اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 24972 |
نام:
حسین
شهر:
شاهد
تاریخ:
8/8/2006 8:53:44 AM
کاربر مهمان
|
آلا له های زخمی
برادر جانباز شیمیایی ام سلام!
سلامم را که با مهر و محبت به تو آمیخته ام نثارت می کنم
و بر گل رویت بوسه ای می زنم و به این بوسه افتخار می کنم. بر آن همه فدا کاری و ایثارت غبطه می خورم و صبوری و خویشتنداری ات را بر آن همه درد روحی و جسمی جانکاه که شمع وجودت را ذره ذره آب می کند می ستایم.
برادرم! تو اسطوره صبر و مقاومتی - تو سر تا پا غیرت و ایثار و شجاعتی. تو مردانگی را لباس عمل پوشاندی و شانه های نا مردان دوران را به خاک رساندی آنان که با سلاح های ظاهری خود مغرور شده و خدا را فراموش کرده بودند ! به آنها طعم تلخ شکست را چشاندی و چراغ ایمان را در دل مردم دنیا که نظاره گر دفاع مردانه ات از ارزشها بودند - دوباره روشن کردی گر چه به قیمت خاموش کردن بخشی از جسم نازنینت!
اما خوب می دانی که دشمنان فراوانند و هنوز بر غالب سرزمینهای دنیا غالب! آنان برای فریفتن ما و ملتهای ضعیف از فرهنگ و تمدن دم می زنند و چون در صنعت و فنآوری پرچمدار زمان اند به فریب پرچم دموکراسی و حمایت از حقوق انسانها را بر افراشته اند تا باقی مانده ذخایر مادی ما را از طریق تغییر فرهنگ و رسوم و سرانجام ارزشهای دینی بربایند به دیگر سخن بر آنند تا ابتدا ذخایر معنوی را بغارت ببرند آن گاه ذخیره های زمینی و مادی را!
این مدعیان دروغین حمایت از حقوق بشر با یکدیگر بر سر منافع جهان به شطرنج می نشینند شطرنجی که مهره هایش انسانهایی هستند که برای حفظ موجودیت و بقای حاکمان زر و زور و تزویر وارد کارزار می شوند و به دستور آنان می کشند و کشته می شوند! و بدینسان سرمایه عمر خود را در راه امیال پلید فرعونهای معاصر به رایگان می بازند...!
برادر جانباز شیمیایی ام :
زمان - زمان عجیبی است روزگاری است که هر نسیمش بوی خون و باروت می پراکند دیروز بوی خون و باروت از مرزهای شرقی جنوبی و غربی مان به مشام می رسید و امروز از فلسطین و لبنان !!! بوی باروت گلوله های شلیک شده از اسلحه صهیونیستها و بوی خون نوجوانان فلسطینی و لبنانی که در کنار پدر یا مادرش نقش زمین می شوند بوی خون جوانی که در مقابل مادرش الله اکبر گویان پرچم فلسطین و لبنان را تا آخرین لحظه حیات افراشته نگه می دارد!
امروز کسانی- مانند دولتهای آمریکا و آلمان - از حقوق بشر و صلح سخن می گویند که خود بیش ترین مواد اولیه سلاحهای شیمیایی را در اختیار دولت عراق قرار دادند! کسانی از منع ساخت و فروش سلاحهای کشتار جمعی سخن می رانند که انبار هایشان مملو از کلاهکهای هسته ای است! کسانی برای آزادی و رهایی ملتها گریبان چاک می دهند که سالهاست ملت مظلوم فلسطین را در اسارت اسرائیل می بینند و دم بر نمی آورند. که آن را تایید هم می کنند!!!
