اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 24542 |
نام:
محمد
شهر:
مشهد
تاریخ:
7/27/2006 7:15:36 PM
کاربر مهمان
|
ای خدا آخر این زندگی کجاست
اخه چرا اقا ظهور نمکنه
ما همه دلمون گرفته
|
|
| 24541 |
نام:
خروش!
شهر:
همین دور و برا
تاریخ:
7/27/2006 6:48:54 PM
کاربر مهمان
|
یا غایـة آمال العارفین...
|
|
| 24540 |
نام:
سورنا
شهر:
نزدیک کربلا
تاریخ:
7/27/2006 6:42:08 PM
کاربر مهمان
|
یا علی!
امشب تموم فضا پره از حس شبهای قدر...
یا عماد من لا عماد له،یا سند من لا سندله،یا ذخر من لا ذخر له،با حرز من لا حرز له یا غیاث من لا غیاث له،یا فخر من لا فخر له،یا عز من لا عز له،یا معین من لا معین له،یا انیس من لا انیس له،یا امان من لا امان له...
الحمدلله!
|
|
| 24539 |
نام:
خاموش
شهر:
کوی یار
تاریخ:
7/27/2006 6:34:02 PM
کاربر مهمان
|
سلام
فقط آقا اگر از نزدیکی های ما رد شدی یا گذرت به جای که من توش بودم رسید حتما یه جورایی بهم حالی کن. چون من رو که خودت بهتر می دونی اصلا حواسم به دور و بر نیست.
نوکرروساهت
دوست دارم
ازت می خواهم که برای همه بچه شیعه های پاک دعای مخصوص کنی. مخصوص تر از اون دعایی که برای همه عالم می کنی.
خیلی التماس دعا
نیمه های شبه می دونم که داری مناجات می کنی مارو هم فراموش نکن.
|
|
| 24538 |
نام:
هیوا
شهر:
مر یوان
تاریخ:
7/27/2006 6:33:34 PM
کاربر مهمان
|
دوستش دارم میخوام بدستش بیارم
|
|
| 24537 |
نام:
هیوا
شهر:
مر یوان
تاریخ:
7/27/2006 6:33:24 PM
کاربر مهمان
|
دوستش دارم میخوام بدستش بیارم
|
|
| 24536 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی ها
تاریخ:
7/27/2006 6:20:01 PM
کاربر مهمان
|
یا حبیب
سلام خدای من
بازم منم همون شرمنه ای که بارها اومده در خونه ات و روش نشده رو در بکوبه.
خدایا!
آخه با چه رویی بگم برا چی اومدم !؟
خدای من!
وقتی این همه بنده ی بی ریا خالص ومهربون هستن، من چی کاره ام که خودم رو این وسطا بین این همه خوب جا بزنم، اصلاً ...
الهی!
امشب هرکسی برای خودش خلوتی داره، یکی نشسته رو سجاده اش، یکی هم قرآن به سر گرفته، یکی داره ذکر می گه ویکی هم پیشانی بندگی به خاک ... کی هم مثل شلمچه الان داره تو جمکران برای تو از تو می گه و از آرزوهاش...
اما!... خدای من! من چی کاره ام!؟ شدم آواره ی دربه در... از وقتی شدم اسیر دنیا، از وقتی دلم نگرون دردای دنیایی شد، از وتی تو رو گذاشتم و از بنده هات گدایی محبت کردم.... دیگه همه چی رو از دست دادم، همین امتحان دیشبت که به جای با تو گفتن، نشستم و برا چیزی گری کردم که وجودش هنوز به خودم اثبات نشده! نشستم و برا حکم و عهدی که با خودم بستم اشک ریختم، نشستم و برا خودم که چرا شدم پابند یه مهر دنیایی که معلوم نیست تا فردا دوام داشته یا نه، اشک ریختم....
خدایا!
از اولش هم می دونی یه آرزو بیشتر ندارم.... ولی نمی شه که تارک دنیا شد، می شه!؟؟؟
الهی!
چقدر شکننده شدم، چقدر دل نازک شدم، چقدر ناصبور شدم، چقدر راحت می شکنم زیر بار بی مهری ها...
