اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 24642 |
نام:
محمد گلابی
شهر:
داراب
تاریخ:
7/30/2006 5:21:55 AM
کاربر مهمان
|
۰با سلام.اقاجان دلم تنگ شده چراظهو
|
|
| 24641 |
نام:
رزمنده پراز خون دل
شهر:
تهران
تاریخ:
7/30/2006 5:16:01 AM
کاربر مهمان
|
ازکجابگم دلم خون است مدتهادرکلیه عملیات بودم وبرای رضای خدارفتم تمتم رفیقهایم شهیدشدندومن تنهاماندم وغصه ان روزهارامیکشم دورازریاودروغ بودولیحالاچه ؟ همه دروغ وریا بوده حالا که دنبال نوشتن اسم پسرم درمدرسه شاهدبودم دیدم طوری برخوردشده که انگارماتفاله های جنگ هستیم ایا همه کس که دراین مدارس درس میخوانند فرزندان شاهد هستند؟ وحالا احساس غریبی وتنهائی می کنم
ماها هیچ جائی دراین مملکت جانداریم و فقط ارزوی هرچه زودمردن را میکشیم تا به دوستانی که داشتیم برسیم وبه انها شکایت ببریم دنبال درصدجانبازیام بنیادجانبازان رفتم بعد از ۲ سال که نوبت ام رسید
گفتن شما چون مدرک یاعکس ازبدنتان ندارید یامدرک بیمارستانی نداری بروید ماهم رفتیم ما این همه مدت نرفتیم دنبال گرفتن چیزی در بنیاد جانبازان این هم روش علت رفتنم بنیاد میدانید؟ چون باورکنید فقر و خجالت زن و بچه به من فشار اورد من گدانیستم بلکه تشنه محبت هستم باکوله باری ازگرانی وبیچارگی زندگی میکنم وخداراشاکرم وامید ان روز رامیکشم که بدیدار دوستانم بروم مدت حضور درجبهه ازعملیات والفجرمقدماتی تا کربلای ۵ تنهاعملیاتی که نبودم فاوبودکه دردوکوهه بودم برای مداوای خودم وعملیات مرصاد که درجماران بودم خلاصه سرتان رابدرداوردم منوببخشید
|
|
| 24640 |
نام:
sm
شهر:
sj
تاریخ:
7/30/2006 5:03:20 AM
کاربر مهمان
|
. فقه و شادى
گرچه شاد بودن و شاد كردن، به خودى خود، مباح است و مورد تأكيد است، اما فقه براى اين دو، ضابطه دارد و نمىتوان براى رسيدن به آن، از هر وسيلهاى استفاده كرد. از اين رو، بايد وسيله شادى از نظر شرعى حرام نباشد. حرام بودن يا نبودن، مسئلهاى است كه در چهارچوب هدفمندى خلقت و دين قابل تفسير و معنايابى است. از آن جا كه دين، انسان و خلقت را هدفمند مىداند، از اين جهت، هر چه به اين هدفمندى آسيب رساند و آدمى را از دستيابى به كمال مورد نظر خلقت باز دارد، در هر قالبى كه باشد، ممنوع و مذموم است و در قالب غم يا شادى بودن، در اين خصوص تأثيرگذار نخواهد بود. گناهان اين نقش را دارند كه انسان را در دستيابى به هدف مورد نظر در حيات انسانى، باز مىدارند. بنابراين، نمىتوان به بهانه شاد شدن و شاد كردن ديگران، از غيبت، تهمت و دروغ بهره جست. به همين جهت است كه پيامبر صلىاللهعليهوآله در اندرزى به ابوذر مىفرمايد: «آدمى (گاه) در جمعى براى خنداندن آنان سخنى مىگويد و به سبب آن، در جهنمى به فاصله آسمان تا زمين سقوط مىكند».4 بنابراين، نمىتوان با شادىهايى كه مفاسدى بزرگتر در پى دارند، سرگرم شد؛ هر چند خود شادى به حسب طبع آدمى، مطبوع و مطلوب انسان است.