آری برادرم ! تو از سلامت جسم خود گذشتی تا گوشه ای از این نا مردمی ها و دروغها را بر ملا نمایی و نمودی! اگر امروز در گوشه ای از جهان - و از جمله لبنان و فلسطین - مردم با ندای تکبیر بر می خیزند و حقوق خود را طلب می کنند بدلیل رشادتهای تو است . بدلیل روشنگریهای تو و شهیدان و امام شهیدان است!!! بر خود ببال که شایسته آنی! و مرا و جوانان این مرز و بوم و مسولان آن را و خلاصه هر آن کسی را که در میهن گلگون ایران اسلامی حیاتی دارد در لحظه های معارفه و معاشقه ات با رب ودود یاد کن و از درگاهش بخواه تا در روز جزا- که در آن شکی نیست شرمنده ایثارتان نباشیم. انشاءالله
آری برادر شیمیایی ام ! منهم یک شیمیایی ام که ۱۲ بار عمل جراحی شده ام و اینک شب و
|
|
| 24971 |
نام:
احمد - حسینی - تنها
شهر:
کابل
تاریخ:
8/8/2006 8:22:52 AM
کاربر مهمان
|
تشکر میکنم از کسانی که این سایت را به اختیار مردم گذاشته ، ثانیا" عرض داشتم به دخترهای ایرانی که ایشان هنگام برخورد با یک افغانی خیلی مسخره هستند اصلا" فکر میکنم که افغانی ها بد تر میدانند نسبت به یک کافر میخوام میدانم علت این چیست؟ لطفا" برایم بگوید هرکی میخواند ومیداند. تشکر
|
|
| 24970 |
نام:
علی
شهر:
شیراز
تاریخ:
8/8/2006 6:09:46 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم –اقای اهود اولمرنخست وزیر اسرائیل ایران وسوریه وروسیه را بخاطر کمک ها نظامی به حزب الله وشکست فانتزی –تاریخی گرگان حضرت موسی علیه السلام سرزنش کرده است . درحالیکه زمان اغاز جنگ دردست انان بود حوب بود از سیاست انگلستان پیروی میکرد که زیر دریائی اتمی اش تا یوم القیامت وقت برای تکمیل شدن وبه اب افتادن دارد وان ناوچه که غرقشد باز طبق طرح انگلیسی باید توسط تمام کشتیهای شما حفاظت میشدتازه تحقیقات زمان کمونیستی روسیه دارد ببار مینشیند تا همین مقدار هم که پیشرفت کرده اید خداوند را شاکر باشید.یکی ازسربازان دستگیرشده در لبنان به نام اهود گولد وسر است که ظاهرا باید المانی-ا سرایئلی یا المانی-امریکائی-اسرائیلی باشد خانم ایشان در امریکا دوره افتاده وحتما پول فراوانی به دست اوردهاست وفرداهم یک فیلم هالیودی درباره اش ساخته میشود ودر ناز ونعمت خواهد بود وباز هم خداوندشکر کنید که سرنوشت قهرمان قهرمان خلبان انگلستان سرش نیامد که بر خلاف خلبانان انگلیسی که به مجرد کوچکترین خراش در هواپیما ان را به ته دریای مانش میفرستادند ایشان پس از زدن سه هواپیمای المانی باانکه دو چشم اش تیر خورده بود ویک تیر درسینه داشت وسه تیر دردست چپ وبیسیم برد دور هم تیر خورده بود وخراب بود واز بیسم بر کوتاه بعلت حفظ اکسیژن سینه نمی توانست استفاده کند هواپیما را سالم روی باند نشاند ود راخر عمر یک اعلامیه روزنامه ای بدون ذکر بانی که ظاهرا باید سازمان نیروی هوائی باشد نوشت که وضع ایشان وخیم شده است مردم انگلستان به قهرمان خودکونید وگرنه میمیرد حال اگر اسرائیل پول نداشته باشد اقای اولمر از جیب مبارک میتواند.