هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
24512
نام: ناشناس
شهر: غریبستان
تاریخ: 7/27/2006 1:11:56 AM
کاربر مهمان
  سلام

گفتم بیام امشب ، فقط همین امشب از دلم بگم
اما دیدم هیچ خبری از دلم نیست
گشتم
اما ..... اما پیداش نکردم
پریده بود انگار
بغضم گرفت
گفتم خدایا چرا الان
چرا امروز
چرا ......
حالا که میخواستم سفره اش کنم
حالا که میخواستم توی شب آرزوها
براش آرزو کنم
چرا دلم ...... الان باید بپره

ببخشید ... گوشی زنگ میخوره
* الو بفرمایید
- سلام
* سلام
- منم دلت
* آخه کجایی دیوونه ؟
* بیخبر کجا رفتی ؟
* نمیگی نگرانت میشم ؟
- چرا ... گفتم پریشون میشی اما .....
* اما چی ؟
- گفتم اگه بمونم میشینی برام آرزو میکنی - خودت بهتر میدونی من خیلی خسته ام - خیلی . از آرزوهات ، از .... بگذریم
* نه بگو چرا بگذری . حالا که افتادی به گفتن ، بگو تا آروم شی . من که مردم حالا تیر خلاصی رو تو بهم بزن
- نه ! ترو خدا ناراحت نشو . زنگ زدم که بهت بگم اینبار آرزوم اینه که آرزو کنی ......
* چی ؟ من که همیشه برای آرزوهای تو آرزو کردم !!!
- میدونم عزیزم میدونم اما اینبار دیگه نمیخوام آرزوهایی کنی که برآورده نشه
* پس .................. چی بهم بگو
- آرزو دارم آرزو کنی آرزوی همه آرزومندا زودتر بیاد
- همون که یه روز میاد بالاخره میاد
- توی موج ابرو باد
- توی یه غروب دلنشین
- که زمین توی حرارت مهر خدا ذوب شده
- میاد و همه آرزوهامونو برآورده میکنه
- همون که وقتی بیاد دیوارای شهرمون آیینه بندون میشن
- وقتی بیاد دیوا از شهرمون بیرون میشن
- همون که وقتی بیاد صبح پر غبار
- توی موج انتظار
- یه دفعه
- کوچه ها داد میزنن
- آهای یکی اومد
- یکی اومد
- از خونه
- دوتایی
- بپریم بیرون
- ببینیم
- دنیا فریاد میزنه

مهدی ........... مهدی .............. مهدی
اوووووووووووووووووووووووووووووووووووووومد

- عزیزم آرزو کن
- که یه روز همه آرزوی منو به چشم ببینی

و ..........................................


