هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
25022
نام: وحید رضا
شهر: الیگودرز - استان لرستان
تاریخ: 8/9/2006 5:23:06 PM
کاربر مهمان
  به نامت به یادت و برایت ای خدای من
سلام و صلوات بر محمد امین و خاندان همیشه سرافرازش
من حرفیبرایگفتن ندارم فقط آرزویم اینست که آقایم امام زمان ( عج ) فرج کنند و با فرجشان عدل و صمیمیت را برقرار کنند . با آرزوی ÷یروزی حزب الله لبنان همه با هم دست به دعا می بریم تا هر چه زودتر اسراییل از روزگار محو شود . به امید آن روز
25021
نام: خروش!
شهر: همین دور و برا
تاریخ: 8/9/2006 5:11:30 PM
کاربر مهمان
 
سالروز وفات پیام آور بزرگ نهضت خونین عاشورا، بنت الحیدر،بی بی زینب کبری سلام الله علیها را تسلیت می گم...

عَمَّتِیَ المَظلومَه

قُلوبُنا مَحزونَه...

یا بَقِیَّةَ الله ! اجَرَکَ الله فی مُصیبَةِ عَمِّک

حرف دلی های عزیز... التماس دعا


25020
نام: سید سامان
شهر: کالیفر نیا
تاریخ: 8/9/2006 2:31:25 PM
کاربر مهمان
  به نام خدا
سلام!
من یک شیعه تازه مسلمانم... تعجب نکنید که من سید هستم...من در غربت به غریبیه شیعه رسیدم...از خدا می خوام که منو شما رو به حق بی بی زینب کبری(س) تنها نزاره ان شا الله...
سید سامان...
25019
نام: هادی
شهر: اصفهان
تاریخ: 8/9/2006 2:05:58 PM
کاربر مهمان
  و بدانيد اي بندگان خدا! كه خداوند شما را رها نكرد.
از خدا درخواست پيروزي و رستگاري كنيد،
از او بخواهيد و عطاي او را درخواست كنيد، كه ميان او و شما پرده و مانعي نيست، و دري به روي شما بسته نمي‌گردد.
خدا در همه‌جا، و در هر لحظه، و هر زمان، با انسان است.
و خشم گرفتن او مانع رحمت نمي باشد، و رحمتش او را از عذاب غافل نمي سازد،
پنهان بودنش مانع آشكار بودنش نيست، و آشكار شدنش او را از پنهان ماندن باز نمي‌دارد.

نزديك و دور است،
آشكار پنهان، و پنهان آشكار است؛

و گواهي مي‌دهم كه جز خداي يكتا خدايي نيست،
شهادتي برخاسته از ايمان، يقين، اخلاص و اقرار درست.

برداشتي از سخن امام علي(ع)
برگرفته از وبلاگ : AsemaneYazd.blogfa.com
25018
نام: ثناء
شهر: قم
تاریخ: 8/9/2006 1:22:55 PM
کاربر مهمان
  سلام انشاءالله كه حالتان خوب باشه من رو از دعا خيرتان فراموش نكيد ممنون
25017
نام: فاطمه ک
شهر: قائم شهر
تاریخ: 8/9/2006 12:07:20 PM
کاربر مهمان
  اول از همه می خوام برای خوا هرم دعا کنید

