هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
24822
نام: حنان آل محيميد
شهر: از عربستان
تاریخ: 8/4/2006 8:35:45 AM
کاربر مهمان
  تعليم زبان فارسي مي خواهم >> اريد تعلم اللغة الفارسية .. ارشدونا الى اي موقع
24821
نام: پيام
شهر: سنندج
تاریخ: 8/4/2006 7:49:40 AM
کاربر مهمان
  ازدواج
24820
نام: شیوا
شهر: قائمشهر
تاریخ: 8/4/2006 7:43:37 AM
کاربر مهمان
  سلام چراوقتی ماجوانان میخواهیم حرفهای دل مونوبه مادرمون بگیم تاچیزی ازمون نخواسته مزنن توی دهنون
24819
نام: بازمانده
شهر: متولد تهران از غربت
تاریخ: 8/4/2006 7:30:30 AM
کاربر مهمان
  با سلام

روحش شاد ! میگفت راه قدس از کربلا میگذرد !! اگر دنیا پرستان میگذاشتند ! علی زمان مجبور به سر کشیدن جام زهر نمیشد و امروز وضع شیعیان عراق و لبنان اینگونه نبود !! اما ! الله اکبر فرزندان زهرای اطهر همچنان به گوش میرسد و دل دشمنان و جاهلان را به لرزه در میآورد ! ارتشی که در ظرف ۶ روز مصر و لبنان و اردن و سوریه را زمین گیر کرد و اراضی اشغالی خود را به ۶ برابر رساند و اعراب را مجبور به تسلیم کرد !!! امروز بیش از بیست روز است که زمین گیر شده و در کرده خود وا مانده است ، اما امروز چند کشور عرب در جنگ نیستند ! اینبار فرزندان حسین (ع) هستند که لبیک یا حسین سر داده اند و ندای الله اکبر آنها کاخهای ظلم و جور و جهل را به لرزه در آورده ...

به پیشنهاد یکی از دوستان حرف دل از سایت شهید آوینی امروز جمعه راس ساعت هفت و پانزده دقیقه بعدا ظهر برای پیروزی لشکریان حق رو به خانه خدا زیارت عاشورا میخوانیم ، همراهی شما آزاده خواهان حسینی را صمیمانه انتظار داریم ! اجرتون با بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س)
24818
نام: نادم
شهر: ندامت
تاریخ: 8/4/2006 7:15:03 AM
کاربر مهمان
  یا حجه ابن الحسن

ای دو سه تا کوچه زما دورتر
نغمه تو از همه پر شورتر
کاش که همسایه ما می شدی
مایه آرامه ی ما می شدی
24817
نام: خاموش
شهر: کوی یار
تاریخ: 8/4/2006 6:37:39 AM
کاربر مهمان
  سلام
سلام آقا جان ،امروز جمعه است و ماشیعیان همیشه برایمان جمعه معنای شمارا دارد.
آیا نمی خواهی بیایی؟
دیگر از دست ما هیچ کاری بر نمی آید
دیگر صداهای ما گرفته و حرف های مارا هیچ کس نمی فهمد.
دیگر نمی توانیم دوری شمارا در این زمانه تحل کنیم.
اگر در قرن های پیش منتظران شما برایتان نامه یا درد دلی داشتند بودند کسانی که آنها را برای شما بیاورند و شما با دست خط خود به انها جواب می دادی.
اما حالا ما چه کار کنیم؟
با این همه درد ، با این همه بغض ، با این همه حرف های ناگفته،
درد های خود را پیش چه کسی ببریم که بر ما نخندد، سفره های دل پر از دردمان را در کجا پهن کنیم که کسی باشد که به درد ها مرحمی بگذارد. حرفهای جان گداز خود را بر کدامین گوش بخوانیم که شنوای دردمان باشد.
خلاصه این که ما را تنها گذاشتی؟ یا اینکه ما شمارا تنها گذاشتیم با زشتی اعمالمان؟
مارا ببخش و بر ما نظر کن که تنها یک نظر شماست که تمامی دردهای شیعه را درمان می کند
روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی
روا مباد که ارباب جز تو بگذینم
در این روز جمعه خدا رحمت کند مرحوم محمد رضا آغاسی شاعر شیعه و شیدا را
التماس دعا
اللهم عجل لولیک الفرج
24816
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 8/4/2006 6:05:06 AM
کاربر مهمان
  الهی!