در نتيجه، گرچه انجام برخى اعمال باعث شادى مىشوند، اما در اسلام نهى شدهاند. شرابخوارى، ارتباط زن و مرد در خارج از چارچوب مورد پذيرش اسلام، موسيقى و ترانههاى مبتذل، نمايش و ديدن فيلمها و عكسهايى كه شهوت جنسى را در انسان تحريك مىكنند، نمونههايى از اين امورند. نقش اين عوامل در مفسدهانگيزى، گاهى روشن و آشكار و گاهى از فهم بشر بيرون است.
بديهى است كه مىتوان با دروغ، غيبت و تهمت، لحظاتى را شاد بود؛ ولى دشمنىها، كدورتها، بىاعتمادىها، هتك حرمتها و آبروريزىهاى پس از اين اعمال، باعث مىشوند تا روابط اجتماعى ميان افراد سالم نباشد. پيامبر صلىاللهعليهوآله مىفرمايد: «غيبت، خورش سگان جهنم است». تشبيه ظريفى در اين حديث صورت گرفته است؛ تشبيه غيبت، به خورش. خورش، چيزى است كه انسان را در كنار سفره نگه مىدارد. اگر داخل سفره نان خالى باشد، انسان مدت كمى كنار سفره، براى غذا خوردن درنگ مىكند؛ اما اگر در كنار نان، غذاهاى ديگر باشد، انسان يقيناً مدت بيشترى را براى صرف غذا درنگ مىكند. حال در اين روايت، غيبت به خورش تشبيه شده است؛ زيرا معمولاً آن چه باعث مىشود گفتوگوى افراد به طول انجامد، غيبت كردن و غيبت شنيدن است.
به هر حال، آن دسته از مصاديق شادى كه در اسلام نهى شده است، فلسفه خاصى دارد. اين حكمتها و فلسفهها را علم هم ثابت كرده است و مىتوان براى آنها شاهد علمى اقامه كرد و به فرض هم كه برخى آنها را علم كشف نكرده باشد، چون از چشمهسار وحى به دست آمده است، يقيناً مىدانيم كه حق و حقيقت هستند؛ براى مثال، اختلاط زنان و مردان نامحرم و رقص با هم، آثار مخربى به دنبال دارد. سست شدن روابط زن و شوهر و رابطه با بيگانه، خارج شدن روابط پسر و دختر از حد نياز و ضرورت و كشيده شدن به مفاسد اخلاقى، بخشى از اين آثار مخرب است.
همچنين در مورد ترانه و موسيقى، مىتوان به سخن امام خمينى در چهل حديث اشاره كرد وى مىگويد: اولين قدم در راه خودسازى و تهذيب نفس، عزم و اراده است و بعد از قول استادش آيةالله شاهآبادى نقل مىكند كه گوش دادن به غنا، عزم و اراده انسان را سست مىكند.
نگاه متعالى دين به شادى
گرچه از نظر فقهى شادى امرى مجاز است، اما با بررسى تعاليم دين اسلام، مىتوان
|
|
| 24639 |
نام:
اوا
شهر:
تهران
تاریخ:
7/30/2006 4:58:16 AM
کاربر مهمان
|
تو به من خنديدي ونداشتي خبر از كنج دلم كه من با جه اميدي تورا مي نگرم تو گذشتي اهسته با لبخند محوي از كنار مومن غرق در تماشاي دورشدنم تو رفتي من هنوز به دنبال ان نگاهم ودر اين انديشه تلخ كه چرا بي جهت دل به تو دادم
|
|
| 24638 |
نام:
فهیمه
شهر:
تهران
تاریخ:
7/30/2006 4:50:56 AM
کاربر مهمان
|
لطفاً زمان مناسب برای استخارهرا مشخص کنید تا به موقع بتوانیم انجام دهیم.
