هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
25042
نام: مينا
شهر: دبى
تاریخ: 8/10/2006 7:15:42 AM
کاربر مهمان
  سلام
چى شده؟
يه دفه تمام حرفاتون درباره ازدواج شد
همه مى خوان زود ازدواج كنن
چه خبرتونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
عبد عاصى از شلمچه چند سال دارين؟؟؟
لطفاً سناتونو بنويسين
خواهش
25041
نام: باران
شهر: دلتنگ شهر آسمانی خدا
تاریخ: 8/10/2006 7:12:59 AM
کاربر مهمان
  او پیامبری بود که کتاب نداشت .معجزه ای هم .
اسباب رسالت او تنها خوشه ای گندم بود که خدابه او داده بود.
خدا گفته بود :دشمنان اند که معجزه می خواهند ،معجزه ای که مبهوتشان کند .دوستان اما تنها با اشاره ای ایمان می آورند.واین خوشه های گندم برای اشاره کافی است.
پیامبر ،کوی به کوی وشهر به شهر رفت وگفت :ای مردم به این خوشه گندم نگاه کنید .قصه این گندم قصه شماست که چیده میشودوبه آسیاب می رود تا ساییده شود وپس از آن خمیری خواهد شد دردستهای نانواومی رود تا داغی تنوررا تجربه کند ،میرودتانان شود ،مائده مقدس سفره ها.
آی مردم شمانیز هان خوشه های گندمید که در مزرعه خدابالیده اید .نترسید ازاین که چیده میشوید ،خود رابه آسیابان روزگار بسپارید تا در آسیاب دنیا شمارا بساید ،تادرشتی هایتان به نرمی بدل شود وسختیهایتان به آسانی .
خداوندنانوای ادمهاست .خمیرتان را به او بدهید تا دردستهایش ورزیده شوید ،خدابرروحتان چاشنی دردونمک خواهدزدوشمارادردستان خود خواهد فشرد طاقت بیاورید تاپرورده شوید.
وکیست که نداندخداونداورادرتنور خود خواهدنشاند.این سنت زندگی است .اما زیباتر آن است که باپای خود به تنورش در آیید وبسوزید ،نه از سربیچارگی واضطرار،که از سرشوق واختیار.
پیامبر گفت :صبوری کنید تانان شوید ،نانی زیبنده سفره های ملکوت باشید.صبوری کنید تانان شوید ،نانی که به مذاق خدا خوش آید.
هزاران سال است که نان در سفره آدمی است تا به یادش آوردقصه خوشه های گندم وآسیاب وتنور را...قصه نان پختن ،نان قسمت کردن،نان شدن را...
25040
نام: امير
شهر: قزوين
تاریخ: 8/10/2006 6:58:07 AM
کاربر مهمان
  خواهر فاطمه ک سلام نتهاي خيلي بد است
اما بخاطر تنها نبودن هم نبايد

نظرت رو درمورد ازدواج بنويس .

ملتمس دعا
25039
نام: عبد عاصی(شلمچه دلتنگ!)
شهر: زمین خدا!
تاریخ: 8/10/2006 6:56:27 AM
کاربر مهمان
  سالروز غروب سرخ فصاحت پيامبر اكرم(ص) بر زبان ، ذوالفقار حيدر در نيام ، آفتاب عفت فاطمه (س) در حجاب‌ ودارنده حلم حسنين (عليهماالسلام) در سينه، حضرت زينب كبري (س) بر تمامي شيعيان محب آن حضرت تسليت باد
25038
نام: عبد عاصی(شلمچه دلتنگ!)
شهر: زمین خدا!
تاریخ: 8/10/2006 6:52:33 AM
کاربر مهمان
  سالروز غروب سرخ فصاحت پيامبر اكرم(ص) بر زبان ، ذوالفقار حيدر در نيام ، آفتاب عفت فاطمه (س) در حجاب‌ ودارنده حلم حسنين (عليهماالسلام) در سينه، حضرت زينب كبري (س) بر تمامي شيعيان محب آن حضرت تسليت باد
25037
نام: فاطمه ک
شهر: قائم شهر
تاریخ: 8/10/2006 6:08:38 AM
کاربر مهمان
  خدایا دوباره اومدم درد دل کنم دوباره از تو ازدواج خوا هرمو می خوام از همه شما می خوام که برای جوونا وخواهرم دعا کنید تنهای خیلی سخته

خدایا اجابتم کن اجا بتم کن اجابتم کن
25036
نام: غریب
شهر: غربت
تاریخ: 8/10/2006 5:17:09 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا من به رحمانیت ورحیمیت تو اقرار دارم وباور ،پس ای مهربان من ،نشان بده به من واین دستان نیازمندم را بگیر.

حرف دلیها سلام ،باز من آمدم غریب سرشار از غربت وتنهایی .
باز هم آمدم با یک دنیا دلتنگ وتنها تنهای تنها تو را به حق هر کسی که می پرستید شما که پیش خدا ارزش داریدبرای من هم دعا کنید .
خیلی التماس دعا
25035
نام: احمد
شهر: غم و اندوه
تاریخ: 8/10/2006 5:10:47 AM
کاربر مهمان
  سلام عزیزان، میدانید خدواند بنده خود را به هیچ شرایط از یاد نمی برد با وجودیکه فکر میکردم که خداوند من را هیچگاه با این گناهی که دارم نمی بخشد اما باآنهم امروز خوشی برایم ایجاد شد که گویا عمر دوباره برایم عطا نموده باشد او شنیدن صدای کسی بود که سالهاست در هجرش میسوزم. التماس دعا
25034
نام: محدثه
شهر: کاشان
تاریخ: 8/10/2006 4:34:34 AM
کاربر مهمان
  من۹ماه پیش عاشق شدم یه عشق واقعی اما منو نهی کردن گفتن این عشق نیست هوسه نذاشتن ما به هم برسیم معشوقم که افسرده و گوشه گیر شده خودمم همین طور افسرده عصبانی خسته از دنیا خسته من نمی دونم باید چیکار کنم ترو خدا منو راهنمایی کنید
25033
نام: شهید گمنام
شهر: جزیره مجنون
تاریخ: 8/10/2006 3:55:56 AM
کاربر مهمان
  عشق زينب بيماري نيست جز فوق جنون.........هركه گويد يا حسين بر او سرايت ميكند..........اي كه بيماري چرا نزد طبيبان ميروي.......خرده نان سفره زينب كفايت ميكند.........كربلا باشد سفارت خانه حق بر زمين......اين سفارتخانه را زينب هدایت ميكند.........بيرق خون خواه شاه كربلا اين مطلب است......اهل عالم گوش باشيد اين سپاه زينب است
<<ابتدا <قبلی 2510 2509 2508 2507 2506 2505 2504 2503 2502 2501 2500 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2505&mode=print