هرچه می خواهد دل تنگت بگو
نام:
ایمیل:  اختیاری
شهر:  
درج مطلب
کد امنیتی:
CAPTCHA code image
Change the code
   

کاربر گرامی! مطالب شما پس از تایید مدیر حرف دل در این صفحه نمایش داده می شود.

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام
ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام
بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود
حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود
حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است
دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است
بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد
حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد
حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق
گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق
عــاشــقان مبهوت خالش می شوند
مست و شـیدای "وصالش" می شـوند
 هرچه می خواهد دل تنگت بگو
23912
نام: میترا
شهر: دزفول
تاریخ: 7/12/2006 11:03:07 AM
کاربر مهمان
  من میخوام با ÷سرخالم ه
23911
نام: لیلی
شهر: درد
تاریخ: 7/12/2006 10:59:12 AM
کاربر مهمان
  می دونم دیگه منو دوست نداری.
شاید حق داری همونجوری که پا گذاشتی به خونه قلبم همونجوری هم بری اما دلم...
23910
نام: سینا
شهر: شیراز
تاریخ: 7/12/2006 10:37:48 AM
کاربر مهمان
  لطفا ازاقای راسخی برای مداحی در حسنیه استفاده کنید
23909
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی
تاریخ: 7/12/2006 10:16:24 AM
کاربر مهمان
  يا خدا
سلام
هم قدم! هم انديش!
نمي دونم چي بگم!
اگه ...
بهترين ها رو برات آرزومندم
هنوزم نمي خواي بگي چي شده!؟
مي خواي همين جوري تو نگروني بمونم!؟
باشه!........
منم به خدا مي گم!
اي خداااااااااااااااااااا ! .... مي دوني تو اين چند روزه تو چه اضطاربي بودم، نخواه اينطوري بگذره، از تو مي خوام كمكش كني.
به تو سپردمش، آرومش كن.
الهي آمين
يازهرا(س)
23908
نام: بنده خدا
شهر: .......
تاریخ: 7/12/2006 9:41:54 AM
کاربر مهمان
  خدايا ميشه من امروز به حاجتم برسم اميدوارم و هميشه اميد دارم خدايا به اميد تو
23907
نام: عبدالزهرا
شهر: همین نزدیکی های دور
تاریخ: 7/12/2006 9:00:38 AM
کاربر مهمان
  بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا...!
الان فقط دارم برای تو می گم نه بنده های تو....
ایزد منان من!
خیلی برام سخته که ببینم اون چیزی رو که هرگز تصورش رو نمی کردم....
خیلی سخته...
وحالا بااین چیزی که دارم می بینم نمی دونم باید چی بهش بگم نمی دونم..........
نمی دونم..............
نمی دونم..........................
نمی دونم...........
یا خدا...
23906
نام: امید حقیقی
شهر: اصفهان
تاریخ: 7/12/2006 8:23:43 AM
کاربر مهمان
  به نام خدا
شکوفايي غنچه نبوي

در آسمان مکه و در منزل نزول وحي، شوري برپا بود. فرشتگان و حوريان بهشتي هلهله کنان و تبريک گويان به زمين مي آمدند و گرداگرد خديجه حلقه مي زدند و آيه « فتبارک الله احسن الخالقين» را زمزمه مي کردند. آن شب درهاي عرش گشوده شده بود و ليله القدر خدا و تنزل الملائکه تفسير شده و از دامان پاک خديجه، ناز دانه نبوي و گل سپيد احمدي درخشيد.

خجسته زادروز يگانه زن آفرينش، حضرت صديقه کبری، فاطمه زهرا عليها السلام و بزرگداشت مقام زن و روز مادر گرامی باد!
23905
نام: عبدالفاطمه
شهر: همین نزدیکی
تاریخ: 7/12/2006 7:49:34 AM
کاربر مهمان
  يا خدا
سلام عليكم
خواستي مي تواني عليكي بگويي!
نخواستي براي خودت صلواتي بفرست كه مرگ در چند قدمي من و توست!
دوست من!
نمي دونم كجايي!؟ وقتي دستام رو بالا مي گيرم تا قنوت بگيرم بر آستانت و بگويم كه ببين! دستانم تهي است!
دوست من!
دلت مي آيد بنده ات اينگونه جز در تو دستي دراز كند!؟
مي دانم كه نمي خواهي، بگذار همان عبدالفاطمه اي بمانم كه از گفتن با تو لذت مي برد و نخواه شرمنده ات شوم!
هر چند عرق شر بر پيشاني ام نشسته است!
اله من! دوست خوب من!
هفته ي گذشته، سه شنبه شب، جمكران كه رسيدم، چقدر بهت زده شدم، يادت هست، بلند گفتم : واي خداي من!
يادت هست، وقتي ديدم اين همه جماعت اومدن تا توسل ببندند كه بهترين بنده ات بياد و همه رو داروي عشق بنوشاند از اين خماري!؟
يادت هست بعد چند ساعت كه قدم مي زدم و با تو از تو مي گفتم، صحنه اي ممنقلبم كرد!؟
يادت هست از بازار مكاره اي كه درست كرده اند به تو ناله كردم!؟
ياد روزهايي افتادم كه فقط مسجد بود و مسجد و يه چند تا زائر ....
يادش بخير، روزايي كه فقط مسجد بود و توبودي و يه چند تا دستفروش كتاب به دست!
ولي حالا چي!؟
دوست من!
مي گويي دلم نگيرد براي ملوميت آقا!؟
آه خداي من! جمكراني كه در انتظار مولا بود اين است!؟
دوست من! نه! اين اوني نيست كه من انتظارش رو داشتم، ...
خوش به حال اونايي كه يه زير انداز به دست ، دنبال چند قدمي جا براي نشستن و ايستادن به شوق وصال مي گشتند وبدا به حال اونايي كه ديدم چگونه با حرص و ولع تو اون گرماي شبونه! از پله هاي پاساژ ها بالا و پايين مي رفتند!
چه روزگاري شده است!
چقدر دلم گرفت از اين همه آدمي كه منتظر مي ناميدند خودشون رو!
من.... من چه ذوق مي كردم وقتي پرچم زائرهايي رو مي ديدم ك از جاهاي مختلف برا دعا اومده وبدن جمكران!
و چقدر دلگير مي شدم وقتي خيلي ها نماز اول وقت رو گذاشته بودن و دنبال سوهان .... و غيره مي گشتند!
دوست من!
مي گويي ناله نكنم!؟
فردا چه خواهيم گفت!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
...
اي خدااااااااااااااااا
...
دعاهاي همتون قبول دوستان
هر چند ديشب بايد مي گفتم!
آقا هادي!
... ممنونم برادر!
در پناه خداي عالميان
يازهرا(س)
23904
نام: شلمچه ی دلتنگ
شهر: ساکن در غروب شلمچه
تاریخ: 7/12/2006 7:16:14 AM
کاربر مهمان
  عبدالفاطمه عزیزم سلام
سرم شدیدا شلوغه
در اسرع وقت خدمت می رسم
با اجازه!
التماس دعا
23903
نام: بهمن دهقان
شهر: تهران - مهراباد جنوبی
تاریخ: 7/12/2006 6:59:13 AM
کاربر مهمان
  شهداعاشق بی ریابودند تازه فهمیدیم اونهاکیابودند
*******
شهید تو بالا رفته ای من در زمینم
برادر روسیاهم شرمگینم





<<ابتدا <قبلی 2397 2396 2395 2394 2393 2392 2391 2390 2389 2388 2387 بعدی> انتها>>



Logo
https://old.aviny.com/guestbook/default.aspx?Page=2392&mode=print