ملیونها دلار بدهد
|
|
| 24969 |
نام:
تکه ابر عاشق
شهر:
قم
تاریخ:
8/8/2006 5:26:21 AM
کاربر مهمان
|
سلام جیگرا ببخشید که چند روزه به تالار نیومدم
|
|
| 24968 |
نام:
حلاج
شهر:
تبریز
تاریخ:
8/8/2006 5:11:28 AM
کاربر مهمان
|
میلاد مولود کعبه مبارک
جــانا هنــر اهــل وفـــا را مـــبر از یـاد ـــــــ جـان بازی مــردان خـدا را مبر از یـاد
آییــن جـوانمــردی شــیرا ن سلـحشـور ـــــــ سرها ی زتن مانده جدا را مبر از یاد
هــان! جـاذبــه کــاذب نفســت نفــریبـد ــــــ خـون خاطره کرب و بلا را مبر از یـاد
بـا زاغ و زغـن یار مشــو جیفــه میـندوز ــــــ عنقا شو و تشریف هما را مبر از یـاد
آن عهــد که در جبــهه ببـستیم نگـه دار ــــــ پیمان مشکن رسـم وفا را مبر از یـاد
دیــن را بـدل نـــاز مـکن از پـی دینــار ــــــ همـت کـن و آییــن ولا را مبر از یـاد
آنجـا که شهیـدان همگی شاهد عشقنـد ــــــ جـوشیـدن خون شهـدا را مبر از یــاد
ده روزه عـمر تو فسـون است و فسـانه ــــــ در دار فـنــا مـلـک بقـا را مبر از یــاد
افکنـد عـدو در سـر هـر راه دو صـد دام ــــــ حیلتـگری خصــم دغـا را مبر از یــاد
امـروز بــود جـنگ تو در عـرصـه فرهنـگ ــــــ ای مـرد در این عرصـه خـدا را مبـر از یـاد
ای شاهد از جبهه سخن گوی و شـهیدان ــــــ حق نمـک و صحبت ما را مبر از یــاد
http://www.h-shahed-k.blogfa.com/
|
|
| 24967 |
نام:
سورنا
شهر:
نزدیک کربلا
تاریخ:
8/8/2006 4:08:47 AM
کاربر مهمان
|
یا لطیف!
تا صورت و پیوند جهان بود ، علی بود
تا نقش زمین بود و زمان بود ،علی بود
شاهی که ولی بود و وصی بود،علی بود
سلطـان سخا و کــرم و جـود ،علی بود
آن شـاه ســــرافراز که اندر شب معـراج
با احمــد مختار یکـی بود ،علــــی بود
بر زمین و آسمان ،
بر عرش و فرش،
بر جن و انس و ملک،
بر خالق و مخلوق
تبارک و تبریک!
هزاران هزار بار،بالاتر از شمار ستاره های هفت آسمان،به پیشگاه خلف صالحش،تهنیت!
و بر همه شما...
یاد یه چیزی افتادم،یاد یه جایگاه مقدس،ولادتگاهی که تا روز قیامت بوی بهشت می ده.
مستجار...
مستجار...
مستجار...
یاد سفری که دیروز سالگردش بود...ای خدااااا!
شما رو به هر چی که می پرستید،این چند روزه رو شاد باشید!