نگفتی این بنده را یکبار دل دادی و یکبار به آتش عشقت سوزاندی و اینک چیزی ندارد که در گرو درد بگذارد!؟؟؟
نگفتی این بنده ات را دلی نیست که این همه تنهایی ریختی بر جانش!؟؟؟
نگفتی این بنده این همه ظرفیت ندارد .... چنینم کردی و چنانم گذاشتی و هیچ کس نفهمید!
الهی!
دارم می سوزم...
الهی!
هیچ کس نداند تو که می دانی با من چه کردی!
هیچ کس نداند تو که می دانی در چه آتشی می سوزم
هیچ کس نداند تو که می دانی...
آه خدایا!
یعنی نمی داند چه بلایی بر سرم آمده است!؟؟؟
الهی!
یعنی...
الهی!
این همه ظلم، این همه آتش
این همه نیرنگ
پس کی می فرستی آقایمان را!؟؟؟
خدایا!
میان این همه از درد خویش گفتن ها آیا جایی برای مهربان دنیا می ماند!؟؟؟
الهی!
بار گناهانم سنگین است، نمی خوای دعوتم کنی!؟؟؟
الهی!
دارم می سوزم...
خدایا!
چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ .....................................................................
الهی!
یعنی در این همه فریاد و این همه علامت سوال و این همه تقطه چین چیزی نیست که او را قدرت درک باشد!؟؟؟؟؟؟
شرمنده ام خدایا
شرمنده ام که هیمه چیزم شده خودم....
دعوتم کن و رهایم کن از این همه نگرانی ها ی بی مورد برای کسی داشتن!!!!!!!
دعوتم کن و رهایم کن از این همه بی خودی سوختن ها !!!!!!!
دعوتم کن و بگذار نزدیک تر شوم به تو نه دورتز......
خدایا!
گفتم هادیم باش! این راه سخت است بر من ....
خدایا!
انگا ردیگر غیر تو زبان مرا نمی فهمد!!!
انگار تنها تویی که می دانی از کدامین آتش هجر می گویم....
آه خدایااااااااااااااااا
چه کنم با این همه درد!؟؟؟؟
خدایا!
این همه فریا درا کجا ببرم!؟؟؟
الهی!
چه مستیست ندانم که رو به ما آورد
که بود ساقی و این باده از کجا آورد
تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر
که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد !
دلا چو غنچه شکایت زکار بسته مکن
که باد صبح نسیم گره گشا آورد
....
الهی!
به امید تو... تنها بودم و تنهاترم کردی!
شکرررررررررررررررررررررررررررت
یازهرا(س
24815
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 8/4/2006 5:47:53 AM
کاربر مهمان
  یا هادی
سلام علیکم
گم شده جان!
قدم رنجه فرمودین، سرافرازمون کردین... دعاکنید که تنها مانده اند شیعیان.
...
دیگر هیچ مرا به کار نیاید جز سوختن . دم بر نیاوردن...
الهی!
من نه آنم که تو راشایسته ی بندگی است و نه آنم که با ظلم سازگار گردم!
الهی!
شکسته بودم، آشنایم کردی ....و حال شکسته تر از قبلم نمودیم!این است دنبال تو گشتن!؟؟؟ این چه امتحانی بود بر من!؟؟؟
سخت است خدایا! رهایم کن از این همه تعلق...
الهی!
شکر از این همه درد که درمانش فقط تویی!
الهی!
گفتم هادیم باش، آشنای هادی دیگرم کردی! گفتم مرا برهان از هر چه منیت است، گرفتار دنیایم کردی، گفتم بشکنم از درون و خالی ام کن از آنچه مرا وابسته کند، غرورم به دست خلق شکستی و خویشم به هیچ!
گفتم از ا« شراب که یکبار مستم نمودی.... سستی و رخوت بر جانم نشست و مرا آبرو برد نزد تو!
الهی!
همه را شکر می گویم از این همه رنج! همه را شکر می کنم از این همه نگرانی ها! همه را شکر می کنم با این همه فراموشی ها!
الهی!
اگر با فراموش شدنم کاری ار گره ی دنیا و این مردم باز شود، بگذار از یاد همگان روم! حتی اثری از من نماند.... ولی از یاد تو نباید رفت ، که مرا با این بی دلی با بی دلان عالم کاری نیست!
