونی بابا خیلی لذت بردم لذت ی زیارت گفتم خدا شکرت که اسمم تو مکانی که مطمئنا بهترین نقطه جهان هست نام من در اون فضای ملکوتی برده شد خدا به حاج آقا ان شاالله سلامتی بده از وقتی که رفتی خیلی بهش علاقم بیشتر شده
پدر جان ما رو دعا کن دعا کن اخر زندگیه منم مثل برای خودت بشه دیگه هیچی نمی خوام
25216
نام: یه غریبه
شهر: غربت
تاریخ: 8/15/2006 3:50:12 PM
کاربر مهمان
  با سلام
چقدر دلم گرفته دیگه از روزگار خسته ام می خوام حرفامو پهش بگم اما نمی تونم خدایا چکار کنم چرا کمک نمی کنی من که جز تو کسی را ندارم
از همه عاجزانه التماس دعا دارم
25215
نام: حمید
شهر: کرمانشاه
تاریخ: 8/15/2006 3:18:20 PM
کاربر مهمان
  دل من تنگ است برای نمیدانم دلم گرفته گمشده ای دارم نمیدانم باحمید چه کنم این نیز دل به ÷رواز دارد من میمانم و تنهای من میمانم و بی کسی چه کنم ازین جانباز جنگ که دل به رفتن دارد نه ان که با من بماند سخت است اگر کوچ کند و مرا در این قفس تنگ تنها بگذارد برای حمید جانباز جنگ ÷ریسا از کرمانشاه
25214
نام: حمید
شهر: گرگان
تاریخ: 8/15/2006 3:12:20 PM
کاربر مهمان
  زخم هایم براس سر زمینم جاریست و دنیا برایم قفس تنگیست به وسعت یه اقیان.من جانباز از این قفس تنگ رنج میبرم اما روز مو عد خواهد رسید و ازین قفس تنگ خوهم گریخت
25213
نام: حمید
شهر: گرگان
تاریخ: 8/15/2006 3:12:18 PM
کاربر مهمان
  زخم هایم براس سر زمینم جاریست و دنیا برایم قفس تنگیست به وسعت یه اقیان.من جانباز از این قفس تنگ رنج میبرم اما روز مو عد خواهد رسید و ازین قفس تنگ خوهم گریخت
<<ابتدا <قبلی 2528 2527 2526 2525 2524 2523 2522 2521 2520 2519 2518 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2523&mode=print