الله اکبر
24511
نام: کلب الرضا
شهر: اصفهان
تاریخ: 7/27/2006 12:41:44 AM
کاربر مهمان
  یوسف فاطمه مردم چشم تو نگذاشت که عاشق نشوم کاش ماقبل تماشای تو من میمردم.التماس دعا
24510
نام: دیونه
شهر: تهران
تاریخ: 7/27/2006 12:33:15 AM
کاربر مهمان
  امشب شب اول ماه رجبه ، اولین شب جمعه ماه هم هست. هرکی دلشو داره میتونه از ثواب روزش بگذره، روزه امروزشو مثل یک شاخه گل سرخ فرش راه امام زمان کنه و هدیه به اون.
الهم عجل لولیک الفرج.
یا علی مدد.
24509
نام: انتظار
شهر: اهواز
تاریخ: 7/26/2006 11:59:42 PM
کاربر مهمان
  سلام صبح همگی بخیر
امروز روز اول ماه رجب ترا به پلوی شکسته بی بی زهرا برام دعا کنید خیلی خیلی دلم گرفته
24508
نام: حمید
شهر: زاهدان.مسجد امام جعفر صادق(ع)
تاریخ: 7/26/2006 10:55:08 PM
کاربر مهمان
  کاش میشد همه ما بچه شیعه ها بحوش باشیم .اهل سنت تو شهر ما تو مملکت امام زمان دارن حساب شده رشد میکنن .مسائل معنوی بخصوص نماز و مسائل اعتقادی شون را با تعصب انجام میدن وبه رخ میکشند.علوی ها بیدار شید اونا با اون برداشت ناقص از واقعیتهای دین چطور .ودخترهای دانشجوی شهرستانی شیعه ما با پوشش جدید.بعضی از اونا میگن شما که سنگ حضرت زهرا(س)را به سینه میزنید مگه زهرا اینجوری بود.ومن چیزی ندارم جز سکوت.مخلص همتون.یا علی.
24507
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 7/26/2006 6:58:23 PM
کاربر مهمان
  الهی!
هادیم باش.
هدایتم کن
تنهایم نگذار
تو رو به این شب عزیز... تنهایم نگذار، از این به بعد من خوارو حقیر و کوچک و فقیر و بی چیز و مفلسم... هیچ ندارم و هیچ نیستم.... خودت دستم را بگیر.... تویی بی نیاز مطلق... این بار هم بیا و ناز بفروش به این من بی چیز... اگه تو نازت رو به من نفروشی تو بساط بیچارگی ام هیچی ندارم ها!؟؟؟ نمی خوای که وجودم پر نیاز بشه... البته اگه نیاز به تئ باشه که طالبم !
من عشق می خوام، عاشق شدن.... و تو... آنچه روز الست دادی ام می خواهی!؟؟؟ نمی خوای که معامله کنیم!؟ اگه بخوای من می بازم ها!
اگه می خوای درموندگیم رو به رخم بکشی
اگه می خوای حقارتم رو در برارت بیشتر حس کنم
اگ می خوای تنهاییم رو باور کنم
بفرما
یا حق
....
بگذار از رجب سال قبل بگویم...
آه که چقدر دلتنگ آن روزهایم...
صحن انقلاب امام رضا(ع)، تنهای تنها.... برای خود عالمی دارد... اصلاً حرم آقا که روز و شب نداره.... همه نور است و لذت... همه این طرف واون طرف می رن... یکی نماز میخونه، یکی زیارت نامه ی عشق می خونه....چند نفر باهم از دختر سه ساله ی حسین می گن و می رسن به امام رضا(ع)... بعضی ها هم مثل من می گردن و .... تا چشمشون به یه باصفا می افته یه التماس دعایی می گن و رد می شن... تو این وسط ذکرشون هم می شه الله اکبر و سبحان الله و الحمدالله... وقتی هم دونفر رو می بینی که دارن نماز شب می خونن می شینی ... دلت می شکنه از این همه شیدایی اونا و غرور و خردی خودت...
می گم خدای من!
کی قراره این من عبدالفاطمه بشکنه تا خلاص بشم !؟؟؟؟
پس کی قراره از این منیت در بیام وبشم ما!
پس کی قراره ...
می بینی خدا!
قرار بود از خودم چیزی نگم ها! ولی بازم این خودخواهی ها رهام نمی کنه.
خدایا!
این همه اشک از کجا می یاد!؟؟؟
نکنه به خاطر اینه که دائم تشنه ام می شه!؟؟؟
خدای من!
گاهی وقتا...
یه چیزایی هست که فقط باید تو باشی و خودم... اونوقت بیشتر لذت داره زار زدن و زجه زدن.... از کجا معلوم ...
می گم خدای من!
چی می شه، ....
.... بگذار این همه حرف باز در دلم بمونه و شلعه ور کنه این عطش رو... بگذار این اشک ها همدم شب های تنهایی ام شود برای با تو گفتن... بگذار چشمان همیشه بارانی ام بمانند برای تنهایی های بی پایانم تا وقتی که لذت حضور را درک کنم و به وصال رسم...
بگذار باشد این همه تشنگی... اصلاً می خواهی تشنه ترم کن.... باشد!؟؟
امشب یکی داره ذهنم رو به خودش مشغول می کنه... از ظهر تا حالا...
خدا!
نمی خوای رهام کنی!؟؟؟
اگه ممکنه...
خدایا!
چرا بعضی بنده هات فکر می کنن مهم نیست یکی نگرانشون بشه!؟؟؟
خیلی عجیبه!؟؟؟؟
اصلاً
خودت حافظشون باش!

یاعلی(ع)
یازهرا(س)
24506
نام: منتظر
شهر: دور خیلی نزدیک
تاریخ: 7/26/2006 6:41:58 PM
کاربر مهمان
  اقا بیا قربت چرا بیا دلا تنگ اقا
بیا دلا خستس اقا بیا دلا خیلی تنگه
تو نور چشم مایی تو سرور ماهایی
تو رو خدا برای ظوهورش بیشتر دعا کنیم