با تشکر
|
|
| 24637 |
نام:
خهع
شهر:
فئنلنر
تاریخ:
7/30/2006 4:37:06 AM
کاربر مهمان
|
از من قدم پخچ است امئ دل تنگئ من است
|
|
| 24636 |
نام:
sm
شهر:
sj
تاریخ:
7/30/2006 4:26:13 AM
کاربر مهمان
|
. مطلوبيت شادى و شاد كردن در اسلام
در تبيين جايگاه شادى در اسلام، بايد گفت كه اصل شاد زيستن در اسلام، مورد پذيرش، بلكه تأكيد است. امام على عليهالسلام مىفرمايد: «شادى، انبساط خاطر و نشاط مىآورد و غم، گرفتگى خاطر و دلگيرى1 و نيز فرمود: «كسى كه شاديش كم باشد، آسايش او در مردن باشد.2
امام صادق عليهالسلام مىفرمايد: «هر كه به چهره برادر خود لبخند زند، آن لبخند براى او حسنهاى باشد3 به همين جهت است كه شاد كردن برادر مومن، امرى است مستحب و شوخى كردن با ديگران، عملى مجاز به شمار مىرود. در تاريخ آمده است كه روزى پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله و حضرت على عليهالسلام خرما مىخوردند. پيامبر صلىاللهعليهوآله، هستههاى خرما را جلوى حضرت على عليهالسلام مىگذاشت؛ پس از مدتى، وقتى هستههاى زيادى جلوى حضرت على عليهالسلام جمع شد، پيامبر صلىاللهعليهوآله به او فرمود: يا على! شما خيلى پرخورى و حضرت على عليهالسلام در پاسخ گفتند: پر خور كسى است كه خرما را با هستهاش مىخورد.
در روايتى چنين آمده است: «در بهشت خانهاى است به نام خانه شادى و تنها كسى كه يتيمان و بچهها را خوشحال كند، به آن داخل مىشود».
اسلام براى فراهم شدن زمينههاى شاد زيستن مؤمنان، به ابزارهاى آن توجه زيادى كرده است؛ به عنوان مثال، بوى خوش كه عامل مهم شادمانى است، از سنتهاى رسول خدا صلىاللهعليهوآله است. امام صادق عليهالسلام مىفرمايد: رسول خدا صلىاللهعليهوآله براى بوى خوش، بيشتر از خوراك خرج مىكرد.
همچنين پوشيدن لباس سفيد در اسلام مورد تأكيد قرار گرفته است؛ چون رنگ روشن، به ويژه سفيد، شادى آفرين است و شايد از اين جهت است كه پوشيدن لباس سفيد، به ويژه در حال نماز، سفارش شده است.
توصيه به نظافت، سير و سفر، شركت در مجالس شادى، مثل مجالس عروسى و اطعام دادن در هنگام ازدواج و تولد فرزند و بازگشت از حج و تأكيد بر صله ارحام و ديد و بازديد و دست دادن (مصافحه) با مؤمنان، همه از لوازم و زمينههاى يك اجتماع شاد و پر تحرك است و تأكيد بر اين امور از سوى اسلام، گواه بر اهميت دادن دين اسلام به مقوله شادى و سرور است.
|
|
| 24635 |
نام:
ع.ا
شهر:
اهواز
تاریخ:
7/30/2006 3:52:36 AM
کاربر مهمان
|
آقا سلام
دیگه خسته شدم دیگه از این همه کثیفی وکناه وبدبختی وظلمات خسته شدم خدایا میخوام از همین حالا توبه کنم .برام دعا کنید. التماس دعا
|
|
| 24634 |
نام:
محمد مهدی حاج لطفعلیان
شهر:
یزد
تاریخ:
7/30/2006 2:53:32 AM
کاربر مهمان
|
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین
|
|
| 24633 |
نام:
خاموش
شهر:
کوی یار
تاریخ:
7/30/2006 2:42:22 AM
کاربر مهمان
|
سلا به همه ی برو بچه های با حال حرف دلی فقط یه خواهش دارم اونم اینه که برای ظهور امام زمان خیلی دعا کنید.
التماس دعا دارم
اللهم عجل لولیک الفرج
|
|