اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
| | هرچه می خواهد دل تنگت بگو |
| 24202 |
نام:
سید محمد حسین
شهر:
تهران
تاریخ:
7/19/2006 12:09:31 PM
کاربر مهمان
|
قال سید حسن نصرالله:
ان بیت الاسرائیل اوهن من بیت العنکبوت
همانا جایگاه اسرائیل از خانه ی عنکبوت هم سست تر است.
نابودی کامل استکبار جهانی بلند بگو یا علی(ع)
|
|
| 24201 |
نام:
مسعود اسلاميان
شهر:
اصفهان
تاریخ:
7/19/2006 11:19:50 AM
کاربر مهمان
|
سلام
زندگي زيباست به زندگي سلام كنيد به خورشيد وبه ماه ودرخت وبرگ وگل وسبزه سلام كنيد ببينيد هستيد به مقامي رسيده ايد كه سلام كنيد سلام از اسلام است ببينيد دلتون به حاتي رسيده كه با ديد سلام به همه چيز نگاه كنه اونوقته كه تازه همه چيز مفهموم پيدا ميكنه
والسلام
|
|
| 24200 |
نام:
زهرا نوری
شهر:
کرج
تاریخ:
7/19/2006 11:08:20 AM
کاربر مهمان
|
بنام آنکه جان را فکرت آموخت
ما به کجا میرویم به کدام وادی قدم نهاده ایم هدفو مقصود ما کجاست به که باید دل ببندیم چه چیزی را باید دوست بداریم و به آن عشق بورزیم مولایمان کیست مقصد کیست. من میگویم مقصد همان است که انبیا گفتند اولیای الهی گفتند و ا« وصول به انسان کامل است معرفت به اگر به او برسیم به همه چیز میرسیم ههمه چیز را میفهمیم کنه اشیا ء را میشناسیم به حقیقت میرسیم حقیقت نه به رنگ است و نه بو به های و نه هو به این است و نه او
نه به جام است و سبو گر به این نقطه رسیدی که خود
را همه دیدی در همه دیدی عالم را در خود خود را در عالم به حقیقت انسان کامل رسیدی تو خود اویی نه یک جا لکه همه جا با اویی بخود آ
|
|
| 24199 |
نام:
حلاج
شهر:
تبریز
تاریخ:
7/19/2006 10:06:53 AM
کاربر مهمان
|
با سلام حضور دوستان سبز
صبح خندان ز کجا آمده ای؟
که چنين عقده گشا آمده ای
آمدی روشنی آغاز کنی
بر رخم پنجره ای باز کنی
بگشا پنجره ها را که نسيم سحری
همچو پروانه زمانی گشته پيرامن گل
تا به کنعان برساند عطر پيراهن گل
چشم دل گر بگشايی همه جا
کوی جانانه بود
نه به دل بيم و هراسی نه کسی
با تو بيگانه بود
بی خبر از شب بارانی ما
ديده بگشا به چراغانی ما
دور از آن چشمه نوشم
پند فرزانه به گوشم
همه افسانه بود
گر بود کلبه احزان
با خيال رخ جانان
دل پری خانه بود
دور از آن چشمه نوشم
پند فرزانه به گوشم
همه افسانه بود
بی خبر از شب بارانی ما
ديده بگشا به چراغانی ما
می شود خيره ز شب تا به سحر
آسمان بر گوهر افشانی ما
صبح خندان ز کجا آمده ای؟
که چنين عقده گشا آمده ای
آمدی روشنی آغاز کنی
بر رخم پنجره ای باز کنی
بگشا پنجره ها را که نسيم سحری
همچو پروانه زمانی گشته پيرامن گل
تا به کنعان برساند عطر پيراهن گل
|
|
| 24198 |
نام:
عبدالفاطمه
شهر:
همین نزدیکی ها
تاریخ:
7/19/2006 9:37:41 AM
کاربر مهمان
|
به نام او
سلام
انتظار ندارم کسی علیک ! بگه
نمی دونم کجا داری می ریو برای چی می ری! فقط می گم: سکوت می کنم......... این رسمش نبود!
صدای سکوتت داره داغونم می کنه
ولی........... خدایا! فقط سکوت می کنم....
هیچ... هیچ هیچ...
دنیا گاهی اینطوری می شه، نباید بهش دل بست
یه روز می آی
یه روز می ری
شایدم....
خدا رو چه دیدی، شایدم ما رفتیم و برنگشتیم
...
داداش کیمیا!
...
حاج آقا بازمانده
...
سردارمون آقا خروش
...