برای سلامتی و ظهورش صلوات بفرستیم
24505
نام: خاموش
شهر: کوی یار
تاریخ: 7/26/2006 6:37:03 PM
کاربر مهمان
  سلام
اولین بار است که به این سایت آمده ام اما،...
نمی توانم، نمی توانم چیزی ننویسم و بیرون بروم
بسیار جالب و پر بار است این سایت و من تا کنون اینجا را ندیده بودم
از طرف خودم تشکر می کنم از مدیران این سایت
من هرز گاهی برای خود شعر های ناقصی می گویم دوست دارم یکی از آنها را که برای امام زمان(عج) گفته ام در این جا برای شما هم چند بیتی از آن را بنویسم امیدوارم مرا ببخشید و از تک تک شما عزیزان التماس دعا دارم
حال این نوکر افسرده خراب است بیا
درفراقت همه شب دیده پرآب است بیا
داغها بر دلم از دوری رویت افتاد
تا در این دل اثر داغ فراق است بیا
گر قرار است همه عمر نبینم رویت
به عجل گوی مرا عمر تمام است بیا
داغ دیدارتو در گور مرا هست به دل
خاک من برره تو چشم به راه است بیا
التماس دعا
24504
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی ها
تاریخ: 7/26/2006 6:24:05 PM
کاربر مهمان
  انت الله لااله الا انت
سلام خدا بر ماه خدا
سلام خدا بر شب های آرزو
سلام خدا بر شب های نزدیک اعتکاف
سلام خدا بر لیلة الرغائب
و سلام خدا بر شب زنده داران
و سلام خدا بر بندگانی که راه را از امشب برای رفتن به آستانش شروع کرده اند.
**** دوستان این نوشته فقط حرف دلم است با خدای بی نیاز عالمیان، اگر نوشته های طولانی عبدالفاطمه خسته تان می کند، لطف کنید و از این نوشته بگذرید که مرا طاقت دلگیری هیچ عزیزی نیست ****
خدای من! سلام
اله من!
نگو که چرا اول کار اشک ها یم را آروده ام که از شوق نمی دانم چه کنم.... چه شبی است، رو به حرم امام حسین(ع) که بایستی و آسمان دست به سینه، رو به آسمان نگاه کنی، ستاره ای است که من رو یاد شب های احیا می اندازد...
نمی دونم چرا از ظهر تا حالا پرچم سرخ روی گنبد آقام حسین(ع) از جلوی چشمام کنار نمی ره، یا آب زلال سرداب آقام ابوالفضل....
خدای من!
امشب کلی حرف برای گفتن دارم، اونقدر زیاد که دارم از کلمات به هم تنیده تو ذهنم وحشت می کنم!!!!
الهی!
امشب می خوام از خودت بگم، امشب می خوام از تو بگم...
خدایا!
من همون بنده ای ام که یش از آفرینشم و بعد از آفرینشم به من نعمت دادی و راه رو نشونم دادی و تا حالا دستم رو گرفتی واینجا آوردی ام، همون بنده ای ام که نعمت بندگی رو بهم ثابت کردی و .... من وسط راه گم شدم! گم شدم ....
خدایا!
من همون بنده ای که خطا کردم و تو صدایم کردی، خطا کردم و پیش تو اومدم، عیب ها و خطاهام رو از بندگانت پوشاندی تا رسوای خلق نشم.
من همون بنده ای ام که راه رو نشونم دادی ومن... عصیان کردم...منم همون بنده ی بدکار خطاکننده ی لغزش کار ولی تویی همون خدایی که رحمت خاصت رو شامل این گناهکار کردی...
من همون بنده ی گستاخم که روزی جرات کردم و از تو پرسیدم که واقعاً وجود داری !؟....تواونقدر نرم زدی پشت گردنم ! که فهمیدم تنبیه تو هم با مهربانی است!!!
یادت هست خدای من!؟
منم همون بنده ای که از بندگانت ترسیدم و از تو آسوده خاطر گذشتم؟؟ ولی تو چه کردی!؟ ... آهسته زیر گوشم زمزمه کردی...الله اکبر... غرورم رو شکستی تا خود را ببینم در آیینه ی بزرگی تو. غرورم رو شکستی تا و به جاش لذت پیشانی بر خاک ساییدن در یشگاهت را عطایم کردی !
منم همون بنده ای که از قهر وعذاب تو نترسیدم و نهراسیدم و ان کردم که احساس نادانی ام می گفت... ولی تو بازهم بر من دلیل آوردی که اگر بخواهی آنقدر امتحان های سخت و مصیبت و عذاب عاطفی و روحی برایم می فرستی که بدانم قهر کردن با توچه عقوبتی دارد!