|
|
| 24966 |
نام:
ساقر
شهر:
اهواز
تاریخ:
8/8/2006 3:49:23 AM
کاربر مهمان
|
خیلی وقت می خوام با یکی حرف بزنم که بدون تفره
و بدن هیچ کم و زیادی باهاش دردو دل کنم ولی
روم نمی شد آخه هرچیزی رو با هر کسی نمیشه در میون
گذاشت خودتون که بهتر میدونید
می خوام باهاتون درباره ی زندگیم حرف بزنم و از شما
راهنمایی بطلبم
تقربا چند سال پیش با یه کسی آشنا شدم که تفاوت
سنیمون فوق العاده است آدم خیلی خوب و دوست
خوبی برام بوده توی این چند سال
اول فکر می کردم رابطمون مثل یه رابطه ی زودگذر
می گذره ولی روز به روز که بیشتر با هم برخورد
می کنیم احساس می کنم که اینجوری که فکر می کنم
نیست
نمی دونم می خوام این حرفامو بگمشما دربارم چی فکر
می کنید ولی برام مهم نیست مهم اینه که من از شما
راهنمایی می خوام
من ۱۶ سالمه . توی این ۱۶سال تا حالا نشده که یه
لحظه نمازم رو قطع کنم و یا یه لحظه یادم بره که
خدایی هست . سعی کردم گناه انجام ندم و از گناه
پرهیز کنم
نمی دونم شما معنی عشق رو به چه می دونید و با چی
اون رو مقایسه می کنید ولی عشق تنها چیزیه که با
هیچ چیزی قابل ملاحظه نیست
دوست داشتن و عشق من با اون آدم از این عشقای
خیابونی و یا از این عشقای الکی نیست . عشقیه
که وقتی به به خودم اومدم نفهمیدم که چی شده
و چطوری دچارش شدم
اوایل خیلی ساده برخورد می کردم ولی بعد از یه
مدتی دگرگون شدم
نمی تونستم خوب کارکنم . خوب فکر کنم همش مدام
به خودم می گفتم خدایا نکنه من مرتکب گناه بشم
اصل مطلب اینه که هم من اون رو دوست دارم وهم اون
من رو دوست داره درسته تفاوت سنیمون زیاده ولی
دوست داشتن این چیزا رو نمی شناسه
می خوام این روبگم که بین من و اون همیشه یه عشق
ابدی بوده و پایبند اصول اخلاقی و شرعی بودیم
تنها مشکل من اینه که نمی خوام یه وقتی مرتکب
گناه بشم
عشق بین من و اون یه عشق کاذب نیست من اون رو
دوست دارم و نمی خوام هیچ وقت کاری کنم که خدا
ما رو از همدیگه جدا کنه
ما تا حالا هیچ برخورد بد و نا مشروعی با همدیگه
نداشتیم اون همیشه به من گفته که دوست دارم و منم
متقابلا این رو بهش گفتم
اون همیشه دوست داره با من باشه منم دوست دارم
لحظات زندگیم رو با اون بگذرونم
و همیشه از عشق با همدیگه حرف زدیم . من می خوام
از شما بپرسم که آیا رابطه من با اون گناهه یا نه؟
|
|
| 24965 |
نام:
سید محمد حسین
شهر:
تهران
تاریخ:
8/8/2006 3:44:46 AM
کاربر مهمان
|
سلام خدا بر شهیدان راه حق
ای که مرا خوانده ای، راه نشانم بده
گوشه ای از کربلا، جا و مکانم بده
میلاد مولود کعبه، پسر فاطمه، همسر فاطمه، کفو فاطمه بر عشاق طریق هدایت و ولایت، همان سردمداران حقیقی عشق و ایثار، شهیدان و جانبازان و اسراء و خانواده هایشان تهنیت باد.
بار الها... به حق مولود امروز. عیدی همه ی ما را پیروز حزب الله لبنان و زبونی و خواری استکبار قرار بده. در فرج آخرین کوکب هدایت امتت تعجیل بفرما. ما را آنی به خودمان وامگذار. سایه ی غفران خودت را بر سر ما گسترده تر بدار. به مردان ما غیرت، به بانوانمان عفت، به جوانانمان همت، به جانبازانمان عزت عطا بفرما. خدایا بر محمد و خاندان پاکش درود و رحمت فرست.
سید محمد حسین/
|
|
| 24964 |
نام:
مسافر
شهر:
مسافرخانه
تاریخ:
8/8/2006 3:07:59 AM
کاربر مهمان
|
سلام
امروز غسل و زیارت امین الله یادمان نرود
|
|
| 24963 |
نام:
حميد
شهر:
افوس
تاریخ:
8/8/2006 1:45:40 AM
کاربر مهمان
|
ميثاق با شهداي شهر افوس ۲۹مرداد رافراموش نكنيم
|
|