عزیزمون ناشناس
...
رفیقمون گم شده
...
داداشمون کیمیا
...
داداش بی قرار ... کسی خبر نداره اومده یا نه؟؟؟
...
خواهرمون سورنا
...
بنده ی خدا
...
دلتنگ کربلا، یه روز کربلایی می شه
...
شلمچه ی عزیز ( نمی دونم چرا فکر می کنی شدی عبد عاصی!)
...
مسافرمون مسافر
...
آقا رضا از کویر
...
عبدالرضا یی که هنوز چشمامون به در حرف دل مونده بر گرده!
...
دوکوهه
...
آقا هادی! شاید دلش برامون تنگ بشه و اینجا رو چک کنه!
...
زهرا خانم از شیدایی و داداش علی مون که نیومد یه خبر ازمون بگیره، نمی دونم الان رفتن مکه یا نه!؟؟؟
...
آقا سید محمد حسین که گاهی بد جور عصبانی می شه!!! بعضی سیدا اینجورین دیگه!
...
آقای دکتر اسلامیان
...
لیلای غریب که رفت و رفته، ولی می دونم اینجا رو چک می کنه هنوز!
...
خاک
...
سلما با عطر سیبای سیبستانش
...
امیدوار به رحمت خدا ( خوش اومدی مؤمن)
...
پشه ... از منشورش خبری نیست!
...
آقا یاشار( از شون مدت هاست خبری نیست)
...
طیبه خانم!با نوشته های عمیقشون
...
علی آقا از شیراز
...
و... همه و همه ی اونایی که می شناسمشون و الان حضور ذهن ندارم
هم قدم بنده رو حلال کنید... نمی دونم چی بگم... سکوت می کنم مثل خودش !
هر چند...
دوستان بنده رو هم حلال کنید
هم قدم!
یادت باشه شروع نکرده .... رفتی
سکوتم رو با خودت ببر
از این به بعد فکر نمی کم این همه بتونم بیام
یازهرا(س)
|
|
| 24197 |
نام:
علی
شهر:
عشق
تاریخ:
7/19/2006 9:30:55 AM
کاربر مهمان
|
به امید سرنگونی اسرائیل
|
|
| 24196 |
نام:
علی
شهر:
شیراز
تاریخ:
7/19/2006 9:15:23 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم-کسانی که از طریق رمل واسطرلاب صیهونیستی جهت خود راپیدا میکنند حرامزده های واقعی تاریخ هستند. فرامسونهای غرب امروزه غلطی نمی توانند بکنند و قدرت تبلیغات جهنمی غرب هم به پایان رسیده است سر فصل های تبلیغاتی صیهونیستها عبارت از از سر قصل چادر به سر فصل کم شدن جاذبه هم جنسگرائی و جمع شدن جوانان کنارعکسهای بزرگ جنسی زنان در خیابان که برای تبلیغات ویا برای ایجاد شادی نصب شده است بخصوص در المان که سرفصل عدم رغبت امدن توریست ها را بوجود میاورد به سر فصل صغف اقتصادی منجر میگردد نشانه ای هذیان گوئی صیهونیستی است . باید نامه مالکم ایکس که امریکا عامل جنایت وضلم وبدبختی بشریت است راباید منتشر کرد. امروزه این اسلام عزیز است که سر فصل های علوم انسانی را به دنیا باید دیکته کند وخواهد کردواز محاق خارج و باشتاب بسوی بدر درحال حرکت است .این بلبل حقوق انسانی به نوا سردادن در امده است .
|
|
| 24195 |
نام:
عبد عاصی
شهر:
زمین خدا!
تاریخ:
7/19/2006 7:00:25 AM
کاربر مهمان
|
یا غایه آمال العارفین
پل مي زنيم به نا معلوم
در مي گشاييم به ناممكن!
از وجود چنان بنايي ساختيم
كه نردبام هزار پله حضور به گردش نمي رسد!
بي شك آخرين شماره
از شمارش معكوس كفتار صبور عقل،
سرانجام،
واپسين نفس گاو دل خواهد بود!!!
ما راه مي رفتيم و زندگي نشستن بود!
ما مي دويديم و زندگي راه رقتن بود!
ما مي خوابيديم و زندگي دويدن بود!
نه!انسان،هيچ گاه براي خود مأمن خوبي نبوده است!....آري!
*******************************
سلام به همگی
من همون شلمچه ام...ولی از این به بعد با این نام در خدمتتون هستم
آخه سنخیتش با من بیشتره...!!!
با آرزوی موفقیت وسربلندی برای همه شما دوستان خوبم!