فهماندی ام که اگر بخواهی چنان در عرض 5 ثانیه دنیایی را کون فیکون می کنی که چشم بشر حتی قادر به دیدن آن 5 ثانیه هم نیست!
منم همون بنده ای که به خودمم رحم نکردم! نافرمانی کردم ... وسقوط شامل حالم شد. و نتیجه اش سال ها اشک شد و ماتم در عزای از دست دادن آن همه وقت...
فهماندی ام گرفتار اعمال خویش شده ام...ولی تو بخشیدی گناهانی که گرفتاری برایم فرو می آورد...
....
با این همه ظلم به نفس که کردم
خدایا!
تنها تو به من نیکی کن، بگذار بندگی ات کنم و این توفیق از من مگیر. تو رو بحق علی(ع) و فاطمه(س) ، تو رو به عشق آشکار و نهان علی و فاطمه.... رسوای خلقم نکن... بدینگونه امتحانم نکن... سخت است بر من از تو بریدن و با خلق تو بودن.
الهی!
...
الهی!
هادیم باش.
هدیاتم کن
تنهایم نگذار
تو ور به این شب عزیز... تنهایم نگذار، از این به بعد من خوارو حقیر و
24503
نام: دلتنگ كربلا
شهر: دور از كربلا
تاریخ: 7/26/2006 5:59:35 PM
کاربر مهمان
  سلام
ديشب سفر دانشجوها به مكه را نشان ميداد داغ دل ما تازه شد رفقاي ما قراره كه ۹/۵ برن البته ما هم قرار بود با هاشون باشيم يكي از دوستان كه مي خواست بره و خيلي از كارهاي رفتن را با هم انجام مي داديم هر دومون مي گفتيم باور نمي شه كه مي خواهيم برويم براي من كه همين طور شد ولي براي اون كه همچي تموم شده است براي رفتنش
ما هم كه هر چند وقت يك دفعه زيارت امام رضا مي رفتيم همه عشقمون اين بود كه با اينن حال خراب وروزگار خراب اگه هيچي نداريم ولي مي تونيم پيش امام رضا بريم مي رفتيم اونجا اقا دست نوازش رو سرمون مي كشيد اقا مي شديم بزرگ مي شديم ما هم بخودمون مي نازيدم مي گفتيم ي ولي نعمت مهربون داريم كه هوامون داره اينم كه ...
ناشكر نيستم اقا جان مي دونم همين كه مي تونم اسمشما را ببربم برام خيلي زياده بايد هزاران سجده شكر بجا بياورم ولي اين چند ساله هميشه ماه رجبه ميومديم پا بوست اقا دلم تنگ حرمته اين سري بايد بدون پدرم بيام اقا جان تو رو خدا هوامو داشته باش مكه و مدينه و كربلا كه نتونستيم بريم عيب ندراره ولي تو رو خدا تو هموامو داشته باش
ماه رجب ماه زيارتي شماست مي دونم الان اصلا فكر زيارت رو هم ندارم چون كه شرايطشو ندارم ولي اگه تو بخواي چشمامو باز مي كنم مي بينم تو صحن گوهر شاد روبروي ضريحت دارم دستمو مي كشفم به سنگهاي كف صحن با تمام عشقم ميكشم به چشمام نوش داروي تمام زخمهايي باشه كه گناه روي چشمام ايجاد كرده كه بعدش بتونم بيام سمت ضريحت به خدا بگم اللهم اني وقفت باب من ابواب بيوتك نبيتك، اللهم اني اعتقدر حرمه ... بگم كه بهترين اجازه كه تا حالا دادي رو بمن بده تا وارد حريم با صفات بشم .
بيام ميون زائرات اين بدنمو به اونا بمالم تا جون بگيرم خودمو ميون فشار جمعيت بندازم تا محبتشون به منم سرايت بكنه
عاشقم عاشق روي تو نه چيز دگري
****
فردا شب جمعه براي احياء كه گفتم از ساعت ۲ تا ۴ صبح قرارمون همين قلعه هميشه سبز با ارزوهامون و دعا براي براورده شدن ارزوهاي دوستانمون
منتظر حضور همه دوستان حرف دلي بابا امين گفتن براي هم ديگه مطمئنا بعد فردا شب همه به ارزوهاشون مي رسن
ساعتهاي حضور خودتون را هم همراه پيام خود بذاريد بگذاريد تا حضور همديگر را بيشتر حس كنيم .
به اميد ديدار تا سحر فردا شب
***
دلتنگ كربلا ملتس دعا از همه بي دلان حرف دلي
<<ابتدا <قبلی 2457 2456 2455 2454 2453 2452 2451 2450 2449 2448 2447 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2452&mode=print