برای ازدواجش برای من و همه جوونای دم بخت دعا

کنید آقا پسرها اینقدر دنبا دخترای باکلاس نگردین

به خدا ما دخترای چادری امل و بی کلاس نیستیم

خدایا اجابتم کن اجابتم کن اجابتم کن
25016
نام: بچه ي جنگ
شهر: شهرضا
تاریخ: 8/9/2006 10:47:59 AM
کاربر مهمان
  السلام عليك يا اباالفضل العباس
سلام من يه پسريم كه ۱۱ سال داشتم بابام بر اثر تركشيكه تو جبهه به قلبش اثابت كرده بود سال ۷۷ فوت كرد از اون روزي كه بابام شهيد شد به من گفتند هر مشكلي داري فقط بگو ابالفضل از سن ۱۱ سالگي هر وقت مشكلي داشتم وقتي مي گفتم يا اباالفضل به روز نمي كشيد مشكلم حل مي شد تا ۲ سال پيش كه آقا ما رو طلبيدو رفتيم كربلا ۱ ماه مهمون آقا شده بوديم حالا هم هر وقت مشكلي دارم فقط تو دلم مي گم يا اباالفضل به خود آقا قسم هنوز نگفتم يا اباالفضل مشكلمو حل كرده .
يادم نمي ره ۲ ماه پيش يه بچه ها داداشش تصادف كرده بود تو كما بود اومد در مغازمون گفت داداشم ديروز تصادف كرده تو كما رفته هنون لحظه دلم شكست گفتم برو خونتون زنگ بزن بهش بهت مي گند تازه بهوش اومده به همون آقا قسم رفن ۵ دقيقه ديگه زنگ زد از شوقش و گريههاي زياد نمي تونست حرف بزنه فقط گفت وقتي زنگ زدم گفتند ۱۰ دقيقه پيش بهوش اومد .
پس يادتون نره هر وقت مشكلي داشتي فقط يه بار بگو
السلام عليك يا اباالفضل العباس
25015
نام: سیمرغ
شهر: قاف
تاریخ: 8/9/2006 10:39:42 AM
کاربر مهمان
  سلام
التماس دعا
دلم براتون تنگه
25014
نام: لیلى
شهر: امارات
تاریخ: 8/9/2006 9:36:45 AM
کاربر مهمان
  سلام دوستان جديداً تشريف اورديم اينجا خيلى جاى باحاليه راستى شهادت سيدة زينب (س) را به همگى تسليت مىگم مؤفق باشين

التماس دعا (با تشكر)
25013
نام: هستی
شهر: تهران
تاریخ: 8/9/2006 9:29:51 AM
کاربر مهمان
  اولین بار است که این سایت می بینم ولی نمی دانم چرا خواستم بنویسم - آرامش ندارم - همه اینها را که توکل و ایمان و ... می دانم نصیحت نمی خواهم بر اثر یک آشنایی شاید نه حتما دلم را باختم ولی به هیچوجه حاضر به داشتن رابطه ای نشدم ولی خیلی دوست داشتم طرف مقابلم می فهمید که از تمام اعماق وجودم به او احترام و عشق دارم - آدم معتقدی هستم ولی این اتفاق کاملا مرا به هم ریخته چند سال می گذرد ولی برای من هیچ چیز بوی کهنگی نگرفته بارها سجده کردم دعا کردم نذر کردم ولی هیچ کدام نتیجه ای در آرامش من نداشت گاهی ناامید شدم از اینکه با این اصرار دلم خدا مرا دوست ندارد یا شاید گناه می کنم شاید خدا می گوید همیشه باید مرا اینگونه عاشقانه صدا کنی
ولی مگر نه اینکه عشق زمینی آغاز عشق الهی است تمرین این دل سپردن است کامل شدن است - من که همیشه از نگاه و تا عملم را مراقب بودم چرا امروز به اینجا رسیدم اشکال کار من کجا بوده ؟ این امتحان است باید فراموش کنم تا پیروز شوم و یا امتحان است باید پیوسته دوستش داشته باشم اشتباه نشود من حتی یک سال است که او را ندیده ام ولی دوستش دارم نمی توانم به هیچ کس دیگری فکر کنم تصمیم بگیرم با کس دیگری زندگی داشته باشم ولی او همیشه می گفت عشق وجود ندارد و فقط در قصه هاست تو بچه ای که این طور فکر می کنی 23 سال دارم و از 20 سالگی این مسئله برایم در محیط آموزشی اتفاق افتاد . در این سه سال همه جوره مراقب بودم جوری به اعتقاداتم لطمه نخورد با کلامم ثابت کنم و بگویم که برای من عزیزی و اگر دوست داشتن گناه است من مرتکب این گناه شده ام
ولی امروز می بینم هیچ فایده ای نداشته و آرامشی که در زندگی داشتم را از دست داده ام
<<ابتدا <قبلی 2508 2507 2506 2505 2504 2503 2502 2501 2500 2499 2498 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2503&mode=print