در پناه حق
|
|
| 24194 |
نام:
عبد عاصی
شهر:
زمین خدا!
تاریخ:
7/19/2006 6:59:30 AM
کاربر مهمان
|
یا غایه آمال العارفین
پل مي زنيم به نا معلوم
در مي گشاييم به ناممكن!
از وجود چنان بنايي ساختيم
كه نردبام هزار پله حضور به گردش نمي رسد!
بي شك آخرين شماره
از شمارش معكوس كفتار صبور عقل،
سرانجام،
واپسين نفس گاو دل خواهد بود!!!
ما راه مي رفتيم و زندگي نشستن بود!
ما مي دويديم و زندگي راه رقتن بود!
ما مي خوابيديم و زندگي دويدن بود!
نه!انسان،هيچ گاه براي خود مأمن خوبي نبوده است!....آري!
*******************************
سلام به همگی
من همون شلمچه ام...ولی از این به بعد با این نام در خدمتتون هستم
آخه سنخیتش با من بیشتره...!!!
با آرزوی موفقیت وسربلندی برای همه شما دوستان خوبم!
در پناه حق
|
|
| 24193 |
نام:
عبدالزهرا
شهر:
دور دور دور
تاریخ:
7/19/2006 6:35:51 AM
کاربر مهمان
|
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی وربی من لی غیرک...
اله من!
فقط تویی که می مونی......
خدایا !
خیلی دوست دارم هر چی تو این دلم می گذره بگم اما چه کنم که دیگه راهی دیاری دیگر شده ام .....
خدایا!
ازاین همه گرمی آفتاب خسته شدم ...
خدا جونم !
می دونی که بهونه نمی یارم اماباید کوله بار سفرم را هرچند کوتاه ببندم..... ...
دوست دارم که همه چیزرو بهش بگم اما چه کنم که تو.....
عبدالفاطمه نازم....
هنوز صدای سکوت فریادمو میشنوی ؟؟؟؟...
به یاد همه گلهای غنچه رز سفید سایه دار صورتی ..........
اگر بار گران بودیم،رفتیم ...(که واقعآبودیم)!!...
اگر نامهربان بودیم،رفتیم...(که بودیم...)!!...
به دعاهای خیر همه حرف دلی ها احتیاج دارم ...
توی دعاهای توسل،عاشورا،...مارو از یاد نبرید...
اگر سفری به دیار عاشقان داشتید سائل هایی مثل من روآخر دعاهاتون جا بدید ومارواز یاد نبرید...برای هم مسلکم هم دعا کنید....
اومدم برای خداحافظی وحلالیت طلبیدن ...
از طرف من از همه بچه های حرف دل،دونه به دونشون حلالیت بطلبید ...
ببخشید که دارم بهتون زحمت می دم...
چند روز دیگه می یام برای دیدن حلالیت ها....
دلم برای دلای باصفاتون تنگ می شه ...
ببخشید که اومدم وجمع باصفاتون رو بهم زدم... بازم حلالم کنید....
ازسرزمین های دور براتون دست تکون می دم....
...
واین نیز بگذرد...
مهم اینه که از خودمون تو این دیار فانی چی بذاریم و بریم ...من که جز بدی چیزی نداشتم اما شما با خوبی هایی که کردید !من وازخودتون شرمنده کردید ...
...
...
زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست ...
هرکسی نغمه خود خواند واز صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد....
...
شاید دوباره برگشتم اما خیلی دیر....ازدیار های دور،دوردوردور...........
هرگز فراموشتون نمی کنم....
همه حرف دلی ها که زهرا رو می شناسید ببخشید که زحمت دادم ....زحمت رو کم می کنم ومیرم دنبال ...
...
خیلی دارم که بگم ....اما چه کنم که وقت تنگ است و سخن بسیار ....
گاهی سکوت همه ی حرف هارو میزنه وگاهی ....
عبدالفاطمه جان....!
عمر بنده تو حرف دل کم بود اما خیلی چیزها ازتون یاد گرفتم ....
ببخشید که عصبانیتون کردم....
دلم برای تک تکتون تنگ میشه....برای همتون...همتون...
نیومده،رفتیم ...
تور ماهی گیری من ماهی صید نکرد اما دلم همه ی دلاتون رو صید کرد....
...
الهی وربی من لی غیرک....
ببخشید که خستتون کردم وسرتون رو به درد آوردم....
شاید برای آخرین بار...؟؟؟؟
التماس دعا...
یازهرا(س)ویاعلی(ع)...
|
|