هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
24312
نام: دریا
شهر: نیاز
تاریخ: 7/22/2006 8:27:57 AM
کاربر مهمان
  ایا کسی مایل هست برای قلب دردمند من هم دعایی بکنه؟
24311
نام: لیدا
شهر: تبریز
تاریخ: 7/22/2006 8:20:25 AM
کاربر مهمان
  سلام به تمام عاشقان واقعی
تا بعد یا علی
24310
نام: م
شهر: ارومیه
تاریخ: 7/22/2006 8:17:18 AM
کاربر مهمان
  I donot writing because i will go hell

24309
نام: انتظار
شهر: اهواز
تاریخ: 7/22/2006 8:11:40 AM
کاربر مهمان
  نمی دونم در حال حاضر کسی سایت دیوانگان حسین بلده یا نه ، اگه بلدی برام بنویس الان ۴۵ دقیقه دارم می گردم پیداش نمی کنم
24308
نام: علی کوچولو
شهر: زنجان
تاریخ: 7/22/2006 7:58:00 AM
کاربر مهمان
  سلام
اگه اومدم خونه ی مادربزرگم براتون می نویسم، من توخونه فعلاً رایانه ندارم.
اینجا رو هم عمه ام برام معرفی کرده ...
خیلی خوشحالم از جمعتون.
براتون دعا می کنم ، مخصوصاً برای شما اقا هادی .
خدانگهدار

24307
نام: منتظر
شهر: اینجا چشم به...
تاریخ: 7/22/2006 7:56:24 AM
کاربر مهمان
  دوش زده ام فال که فریاد رسی می آید
*****
اگر غم لشگرانگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساغی بهم سازیم وبنیادش براندازیم
******
در دولاب یک خانم بی بی بودکه درجوانی در مجالس جشن وعروسی زنانه دایره مینواخت وقتی پیر شده توبه کرد دیگر حتی در عروسی ها شرکت نمی کرد. یکبار بااصراراز او خواستند به مجلس عروسی دوتا بچه سید برودبالاخره قبول کرد در مجلس به او گفتند خانم فاطمه زهرا خوشحال نیست که عروسی بچه هایش سوت کورباشد اجازه بده با سینی دایره بزنیم بالاخره پذیرفت خانمها یک به یک سینی را دست به دست می دادند تا نوبت به بی بی خانوم رسید اوهم سینی را گرفت وشروع به زدن کرد. اول می گفت ننویس ننویس . کم کم گرم شد گفت : می خواهی بنویس میخواهی ننویس در آخر می گفت بنویس بنویس .
مومن در سیرش بعد ازاینکه توبه می کند این سه مرحله راطی می کند:( نقل از حاج آقادولابی)
التماس دعا
24306
نام: انتظار
شهر: اهواز
تاریخ: 7/22/2006 7:51:58 AM
کاربر مهمان
  زهرا که عنایش به دنیا برسد
باشد که به فریاد دل ما برسد
یا رب سببی ساز که در روز جزا
پرونده ما بدست زهرا برسد
آمین
24305
نام: هادی
شهر: شیراز
تاریخ: 7/22/2006 7:37:36 AM
کاربر مهمان
  سلام
سلام علی کوچولو!
ببخشید که کوچولو خطابت می کنم البته شماخیلی دل بزرگی دارید که اینگونه دعا می کنید و نگران هستید!
برای من هم دعا کن! چرا که من هم نیازمندم
دعا کن راهم را به مقصد برسونم
دعا کن چون کوله بارم پر از گناه هست
دعا کن...

یا علی
24304
نام: محمد
شهر: تهران
تاریخ: 7/22/2006 7:36:46 AM
کاربر مهمان
  استخاره
24303
نام: اسکندر نادر÷ور
شهر: نسیم شهر خیابان طالقانی کوچه ایمان یک ÷لاک۴ا
تاریخ: 7/22/2006 7:35:54 AM
کاربر مهمان
  ای مسلمانان جهان به داد مردم مظلوم فلسطین ومردم
مظلوم لبنان برسید
<<ابتدا <قبلی 2437 2436 2435 2434 2433 2432 2431 2430 2429 2428 2427 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2432&mode=print