الهی!
خواهرم کردی! درد بر جانم چون شهد نوشاندی! همه را صبر کردم و شکر نمودم، ولی .... تحقیر را هرگز بر جان نخواهم!!!
الهی!
کبر و غرور تنها شایسته ی توست، مرا چه به غرور و تکبر کردن، تنها تویی که می مانی!
الهی!
چند هفته پیش بود که مرا دردی بر سینه افتاد، همه را به شوخی دنیا گرفتم و به تمسخر .... وحال این است درد مانده بر جانم!
الهی!
همه را شکر....
آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
ای دنیا.............. رهایم کن.
آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
ای تعلق .............رهایم کن.
ای دوست داشتن ها و دوستت دارم ها............. رهایم کن.
ای درد مانده از خلق بر جانم...........رهایم کن.
ای روزگار............... مرا رها کن.
ای ................ رهایم کن.
چقدر سخت است درد بر جانت باشد و هیچ صدایی یا کلمه ای نباشد که آرامت کند... هیچ دستی نباشد که اشک های خشکیده بر صورتت را پاک کند...
چقدر سخت است انسان منتظر آرامش از طرف مردم دنیا باشد!
الهی!
هیچ کس به دادم نرسد، تنها تو برایم باش.
هیچ کس مرا آرام جان ندهد، تنهایم مگذار.
هیچ کس نفهمید در درونم چه بر افروختی از آتش.... تنها تو بیا و این آتش را نه که خاموش کنی، بیفروز که خاکسترم بماند و مرا جایی برای اشغال این دنیا نباشد !!!
دست های من!.... خسته نشدید از نوشتن ها و تنها بودن ها و تنها ماندن ها و تنها گذاشتن ها!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ای دست های من!
چگونه شرمسار نباشم از این که شما می نگارید و من می سوزم !؟؟؟؟
ای دست های من!
مرا ببخشید که این همه به نوشتن وا می دارمتان ...
ای دست های من!
هیچ شود این دنیا که مرا با غیر جانان نیست میلی!
هیچ شود این دنیا که عذابم می دهد!
هیچ شود این دنیا جز جور ظالمان و بی غیرتی چیزی نمی بنیم!
هیچ شود این دنیا که بی امام زمان است.
الهی!
رهایم کن که این درد می کشدم آخر.
الهی!
این چه امتحانی بود بر من!؟؟؟؟
آنقدر سخت و مبهم که هیچ کس... حتی او که برای امتحانم فرستادی ، نمی داند چه کرد با من و این عبدالفاطمه ....
الهی!
نگفتی این بنده را یکبار دل دادی و یکبار به آتش عشقت سوز
24814
نام: be ghole dr hasan rahim pour azghadi
شهر: erfAn va shariat.
تاریخ: 8/4/2006 2:49:16 AM
کاربر مهمان
  اگر مذهب جمع اخلاق و شریعت و در جهت ساختن جامعه‌ای توحیدی باشد، این مذهب با كمونیسم و سرمایه‌داری سازگار نخواهد بود و اسلام و مذهبی كه شهدا به خاطر آن پر پر شدند، با دیكتاتوری فردی، استبداد حزبی، استبداد طبقاتی و استبداد روشنفكری مخالف است.
24813
نام: موج شکن
شهر: خط مقدم
تاریخ: 8/4/2006 2:30:14 AM
کاربر مهمان
  زهره جان سلام
نمی دانم این متنی را که برای تو می نویسم خواهی خواند یا نه اما بدانکه تو همیشه در قلب منی ای کاش این لجبازی کودکانه شما باعث نمی شد که ارتباط خود را به من قطع کنید من فقط قصدم بالا بردن تواناییهای شما برای انتخاب مهم زندگی بوده است من همیشه زندگیم به لحظه ای بسته است لذا لازم است می دانستی که چه می خواست باشددر اینجا انچه را که به دنبالش بودی پیدا خواهی کرد
دیدار در سرای دوست جایی که کارها و نگرانی ها به اتمام رسیده
هر جه خدا خواست همان است
<<ابتدا <قبلی 2488 2487 2486 2485 2484 2483 2482 2481 2480 2479 2478 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2483&mode=print