اله من!
اگه اونقدر بشینم و گریه کنم که به قول امام سجاد(ع) ، مژه هام بریزه، و چشمه ی اشکام خشک بشه( مثل دیشب! ) اگه تا فردا بشینم و العفو بگم و استغفرالله، اگه تا فردا تو رکوع بمونم و کمرم و ستون مهر هام خم بشه، اگه اونقدر سجده ات کنم که چشمام از حدقه بزنه بیرون، اگه کارم باشه ذکرت گفتن و و مثل صفا و مروه دویدن...
اگه همه این کارها رو هم باهم بکنم، نمی تونم بگم خدایا! از گناهانم بگذر....
نمی تونم خدایا!
چون من آگاه بودم از نتیجه ی کارهایی که کردم، تو نهی ام کردی، من شتابان رفتم دنبالش، تو صدام کردی، گوش هام رو بستم، تو نگاهم کردی، چشمام رو بستم، تو دستام رو گرفتی، دستام رو زود عقب کشیدم، .... همه ی این ها ور کردیو من عصیان کردم...
با این همه باز تو می خوانی ام، نوای دلنشین کمیل رو می شنوم... همون کمیلی که تو حسینیه ی حاج همت زیر بارون می خوندیم....
خدایا!
می گی با این همه بازم بیام و چی بگم!؟؟؟
از آرزوها م بگم...
یکی از ازوهام رو به یه بنده خدایی گفتم... برا همتون آرزو می کنم که آرزوتون باشه تعجیل در فرج آقا...
یه آرزو هم دارم که....
یه آرزو .... از یه رویا ناشی می شه...
آرزو...
تا حالا کسی آرزو کرده که عاشق بشه!؟؟؟؟... یه عاشق... اونم عاشق رسیدن ....
خدایا!
این عشق از من مگیرو این اشک رو هرگز....
دیدی بازم برای خودم خواستم خدا
دیدی بازم این بنده ی روسیاهت اومد و از خودش گفت و برا خودش خواست!؟؟؟
هیهات...
بعضی ها یه جایی رفتن و خلوت کردن که...
ولی خدایا!
من در به درم... نمی خوای که رسوام کنی!؟؟؟
از نعمتی که عصر، قبل اذان، ساعت 18.40 بهم عنایت کردی، یه دنیا سپاس
حالا باید بشینم و نذرهام رو ادا کنم !!!!
تا بعد
دوستان!
اونایی که بی صدا می یان و آروم می رن
شما رو به این شب عزیز، دعا کنید
برای ناشناس، برای همه ی مریضا، برا اونایی که مشکل دارن، برای همه ی اونایی که دلشون می خواد باشن و نمی تونن...
دعا کنید
یازهرا(س)
|
|
| 24535 |
نام:
یافاطمه
شهر:
کل ارض کربلا
تاریخ:
7/27/2006 5:50:01 PM
کاربر مهمان
|
بسم رب الشهدا
دلم تنگ شهیدان است امشب
چقدر ما بی معرفتیم اونا واسه آرامش ما
جون شو دادن هالا باید ایران ما
که ساده ایران نشد ایقدر کثیف شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ایقدر ما دخترا که خانم فاطمه الگو ی ماست
این وضع راه بریم؟ تورو خدا سی دی سربند های
فراموش شده رو ببینید می فهمید من چی میگم
|
|
| 24534 |
نام:
شهر:
بوشهر
تاریخ:
7/27/2006 5:38:56 PM
کاربر مهمان
|
خدایاچقدر امشب دلم گرفته تو را به هر که پیشت ابرو دارد قسم منا به خودم وامگذار
|
|
| 24533 |
نام:
سورنا
شهر:
نزدیک کربلا
تاریخ:
7/27/2006 5:27:35 PM
کاربر مهمان
|
یا طبیب القلوب
عبدالفاطمه عزیز!
آروم باش...
درد و درمون همسایه همند...بغض و اشک ، ناز و نیاز و حاجت و حاجت روایی، هم!
با هم از خدا می خوایم...
شفای همه مریضا،یه حمد، رو به آسمون،بسم الله؟
|
|